جنگ یمن در آستانه تغییر ماهیت میدان

رامین پرتو

جنگ یمن در شرایطی وارد مرحله‌ای تازه شده که به نظر می‌رسد خطوط درگیری دیگر صرفاً میان عربستان و نیروهای انصارالله ترسیم نمی‌شود. تحولات میدانی در ساحل غربی، حملات موشکی و پهپادی به اهدافی در عربستان، تهدیدهای متقابل و مطرح شدن احتمال ورود بازیگران خارجی، نشانه‌هایی از تبدیل این بحران به یک رویارویی چندلایه است. اهمیت باب‌المندب، امنیت انرژی و مسیرهای تجاری نیز موجب شده است هر تحول نظامی در یمن، مستقیماً در محاسبات امنیتی آمریکا و اروپا اثر بگذارد.

فشار بر عربستان و تغییر موازنه

نکته مهم در این راستا تهدید اسلام‌آباد و آنکارا از سوی انصارالله است. در این خصوص محمد البخیتی، عضو دفتر سیاسی انصارالله، در واکنش به احتمال مداخله ترکیه و پاکستان در حمایت از عربستان، هشدار داده است که هرگونه مداخله مستقیم نظامی این دو کشور با پاسخ سخت یمن مواجه خواهد شد. او تأکید کرده که صنعا خواهان ورود کشورهای دیگر به جنگ نیست و موضع خود را دفاعی می‌داند. همچنین محمد مفتاح، سرپرست نخست‌وزیری یمن نیز اعلام کرده است که در صورت تشدید حملات عربستان، پاسخ یمن می‌تواند به هدف قرار دادن تأسیسات و حتی محدود کردن فعالیت فرودگاه‌های طرف مقابل منجر شود.

اهمیت این تهدیدها زمانی روشن‌تر می‌شود که تحولات میدانی اخیر را در نظر بگیریم. نیروهای انصارالله توانسته‌اند موقعیت خود را در بخش‌هایی از ساحل غربی تقویت کنند و با پیشروی در محور تعز، فشار بیشتری بر مسیرهای ارتباطی نیروهای وابسته به عربستان وارد کنند. کنترل مناطق مرتفع و راهبردی نیز به آنها امکان می‌دهد بر محورهای ارتباطی و بخش‌هایی از جغرافیای ساحلی اشراف بیشتری داشته باشند.

در مقابل، عربستان با حملات هوایی از نیروهای همسو با خود حمایت می‌کند و تلاش دارد روند پیشروی انصارالله را متوقف کند. همزمان، حملات موشکی و پهپادی انصارالله به تأسیسات و پایگاه‌های عربستان نشان می‌دهد که جنگ از مرزهای یمن عبور کرده است. به این ترتیب، ریاض اکنون با مسئله‌ای فراتر از حمایت از نیروهای متحد خود در داخل یمن مواجه است؛ چراکه امنیت شهرها، تأسیسات انرژی، فرودگاه‌ها و مسیرهای تجاری نیز در معرض تهدید قرار گرفته‌اند.

از نگاه عربستان، تثبیت موقعیت انصارالله در سواحل دریای سرخ می‌تواند یک تغییر مهم در معادله امنیتی منطقه ایجاد کند و این در حالی است که باب‌المندب برای تجارت جهانی و امنیت دریایی اهمیت حیاتی دارد و نزدیکی نیروهای انصارالله به این آبراه، حساسیت ریاض و متحدانش را افزایش داده است

از نگاه عربستان، تثبیت موقعیت انصارالله در سواحل دریای سرخ می‌تواند یک تغییر مهم در معادله امنیتی منطقه ایجاد کند. باب‌المندب برای تجارت جهانی و امنیت دریایی اهمیت حیاتی دارد و نزدیکی نیروهای انصارالله به این آبراه، حساسیت ریاض و متحدانش را افزایش داده است. بنابراین فشار نظامی عربستان را باید در چارچوب تلاش برای جلوگیری از تثبیت یک واقعیت جدید در ساحل غربی یمن تحلیل کرد.

آمریکا و اروپا: جنگ مستقیم یا مهار بحران؟

در این راستا در واشنگتن، احتمال اقدام نظامی علیه انصارالله بار دیگر مطرح شده و الکس پلیتساس، تحلیلگر امنیت ملی شبکه سی‌ان‌ان، از برگزاری نشستی در کمپ‌دیوید برای بررسی گزینه‌های حمله به یمن خبر داده است. با این حال، این گزارش به معنای تصمیم قطعی دولت آمریکا برای آغاز عملیات نیست. همچنین جزئیات گزینه‌های نظامی احتمالی و نتیجه نهایی چنین نشستی به شکل رسمی اعلام نشده است.

آمریکا همزمان هشدارهای امنیتی خود را در منطقه افزایش داده و از شهروندانش خواسته است برای احتمال اختلال در پروازها، بسته شدن حریم هوایی و تشدید ناگهانی تنش آماده باشند. این اقدامات نشان می‌دهد واشنگتن احتمال گسترش بحران را جدی گرفته است، اما میان آمادگی برای سناریوی نظامی و تصمیم به اجرای حمله فاصله قابل توجهی وجود دارد.

یکی از عوامل مهم در محاسبه آمریکا، هزینه ورود مستقیم به جنگ یمن است. حمله گسترده می‌تواند پاسخ موشکی و پهپادی انصارالله را به دنبال داشته باشد و دامنه تهدید علیه منافع آمریکا در خاورمیانه را افزایش دهد. همچنین احتمال گسترش بحران به آبراه‌های منطقه و ایجاد اختلال در تجارت جهانی، تصمیم واشنگتن را پیچیده‌تر می‌کند. بنابراین ممکن است آمریکا میان حمله محدود، افزایش حمایت اطلاعاتی و دفاعی از عربستان، حفاظت دریایی و ادامه فشار دیپلماتیک حرکت کند.

اروپا نیز منافع مستقیمی در امنیت دریای سرخ دارد، اما موضع آن با ورود تمام‌عیار به جنگ تفاوت دارد. آنتونیو تاجانی، وزیر خارجه ایتالیا، تأکید کرده است که کشورش در دریای سرخ «در حال جنگ نیست» و مأموریت دریایی آسپیدس ماهیتی دفاعی دارد. رم خواهان تقویت این مأموریت برای حفاظت از کشتی‌های تجاری است و بنابراین افزایش حضور دریایی اروپا الزاماً به معنای مشارکت در حملات گسترده علیه انصارالله نیست.

در مورد ناتو نیز نباید میان حمایت برخی اعضای اروپایی و ورود سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به جنگ یکسان‌سازی کرد. حمله به مواضع انصارالله لزوماً شرایط فعال شدن سازوکار دفاع جمعی ناتو را ایجاد نمی‌کند. از این رو، حتی در صورت اقدام نظامی آمریکا، واکنش کشورهای اروپایی می‌تواند شامل حفاظت دریایی، پشتیبانی اطلاعاتی، لجستیکی و دفاع هوایی باشد، بدون آنکه همه آنها وارد عملیات تهاجمی مستقیم شوند.

ترکیه و پاکستان: آزمون پیمان مکه و آینده جنگ

در مورد ترکیه و پاکستان، مسئله پیچیده‌تر است. هشدار البخیتی به این دو کشور در شرایطی مطرح شده که توافق دفاعی مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه، همکاری امنیتی میان طرفین را افزایش داده است. با این حال، فعال شدن یک توافق دفاعی الزاماً به معنای اعزام نیروی زمینی به یمن نیست و نوع واکنش می‌تواند بر اساس سطح تهدید و تصمیم سیاسی هر دولت متفاوت باشد.

پاکستان از یک سو روابط دفاعی و راهبردی نزدیکی با عربستان دارد و از سوی دیگر، تلاش می‌کند کانال ارتباطی خود را با ایران حفظ کند. ورود مستقیم اسلام‌آباد به جنگ یمن می‌تواند این نقش را تضعیف کند و پاکستان را در برابر پیامدهای امنیتی گسترده‌تری قرار دهد. از همین رو، حمایت دفاعی، فنی یا اطلاعاتی از عربستان برای اسلام‌آباد قابل تصورتر از مشارکت مستقیم در عملیات گسترده داخل یمن است.

حمله گسترده ایالات متحده می‌تواند پاسخ موشکی و پهپادی انصارالله را به دنبال داشته باشد و دامنه تهدید علیه منافع آمریکا در خاورمیانه را افزایش دهد. از سوی دیگر احتمال گسترش بحران به آبراه‌های منطقه و ایجاد اختلال در تجارت جهانی، تصمیم واشنگتن را پیچیده‌تر می‌کند

ترکیه نیز شرایط خاص خود را دارد. آنکارا روابط امنیتی و اقتصادی مهمی با ریاض دارد و همزمان نمی‌خواهد درگیر جنگی فرسایشی در یمن شود. بنابراین حتی اگر ترکیه در چارچوب توافق‌های دفاعی از عربستان حمایت کند، این حمایت می‌تواند به تأمین تجهیزات، همکاری اطلاعاتی، پشتیبانی فنی یا تقویت توان دفاعی عربستان محدود بماند. 

اگر آمریکا و کشورهای اروپایی وارد عملیات نظامی گسترده شوند، نخستین پیامد می‌تواند تغییر ماهیت میدان یمن باشد. در چنین شرایطی، جنگ از یک رویارویی عمدتاً منطقه‌ای به بحرانی با حضور مستقیم قدرت‌های بزرگ تبدیل خواهد شد. حملات هوایی ممکن است بخشی از توان نظامی انصارالله را هدف قرار دهد، اما الزاماً به تغییر موازنه زمینی منجر نمی‌شود. در مقابل، انصارالله می‌تواند با افزایش حملات موشکی و پهپادی، فشار بر عربستان و کشتیرانی را بیشتر کند.

در نهایت، نگاه عربستان به تحولات کنونی را باید بر پایه سه دغدغه اصلی فهم کرد که عبارتند از جلوگیری از تثبیت انصارالله در مناطق راهبردی، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و حفظ امنیت دریای سرخ. ریاض برای دستیابی به این اهداف به حمایت خارجی نیاز دارد، اما افزایش مداخله خارجی همزمان می‌تواند خطر گسترش جنگ را افزایش دهد.

به همین دلیل، آینده بحران بیش از هر چیز به سطح مداخله آمریکا، نحوه واکنش اروپا و تفسیر ترکیه و پاکستان از تعهدات دفاعی خود وابسته است. اگر حمایت خارجی به حفاظت دریایی و دفاع از عربستان محدود شود، امکان مهار بحران وجود خواهد داشت؛ اما ورود مستقیم و گسترده قدرت‌های غربی می‌تواند یمن را به یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل منطقه‌ای تبدیل کند؛ میدانی که در آن امنیت انرژی، باب‌المندب، رقابت ایران و عربستان و منافع آمریکا و اروپا به یکدیگر گره خورده‌اند.