«کودتا»، زیر پوست جنگ قدرت

نهال فرخی

«کودتا»، همین یک کلمه کافی بود تا اختلافی که ماه‌ها در راهروهای مجلس، شبکه‌های اجتماعی و محافل سیاسی جریان داشت، ناگهان از زیر پوست سیاست بیرون بزند.

مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در یادداشتی کوتاه و پرابهام از طرحی سخن گفت که آن را «کودتایی علیه دولت مستقر» نامید؛ دولتی که در توصیف او مورد حمایت رهبری است.

زارعی نام طراح را صریح نگفت، از یک جریان سیاسی با حرف اختصاری «ش» سخن گفت و در کنار نوشته خود مطلبی از حمید رسایی را منتشر کرد؛ نماینده‌ای که از چهره‌های شاخص شبکه راهبردی یاران انقلاب اسلامی یا «شریان» است.

ماجرا از همین‌جا به سرعت از یک اختلاف معمول پارلمانی فراتر رفت. زارعی مدعی شد طراح این ایده در جلسه مجلس با واکنش تند نمایندگان مواجه شده و پس از آن که محمدباقر قالیباف اطلاعات تازه‌ای در اختیار نمایندگان قرار داده، فضای جلسه علیه او تغییر کرده است. او حتی از «هو شدن» طراح سخن گفت و تهدید کرد اگر آنچه «شانتاژ» می‌خواند ادامه پیدا کند، اطلاعات بیشتری درباره فرد و جریان سیاسی موردنظر منتشر خواهد کرد.

اما دقیقاً همین‌جا باید یک خط روشن کشید. آنچه اکنون وجود دارد، ادعای یک نماینده مجلس درباره طرحی است که خودش آن را کودتا نامیده و هنوز سند عمومی و مستقلی منتشر نشده که نشان دهد طرح مشخصی برای برکناری مسعود پزشکیان، مجبور کردن او به استعفا یا برگزاری انتخابات زودهنگام وجود داشته است. حتی معلوم نیست «طرح کودتایی» مورد اشاره زارعی دقیقاً چه بوده؛ فقط یک اقدام پارلمانی، مجموعه‌ای از فشارهای سیاسی، طرحی برای استیضاح و زمین‌گیر کردن دولت یا صرفاً توصیفی اغراق‌آمیز از یک پیشنهاد سیاسی است؟

بااین‌حال اهمیت این ماجرا الزاماً در اثبات وجود یک «کودتا» نیست. اهمیت آن در چیزی است که این افشاگری درباره ساختار قدرت در مجلس و شکاف‌های داخل جریان اصولگرا آشکار می‌کند؛ شکافی که در یک سوی آن دولت پزشکیان قرار گرفته، در سوی دیگر رادیکال‌های مجلس و در میانه آن محمدباقر قالیباف که اکنون هم‌زمان با فشار بر دولت، با چالشی برای اقتدار خود در مجلس و درون جریان اصولگرا مواجه است.

کلمه‌ای که به سوی صاحبش برگشت

در این میان انتخاب واژه «کودتا» اتفاقاً یکی از جذاب‌ترین وجوه ماجراست. زیرا این کلمه برای حمید رسایی و بخشی از نیروهای نزدیک به او واژه‌ای ناشناخته نیست.

پیش از این، در دوره شکل‌گیری رقابت انتخاباتی برای مجلس دوازدهم، رسانه‌ها گزارش داده بودند که رسایی و نیروهای نزدیک به شریان در حملات خود علیه محمدباقر قالیباف از تعابیری نظیر «دیکتاتوری پارلمانی» و حتی «کودتای پارلمانی» استفاده کرده‌اند. گزارش‌های مربوط به فعالیت شریان در آستانه انتخابات مجلس نیز نشان می‌داد که مقابله با قالیباف از همان ابتدا یکی از محورهای جدی اختلاف این طیف با جریان نزدیک به رئیس مجلس بوده است.

در واقع، پیش از آن که زارعی از «کودتا علیه دولت پزشکیان» حرف بزند، «کودتا» بخشی از ادبیات جنگ سیاسی رادیکال‌ها علیه قالیباف بود. حالا همان واژه تغییر جهت داده و از سوی یکی از نمایندگان اصولگرا برای توصیف رفتار جریانی به کار رفته که رسایی از چهره‌های شاخص آن است.

این تغییر جهت واژگان اهمیت دارد؛ چون نشان می‌دهد درگیری موجود فقط نزاع بر سر پزشکیان نیست. یک جنگ معنایی نیز در جریان است؛ جنگی که در آن هر طرف تلاش می‌کند دیگری را نه یک رقیب سیاسی مشروع، بلکه نیرویی معرفی کند که قواعد عادی سیاست را برهم می‌زند.

وقتی رسایی از «کودتای پارلمانی» سخن می‌گفت، قالیباف در جایگاه متهم قرار داشت؛ امروز که زارعی از «طرح کودتایی» حرف می‌زند، به ظاهر بخشی از همان طیف رادیکال در جایگاه متهم نشسته است.

شریان از کجا آمد؟

برای فهم این نزاع باید چند سال به عقب بازگشت. شبکه راهبردی یاران انقلاب اسلامی، موسوم به شریان، در اسفند ۱۴۰۱ اعلام موجودیت کرد و در نخستین مجمع آن چهره‌هایی مانند مهرداد بذرپاش حضور داشتند و ابوالقاسم جراره به عنوان دبیرکل انتخاب شد. حضور بذرپاش از همان ابتدا باعث شد برخی رسانه‌ها این تشکل را به او نسبت دهند؛ هرچند اعضای شریان بعدها رابطه تشکیلاتی او با مجموعه را رد کردند. حمید رسایی نیز از چهره‌های اصلی این جریان شد و در گزارش‌های آن دوره از او به عنوان مسئول یا عضو محوری کمیته انتخاباتی شریان نام برده شد.

شریان درست در مقطعی وارد سیاست رسمی شد که رقابت درونی اصولگرایان برای مجلس دوازدهم شدت گرفته بود. مسئله فقط رقابت با اصلاح‌طلبان نبود؛ بخش بزرگی از کشمکش بر سر این بود که چه طیفی قرار است در خود اردوگاه اصولگرایی دست بالا را داشته باشد.

قالیباف و نیروهای نزدیک به او یک سوی این رقابت بودند و جریان‌هایی مانند شریان و بخش‌هایی از جبهه پایداری در سوی دیگر. حتی پیش از انتخابات مجلس، برخی گزارش‌های رسانه‌ای هدف انتخاباتی شریان را تلاش برای تضعیف یا کنار زدن قالیباف توصیف می‌کردند.

با آغاز مجلس دوازدهم نیز این اختلاف تمام نشد. تنها چند روز پس از آغاز به کار مجلس، قالیباف و رسایی وارد نخستین مشاجرات علنی خود شدند و در ماه‌های بعد اختلاف بر سر هیأت‌رئیسه، مدیریت مجلس و نحوه اداره صحن ادامه پیدا کرد. بنابراین، آنچه امروز در قالب اختلاف بر سر دولت پزشکیان ظاهر شده، ادامه یک رقابت قدیمی‌تر است: رقابت برای تعریف اینکه «مرکز ثقل اصولگرایی» کجاست؟

پزشکیان؛ میدان تازه یک جنگ قدیمی

پیروزی مسعود پزشکیان در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳، زمین بازی این رقابت را تغییر داد. مخالفان رادیکال دولت اکنون هدف تازه‌ای داشتند: دولتی که از نظر آنها در سیاست داخلی، سیاست خارجی و به‌خصوص مسئله مذاکره و تعامل با غرب، در مسیری متفاوت حرکت می‌کرد.

از این نقطه، فشار بر دولت پزشکیان و رقابت با قالیباف به تدریج روی یکدیگر افتاد. برای طیف رادیکال، موضوع فقط این نبود که دولت پزشکیان عقب‌نشینی کند. قالیباف نیز به دلیل مواضع متفاوت خود درباره سیاست خارجی و ضرورت حفظ امکان دیپلماسی، بارها در مقابل همان طیف قرار گرفت و به این ترتیب هر بار که دولت زیر فشار قرار می‌گرفت، رئیس مجلس ناچار بود تصمیم بگیرد تا چه اندازه با این فشار همراه شود؛ و هر بار که در برابر آن مقاومت می‌کرد، خودش به هدف بعدی تبدیل می‌شد.

در طرح «کودتا»، شاید نزاع اصلی بر سر آرایش آینده قدرت در داخل جمهوری اسلامی و به‌خصوص درون جریان اصولگراست و از این زاویه، افشاگری زارعی نه پایان ماجرا، بلکه آغاز پرسشی جدی‌تر است که آیا بخش رادیکال مجلس صرفاً می‌خواهد دولت پزشکیان را مهار کند، یا فشار بر دولت بخشی از تلاشی بزرگ‌تر برای تغییر توازن قدرت است

این همان رابطه‌ای است که امروز می‌توان آن را فشار از کانال پزشکیان به قالیباف و از کانال قالیباف به پزشکیان نامید؛ و اگر قالیباف اجازه دهد نیروهای رادیکال دولت را بدون محدودیت تحت فشار قرار دهند، اقتدار رئیس‌جمهور تضعیف می‌شود و در عین حال وزن سیاسی همان نیروهایی در مجلس افزایش می‌یابد که سال‌هاست برای تضعیف خود قالیباف تلاش می‌کنند. اگر نیز مقابل آنها بایستد، متهم به حمایت از دولت، سازش یا فاصله گرفتن از نیروهای «انقلابی» می‌شود .پس پزشکیان، ناخواسته، به میدان تازه‌ای برای تسویه‌حساب قدیمی درون اصولگرایی تبدیل شده است.

استعفا؛ حلقه مفقوده ماجرا

در این میان ماجرای استعفای پزشکیان اهمیت ویژه‌ای دارد. در مرداد امسال، پس از انتشار ادعاهایی از سوی محمدباقر خرازی درباره استعفاهای مکرر پزشکیان، حمید رسایی دوباره از رئیس‌جمهور خواست استعفا دهد تا ادعای خرازی درباره پذیرفته شدن استعفای احتمالی او «راستی‌آزمایی» شود. پزشکیان نیز در همان مقطع صریحاً اعلام کرد استعفا نخواهد داد. این موضع رسایی به خودی خود اثبات نمی‌کند که برنامه‌ای سازمان‌یافته برای برگزاری انتخابات زودهنگام وجود داشته است؛ اما نشان می‌دهد بحث کنار رفتن پزشکیان، دست‌کم در سطح گفتمان سیاسی بخشی از مخالفان دولت، موضوعی واقعی بوده است.

از همین رو، ادعای جدید زارعی درباره «طرح کودتایی» در خلأ مطرح نشده است. در ماه‌های گذشته بارها شایعه 

استعفای رئیس‌جمهور، احتمال کناره‌گیری او یا ضرورت تغییر دولت در فضای سیاسی و رسانه‌ای مطرح شده است.

اما فاصله میان «خواستن استعفای رئیس‌جمهور» و «طراحی کودتا» همچنان بسیار زیاد است و این فاصله را تنها انتشار اطلاعات بیشتر می‌تواند پر کند.

سه جنگ در یک مجلس

آنچه اکنون پیش روی ماست، در واقع سه نزاع هم‌زمان است. نزاع نخست، میان دولت و رادیکال‌ها در جریان است. بخشی از نمایندگان و جریان‌های اصولگرا دولت پزشکیان را در سیاست خارجی، اقتصاد، مذاکرات و شیوه اداره کشور به شدت نقد می‌کنند و از ابزارهای پارلمانی، رسانه‌ای و سیاسی برای افزایش فشار بر دولت استفاده کرده‌اند.

نزاع دوم، میان قالیباف و رادیکال‌هاست؛ نزاعی که سال‌هاست ادامه دارد و ریشه آن به رقابت برای کنترل مجلس و رهبری سیاسی درون اردوگاه اصولگرایی بازمی‌گردد.

اهمیت ادعای زارعی الزاماً در اثبات وجود یک «کودتا» نیست. اهمیت آن در چیزی است که این افشاگری درباره ساختار قدرت در مجلس و شکاف‌های داخل جریان اصولگرا آشکار می‌کند؛ شکافی که در یک سوی آن دولت پزشکیان قرار گرفته، در سوی دیگر رادیکال‌های مجلس و در میانه آن محمدباقر قالیباف که اکنون هم‌زمان با فشار بر دولت، با چالشی برای اقتدار خود در مجلس و درون جریان اصولگرا مواجه است

اما نزاع سوم شاید از هر دو مهم‌تر باشد و این جا اختلاف بر سر حد و مرز مخالفت سیاسی است. حتی در یک مجلس عمدتاً اصولگرا، ظاهراً بر سر این پرسش توافق وجود ندارد که فشار بر یک دولت مستقر تا کجا می‌تواند پیش برود و آیا مخالفت باید در قالب سؤال، استیضاح و نقد باقی بماند یا می‌تواند به پروژه‌ای برای فرسوده کردن دولت و سوق دادن آن به استعفا تبدیل شود؟ روایت زارعی، اگر دقیق باشد، نشان می‌دهد بخشی از مجلس معتقد است خطی وجود دارد که مخالفان دولت از آن عبور کرده‌اند.

قالیباف؛ مدافع پزشکیان یا مدافع موقعیت خود؟

در این میان اما اشتباه است اگر رفتار قالیباف را صرفاً دفاع از پزشکیان تعبیر کنیم. رئیس مجلس در این نزاع از یک سو با دولتی مواجه است که در بسیاری مسائل سیاسی و اقتصادی با آن اختلاف دارد و از سوی دیگر با جریانی در مجلس روبه‌روست که قدرت گرفتن آن می‌تواند موقعیت خود او را نیز تهدید کند. از این منظر، مقاومت قالیباف در برابر برخی اقدامات رادیکال‌ها هم‌زمان دو نتیجه دارد که حفظ ثبات دولت و حفظ اقتدار ریاست مجلس از آن جمله است.

همین موضوع یکی از پیچیده‌ترین ائتلاف‌های امروز سیاست ایران را ساخته است؛ پزشکیان و قالیباف الزاماً متحد سیاسی نیستند، اما در برابر جریانی که خواهان افزایش فشار بر هر دوی آنهاست، در نقاطی منافع مشترک پیدا می‌کنند.

در مقابل، رادیکال‌ها نیز با حمله به پزشکیان عملاً قالیباف را وادار به انتخاب می‌کنند که یا همراهی با آنها باشد و یا پذیرش هزینه قرار گرفتن در کنار دولت. به همین دلیل است که هر حمله به پزشکیان می‌تواند حمله‌ای غیرمستقیم به قالیباف باشد و هر مقاومت قالیباف نیز به کاهش فشار بر دولت منجر شود.

«کودتا» فعلاً یک سؤال است، نه پاسخ

زارعی ادعایی بسیار سنگین مطرح کرده و اگر بر آن اصرار دارد، مسئولیت ارائه جزئیات نیز برعهده اوست. افکار عمومی باید بداند منظور از «طرح کودتایی» چه بوده، چه کسی آن را مطرح کرده، سازوکارش چه بوده و اطلاعاتی که قالیباف در جلسه ارائه کرده دقیقاً چه چیزی را تغییر داده و تا آن زمان، نسبت دادن قطعی طرح برکناری دولت یا انتخابات زودهنگام به شریان یا رسایی از محدوده اسناد موجود فراتر می‌رود.

اما حتی اگر هیچ «کودتایی» به معنای واقعی کلمه در کار نبوده باشد، افشاگری زارعی یک واقعیت را آشکار کرده که رقابت در درون جریان اصولگرا وارد مرحله تازه‌ای شده؛ مرحله‌ای که در آن دیگر اختلاف فقط درباره پزشکیان نیست.

در واقع شاید نزاع اصلی بر سر آرایش آینده قدرت در داخل جمهوری اسلامی و به‌خصوص درون جریان اصولگراست و از این زاویه، افشاگری زارعی نه پایان ماجرا، بلکه آغاز پرسشی جدی‌تر است که آیا بخش رادیکال مجلس صرفاً می‌خواهد دولت پزشکیان را مهار کند، یا فشار بر دولت بخشی از تلاشی بزرگ‌تر برای تغییر توازن قدرتی است که هم پزشکیان در پاستور و هم قالیباف در بهارستان نماینده آن شده‌اند؟

برای پاسخ قطعی هنوز سند بیشتری لازم است. اما یک چیز همین حالا روشن شده؛ جنگی که زمانی با عبارت «کودتای پارلمانی» علیه قالیباف آغاز شده بود، حالا با اتهام «کودتا علیه دولت» به همان اردوگاه بازگشته و در سیاست امروز ایران، کلمات نیز مانند ائتلاف‌ها جابه‌جا می‌شوند؛ و این‌بار «کودتا» کلمه‌ای است که مسیرش، بخشی از نقشه واقعی نزاع قدرت را نشان می‌دهد.