نازنین دشتی

سوت پایان در ورزشگاه المینای بصره و ثبت تساوی یک-یک، تنها انعکاس از دست رفتن دو امتیاز دیگر نبود؛ بلکه ناقوس بحرانی بود که این روزها در گوش یحیی گل‌محمدی و شاگردانش در دهوک می‌پیچد. مردی که روزگاری نه‌چندان دور روی نیمکت پرسپولیس معمار روزهای درخشان و جام‌های پیاپی بود، حالا در امتداد یک تونل تاریک قدم می‌زند؛ مسیری تیره که از روزهای پایانی حضورش در اهواز و فولاد خوزستان آغاز شد و اکنون به قلب اقلیم کردستان عراق کشیده شده است. 

تابستان امسال، وقتی یحیی با چمدانی از تجربه‌های موفق پا به دهوک گذاشت و فهرست بازیکنان محبوبش را در بازار نقل‌وانتقالات به خدمت گرفت، هواداران این تیم عراقی در رویای فراموشی کابوس رتبه دهمی فصل قبل و پرواز به سوی قهرمانی لیگ ستارگان بودند. اما مستطیل سبز، سناریوی بی‌رحمانه‌تری برای سرمربی ایرانی تدارک دیده بود. دهوک یحیی در هشت هفته ابتدایی لیگ، به نماد فرصت‌سوزی تبدیل شده است. ثبت تنها یک پیروزی در کنار ۶تساوی و یک شکست، آنها را با ۹امتیاز در رده نهم جدول و فاصله ۹امتیازی با صدر میخکوب کرده است. 

آمار وقتی تراژدیک‌تر می‌شود که بدانیم شاگردان گل‌محمدی در پنج مسابقه از این هشت بازی، زننده گل اول بوده‌اند، اما طلسم عجیبی در حفظ برتری گریبان آنها را گرفته است. ۱۵امتیاز طلایی که می‌توانست دهوک را به یکه‌تاز بلامنازع عراق تبدیل کند، به سادگی خاکستر شد و از دست رفت تا تیم‌هایی با بضاعت کمتر در جدول از آنها پیشی بگیرند. 

اما این افت دراماتیک تنها به مرزهای عراق محدود نمی‌شود. اگر به عقب برگردیم و روزهای پایانی و تلخ حضور او در فولاد خوزستان را به این روزمرگی‌های دهوک گره بزنیم، با کارنامه‌ای نگران‌کننده مواجه می‌شویم. یحیی در ۱۵ایستگاه اخیر مربیگری‌اش، تنها سه بار طعم شیرین پیروزی را چشیده، سه بار تسلیم شده و در ۹تقابل، به تقسیم امتیازات رضایت داده است. ثبت میانگین ۱.۱۳امتیاز در هر بازی برای دهوک، پایین‌ترین نرخ امتیازگیری در تمام دوران حرفه‌ای اوست و این آمار، زنگ خطر را در بلندترین حالت ممکن به صدا درآورده است. 

حالا تعطیلات فیفادی، مانند یک تنفس مصنوعی در دل این بحران از راه رسیده است. این روزهای بدون مسابقه، شاید آخرین فرصت یحیی برای بازنگری در تاکتیک‌ها و بازگرداندن روحیه از دست‌رفته تیمی باشد که پس از این تعطیلات، باید در یک دوئل نفس‌گیر به مصاف الزورایِ صدرنشین برود. آیا معمار روزهای طلایی می‌تواند این ویرانه را دوباره بسازد، یا طوفان انتقادات رسانه‌ها و هواداران عراقی، پایان زودهنگام و تلخی را برای این ماجراجویی رقم خواهد زد؟