چادرملو قهرمان تورنمنت سهجانبه شد؛ اما گلگهر به آسیا میرود خندهبازار!
وقتی سوت پایان ماراتن نفسگیر و عجیب ورزشگاه پاس قوامین در دل تاریکی شب به صدا درآمد، بازیکنان چادرملو اردکان سر از پا نمیشناختند. آنها حق داشتند؛ پس از هفتهها هیاهو، تنش، مصاحبههای جنجالی و بلاتکلیفیهای آزاردهنده، در یک تورنمنت سهجانبه که قرار بود گرهگشای معمای پیچیده و لاینحل نماینده سوم ایران در آسیا باشد، شاهکاری بیبدیل خلق کرده بودند. شکست دادن پرسپولیس مدعی و پرمهره با نتیجه دو بر یک در گام نخست، تنها آغاز این ماجراجویی شگفتانگیز بود. پرده آخر این نمایش پرالتهاب، نبرد گلادیاتوروار برابر گلگهر سیرجان بود؛ دیداری که در وقتهای قانونی و اضافه گره خورد و کار به ضیافت پنالتیهای مرگ و زندگی کشید. ضربان قلبها در سکوهای نیمهخالی و پای گیرندههای تلویزیونی به بالاترین حد خود رسیده بود. ۲۲ضربه پنالتی با استرس و دلهره فراوان نواخته شد تا سرانجام، قرعه فال به نام کویرنشینان سختکوش یزدی بیفتد. چادرملو قهرمان بلامنازع این ماراتن شد و بازیکنانش با پاهای خسته اما قلبهایی آکنده از رویای حضور در رقابتهای آسیایی، شب را به صبح رساندند. آنها در زمین چمن ثابت کرده بودند که شایستهترین تیم برای پوشیدن خلعت نمایندگی ایران هستند.
اما در دنیای عجیب، غریب و گاه بیرحم فوتبال ایران، واقعیت همیشه در مستطیل سبز و با عرق ریختن بازیکنان رقم نمیخورد، بلکه گاهی در اتاقهای تاریک، پشت درهای بسته و راهروهای تودرتوی ساختمان فدراسیون فوتبال در خیابان سئول نوشته میشود. در حالی که کاروان چادرملو سرمست از این پیروزی تاریخی بود و هوادارانش در خیال خام تقابل با غولهای قاره کهن سیر میکردند، زمزمههایی به گوش رسید که به سرعت تبدیل به یک بمب خبری مهیب شد و تمام آن رویاهای شیرین را به خاکستر تبدیل کرد؛ گلگهر سیرجان پیش از آغاز این تورنمنت، رسما به عنوان نماینده سوم ایران به کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) معرفی شده بود! این خبر، همچون پتکی سنگین بر پیکره فوتبال پاک و جوانمردانه فرود آمد. تورنمنت سهجانبهای که با آن همه آب و تاب و پوشش رسانهای برگزار شد، مصدومیتهایی که بازیکنان به جان خریدند، استرسهای کشندهای که کادر فنی و هواداران تحمل کردند، همه و همه تنها یک ظاهرسازی مضحک، یک فریب بزرگ و نمایشی بیرحمانه بود. فدراسیون فوتبال، در قامت یک کارگردان به غایت ناشی، سناریویی را روی صحنه برده بود که پایان آن را از هفتهها قبل به نهادهای بینالمللی اعلام کرده بود، بیآنکه بازیگران اصلی این نمایش تلخ، یعنی بازیکنان و مربیان تیمهای چادرملو و پرسپولیس، از آن کوچکترین خبری داشته باشند.
ریشه این رسوایی بزرگ و بیسابقه به دهم خردادماه بازمیگردد. روزی که اعضای هیئترئیسه فدراسیون فوتبال در جلسهای حیاتی دور هم جمع شدند تا برای لیگ بیستوپنجم که در میانه راه و در خلال برگزاری هفته بیستوسوم متوقف و به حالت تعلیق درآمده بود، تصمیمی تاریخی اتخاذ کنند. خروجی آن جلسه پرتنش، فریز شدن کامل جدول ردهبندی بود. بر اساس این مصوبه قانونی، استقلال و تراکتور به عنوان تیمهای اول و دوم جدول، بلیت حضور در لیگ نخبگان آسیا را رزرو کردند. سپاهان اصفهان، تیم سوم جدول، به دلیل ناکامی در کسب مجوز حرفهای از قطار آسیا پیاده شد و بدین ترتیب، تیم فوتبال گلگهر سیرجان با استناد به همین جدول فریز شده، به عنوان جانشین به سطح دوم رقابتهای آسیایی راه یافت. این تصمیم بلافاصله مکتوب شد و با امضای مستقیم هدایتا... ممبینی، دبیرکل فدراسیون فوتبال، روی میز کنفدراسیون فوتبال آسیا در کوالالامپور قرار گرفت تا مبنای انتخاب سه نماینده ایران باشد. سوال ترسناک، منطقی و بیجواب افکار عمومی اینجاست؛ وقتی چنین مصوبهای به صورت رسمی تصویب و به AFC ارسال شده و کار از کار گذشته بود، چرا تورنمنت سهجانبه برگزار شد؟ چرا با احساسات پاک میلیونها هوادار، اعتبار باشگاههای ریشهدار و سلامت جسمانی بازیکنان اینگونه بازی شد؟
نوک پیکان این فاجعه مدیریتی، مستقیما به سوی ممبینی نشانه رفته است. دبیرکلی که درست در روزهای پرالتهاب و سرنوشتساز فوتبال باشگاهی ایران، چمدانهایش را بست و به عنوان همراه تیم ملی راهی ایالات متحده آمریکا شد. سفری طولانی که البته با حذف تلخ و زودهنگام تیم ملی ایران در مرحله گروهی جامجهانی ۲۰۲۶، به یک ناکامی تمامعیار ملی تبدیل شد. غیبت ۴۵روزه ممبینی در فدراسیون، دریافت حق ماموریتهای دلاری در ینگه دنیا و عدم پاسخگویی او در قبال این گاف تاریخی، خشم اهالی فوتبال و رسانهها را به نقطه جوش رسانده است. علیرضا بابایی، مدیرعامل باشگاه چادرملو اردکان که تیمش بزرگترین قربانی این خیمهشببازی مدیریتی بوده است، بغض فروخورده و خشم عریان خود را پنهان نکرد. او با لحنی تند، آتشین و مطالبهگرانه، پرده از اتفاقاتی برداشت که نشان از یک فاجعه مدیریتی عمیق در ساختار فدراسیون دارد. بابایی در مصاحبهای طوفانی فریاد زد:«۸۰ تا ۹۰ میلیون ایرانی این مسابقات را تماشا کردند و پیگیر این عدالتخواهی بودند. آقای تاج و آقای ممبینی باید پاسخگو باشند. وقتی دبیرکل فدراسیون برای گرفتن حق ماموریت دلاری، ۴۵ روز است که ساختمان سئول را به امان خدا رها کرده و رفته، نتیجهای بهتر از این هرج و مرج حاصل نمیشود. ایشان وظیفه داشت مکاتبات شفافی انجام دهد. من از منابع موثق شنیدهام که از یک ماه و نیم پیش، آقای ممبینی در توافقی پنهان به مدیرعامل گلگهر قول قطعی داده بود که تیم آنها آسیایی میشود. گویا رفاقت نزدیک ایشان با یکی از افراد صاحبنفوذ در دفتر رئیس AFC نیز در این ماجرا بیتاثیر نبوده است.»
اظهارات تکاندهنده بابایی، ابعاد این رسوایی را بسیار گستردهتر از یک اشتباه اداری ساده میکند. به گفته او، مهدی تاج، رئیس فدراسیون، شخصا سه بار از ممبینی خواسته بود تا نامههای مربوطه را ارسال و وضعیت را شفاف کند، اما دبیرکل از اجرای این دستورات صریح سر باز زده است. اکنون توپ به سنگینترین شکل ممکن در زمین فدراسیون فوتبال است. فدراسیونی که مدیرانش در حال حاضر درگیر تدارک مراسم استقبال سرد از تیم ملی حذف شده از جام جهانی هستند، حالا با بحرانی خودساخته روبهرو شدهاند که مشروعیت و اعتبار مسابقات داخلی را به طور کامل زیر سوال برده است.
دیدگاه تان را بنویسید