ستارههای استقلال در هزارتوی جنگ، بیپولی و فسخ گرفتار شدهاند
آژیر قرمز در اردوگاه آبی
آریا طاری
صدای سوت پایان مسابقات خیلی وقت است که در ورزشگاههای ایران به گوش نمیرسد. سایه سنگین درگیریها و شرایط خاص کشور، فوتبال را به حاشیهای دور رانده و لیگ برتر را تا پایان جامجهانی ۲۰۲۶ به حالت تعلیق درآورده است. اما در سکوت وهمانگیز استادیومها، در ساختمان باشگاه استقلال طوفانی خاموش اما ویرانگر در جریان است؛ طوفانی که با صدای رسیدن چند ایمیل هشدارآمیز به کارتابل مدیرعامل آغاز شد و حالا میرود تا شاکله اصلی تیم را از هم بپاشد.
ماجرا از همان روزهای ابتدایی آغاز تنشها کلید خورد. آسمان بسته شد، پروازها به حالت تعلیق درآمدند و بازیکنان خارجی یکی پس از دیگری ایران را ترک کردند. حالا که آتشبس برقرار شده و آبیها قصد دارند تمرینات آمادهسازی خود را در غیاب ملیپوشان از سر بگیرند، جای خالی ستارههای وارداتی به شدت احساس میشود.
مشکل اصلی اما، برخلاف همیشه خالی بودن خزانه باشگاه نیست. مدیران استقلال مدعیاند که یکی از بهترین پرداختیها را در میان تیمهای لیگ برتری داشتهاند و هیچ بدهی معوقهای در کار نیست. حتی گفته میشود خارجیهای تیم بیش از ۶۰درصد از مبلغ قرارداد خود را دریافت کردهاند. گره کور ماجرا، مسیرهای مسدود بانکی در شرایط جنگی است. پول در حساب باشگاه موجود است، اما هیچ راه امن و سریعی برای انتقال آن به حسابهای بانکی بازیکنان در آن سوی مرزها وجود ندارد. این بنبست مالی، حالا بهانهای قانونی به دست بازیکنان داده تا برای تعیین تکلیف آینده خود دست به کار شوند.
در میان نامهایی که این روزها لرزه بر اندام هواداران استقلال میاندازند، چهرههای شاخصی به چشم میخورد. منیر الحدادی، ستاره سرشناسی که امید اول آبیها به شمار میرفت، به همراه دوکنز نازون، مهاجم زهردار اهل هائیتی و آنتونیو آدان، با ارسال نوتیسهای رسمی (اخطارهای کتبی) خواهان روشن شدن وضعیت مالی خود شدهاند. در نامه این بازیکنان یک اولتیماتوم صریح نهفته است؛ اگر مطالبات در زمان تعیینشده پرداخت نشود، قرارداد بهصورت یکطرفه فسخ خواهد شد. با این وجود، منابع نزدیک به باشگاه میگویند خطر جدایی الحدادی و نازون چندان جدی نیست. مدیران باشگاه در حال رایزنیهای فشرده برای یافتن مسیرهای جایگزین انتقال پول هستند و به نظر میرسد این دو ستاره، با وجود دلخوریها، در جمع آبیپوشان ماندنی باشند.
آنچه این بحران را تشدید کرده، صرفا مساله پول نیست؛ پای بزرگترین تورنمنت فوتبالی جهان در میان است. دوکنز نازون و رستم آشورماتوف (مدافع ازبکستانی) مسافران قطعی جامجهانی ۲۰۲۶ هستند. تعطیلی طولانیمدت لیگ ایران، آن هم درست در ماههای منتهی به جامجهانی، برای آنها یک کابوس تمامعیار است. آشورماتوف برای حفظ آمادگی جسمانی و جا نماندن از ترکیب تیم ملی ازبکستان، رسما از باشگاه درخواست کرد تا اجازه دهند به صورت قرضی در لیگ کشورش به میدان برود؛ درخواستی که با مخالفت قاطع استقلال روبهرو شد. یاسر آسانی، وینگر آلبانیایی نیز وضعیت مشابهی داشت. او که به دلیل دور بودن از شرایط مسابقه نتوانست برای تیم ملی کشورش در مقدماتی جامجهانی به میدان برود، مجبور شد مدتی با تیم پارتیزان آلبانی تمرین کند تا فرم خود را حفظ کند. با این حال، آسانی در مصاحبهای با درک شرایط جنگی ایران، اعلام کرد که با مشکل انتقال پول کنار میآید و رویکردی مسالمتآمیزتر از سایرین در پیش گرفت.
در میان تمام این کشمکشها، داستان موسی جنپو یک تراژدی کامل برای مدیریت استقلال است. وینگر اهل مالی که با قراردادی سنگین و میلیون دلاری به تهران آمد تا گرهگشای خط حمله باشد، حالا به دردسر اول تیم تبدیل شده است. جنپو حتی پیش از آخرین بازی استقلال قبل از آغاز جنگ، به بهانه مرخصی چمدانهایش را بست و دیگر هرگز بازنگشت. این فرار بیموقع، تنها نقطه تاریک کارنامه او نیست. جنپو در طول فصل بارها به دلیل تاخیر در بازگشت و بیانضباطی، پای میز کمیته انضباطی باشگاه نشسته بود. حالا او شمشیر را از رو بسته و در ایمیلی صریح، خواهان فسخ قرارداد و صدور رضایتنامه برای جدایی شده است. باشگاه استقلال حالا در یک دوراهی مرگبار گرفتار شده است؛ از یک سو پنجره نقلوانتقالاتی بسته است و امکان جذب جانشین وجود ندارد، و از سوی دیگر حفظ بازیکنی که هیچ انگیزهای برای ماندن ندارد و عملکرد فنیاش هم چنگی به دل نزده، توجیه منطقی ندارد. قرار است سرنوشت این یاغی میلیون دلاری به زودی در نشست مشاوران فنی باشگاه یکسره شود.
خروج بازیکنان خارجی از ایران پس از آغاز درگیریها و حالا ارسال نوتیسهای سریالی، استقلال را با یکی از جدیترین چالشهای تاریخ خود روبهرو کرده است. تیمی که بخش عمدهای از بار فنی و تاکتیکی خود را بر دوش این ستارههای وارداتی گذاشته بود، حالا باید همزمان با بلاتکلیفی لیگ، راهی برای حفظ آنها پیدا کند. آیا ایمیلهایی که این روزها در کارتابل مدیرعامل جا خوش کردهاند، حکم پایان کار استقلال پرستاره را امضا میکنند؟ یا مدیریت باشگاه میتواند با عبور از میدان مینِ تحریمهای بانکی و راضی نگه داشتن ستارههای نگران، تیمش را برای نبردهای پس از جام جهانی دستنخورده نگه دارد؟ هرچه که هست، در صورت عدم مدیریت این بحران، استقلال در بازگشت مسابقات با تیمی کاملا متفاوت و احتمالا ضعیفتر روبهرو خواهد شد؛ کابوسی که هیچ هواداری دوست ندارد به واقعیت بپیوندد.
دیدگاه تان را بنویسید