غزه در تعلیق حبس صلح و خلع‌سلاح حماس

رامین پرتو

انتشار خبر موافقت حماس و برخی گروه‌های فلسطینی با نقشه راه خلع سلاح در غزه، در ظاهر می‌تواند نشانه‌ای از نزدیک شدن جنگ به نقطه پایان باشد؛ اما تحولات میدانی و مواضع متناقض سیاستمداران اسرائیلی، تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. مسئله اصلی اکنون صرفاً موافقت حماس با چارچوب ۱۵ بندی نیست، بلکه این است که آیا اسرائیل نیز حاضر است همزمان با آغاز روند خلع سلاح، بمباران، ترور، عملیات زمینی و آزادی عمل نظامی خود را متوقف کند و از غزه عقب‌نشینی کند یا خیر؟

در روایت ارائه‌شده از سوی محمد دحلان، مسئول پیشین دستگاه اطلاعاتی جنبش فتح،  موفقیت توافق مستقیماً به پایبندی اسرائیل به توقف حملات وابسته است. او با اشاره به اطلاع‌رسانی جرد کوشنر درباره توافق با طرف اسرائیلی برای توقف حملات از بامداد یکشنبه، تأکید کرده که تماس‌ها برای تضمین اجرای توافق ادامه دارد. منابع فلسطینی نیز از اطلاع‌رسانی نیکلای ملادینوف، رئیس شورای صلح غزه و میانجی‌ها درباره توقف تشدید عملیات و ترورهای هدفمند خبر داده‌اند. با این حال، نبود تأیید رسمی آمریکا و اسرائیل و ادامه حملات، مهم‌ترین نقطه ضعف این روایت است.

منطق توافق، نوعی معامله مرحله‌ای است، به گونه‌ای که حماس و دیگر گروه‌ها باید روند خلع سلاح را آغاز کنند و در مقابل، اسرائیل باید از غزه عقب‌نشینی کرده، حملات را متوقف کند و اجازه ورود کامل کمک‌های انسانی و پزشکی را بدهد و اگر حملات همزمان با مذاکرات ادامه پیدا کند، اصل «اقدام متقابل» توافق از بین می‌رود

 توافق روی کاغذ، جنگ در میدان

در شرایطی که شورای صلح غزه از توافق درباره خلع سلاح و انتقال اداره باریکه به ساختاری غیرنظامی سخن می‌گوید، واقعیت میدانی همچنان با منطق آتش‌بس فاصله دارد. بر اساس گزارش‌های فلسطینی، حملات هوایی، توپخانه‌ای و تیراندازی اسرائیل در مناطق مختلف غزه ادامه یافته و ده‌ها نفر در حملات اخیر جان خود را از دست داده‌اند. همین تداوم عملیات نظامی نشان می‌دهد که هنوز نمی‌توان از عقب‌نشینی واقعی اسرائیل یا پایان ترورها سخن گفت.

به عقیده آمریکایی‌ها منطق توافق، نوعی معامله مرحله‌ای است؛ به گونه‌ای که حماس و دیگر گروه‌ها باید روند خلع سلاح را آغاز کنند و در مقابل، اسرائیل باید از غزه عقب‌نشینی کرده، حملات را متوقف کند و اجازه ورود کامل کمک‌های انسانی و پزشکی را بدهد. مصر نیز بر همین چارچوب تأکید کرده و مرحله دوم را شامل محدودسازی سلاح‌ها و عقب‌نشینی کامل اسرائیل دانسته است. بنابراین، اگر حملات همزمان با مذاکرات ادامه پیدا کند، اصل «اقدام متقابل» توافق از بین می‌رود.

مواضع اسرائیلی نیز این تردید را تقویت می‌کند. ایلی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل اساساً وجود توافقی برای توقف حملات را رد کرده و حتی از ضرورت اشغال کامل غزه سخن گفته است. بزالل اسموتریچ، وزیر اقتصاد اسرائیل نیز خواهان کنترل کامل باریکه و تشکیل حکومت نظامی و بازگرداندن شهرک‌نشینان یهودی شده است. چنین دیدگاه‌هایی با طرحی که بر عقب‌نشینی اسرائیل، اداره غیرنظامی غزه و حضور نیروی بین‌المللی استوار است، تعارض بنیادی دارد.

از این رو، پاسخ به پرسش اصلی فعلاً منفی است و اسرائیل در عمل هنوز نشانه کافی از تصمیم قطعی برای عقب‌نشینی کامل و خاتمه پایدار حملات ارائه نکرده است. توقف واقعی زمانی قابل تشخیص خواهد بود که کاهش عملیات نظامی با عقب‌نشینی قابل راستی‌آزمایی، ورود کمک‌ها و آغاز سازوکار خلع سلاح همراه شود.

چرا شکاف داخلی اسرائیل عمیق‌تر شد؟

اختلاف بر سر توافق غزه در اسرائیل فقط نزاعی میان دولت و مخالفان نیست؛ این اختلاف به شکاف در تعریف «پیروزی» جنگ بازمی‌گردد. بنیامین نتانیاهو سال‌ها بر تحقق اهداف نظامی و امنیتی در غزه تکیه کرده است، اما اکنون بخشی از مخالفانش می‌گویند توافق احتمالی بدون تحقق کامل اهداف اعلام‌شده جنگ در حال شکل‌گیری است. ایهود باراک، نخست‌وزیر سابق اسرائیل صریح‌ترین روایت را ارائه کرده و مدعی شده ترامپ دیگر نتانیاهو را در تصمیم‌گیری‌های اصلی توافق جدی نمی‌گیرد و قدرت چانه‌زنی اسرائیل کاهش یافته است.

گادی آیزنکوت، وزیر جنگ پیشین اسرائیل نیز مسئله را از زاویه سیاسی مطرح کرده است: افکار عمومی اسرائیل جزئیات توافق را از رسانه‌های خارجی می‌شنود و این وضعیت فاصله میان وعده‌های نتانیاهو و واقعیت میدان را برجسته می‌کند. در مقابل، ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل توافق را غیرقابل قبول می‌داند، زیرا توقف حملات را فرصتی برای بازسازی توان حماس تلقی می‌کند. بنابراین نتانیاهو میان دو فشار متضاد قرار گرفته است: آمریکا خواهان حرکت به سوی توافق است و جریان راست افراطی در داخل، هر عقب‌نشینی را تهدیدی علیه امنیت اسرائیل می‌داند.

بنیامین نتانیاهو سال‌ها بر تحقق اهداف نظامی و امنیتی در غزه تکیه کرده است، اما اکنون بخشی از مخالفانش در داخل اسرائیل می‌گویند توافق احتمالی بدون تحقق کامل اهداف اعلام‌شده جنگ در حال شکل‌گیری است که این به معنای اثبات شکست وی خواهد بود

اعتراض تل‌آویو به سه بند توافق نیز همین بحران را آشکار می‌کند. اسرائیل درباره سرنوشت سلاح‌های جمع‌آوری‌شده حماس، حضور قطر و ترکیه در سازوکار نظارت و محدود شدن آزادی عمل ارتش اعتراض دارد. این سه موضوع در واقع به یک مسئله واحد بازمی‌گردند که آیا اسرائیل پس از توافق همچنان حق دارد به صورت مستقل درباره امنیت غزه تصمیم بگیرد یا نه؟ اگر پاسخ منفی باشد، بخشی از اختیاراتی که ارتش طی جنگ در اختیار داشته، به سازوکار جدید بین‌المللی و فلسطینی منتقل خواهد شد.

در نتیجه، اختلاف داخلی صرفاً درباره جزئیات فنی توافق نیست؛ مسئله، آینده نقش اسرائیل در غزه است. 

 ترامپ، کارشکنی اسرائیل و آینده خلع سلاح

برای دولت ترامپ، توافق غزه فقط یک پرونده امنیتی نیست؛ این توافق آزمونی برای اثبات توانایی واشنگتن در پایان دادن به جنگ و مدیریت نظم پس از آن است. به همین دلیل، اگر اسرائیل بخواهد با ادامه حملات یا حفظ آزادی عمل نظامی، روند توافق را متوقف کند، احتمالاً با فشار سیاسی آمریکا مواجه خواهد شد. اظهارات باراک درباره کاهش نقش نتانیاهو نیز نشان می‌دهد که در نگاه بخشی از محافل اسرائیلی، واشنگتن در حال حرکت به سمت تصمیم‌گیری مستقیم‌تر درباره آینده غزه است.

ترامپ از یک سو خواهان اجرای مرحله دوم، توقف جنگ و شکل‌گیری ساختار غیرنظامی در غزه است و از سوی دیگر نمی‌تواند بدون توجه به ملاحظات امنیتی اسرائیل توافق را پیش ببرد. بنابراین محتمل‌ترین رویکرد آمریکا، فشار برای اجرای تدریجی و قابل نظارت توافق است؛ به‌گونه‌ای که حماس روند خلع سلاح را آغاز کند و اسرائیل نیز همزمان عقب‌نشینی و توقف عملیات را پیش ببرد.

اما آیا حماس واقعاً سلاح‌های خود را تحویل خواهد داد؟ پاسخ این سوال هم هنوز ممکن نیست. حماس اعلام کرده موافقت با پرونده سلاح سنگین مشروط به توقف کامل تجاوزات و عقب‌نشینی اسرائیل است. این موضع نشان می‌دهد خلع سلاح برای این جنبش یک اقدام یک‌طرفه نیست، بلکه بخشی از معامله‌ای بزرگ‌تر تلقی می‌شود. جهاد اسلامی نیز تأکید کرده تا زمانی که تعهدات مرحله نخست کامل اجرا نشود، ورود به مرحله دوم ممکن نیست.

بنابراین احتمال خلع سلاح کامل، به میزان اجرای متقابل توافق وابسته است. اگر اسرائیل واقعاً حملات را متوقف کند، عقب‌نشینی کند و اداره غیرنظامی غزه شکل بگیرد، امکان پیشرفت تدریجی در پرونده سلاح افزایش می‌یابد. اما اگر حملات ادامه یابد، حماس و دیگر گروه‌ها می‌توانند آن را نشانه بی‌اعتباری توافق و دلیلی برای حفظ توان نظامی خود بدانند.

در نهایت، سرنوشت توافق نه با یک بیانیه، بلکه با رفتار بازیگران در میدان مشخص خواهد شد. اسرائیل تاکنون میان پذیرش چارچوب دیپلماتیک و اصرار بر حفظ گزینه نظامی در نوسان است؛ حماس نیز خلع سلاح را به عقب‌نشینی و توقف تجاوزات گره زده است. ترامپ در این میان می‌تواند با اعمال فشار بر نتانیاهو، مسیر توافق را حفظ کند، اما موفقیت نهایی زمانی حاصل می‌شود که توقف حملات، عقب‌نشینی اسرائیل، ورود کمک‌های انسانی و خلع سلاح به صورت همزمان و قابل راستی‌آزمایی پیش برود. در غیر این صورت، توافق خلع سلاح بیش از آنکه پایان جنگ باشد، به مرحله‌ای دیگر از مناقشه تبدیل خواهد شد.