نگار رشیدی 

در روزهایی که تب جام‌جهانی فوتبال تمام توجهات را به خود معطوف کرده و سایه سنگین اتفاقات غیرورزشی و تعطیلی موقت لیگ برتر بر سر فوتبال ایران افتاده است، در زیر پوست این آرامش ظاهری، یک جنگ سرد تمام‌عیار میان دو قطب بزرگ فوتبال ایران در جریان است. جنگی که در هیاهوی اخبار بین‌المللی شاید کمی پنهان مانده باشد، اما برای اهالی فن و دنبال‌کنندگان جدی فوتبال، جذاب‌ترین سوژه این روزهاست. سوژه‌ای به نام مهدی لیموچی؛ ستاره‌ای که حالا درست در نقطه جوش مثلث اصفهان، تهران و جام جهانی ایستاده است.

داستان از جایی شروع شد که کمتر کسی انتظارش را داشت. مهدی لیموچی، شماره‌ هفت جاه‌طلب سپاهان، ناگهان سکوت را شکست و در یک مصاحبه طوفانی، پیکان تیز انتقاداتش را به سمت محرم نویدکیا، سرمربی وقت و اسطوره بی‌بدیل باشگاه نشانه رفت. ادعای لیموچی سنگین و بی‌سابقه بود؛ او نویدکیا را مقصر اصلی خط خوردنش از لیست نهایی تیم ملی و جا ماندن از پرواز جام‌جهانی معرفی کرد. برای بازیکنی از نسل جدید، از دست دادن بزرگ‌ترین تورنمنت فوتبالی جهان یک کابوس است، اما بیان این جملات چیزی فراتر از یک گله‌گذاری ساده بود؛ این یک اعلان جنگ رسمی در رسانه‌ها محسوب می‌شد. لیموچی به خوبی می‌دانست که در مکتب اصفهان، درافتادن با چهره‌ای دارای اتوریته مثل نویدکیا، به معنای پایان کار در ورزشگاه نقش‌جهان است. در واقع، او دقیقا همین را می‌خواست؛ یک خروج پر سر و صدا و ساختن پلی به سوی پایتخت.

این مصاحبه جنجالی، تنها یک واکنش احساسی و لحظه‌ای نبود، بلکه حلقه آخر از یک زنجیره برنامه‌ریزی‌شده برای جدایی به شمار می‌رفت. پیش از آنکه لیموچی سفره دلش را در رسانه‌ها باز کند، جنگ حقوقی خاموشی را کلید زده بود. او با ارسال اخطاریه رسمی (نوتیس) به باشگاه بابت مطالبات معوقه‌اش، امیدوار بود که با تعلل همیشگی تیم‌های ایرانی در پرداخت‌ها مواجه شود. هدف مشخص بود؛ فسخ یک‌طرفه قرارداد و سفر به تهران به عنوان یک بازیکن آزاد. اما اینجا بود که مدیریت سپاهان، دست ستاره جوان خود را خواند. آنها به سرعت دست به کار شدند و پیش از پایان مهلت قانونی، مطالبات او را تا ریال آخر به حسابش واریز کردند. با این پاتک سریع، رویای فسخ بی‌دردسر بر باد رفت. لیموچی در تله‌ای افتاد که خودش پهن کرده بود؛ پولش را گرفته بود، اما همچنان تحت قرارداد باشگاهی بود که حالا شمشیر را برایش از رو بسته بود. پس از این ناکامی حقوقی بود که او به سراغ پلان دوم (مصاحبه‌های تند) رفت تا باشگاه را برای صدور رضایت‌نامه تحت فشار روانی قرار دهد. 

سپاهان این فصل، با یک تغییر استراتژی بزرگ مواجه است. بودجه‌ها به شدت انقباضی شده و باشگاه به دنبال ساختن تیمی جوان‌تر و ارزان‌تر است. مدیران اصفهانی به خوبی می‌دانند که در این شرایط، فروش ستاره‌های ارزشمندی مانند آریا یوسفی، محمدامین حزباوی و البته مهدی لیموچی، می‌تواند یک منبع درآمد فوق‌العاده برای بازسازی تیم باشد. در این میان، پرسپولیس به عنوان مشتری دست‌به‌نقد و قدیمی لیموچی، دندان تیز کرده بود تا از آب گل‌آلود ماهی بگیرد. سرخ‌پوشان پایتخت امیدوار بودند از رابطه تیره بازیکن و سرمربی و همچنین تمایل سپاهان به کاهش هزینه‌ها استفاده کنند و این انتقال را با کمترین هزینه یا حتی به صورت رایگان نهایی کنند. اما واکنش سپاهان یک شاهکار رسانه‌ای بود. یک توییت دو کلمه‌ای در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) با عکسی از پیراهن خوش‌رنگ سپاهان و مضمون غیرمستقیم «فروشی نیست». این پیام رمزآلود، در واقع یک اتمام حجت روشن با پرسپولیس و شخص لیموچی بود؛ ما با جدایی تو مشکلی نداریم، اما اینجا خیریه نیست؛ برای بردن ستاره ما، باید سرکیسه را شل کنید. پرسپولیسی‌ها که در تابستان لیگ بیست‌وچهارم هم برای جذب این بازیکن ناکام مانده بودند، حالا متوجه شده‌اند که کلید این انتقال، نه در دست لیموچی و مصاحبه‌هایش، بلکه در گرو پرداخت یک مبلغ معقول و قابل توجه به حساب باشگاه اصفهانی است. 

با تمام این کشمکش‌های مالی و حقوقی، یک حقیقت بزرگ در باشگاه سپاهان وجود دارد که کفه ترازو را به نفع یک انتقال قطعی سنگین می‌کند؛ شخصیت و تفکرات محرم نویدکیا. کسانی که اتمسفر فوتبال ایران را می‌شناسند، به خوبی واقفند که محرم، مربی‌ای نیست که بازیکنی را به زور در تیمش نگه دارد. فلسفه او همیشه شفاف بوده است؛ کسی که با قلبش اینجا نیست، پیراهن سپاهان برایش گشاد است. با توجه به فضای به‌شدت مسمومی که میان لیموچی و سرمربی شکل گرفته، بازگشت این بازیکن به تمرینات و کار کردن زیر نظر این کادر فنی، چیزی شبیه به یک شوخی است. بنابراین، جدایی مهدی لیموچی و پیوستنش به پرسپولیس را باید یک اتفاق قطعی و تمام‌شده بدانیم. آنچه در این روزها شاهدش هستیم، نه تلاش سپاهان برای حفظ بازیکن، بلکه یک بلوف حرفه‌ای در میز پوکر نقل‌وانتقالات است. سپاهان لج‌بازی نمی‌کند، بلکه در حال تجارت است. آنها می‌دانند که لیموچی رفتنی است، پس با ایجاد یک جنگ روانی در حال بالا بردن قیمت این وینگر زهردار هستند. سرانجام این قصه احتمالا یک پایان برد-برد (از نگاه تجاری) خواهد بود؛ پرسپولیس به ستاره‌ای که مدت‌هاست رویای تصاحبش را دارد می‌رسد، لیموچی پیراهن سرخ را بر تن می‌کند و سپاهان با پول نقد حاصل از این انتقال، بودجه فصل آینده خود را در این روزهای سخت اقتصادی، شارژ خواهد کرد. این، پایان یک لج‌بازی سودآور در مارکتینگ فوتبال ایران است.