فرجام ژنرال در اتاقهای تاریک سئول
سرنوشت امیر
آریا طاری
جامجهانی ۲۰۲۶ با تمام بیمها و امیدهایش برای فوتبال ایران به پایان رسید، اما پسلرزههای سهمگین آن در خیابان سئول تهران تازه آغاز شده است. برای امیر قلعهنویی، رویاهایی که با وعده بزرگ جوانگرایی و شکستن طلسم نیمقرن ناکامی در قاره کهن بافته شده بود، در چمنهای جامجهانی به شکلی تلخ رنگ باخت. پذیرش سه تساوی متوالی، کسب تنها سه امتیاز و از همه ناامیدکنندهتر، ثبت رکورد مسنترین ترکیب تاریخ جامجهانی به نام ایران، تمام آن چیزی بود که از بزرگترین رویداد فوتبالی جهان برای یوزهای ایرانی به جا ماند. حالا در فاصله حدود ۶ماه مانده به جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷، نیمکت تیم ملی ایران بیشتر از آنکه به یک جایگاه فنی و تاکتیکی شباهت داشته باشد، به یک انبار باروت لرزان بدل شده است. قرارداد سرمربی کهنهکار فوتبال ایران به پایان تیرماه ۱۴۰۵ رسیده و بوی تغییر، بیش از هر زمان دیگری در راهروهای فدراسیون فوتبال استشمام میشود. اما آنچه این روزها سرنوشت تیم ملی را در هالهای از ابهام و شایعات قرار داده، تنها مسائل فنی و کارنامه ناامیدکننده جام جهانی نیست؛ بلکه پشت پردهای از ارقام نجومی و اختلافات مالی عمیق است که رابطه امیر و مدیران فدراسیون را به مرز فروپاشی کامل کشاند.
چرخش روزگار علیه امیر قلعهنویی شتابی باورنکردنی به خود گرفته است. او که تا پیش از جامجهانی ۲۰۲۶ از حمایتهای ویژه و بیچونوچرای مسئولان فدراسیون برخوردار بود و بارها اعلام شده بود که برنامهریزی فدراسیون برای تداوم حضور او تا جام ملتهای ۲۰۲۷ و حتی جامجهانی ۲۰۳۰ است، حالا خود را در تنهاترین موقعیت ممکن میبیند. روزهای ابتدایی هفته جدید، روزهایی فوقالعاده سرنوشتساز برای آینده فوتبال ایران خواهد بود. اعضای ۱۱نفره هیاترئیسه فدراسیون فوتبال قرار است در جلسهای اضطراری و پشت درهای بسته، پرونده تمدید قرارداد او را روی میز بگذارند. شنیدهها از منابع آگاه حاکی از آن است که ورق کاملا برگشته و بیش از ۵۰ درصد اعضای این هیئت، یعنی اکثریتی قاطع، دیگر تمایلی به تمدید قرارداد و ادامه حضور قلعهنویی روی نیمکت ایران ندارند. مهدی تاج، رئیس فدراسیون، شاید آخرین و تنهاترین حامی بزرگ امیر در این عمارت باشد؛ مردی که در حاشیه مراسم قرعهکشی فصل جدید لیگ برتر فوتسال تلاش کرد با دیپلماسی سکوت فضا را آرام جلوه دهد، اما مصاحبههای کنایهآمیز و ضدونقیض سایر اعضای هیئترئیسه، به خوبی نشان داد که هیچگونه اتفاقنظری برای بقای ژنرال وجود ندارد. مخالفان سرسخت او معتقدند که وعدههای سرمربی محقق نشده و با توجه به جو منفی افکار عمومی، زمان آن رسیده که خونی تازه در رگهای نیمکت تیم ملی تزریق شود.
بر اساس آخرین اطلاعات درز کرده از جلسات محرمانه، فدراسیون فوتبال با توجه به عملکرد ضعیف تیم ملی در جامجهانی و حذف در مرحله گروهی، رقمی در حدود ۳۰میلیارد تومان را برای تمدید قرارداد یکساله به امیر قلعهنویی پیشنهاد داده است؛ اما پاسخ و درخواست متقابل قلعهنویی، شوک بزرگی به ساختمان فدراسیون وارد کرد. گفته میشود خواسته سرمربی تیم ملی برای امضای قرارداد جدید، رقمی بیش از سه برابر پیشنهاد فدراسیون است؛ یعنی عددی که به مرز ۱۰۰میلیارد تومان نزدیک میشود!
اما داستان زمانی جذابتر، دراماتیکتر و البته پیچیدهتر میشود که پای ماشین حساب و ارقام نجومی به این معامله فوتبالی باز میشود. اختلافات مالی میان قلعهنویی و فدراسیون، فراتر از یک چانهزنی ساده و متعارف فوتبالی است؛ این یک جنگ تمامعیار بر سر میلیاردها تومان بودجه عمومی است. بر اساس آخرین اطلاعات درز کرده از جلسات محرمانه، فدراسیون فوتبال با توجه به عملکرد ضعیف تیم ملی در جامجهانی و حذف در مرحله گروهی، رقمی در حدود ۳۰میلیارد تومان را برای تمدید قرارداد یکساله به امیر قلعهنویی پیشنهاد داده است؛ عددی که از نظر مدیران فدراسیون با توجه به شرایط اقتصادی کشور و خروجی فنی تیم کاملا منصفانه و معقول است. اما پاسخ و درخواست متقابل قلعهنویی، شوک بزرگی به ساختمان فدراسیون وارد کرد. گفته میشود خواسته سرمربی تیم ملی برای امضای قرارداد جدید، رقمی بیش از سه برابر پیشنهاد فدراسیون است؛ یعنی عددی که به مرز ۱۰۰میلیارد تومان نزدیک میشود! این اختلاف فاحش و چشمگیر، تمدید قرارداد را به یک گره کور تبدیل کرده است. فدراسیون فوتبال از یک سو توانایی و البته مشروعیت پرداخت چنین بودجه سنگینی را برای کادر فنی ناکام خود ندارد و در مقابل، ژنرال فوتبال ایران نیز حاضر نیست از مواضع مالی و سقف درخواستی خود حتی یک گام عقبنشینی کند. این شکاف عمیق مالی، بیش از هر تاکتیک اشتباهی در زمین مسابقه، آینده نیمکت ایران را تهدید میکند.
از پاداش کلان ۳۵۰میلیارد تومانی که برای صعود ایران به جام جهانی تخصیص یافته بود، رقم خیرهکننده و بیسابقه ۱۴۰میلیارد تومان مستقیما به حساب شخص امیر قلعهنویی واریز شد؛ رقمی که معادل سهم بزرگی از کل پاداش یک ملت و یک فدراسیون برای صعود بود. اما آنچه خشم شدید و پنهان فدراسیوننشینان را برانگیخت و به یک چالش مدیریتی بزرگ تبدیل شد، رفتار و اولتیماتوم عجیب سرمربی در اردوی تیم ملی بود.
گزارشهای موثق نشان میدهند که پیش از بازی حساس و سرنوشتساز برابر نیوزیلند، قلعهنویی صراحتا تهدید کرده بود که اگر این پاداش سنگین ۱۴۰میلیارد تومانی تا پیش از سوت آغاز بازی و به صورت کامل به حسابش واریز نشود، هرگز روی نیمکت تیم ایران نخواهد نشست و هدایت تیم را در زمین رها خواهد کرد! این گروکشی مالی در حساسترین برهه ملی، زخمی عمیق و کهنه بر پیکر رابطه فدراسیون و سرمربی گذاشت؛ زخمی که با ناکامی بزرگ در جامجهانی، دوباره دهان باز کرده و اکنون به ابزار اصلی مخالفان برای برکناری او تبدیل شده است.
اکنون فوتبال ایران در یک پیچ تاریخی و سرنوشتساز قرار گرفته است. دو فیفادی حیاتی و سرنوشتساز در پیش است و تنها حدود ۶ماه تا آغاز مسابقات جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ زمان باقی مانده؛ مسابقاتی که برای مردمان خسته از انتظار قهرمانی، حکم مرگ و زندگی را دارد. آیا مهدی تاج میتواند در جلسه سرنوشتساز روزهای آینده، ورق را به نفع دوست قدیمیاش برگرداند و اعضای مخالف و خشمگین هیئترئیسه را مجاب به عقبنشینی کند؟ یا اینکه اولتیماتومهای مالی گذشته، خواستههای نجومی ۱۰۰میلیاردی فعلی و کارنامه ناامیدکننده جامجهانی ۲۰۲۶، پایانی تلخ و جنجالی را برای دومین دوره سرمربیگری امیر قلعهنویی رقم خواهد زد؟ کدهای معناداری که این روزها از راهروهای تاریک فدراسیون به گوش میرسد، همگی بوی تغییر و وداع میدهند. شاید در روزهای آینده، صندلی داغ نیمکت تیم ملی صاحب جدیدی پیدا کند؛ سرمربی جدیدی که فارغ از جنجالهای میلیاردی، رویای نیمقرنی ایران را در قاره کهن به حقیقت پیوند بزند. شمارش معکوس برای آینده ژنرال آغاز شده است.
دیدگاه تان را بنویسید