روسیه در پی تشدید تقابل با ناتو بر سر اوکراین، به تهدید هستهای روی آورد؛
جنگ اتمی؛ بازدارندگی یا بلوف سیاسی؟!
رامین پرتو
پس از آنکه تنشهای مرتبط با پرونده ایران و ایالات متحده تا حدی فروکش کرد، بار دیگر بحران اوکراین و رویارویی روسیه و غرب به کانون تحولات نظام بینالملل بازگشته است. با این تفاوت که اکنون سطح تنشها دیگر صرفاً به درگیریهای متعارف نظامی محدود نمیشود و ادبیات حاکم بر مواضع طرفین، بیش از هر زمان دیگری رنگ و بوی بازدارندگی هستهای و هشدار نسبت به پیامدهای یک تقابل فاجعهبار را به خود گرفته است.
سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در مقالهای با عنوان «اوکراین، اروپا و امنیت جهانی» هشدار داد که رویارویی مستقیم میان روسیه و ناتو میتواند به تبادل حملات هستهای منجر شود؛ وضعیتی که از نگاه مسکو، تهدیدی جدی برای امنیت جهانی محسوب میشود. این موضع در شرایطی مطرح شده که کمیته دفاعی سوئد نیز از احتمال وقوع یک رویارویی میان روسیه و ناتو در آیندهای نه چندان دور سخن گفته است.
تشدید تنشها از اوکراین تا مرزهای فنلاند
مسکو طی ماههای اخیر بارها تأکید کرده است که کشورهای غربی با بزرگنمایی تهدید روسیه، در تلاش برای منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات داخلی خود هستند و در این راستا اقدامات متقابل دو طرف نشان میدهد که فضای بیاعتمادی در حال تعمیق بوده و حتی به سوی جنگ اتمی میل کرده است.
در این راستا وزارت خارجه روسیه اعلام کرده است که استقرار تسلیحات هستهای این کشور در بلاروس، ابزاری برای حفظ توازن در برابر «اوکراین نئونازی و ناتو» به شمار میرود. همزمان، فنلاند نیز با تصویب قانونی جدید، ممنوعیت چند دههای مربوط به نگهداری تسلیحات هستهای را لغو کرده است؛ اقدامی که پس از عضویت این کشور در ناتو صورت گرفت و امکان میزبانی نظری از تسلیحات هستهای این ائتلاف را فراهم میکند.
هشدارهای مکرر مقامات روسیه درباره احتمال وقوع جنگ هستهای را باید در چارچوب راهبرد بازدارندگی مسکو تحلیل کرد؛ چراکه روسیه به خوبی میداند که از نظر اقتصادی و حتی در برخی حوزههای نظامی، با مجموعهای از قدرتهای غربی روبهرو است که از توان و منابع بسیار بیشتری برخوردارند و به همین دلیل، سلاح هستهای همچنان مهمترین ابزار حفظ موازنه قدرت برای کرملین محسوب میشود
تصمیم هلسینکی، در کنار آغاز ساخت پایگاه نظامی جدید روسیه در نزدیکی مرزهای فنلاند و افزایش حضور نظامی مسکو در مناطق مرزی، نشان میدهد که دو طرف در حال ورود به مرحلهای جدید از رقابت راهبردی هستند.
در همین چارچوب، ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، هشدار داده است که هرگونه تجاوز کشورهای عضو ناتو علیه خاک روسیه با پاسخی «قاطع و ویرانگر» مواجه خواهد شد. با وجود این، وی بر ضرورت حفظ کانالهای دیپلماتیک و امکان بازنگری در برخی محدودیتهای کنسولی و دیپلماتیک نیز تأکید کرده است.
کرملین علیه ناتو
دراین خصوص ولادیمیر پوتین در دیدار با نظامیان روسی، بار دیگر ناتو را مسئول اصلی شکلگیری بحران اوکراین معرفی کرد و تأکید داشت که روسیه عملاً به تنهایی در برابر توان نظامی «غرب جمعی» قرار گرفته است. به اعتقاد رئیسجمهور روسیه، حمایت غرب از تحولات سیاسی اوکراین و توسعه ناتو به سمت شرق، زمینههای وقوع جنگ کنونی را فراهم کرده است. وی همچنین تأکید کرد که تلاش کشورهای غربی برای تحمیل شکست راهبردی به روسیه ناکام مانده و مسکو باید در حوزه صنایع دفاعی و فناوریهای نظامی، یک گام جلوتر از غرب حرکت کند. در عین حال، پوتین بار دیگر بر آمادگی روسیه برای گفتوگو تأکید کرد، اما شرط این مذاکرات را احترام متقابل و در نظر گرفتن منافع راهبردی مسکو دانست.
از سوی دیگر، دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، نیز تصریح کرده است که تصور اروپا درباره مذاکره با روسیه از موضع قدرت، اشتباهی بزرگ است و اگر کشورهای اروپایی واقعیتهای میدانی را بپذیرند، روسیه آماده گفتوگو خواهد بود.
جنگ اوکراین: محور اصلی تهدیدهای هستهای
واقعیت آن است که مرکز ثقل تمامی تهدیدهای متقابل میان روسیه و ناتو، همچنان پرونده اوکراین است. مسکو معتقد است که کشورهای عضو ناتو با ارسال تسلیحات و حمایت اطلاعاتی و مالی از کییف، به طور مستقیم در این جنگ دخالت دارند.
در همین راستا، گروهی از سناتورهای جمهوریخواه و دموکرات آمریکا طرحی را ارائه کردهاند که به اوکراین اجازه میدهد از داراییهای مسدود شده روسیه برای خرید تسلیحات استفاده کند. پیش از آن نیز دونالد ترامپ اعلام کرده بود که آمریکا به جای ارسال مستقیم سلاح، تجهیزات نظامی را به ناتو میفروشد و این ائتلاف آنها را در اختیار اوکراین قرار میدهد.
مسکو طی ماههای اخیر بارها تأکید کرده است که کشورهای غربی با بزرگنمایی تهدید روسیه، در تلاش برای منحرف کردن افکار عمومی از مشکلات داخلی خود هستند و در این راستا اقدامات متقابل دو طرف نشان میدهد که فضای بیاعتمادی در حال تعمیق بوده و حتی به سوی جنگ اتمی میل کرده است
مسکو این اقدامات را مصداق مشارکت مستقیم غرب در جنگ دانسته و توقیف داراییهای روسیه را «سرقت» توصیف کرده است.
همزمان، نیکولای پاتروشف، دستیار رئیسجمهور روسیه، مدعی شده است که غرب در حال بررسی سناریوهای حملات پیشگیرانه علیه پایگاههای نیروی دریایی روسیه است و تأکید کرده که نیروی دریایی روسیه نباید منتظر نزدیک شدن ناتو به مرزهای دریایی این کشور بماند.
از سوی دیگر، حملات پهپادی گسترده اوکراین به مسکو و پاسخهای تلافیجویانه روسیه علیه زیرساختهای نظامی و انرژی اوکراین، نشان میدهد که دامنه جنگ همچنان رو به گسترش است.
چرا روسیه نسبت به رویارویی هستهای هشدار میدهد؟
هشدارهای مکرر مقامات روسیه درباره احتمال وقوع جنگ هستهای را باید در چارچوب راهبرد بازدارندگی مسکو تحلیل کرد. روسیه به خوبی میداند که از نظر اقتصادی و حتی در برخی حوزههای نظامی، با مجموعهای از قدرتهای غربی روبهرو است که از توان و منابع بسیار بیشتری برخوردارند. به همین دلیل، سلاح هستهای همچنان مهمترین ابزار حفظ موازنه قدرت برای کرملین محسوب میشود.
هدف اصلی روسیه از طرح مکرر موضوع جنگ هستهای، ایجاد بازدارندگی روانی و سیاسی در برابر گسترش دخالت مستقیم ناتو در جنگ اوکراین است. مسکو تلاش میکند این پیام را منتقل کند که هرگونه عبور غرب از خطوط قرمز تعیین شده، میتواند پیامدهایی غیرقابل کنترل داشته باشد.
همچنین کرملین درصدد است تا کشورهای اروپایی را نسبت به هزینههای ورود به یک تقابل مستقیم با روسیه آگاه سازد. به بیان دیگر، روسیه با برجسته کردن سناریوی هستهای، در پی جلوگیری از تبدیل شدن جنگ اوکراین به یک رویارویی مستقیم میان مسکو و ناتو است.
این در حالیست که کشورهای عضو ناتو و ایالات متحده، تهدیدهای هستهای روسیه را جدی تلقی میکنند، اما در عین حال معتقدند بخش قابل توجهی از این مواضع در چارچوب جنگ روانی و بازدارندگی قرار دارد.
بر این اساس با وجود افزایش تنشها و ادبیات تند میان روسیه و غرب، احتمال وقوع یک جنگ هستهای تمامعیار میان دو طرف تا پایان سال ۲۰۲۶ چندان بالا ارزیابی نمیشود.
اگرچه خطر اشتباه محاسباتی، حوادث پیشبینینشده یا تشدید ناخواسته بحران همواره وجود دارد، اما واقعیت آن است که روسیه و ناتو هر دو از اصل «بازدارندگی متقابل» تبعیت میکنند و به خوبی میدانند که یک جنگ هستهای برندهای نخواهد داشت.
در مجموع، اگرچه جهان بار دیگر شاهد بازگشت ادبیات هستهای به عرصه سیاست بینالملل است، اما به نظر میرسد هدف اصلی طرفین از این تهدیدها، ایجاد بازدارندگی و افزایش قدرت چانهزنی باشد، نه حرکت به سمت یک جنگ اتمی واقعی. با این حال، ادامه بحران اوکراین و فقدان چشماندازی روشن برای پایان آن، همچنان یکی از خطرناکترین کانونهای بیثباتی در نظام بینالملل به شمار میرود؛ بحرانی که میتواند در صورت وقوع خطای محاسباتی یا گسترش ناخواسته درگیریها، تبعاتی فراتر از مرزهای اروپا برای امنیت جهانی به همراه داشته باشد.
دیدگاه تان را بنویسید