علی‌الطاهر؛ نقطه تلاقی منافع امنیتی

رامین پرتو

در حالی که توافق چارچوب میان لبنان و اسرائیل با میانجی‌گری آمریکا قرار بود مسیر پایان درگیری‌ها و خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان را هموار کند، تحولات روزهای اخیر نشان می‌دهد این توافق هنوز نتوانسته منطق تقابل نظامی را متوقف کند. حملات هوایی و توپخانه‌ای اسرائیل به مناطق مختلف جنوب لبنان، ورود نیروهای زمینی به برخی مناطق، تخریب زیرساخت‌ها و ادعای ارتش اسرائیل درباره کنترل عملیاتی ارتفاعات علی الطاهر، عملاً جنوب لبنان را بار دیگر به کانونی حساس در معادلات امنیتی منطقه تبدیل کرده است.

واشنگتن با میانجی‌گری برای مذاکرات مستقیم میان لبنان و اسرائیل در واشنگتن و رم، در پی ایجاد سازوکاری برای پایان جنگ، خروج تدریجی اسرائیل و تقویت نقش دولت لبنان بوده اما ادامه حملات و اعلام صریح اسرائیل درباره ماندن در منطقه امنیتی، نشان می‌دهد میان خواسته‌های دو طرف و چارچوب مورد حمایت آمریکا فاصله زیادی وجود دارد

از پنجشنبه گذشته، جنگنده‌های اسرائیلی اطراف ارتفاعات علی الطاهر در استان نبطیه را چندین بار هدف قرار داده‌اند و همزمان مناطقی در زوطر شرقی، وادی سلوقی، المنصوری، کفررمان، نبطیه، القنطره، الدبشه، کفرتبنیت، صربین و کفرشوبا نیز زیر آتش قرار گرفته‌اند. نیروهای زمینی اسرائیل نیز در اطراف حلتا وارد منطقه شانوح شده و خانه‌های مردم را بازرسی کرده‌اند. در مقابل، حزب‌الله از حمله پهپادی به یک خودروی نظامی اسرائیلی در مسیر ارتفاعات علی الطاهر خبر داده و ارتش اسرائیل نیز پرتاب دو پهپاد انتحاری از سوی حزب‌الله را تأیید کرده است.

این روند در شرایطی رخ می‌دهد که از دوم مارس، اسرائیل عملیات گسترده‌ای را در لبنان آغاز کرده و بر اساس متن حاضر، این عملیات به جان باختن و زخمی‌شدن شهروندان، آوارگی بیش از یک میلیون نفر و ادامه اشغال بخش‌هایی از جنوب لبنان انجامیده است. بنابراین، توافق چارچوب هنوز نتوانسته شکاف میان هدف سیاسی اعلام‌شده و واقعیت میدانی را پر کند.

چرا اسرائیل علی‌الطاهر را هدف گرفت؟

منطق اسرائیل در جنوب لبنان را باید در دو سطح نظامی و سیاسی بررسی کرد. در سطح نظامی، تل‌آویو تلاش می‌کند عمق تهدید حزب‌الله در نزدیکی مرزهای خود را کاهش دهد و زیرساخت‌های موشکی، پهپادی و زیرزمینی این گروه را از بین ببرد. ارتفاعات علی الطاهر در این محاسبه جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا حدود ۱۵ کیلومتر با مرز اسرائیل فاصله دارد، نزدیک به ۶۰۰ متر ارتفاع دارد و بر بخش وسیعی از جنوب لبنان و مسیرهای اطراف نبطیه مشرف است. همچنین این ارتفاع، مناطق مرزی را به اقلیم التفاح متصل می‌کند؛ منطقه‌ای که در متن به‌عنوان یکی از پایگاه‌های مهم لجستیکی و عملیاتی حزب‌الله معرفی شده است.

اهمیت تپه علی الطاهر فقط به ارتفاع آن محدود نیست. منابع امنیتی لبنان پیش‌تر مدعی شده‌اند که حزب‌الله در زیر این تپه مرکز فرماندهی و انبارهای تسلیحات ایجاد کرده است. اگر این ارزیابی درست باشد، کنترل ارتفاع می‌تواند به اسرائیل امکان نظارت بهتر بر مسیرهای ارتباطی و محدود کردن تحرکات حزب‌الله را بدهد. از همین رو، ارتش اسرائیل مدعی شده نیروهای لشکر ۳۶ دو تونل زیرزمینی را پاکسازی کرده و کنترل عملیاتی منطقه را در سطح زمین و زیرزمین به دست گرفته‌اند.

اما این اقدام، معنایی فراتر از یک عملیات محدود نظامی دارد. یسرائیل کاتس، وزیر جنگ اسرائیل، صراحتاً اعلام کرده که اسرائیل تا زمانی که حزب‌الله سلاح‌های خود را تحویل ندهد، از منطقه امنیتی عقب‌نشینی نخواهد کرد. در نتیجه، کنترل علی الطاهر بخشی از راهبردی بزرگ‌تر برای تثبیت حضور نظامی اسرائیل در جنوب لبنان و پیوند دادن مسئله عقب‌نشینی با خلع سلاح حزب‌الله است. این موضع با متن توافق چارچوب نیز در تضاد اساسی قرار گرفته؛ زیرا منتقدان توافق از نبود جدول زمانی روشن برای خروج نیروهای اسرائیلی انتقاد دارند.

تل‌آویو در عرصه نظامی و راهبردی تلاش می‌کند عمق تهدید حزب‌الله در نزدیکی مرزهای خود را کاهش دهد و زیرساخت‌های موشکی، پهپادی و زیرزمینی این گروه را از بین ببرد؛ ارتفاعات علی‌الطاهر نیز در این محاسبه حائز جایگاهی ویژه است، زیرا حدود ۱۵ کیلومتر با مرز اسرائیل فاصله دارد

از منظر سیاسی نیز زمان‌بندی این عملیات اهمیت دارد. با نزدیک‌شدن انتخابات اسرائیل در ماه اکتبر، کنترل یک ارتفاع راهبردی که از نگاه اسرائیل به حزب‌الله تعلق داشته، می‌تواند برای دولت بنیامین نتانیاهو دستاوردی قابل عرضه باشد. به همین دلیل، برخی تحلیلگران معتقدند علی الطاهر علاوه بر ارزش نظامی، به یک نماد سیاسی تبدیل شده است؛ نمادی که می‌تواند برای نمایش توانایی دولت در تأمین امنیت و کسب پیروزی در برابر حزب‌الله مورد استفاده قرار گیرد.

واشنگتن میان میانجی‌گری و مهار اسرائیل

ایالات متحده در این بحران همزمان دو هدف یعنی حفظ توافق چارچوب و جلوگیری از فروپاشی کامل آن را دنبال می‌کند. واشنگتن با میانجی‌گری برای مذاکرات مستقیم میان لبنان و اسرائیل در واشنگتن و رم، در پی ایجاد سازوکاری برای پایان جنگ، خروج تدریجی اسرائیل و تقویت نقش دولت لبنان بوده است. اما ادامه حملات و اعلام صریح اسرائیل درباره ماندن در منطقه امنیتی، نشان می‌دهد میان خواسته‌های دو طرف و چارچوب مورد حمایت آمریکا فاصله زیادی وجود دارد.

از نگاه لبنان، مسئله فقط امنیت اسرائیل یا فعالیت حزب‌الله نیست؛ موضوع اصلی، حاکمیت سرزمینی و پایان اشغال است. نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، با اشاره به هفت دور مذاکره در واشنگتن و رم تأکید کرده که با وجود مذاکرات، مردم جنوب همچنان با کشتار، تخریب خانه‌ها و از دست دادن دارایی‌های خود روبه‌رو هستند. جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان نیز پس از آزادی پنج بازداشت‌شده لبنانی و سوری، بر تکمیل مراحل چارچوب سه‌جانبه برای تحقق حاکمیت کامل لبنان بر خاک خود تأکید کرده است.

از این منظر، نگاه لبنان به علی الطاهر روشن است: هرگونه تثبیت حضور اسرائیل در این ارتفاع یا تبدیل آن به بخشی دائمی از منطقه امنیتی، نه اجرای توافق، بلکه تداوم نقض حاکمیت لبنان تلقی خواهد شد. حتی در داخل حزب‌الله نیز تصرف کامل ارتفاع محل تردید قرار گرفته و ایهاب حماده، نماینده این گروه در پارلمان، گفته است هنوز ابهاماتی درباره واقعیت کنترل اسرائیل وجود دارد. او همچنین ادعای اسرائیل را تلاشی برای تبدیل علی الطاهر به آخرین دژ حزب‌الله و بهره‌برداری انتخاباتی از آن دانسته است.

علی‌الطاهر جرقه جنگی گسترده می‌شود؟

پاسخ به این پرسش را باید با احتیاط ارائه داد. تصرف یا ادعای تصرف علی الطاهر به خودی خود الزاماً به جنگی فراگیر منجر نمی‌شود، اما مجموعه عواملی که پیرامون آن شکل گرفته، خطر تشدید را افزایش می‌دهد. نخست آنکه آتش‌بس عملاً شکننده است و هر حمله اسرائیل با واکنش حزب‌الله همراه شده است. دوم آنکه اسرائیل حضور خود را به خلع سلاح حزب‌الله گره زده و حزب‌الله نیز چنین روندی را نپذیرفته است. سوم آنکه اختلاف بر سر وضعیت حقوقی توافق و زمان خروج نیروهای اسرائیلی همچنان حل نشده است.

اگر اسرائیل کنترل علی الطاهر را به حضور دائمی تبدیل کند، احتمالاً حزب‌الله این اقدام را عبور از خطوط تعیین‌شده در چارچوب تلقی خواهد کرد. در چنین شرایطی، پاسخ محدود پهپادی یا موشکی می‌تواند به چرخه‌ای از حملات متقابل تبدیل شود؛ به‌ویژه اگر تلفات انسانی افزایش یابد یا اسرائیل دامنه عملیات خود را از مناطق مرزی به عمق بیشتری از لبنان گسترش دهد. در مقابل، اگر واشنگتن بتواند اسرائیل را به محدود کردن عملیات، جلوگیری از گسترش منطقه امنیتی و پذیرش روند خروج تدریجی متقاعد کند، امکان مهار بحران همچنان وجود دارد.

در نهایت، علی‌الطاهر اکنون فقط یک تپه نیست؛ این ارتفاع به نقطه تلاقی سه بحران تبدیل شده است: امنیت اسرائیل، حاکمیت لبنان و آینده سلاح حزب‌الله. اسرائیل آن را بخشی از سپر امنیتی خود می‌بیند، لبنان آن را آزمونی برای حاکمیت ملی می‌داند و حزب‌الله آن را بخشی از میدان مقاومت تلقی می‌کند. همین تفاوت برداشت‌هاست که خطر محاسبه اشتباه را بالا می‌برد.