غروب ستاره‌ها در قاره سبز

 آریا طاری

انتقال مهدی طارمی به الوصل امارات، تنها جابه‌جایی یک بازیکن در بازار نقل و انتقالات تابستانی نیست؛ این یک زنگ خطر کرکننده‌ و یک ناامیدی عمیق برای فوتبال ایران است. بازیکنی که تا همین چند وقت پیش در قامت یک قهرمان در یونان می‌درخشید و دروازه پرافتخارترین تیم اروپا، رئال‌مادرید را در لیگ قهرمانان باز می‌کرد، حالا به جای پرواز به قلب لیگ‌های معتبر اروپایی، چمدان‌هایش را به مقصد حاشیه خلیج فارس بسته است. برای فوتبال ما که به درخشش ستارگانش در بالاترین سطح جهان دل خوش کرده بود، این انتقال یک عقب‌گرد دردناک محسوب می‌شود.

انتظار می‌رفت مهدی طارمی در ۳۴سالگی، حداقل برای یک یا دو فصل دیگر، به ماجراجویی خود در اروپا ادامه دهد. درخشش او در سوپرلیگ یونان و ثبت ۱۶گل با پیراهن المپیاکوس، این نوید را می‌داد که حتی اگر غول‌های طراز اول اروپایی به سراغ او نیایند، تیم‌های درجه دوم در لیگ‌های معتبر همچنان خواهان جذب این مهاجم فرصت‌طلب باشند. ماندن در اروپا، حتی در تیمی متوسط، می‌توانست استانداردهای فنی او را در بالاترین حد ممکن حفظ کند. اما تصمیم به ترک اروپا و پیوستن به لیگ ادنوک امارات تحت هدایت روی ویتوریا، خط بطلانی بر تمام این امیدها کشید. این انتخاب، پایان رویایی است که فوتبال ما سال‌ها با آن زندگی کرده بود؛ رویای داشتن نمایندگانی مقتدر در آوردگاه‌های بزرگ قاره سبز که حالا جای خود را به قراردادهای پرسود در دوبی داده است.

این اتفاق، فراتر از یک تصمیم شخصی، بازتابی از واقعیت تلخ و گزنده فوتبال امروز ماست. ما به وضوح در حال از دست دادن جایگاه خود در نقشه جهانی فوتبال هستیم. این عقب‌نشینی ابعاد نگران‌کننده‌ای دارد؛ ستارگان ما دیگر نمی‌توانند مانند گذشته برای یک دهه در بالاترین سطح فوتبال اروپا دوام بیاورند، با خروج بازیکنانی مانند طارمی از اروپا، هیچ استعداد جوانی از لیگ برتر خلیج فارس آماده پر کردن جای خالی آنها در تیم‌های مطرح نیست و مقاصد نهایی برترین استعدادهای ما از بوندس‌لیگا و لالیگا، به کشورهای همسایه و لیگ‌های عربی محدود شده است. وقتی کاپیتان تیم ملی با وجود آمادگی بدنی و فنی، لیگ امارات را به جای چالش‌های اروپایی انتخاب می‌کند، نشان می‌دهد که سیستم بازیکن‌سازی و حفظ استعدادهای ما در سطح اول جهان دچار یک فروپاشی تدریجی شده است.

تاثیر این انتقال بر آینده تیم ملی ایران غیرقابل انکار است. تیمی که تحت هدایت امیر قلعه‌نویی آماده حضور در جام ملت‌ها می‌شود، بیش از هر زمان دیگری به بازیکنانی نیاز دارد که در کوران مسابقات پرفشار آب‌دیده شده باشند. نگاهی به ترکیب فعلی لژیونرهای شاخص ما بیندازید؛ اسکلت اصلی خط حمله تیم ملی، از سردار آزمون و مهدی قایدی گرفته تا حالا مهدی طارمی، همگی در امارات توپ می‌زنند. هرچند تقابل این بازیکنان در دربی‌های دوبی روی کاغذ جذاب است، اما برای پیشرفت تاکتیکی فوتبال ملی ما یک ترمز بزرگ محسوب می‌شود. در تورنمنت‌های بزرگ که صدم‌ثانیه‌ها و واکنش‌های سریع تعیین‌کننده هستند، تفاوت بازیکنی که هر هفته مقابل مدافعان طراز اول اروپایی جنگیده با بازیکنی که در لیگ امارات به میدان رفته، در لحظات حساس و گره‌خورده‌ بازی کاملا مشهود خواهد بود.

پیوستن طارمی به الوصل، شاید برای این باشگاه اماراتی یک صید بزرگ و در ۳۴سالگی برای خود بازیکن یک تصمیم منطقی از نظر مالی باشد، اما برای ساختار فوتبال ایران یک فقدان جبران‌ناپذیر است. ما آخرین بازماندگان نسل طلایی خود در اروپا را از دست می‌دهیم و به جای پیشروی، در جغرافیای محدودتری در حال درجا زدن هستیم. این واقعیت عریان فوتبال ماست؛ لیوانی که حالا نیمه خالی‌اش بیشتر از همیشه 

به چشم می‌آید.