چرا اندونگ به بزرگترین مشکل این روزهای استقلال تبدیل شده است
کالبدشکافی یک بحران
آریا طاری
در فوتبال ایران، استقلال همیشه با بحرانهای خودساخته عجین بوده، اما آنچه در دیماه ۱۴۰۴ پیرامون نام دیدیه اندونگ میگذرد، فراتر از یک سوءمدیریت ساده است؛ این یک خودزنی حرفهای در اوج نیاز است. در روزهایی که آسمان استقلال به دلیل بسته بودن پنجره نقلوانتقالات ابری است، از دست دادن ستارهای که ستون فقرات تیم محسوب میشد، مانند بریدن طناب نجات در میان اقیانوس است. اما این قصه، فقط قصه یک بازیکن نیست؛ قصه نبردی است میان مدیریت آماتور و ایجنتی که فقط به منفعت خودش فکر میکند.
دیدیه اندونگ وقتی به استقلال آمد، کسی انتظار نداشت هافبکی که سابقه لیگ برتر انگلیس و لوشامپیونه را در کارنامه دارد، اینقدر زود با اتمسفر فوتبال ایران خو بگیرد. او خیلی زود تبدیل به موتور تیم شد. در هر بازی، او بیشترین مسافت را طی میکرد، دقیقترین پاسها را میداد و انگار تنها کسی بود که در آشفتهبازار تاکتیکی تیم، میدانست باید کجا بایستد. اما افسوس که فوتبال فقط در مستطیل سبز جریان ندارد.
داستان از جایی ترسناک میشود که به پرونده حقوقی او نگاه میکنیم. بر اساس اسنادی که در آذرماه ۱۴۰۴ لو رفت، اندونگ و وکلایش بیش از ۵۰ ایمیل رسمی به باشگاه استقلال ارسال کرده بودند. موضوع؟ نه تقاضای آپشنهای نجومی بود و نه بهانهجویی برای جدایی. او صرفا خواستار تمدید ویزای کار، مجوز اقامت و پروانه اشتغال خود بود. تصور کنید؛ بازیکنی با ارزش چند صد هزار دلاری، در پایتخت ایران زندگی میکند و هر لحظه بیم آن را دارد که به دلیل انقضای مدارک قانونی، توسط پلیس مهاجرت بازداشت یا دیپورت شود. مدیران استقلال (بهویژه تیم تحت مدیریت علی تاجرنیا) در تمام این مدت کجا بودند؟ آنها سرگرم چه پروژهای بودند که تمدید یک ویزای ساده برایشان از فتح قله قاف سختتر بود؟ این بیتوجهی، همان «دلیل موجه» یا Just Cause را به دست اندونگ و مدیربرنامههایش داد تا ماشه فسخ را بچکانند.
اما نباید سادهلوح بود. در حالی که مدیریت استقلال در خواب زمستانی بود، مدیربرنامههای اندونگ در حال چیدن یک پازل هوشمندانه بود. ایجنتها در فوتبال امروز، شکارچیان ضعف مدیریت هستند. وقتی آنها دیدند باشگاه استقلال حتی در الفبای اداری (مانند ویزا) لنگ میزند، از این فرصت طلایی برای بازی بزرگ استفاده کردند.
شایعاتی که در تیرماه ۱۴۰۴ مبنی بر مذاکره این بازیکن با پرسپولیس شنیده میشد، حالا در دیماه با فرمتی جدید تکرار شد. مدیربرنامه اندونگ با استفاده از اهرم فسخ یکطرفه، باشگاه را در گوشه رینگ قرار داد. او میدانست استقلال پنجرهاش بسته است و اگر اندونگ برود، هیچ راهی برای جایگزینی او وجود ندارد. پس بهترین زمان برای امتیاز گرفتن بود. تهدید به جدایی، ارسال نامه فسخ به فیفا در تاریخ ۲۱ آذر (۱۲ دسامبر) و سپس عقبنشینیهای استراتژیک، همگی بخشی از یک نمایش قدرت بود تا قرارداد جدیدی با مبالغی بسیار بالاتر (گفته میشود تا دو سال دیگر و مبالغی فراتر از ۱.۲ میلیون دلار) به باشگاه تحمیل شود.
در حالی که رسانهها در اواخر آذرماه خبر از فسخ قطعی اندونگ میدادند، باشگاه استقلال ناگهان خرگوشی از کلاه درآورد و مدعی شد قرارداد او تا سال ۲۰۲۷ (و برخی منابع ۲۰۲۸) تمدید شده است! اینجا بود که سرگیجه هواداران شروع شد. سوال بزرگ حقوقی اینجاست؛ اگر اندونگ قراردادش را رسما در سازمان لیگ و فیفا فسخ کرده باشد، قرارداد جدید او یک ثبت جدید محسوب میشود. اما مگر پنجره استقلال بسته نیست؟ چطور باشگاهی که حق ثبت بازیکن جدید ندارد، میتواند قراردادی را که پیشتر فسخ شده، دوباره ثبت کند؟ مدیران استقلال با اعتمادبهنفسی عجیب مدعیاند که فسخ ثبت نشده بود. اما اسناد خبرگزاریهای معتبر نشان میدهد نامه فسخ به فدراسیون و فیفا رسیده است. این یعنی استقلال در یک میدان مین حقوقی قدم میزند. اگر او بازی کند و رقبا شکایت کنند، احتمال سه بر صفر شدن تمام بازیهایی که اندونگ در آنها حضور داشته، مثل شمشیر داموکلس بالای سر باشگاه است.
سوال بزرگ حقوقی اینجاست؛ اگر اندونگ قراردادش را رسما در سازمان لیگ و فیفا فسخ کرده باشد، قرارداد جدید او یک ثبت جدید محسوب میشود. اما مگر پنجره استقلال بسته نیست؟ چطور باشگاهی که حق ثبت بازیکن جدید ندارد، میتواند قراردادی را که پیشتر فسخ شده، دوباره ثبت کند؟
آقایان نشسته بر صندلی ریاست! استقلال ملک شخصی شما نیست که با آزمون و خطا ادارهاش کنید. چطور ممکن است در شرایطی که میدانید حق خرید بازیکن ندارید، با دست خودتان ستاره تیم را به سمت فسخ سوق دهید؟ چرا باید اجازه دهید یک مدیربرنامه برای باشگاه بزرگی مثل استقلال تعیین تکلیف کند و با احساسات میلیونها هوادار بازی کند؟
مدیریت استقلال در این پرونده، نماد کامل مدیریت بحرانزیست است. آنها اجازه میدهند بحران به اوج برسد، تیم را تا لبه پرتگاه میبرند و بعد با یک قرارداد ترکمنچای جدید و دادن امتیازات بیحساب و کتاب به ایجنتها، موقتا آتش را خاموش میکنند. اما این آتش زیر خاکستر است. از دست دادن تمرکز اندونگ و درگیری او با بازیکنانی مثل رامین رضاییان (که ریشه در همین حواشی دارد)، نشان میدهد که رختکن تیم هم تحت تاثیر این بیکفایتیهاست.
پرونده اندونگ، آینه تمامنمای وضعیت استقلال در سال ۱۴۰۴ است. آقای تاجرنیا و دوستان! اگر اندونگ برگردد و به دلیل شکایت رقبا، امتیازات استقلال کسر شود، یا اگر او برنگردد و تیم در نیمفصل دوم فرو بپاشد، دیگر هیچ عذرخواهی و استعفایی فایده نخواهد داشت. شما موتور تیم را در حالی خاموش کردید که هیچ قطعه یدکی در انبار ندارید. این نه مدیریت فوتبال، که یک تراژدی عمدی است.
دیدگاه تان را بنویسید