تل‌آویو؛ «طراح امنیتی» بحران مهاجرت در مادرید

رامین پرتو

موج کم‌سابقه ورود مهاجران از مراکش به سئوتا و تلاش برای عبور از مرز اسپانیا، صرفاً یک رخداد مهاجرتی نیست؛ بلکه بحرانی چندلایه است که همزمان ابعاد انسانی، امنیتی، دیپلماتیک و ژئوپلیتیکی پیدا کرده است. ورود ده‌ها هزار نفر طی مدت کوتاه، کشته‌شدن ده‌ها مهاجر، فروپاشی ظرفیت مراکز اسکان و اعزام ارتش اسپانیا به منطقه، نشان می‌دهد که مادرید با پدیده‌ای فراتر از یک موج معمول مهاجرت غیرقانونی مواجه شده است.

تل‌آویو آشکارا از بحران برای حمله سیاسی به دولت سانچز استفاده کرده و این بحران به بستری برای تشدید شکاف میان اسپانیا و اسرائیل تبدیل شده است. از این منظر، اسرائیل ممکن است «بهره‌بردار سیاسی» بحران باشد و از سوی دیگر «طراحی امنیتی» این معادله نیز تا حد زیادی به تل‌آویو مربوط می‌شود

سئوتا و ملیلیه، دو شهر تحت حاکمیت اسپانیا در شمال آفریقا، به دلیل موقعیت جغرافیایی خود از دیرباز نقاطی حساس در مناسبات اسپانیا و مراکش بوده‌اند. حاکمیت اسپانیا بر این دو شهر پس از استقلال مراکش در سال ۱۹۵۶ نیز ادامه یافت و همین مسئله همواره یکی از موضوعات اختلافی میان دو کشور بوده است. از این منظر، هر تحول در این مناطق می‌تواند به سرعت از سطح یک مسئله مرزی فراتر رفته و به بحران سیاسی تبدیل شود.

نکته مهم در رخداد اخیر، سرعت و گستردگی آن است. طبق گزارش‌های ارائه‌شده، انتشار شایعه بازشدن کامل مرز سئوتا در شبکه‌های اجتماعی موجب شد هزاران نفر از مناطق مختلف مراکش به سوی مرز حرکت کنند. اما پرسش اصلی این است که آیا صرفاً یک شایعه می‌تواند چنین جمعیتی را در چنین ابعادی به حرکت درآورد؟

غیبت نیروهای مراکش

پاسخ به این پرسش، مهم‌ترین بخش معمای سئوتاست. گزارش‌های رسانه‌های اسپانیایی از جمله «ال‌پائیس» به غیبت چندساعته نیروهای ژاندارمری مراکش در منطقه مرزی اشاره کرده‌اند؛ آن هم در شرایطی که مراسم روز عرش برگزار می‌شد و پادشاه مراکش در منطقه حضور داشت. اگر این روایت درست باشد، نمی‌توان بحران را صرفاً نتیجه انتشار یک شایعه در شبکه‌های اجتماعی دانست.

در واقع، مرز میان «ناتوانی امنیتی» و «مدیریت‌شده بودن بحران» در چنین شرایطی بسیار باریک است. مراکش طی سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین شرکای اسپانیا و اتحادیه اروپا در کنترل مهاجرت از شمال آفریقا بوده است. رباط از ابزار کنترل مرزها برای مدیریت روابط خود با اروپا استفاده می‌کند و در مقابل، اروپا نیز برای جلوگیری از ورود مهاجران به خاک خود به همکاری مراکش نیاز دارد. بنابراین، اگر نیروهای امنیتی مراکش عمداً برای مدتی از منطقه عقب‌نشینی کرده باشند، این اقدام می‌تواند نوعی پیام سیاسی تلقی شود.

با این حال، از اطلاعات موجود نمی‌توان با قطعیت نتیجه گرفت که دولت مراکش مستقیماً دستور گشودن مسیر را صادر کرده است. مقام‌های رباط نیز توضیح روشنی درباره علت وقوع بحران ارائه نکرده‌اند و در عین حال از توافق با مادرید برای تقویت هماهنگی و بازگرداندن مهاجران سخن گفته‌اند.

انگیزه احتمالی مراکش را باید در مناسبات پیچیده این کشور با اسپانیا و الجزایر جست‌وجو کرد. سفر اخیر سانچز به الجزایر و اعلام ازسرگیری روابط عادی مادرید و الجزیره، در شرایط رقابت شدید رباط و الجزیره، می‌تواند برای مراکش حساسیت‌برانگیز باشد. از سوی دیگر، سابقه بحران سال ۲۰۲۱ نشان داده است که کنترل مرزهای سئوتا می‌تواند به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی بر مادرید تبدیل شود.

بنابراین، مسئولیت مراکش را باید در سه سطح بررسی کرد؛ نخست، مسئولیت مستقیم که هنوز اثبات نشده است؛ دوم، مسئولیت ناشی از ضعف یا غیبت نیروهای امنیتی که پرسش‌های جدی ایجاد کرده؛ و سوم، مسئولیت سیاسی ناشی از استفاده احتمالی از مسئله مهاجرت به عنوان اهرم فشار. در حال حاضر، سطح سوم و دوم قابل بحث‌تر از ادعای قطعی درباره طراحی مستقیم بحران هستند.

ردپای اسرائیل؟

همزمان با بحران سئوتا، اتهام دخالت اسرائیل نیز وارد فضای سیاسی اسپانیا شد. دلیل اصلی این اتهام، مواضع انتقادی دولت سانچز نسبت به جنگ غزه و روابط پرتنش مادرید با تل‌آویو است. اظهارات دانی دانون از چهره‌های نزدیک به نتانیاهو علیه اسپانیا و پاسخ اسکار پوئنته، وزیر حمل‌ونقل این کشور، به سرعت به یکی از محورهای جنگ رسانه‌ای تبدیل شد.

مراکش از ابزار کنترل مرزها برای مدیریت روابط خود با اروپا استفاده می‌کند و در مقابل، اروپا نیز برای جلوگیری از ورود مهاجران به خاک خود به همکاری مراکش نیاز دارد؛ حال اگر نیروهای امنیتی مراکش عمداً برای مدتی از سئوتا عقب‌نشینی کرده باشند، این اقدام می‌تواند نوعی پیام سیاسی تلقی شود

پوئنته با عبارت «به نظر می‌رسد اکنون همه چیز روشن‌تر شده است» عملاً زمینه تفسیرهایی را فراهم کرد که اسرائیل را در پشت بحران قرار می‌داد. برخی کارشناسان اسپانیایی نیز ادعا کرده‌اند که اسرائیل، جریان‌های راست افراطی و حتی آمریکا ممکن است از بحران برای تضعیف دولت سانچز استفاده کنند. اظهارات ایتامار بن‌گویر علیه سیاست مهاجرتی اسپانیا نیز بر شدت این مناقشه افزود.

با این حال، باید میان «بهره‌برداری سیاسی از بحران» و «ایجاد بحران» تفاوت قائل شد. بر اساس داده‌های موجود، شواهد مستقیمی که نشان دهد اسرائیل موج مهاجرت به سئوتا را سازماندهی کرده یا در بازشدن مرز نقش داشته، ارائه نشده است اما این به معنای بی‌اهمیت بودن نقش اسرائیل در سطح سیاسی و حتی امنیتی نیست. 

تل‌آویو آشکارا از بحران برای حمله سیاسی به دولت سانچز استفاده کرده و این بحران به بستری برای تشدید شکاف میان اسپانیا و اسرائیل تبدیل شده است. از این منظر، اسرائیل ممکن است «بهره‌بردار سیاسی» بحران باشد، اما «طراحی امنیتی» این معادله نیز تا حد زیادی به تل‌آویو مربوط می‌شود.

سئوتا؛ آزمون امنیتی و سیاسی اتحادیه اروپا

مهم‌ترین پیامد بحران سئوتا، فراتر از روابط اسپانیا و مراکش، متوجه آینده سیاست مهاجرتی اتحادیه اروپاست. واکنش‌های متفاوت کشورهای اروپایی نشان داد که در برابر مسئله مهاجرت هنوز اجماع پایدار و واحدی وجود ندارد. برخی کشورها به مادرید پیشنهاد کمک دادند، اما ایتالیا و شماری دیگر از کشورهای اروپایی موضوع تعلیق موقت اسپانیا از شنگن را مطرح کردند.

این شکاف از منظر امنیتی بسیار مهم است. اگر یک کشور عضو اتحادیه اروپا احساس کند که مرز خارجی آن در معرض فشار مهاجرتی قرار گرفته، اما سایر اعضا به جای همبستگی، آن کشور را مسئول بحران بدانند، اصل مسئولیت مشترک در حفاظت از مرزهای اروپا تضعیف خواهد شد.

از سوی دیگر، بحران سئوتا می‌تواند اتحادیه اروپا را به سمت تقویت نقش «فرانتکس»، افزایش همکاری اطلاعاتی با کشورهای شمال آفریقا و ایجاد سازوکار سریع‌تر برای مدیریت موج‌های مهاجرتی سوق دهد. اروپا بیش از گذشته متوجه این واقعیت خواهد شد که مرزهای جنوبی‌اش صرفاً مرزهای جغرافیایی نیستند؛ بلکه در نقطه تلاقی مهاجرت، فقر، بی‌ثباتی سیاسی و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای قرار دارند.

از منظر سیاسی نیز رشد جریان‌های راست افراطی یکی از جدی‌ترین پیامدهای بحران خواهد بود. احزابی که مهاجرت را تهدیدی علیه امنیت ملی و هویت اروپایی معرفی می‌کنند، از چنین رخدادهایی برای تقویت موقعیت خود بهره می‌برند. همین مسئله می‌تواند دولت‌های میانه‌رو را به اتخاذ سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر مهاجرتی سوق دهد.

اگر ثابت شود که ضعف کنترل مرزهای مراکش عامدانه بوده، بحران سئوتا می‌تواند روابط مادرید و رباط را وارد مرحله تازه‌ای کند. اگر چنین فرضی اثبات نشود نیز، صرف وقوع این حادثه نشان می‌دهد وابستگی اروپا به همکاری کشورهای شمال آفریقا برای کنترل مهاجرت، خود به یک آسیب‌پذیری راهبردی تبدیل شده است.

به همین دلیل، سئوتا را باید نه فقط یک بحران مرزی، بلکه هشدار تازه‌ای برای اروپا دانست؛ هشداری درباره اینکه در محیط امنیتی جدید، مهاجرت می‌تواند همزمان ابزار انسانی، اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی باشد. آینده سیاست مهاجرتی اتحادیه اروپا نیز تا حد زیادی به این بستگی خواهد داشت که بروکسل آیا می‌تواند میان حفاظت از مرزها، مسئولیت انسانی و حفظ وحدت سیاسی اعضا تعادل ایجاد کند یا خیر؟