تغییر چهره

 آریا طاری

در روزهایی که چشم‌های تمام فوتبال‌دوستان جهان به مستطیل‌های سبز مسابقات جام‌جهانی ۲۰۲۶ دوخته شده و تب فوتبال در بالاترین نقطه خود می‌سوزد، در تهران و در حوالی ساختمان سعادت‌آباد، توفانی سهمگین در حال شکل‌گیری است. شاید برای بسیاری از هوادارانی که غرق در تماشای نبرد ستارگان در جام‌جهانی هستند، اخبار داخلی کمی کم‌رنگ‌تر به نظر برسد، اما آنچه در لایه‌های پنهان و پیدای باشگاه پرسپولیس می‌گذرد، دست‌کمی از یک زلزله بزرگ ورزشی ندارد. شکاف‌های عمیق میان تیم مدیریتی فعلی و مالکان جدید باشگاه، یعنی مدیران ارشد بانک شهر، حالا دیگر از پشت درهای بسته به تیتر یک رسانه‌ها کشیده شده است. پرسپولیس، در یکی از پیچیده‌ترین و شاید عجیب‌ترین برهه‌های تاریخی خود، در حال تجربه یک دولت موازی است؛ جایی که سرمربی روی نیمکت است اما شخص دیگری بازیکن می‌خرد و مدیرعامل در دفترش نشسته، اما مالکان در حال امضای حکم جانشین او هستند! 

برای درک بهتر این کلاف سردرگم، باید کمی به عقب برگردیم. پس از وقوع جنگ ۴۰‌روزه و توقف ناگزیر مسابقات، جدول لیگ برتر بیست‌وپنجم در شرایطی کاملا استثنایی فریز شد. پرسپولیس در این جدول متوقف‌شده، در رتبه ناامیدکننده ششم قرار گرفت؛ جایگاهی که نه با تاریخچه باشگاه هم‌خوانی دارد و نه با انتظارات هوادارانی که در دو فصل اخیر روزهای پرالتهاب و ناکامی را سپری کرده‌اند. اما مدیران فعلی باشگاه، یعنی پیمان حدادی (سرپرست/مدیرعامل) و محسن خلیلی (معاون ورزشی)، برای فرار از این بن‌بست و زنده نگه داشتن شانس کسب سهمیه آسیایی، ایده‌ای عجیب را روی میز گذاشتند؛ برگزاری یک تورنمنت سه‌جانبه. این ایده در حالی مطرح شد که دو ضلع دیگر این تورنمنت فرضی، یعنی گل‌گهر سیرجان و چادرملو اردکان، صراحتا با برگزاری آن مخالفت کرده‌اند. از سوی دیگر، نام گل‌گهر پیش‌تر به عنوان سومین نماینده آسیایی ایران به صورت رسمی اعلام شده است. با این وجود، مدیریت پرسپولیس با سماجتی عجیب، تمرینات آماده‌سازی تیم را آغاز کرد و حتی زمینه بازگشت بازیکنان و مربیان خارجی به تهران را فراهم آورد تا نشان دهد همچنان برای این تورنمنت لغوشده، عزم جزم دارد. این پافشاری، بیش از آنکه یک استراتژی ورزشی باشد، به تلاشی مستاصلانه برای حفظ جایگاه مدیریتی در برابر مالکان ناراضی شباهت دارد.

در حالی که مدیریت باشگاه در تلاش بود تا با کشاندن کادر فنی به تهران، تصویری از ثبات را مخابره کند، در حاشیه تمرین روز سه‌شنبه، آتش زیر خاکستر شعله‌ور شد. اوسمار ویرا، سرمربی برزیلی سرخ‌پوشان، در مصاحبه‌ای تند و بی‌سابقه، پرده از اتفاقات عجیبی برداشت. او صراحتا اعلام کرد تا زمانی که وضعیت تمدید قراردادش به صورت قطعی مشخص نشود، هیچ لیستی برای نقل‌وانتقالات تابستانی ارائه نخواهد داد. صحبت‌های اوسمار تنها یک هشدار ساده نبود؛ این کلمات تلویحا تایید می‌کرد که در روزهای اخیر، فرایند جذب بازیکنان جدید و تحرکات باشگاه در بازار تابستانه، کاملا بدون نظر و تایید او در حال انجام است. سرمربی برزیلی که از مشروط بودن قراردادش برای فصل آینده آگاه است، حالا خود را در نقش پادشاهی می‌بیند که قلمرواش توسط دیگران اداره می‌شود. اما چرا اوسمار به این نقطه رسید؟ واقعیت این است که پس از نتایج ضعیف در نیمه دوم لیگ بیست‌وپنجم، مالکان باشگاه به شدت برای ادامه همکاری با او مردد شده‌اند. وقتی به این تردید فنی، رقم درخواستی سنگین اوسمار که با آپشن‌هایش به مرزی نزدیک به دو ‌میلیون دلار می‌رسد هم اضافه می‌شود، پازل عبور از اوسمار برای مالکان باشگاه تکمیل می‌شود. مدیران بانک شهر دیگر حاضر نیستند روی گزینه‌ای که هم گران‌قیمت است و هم کارنامه اخیرش چنگی به دل نمی‌زند، قمار کنند. 

پرسپولیس مدل تابستان ۱۴۰۵، تصویری از یک پارادوکس بزرگ است. تیمی که همزمان دو مدیر و دو سرمربی (یکی در سایه و یکی روی صحنه) دارد. پروژه کاشانی-اسکوچیچ با سرعت در حال پیشروی است و تیم حدادی-اوسمار در حال گذراندن آخرین روزهای مقاومت خود هستند

آنچه این روزها پرسپولیس را به یک سوژه داستانی جذاب تبدیل کرده، تضاد عمیق و علنی میان دو قطب قدرت در باشگاه است. از یک سو، حدادی و خلیلی در ساختمان سعادت‌آباد نشسته‌اند و در مصاحبه‌های‌شان با قاطعیت اعلام می‌کنند که اوسمار ویرا تنها گزینه آنها برای هدایت تیم است. آنها حتی در روزهای گذشته تلاش کرده‌اند تا با چانه‌زنی، رقم قرارداد این مربی برزیلی را کاهش دهند و او را برای ماندن متقاعد کنند. اما در سوی دیگر میدان، در دفاتر مجلل و برج‌های شیشه‌ای مدیران بانک شهر به عنوان مالک عمده سهام باشگاه، سناریویی کاملا متفاوت در حال نگارش است. مسئولان بانک شهر که از دور شدن پرسپولیس از عصر طلایی‌اش و حواشی دو فصل اخیر به شدت کلافه شده‌اند، تصمیم گرفته‌اند از نقش یک عابربانک منفعل خارج شده و با مداخله مستقیم، کنترل کامل امور ورزشی و مدیریتی تیم را به دست بگیرند. آنها دیگر به تصمیمات حدادی و خلیلی اعتمادی ندارند و همین بی‌اعتمادی، باعث ایجاد یک شکاف مدیریتی بزرگ و بی‌سابقه در تاریخ باشگاه شده است.

نخستین نشانه از این دخالت مستقیم و نادیده گرفتن مدیریت فعلی، در ماجرای انتخاب مدیر (سرپرست) جدید تیم خود را نشان داد. در حالی که سال‌هاست نیمکت پرسپولیس با حضور افشین پیروانی خو گرفته است، مالکان باشگاه در اقدامی غافلگیرکننده، پروژه عبور از او و انتخاب خداداد عزیزی را کلید زده‌اند. نکته حیرت‌انگیز ماجرا اینجاست که در مسیر مذاکره با حماسه‌ساز ملبورن، نه پیمان حدادی و نه محسن خلیلی، هیچ‌گونه نقشی نداشته‌اند. خداداد عزیزی مستقیما با مقامات ارشد بانک شهر بر سر میز مذاکره نشسته و گفت‌وگو کرده است. این اتفاق پیام روشنی برای تیم مدیریتی فعلی داشت؛ ما مالکان باشگاه هستیم و نیازی به واسطه‌ها نداریم. 

عدم رضایت مالکان از عملکرد تیم مدیریتی فعلی دیگر یک راز مگو نیست. گزارش‌های موثق حاکی از آن است که ماشین تغییرات مدیریتی در پرسپولیس روشن شده است. نمایندگان بانک شهر در روزهای گذشته با چهره‌های مختلفی برای به دست گرفتن سکان مدیریت باشگاه مذاکره کرده‌اند

عدم رضایت مالکان از عملکرد تیم مدیریتی فعلی، به ویژه محسن خلیلی، دیگر یک راز مگو نیست. گزارش‌های موثق حاکی از آن است که ماشین تغییرات مدیریتی در پرسپولیس روشن شده و در حال حرکت است. نمایندگان بانک شهر در روزهای گذشته با چهره‌های مختلفی برای به دست گرفتن سکان مدیریت باشگاه مذاکره کرده‌اند. در میان تمام گزینه‌ها، یک نام بیش از بقیه می‌درخشد؛ حبیب کاشانی. چهره‌ای کاملا شناخته‌شده در اتمسفر فوتبال ایران که تجربه توامان در عرصه‌های مدیریت سیاسی و ورزشی را در کارنامه دارد. کاشانی که پیش از این نیز در مقاطع حساس و بحرانی (مانند سال‌های طلایی اواخر دهه ۸۰ با افشین قطبی) مدیریت پرسپولیس را بر عهده داشته، حالا جدی‌ترین گزینه مالکان برای جانشینی پیمان حدادی است. بانک شهر به مدیری نیاز دارد که هم وزن اجتماعی بالایی داشته باشد، هم بتواند حواشی رختکن را جمع کند و هم ارتباطات قدرتمندی برای حل مشکلات مالی و ساختاری باشگاه داشته باشد؛ ویژگی‌هایی که آنها در حبیب کاشانی پیدا کرده‌اند. به نظر می‌رسد روزهای حضور حدادی در صندلی مدیریت به شماره افتاده است.

اگر فکر می‌کنید تغییرات فقط به صندلی مدیرعامل و سرپرست ختم می‌شود، سخت در اشتباهید. بزرگ‌ترین جنجال، روی نیمکت مربیگری در حال رخ دادن است. در همان لحظاتی که حدادی و خلیلی در حال چک‌وچانه زدن با مدیربرنامه‌های اوسمار برای کاهش مبلغ قرارداد هستند، مالکان باشگاه در حال توافق نهایی با گزینه مورد علاقه خودشان هستند؛ دراگان اسکوچیچ. سرمربی سابق تیم ملی ایران و تراکتور که شناخت بسیار دقیق و عمیقی از فوتبال ایران و حواشی آن دارد، گزینه ایده‌آل مالکان برای ایجاد یک شوک مثبت در تیم است. مذاکرات با این مرد کروات روندی بسیار مثبت داشته و گفته می‌شود معارفه او به عنوان سکان‌دار جدید ارتش سرخ، اصلا اتفاق دور از ذهنی نیست. شکل‌گیری زوج کاشانی-اسکوچیچ در بخش مدیریت و فنی، دقیقا همان سناریوی اصلی است که در اتاق‌فکرهای بانک شهر طراحی شده و حالا در حال اجراست.

اوج درام و شاید بخش عجیب و جنجالی این روزهای پرسپولیس، در بازار نقل‌وانتقالات تابستانی در حال رقم خوردن است. وضعیتی که می‌توان آن را بازار نقل‌وانتقالات ارواح نامید! در حالی که اوسمار ویرا هنوز به طور رسمی سرمربی تیم است (اما قهر کرده و لیستی نداده)، مالکان باشگاه در اقدامی جسورانه و با چراغ سبز دراگان اسکوچیچ (که هنوز رسما سرمربی نشده!) وارد بازار شده‌اند تا شاه‌ماهی‌های نقل‌وانتقالات را صید کنند. لیست بازیکنانی که در حال مذاکره با نماینده مالکان هستند، نشان از یک ولخرجی بزرگ و تغییر نسل جدی در پرسپولیس دارد؛ مهدی تیکدری‌نژاد گزینه‌ای برای تقویت سمت راست خط دفاعی و هافبک که مذاکراتش در مراحل پایانی است، کسری طاهری مهاجم جوان و آینده‌دار فوتبال ایران، محمدامین حزباوی مدافع مستحکم و لژیونر که بازگشتش می‌تواند خط دفاعی را بیمه کند، آریا یوسفی پدیده جوان که قابلیت بازی در چند پست را دارد و مهدی لیموچی وینگر تکنیکی و سرعتی که چشم بسیاری از تیم‌ها به دنبال اوست. در این میان به جز تیکدری‌نژاد که شرایط انتقالش هموارتر است، سایر این ستاره‌ها تحت قرارداد باشگاه‌های خود هستند و حضورشان در پرسپولیس نیازمند پرداخت مبالغ سنگین برای دریافت رضایت‌نامه است. مالکان باشگاه (بانک شهر) با ورود مستقیم به این ماجرا، قصد دارند با یک قدرت‌نمایی مالی و انجام خریدهای پرسروصدا، نه‌تنها نبض بازار تابستانه را به دست بگیرند، بلکه به هواداران ثابت کنند که برای بازگرداندن پرسپولیس به مسیر قهرمانی، از هیچ هزینه‌ای دریغ نخواهند کرد؛ حتی اگر این کار به قیمت نادیده گرفتن کامل کادر فنی و مدیریتی فعلی تمام شود.

پرسپولیس مدل تابستان ۱۴۰۵، تصویری از یک پارادوکس بزرگ است. تیمی که همزمان دو مدیر و دو سرمربی (یکی در سایه و یکی روی صحنه) دارد. در حالی که صدای سوت پایان مسابقات جام‌جهانی به زودی به صدا درخواهد آمد، سوت آغاز یک نبرد تمام‌عیار در پرسپولیس تازه دمیده شده است. هوادارانی که با نگرانی اخبار را دنبال می‌کنند، حالا می‌دانند که زیر پوست باشگاه‌شان چه می‌گذرد. پروژه کاشانی-اسکوچیچ با سرعت در حال پیشروی است و تیم حدادی-اوسمار در حال گذراندن آخرین روزهای مقاومت خود هستند. به زودی، پرده‌ها فرو خواهد افتاد و چهره جدید پرسپولیس، با ترکیبی از ستارگان تازه وارد، یک مدیر کارکشته و یک سرمربی نام‌آشنای کروات، رونمایی خواهد شد. روزهای آینده برای پرسپولیس، روزهایی پر از اخبار داغ، تیترهای جنجالی و تغییرات بنیادین خواهد بود؛ توفانی که شاید همان چیزی باشد که این تیم خسته، برای بیدار شدن از خواب زمستانی‌اش به آن نیاز داشت.