جمعه، تهران و واشنگتن وارد مهمترین ۶۰ روز دیپلماتیک سالهای اخیر خود میشوند؛
جنگ و صلح در ایستگاه ژنو
نهال فرخی
جمعه در ژنو یکی از مهمترین اسناد سیاسی سالهای اخیر میان ایران و آمریکا احتمالاً امضا خواهد شد؛ سندی که به گفته مقامهای دو طرف قرار است به جنگ پایان دهد، تنگه هرمز را بازگشایی کند و مسیر مذاکرات تازهای را هموار کند.
اما برخلاف بسیاری از توافقهای تاریخی، آن چه در سوئیس امضا میشود نه توافق نهایی بلکه چارچوبی برای ورود به مرحلهای دشوارتر است؛ مرحلهای که در آن پرونده هستهای، تحریمها، هرمز، لبنان، اسرائیل و حتی آینده نظم امنیتی خاورمیانه دوباره روی میز قرار خواهند گرفت و به همین دلیل شاید مهمترین پرسش درباره ژنو نه این باشد که روز جمعه چه اتفاقی رخ میدهد، بلکه این باشد که از صبح شنبه چه روندی آغاز خواهد شد؟
از میدان جنگ تا میز ژنو
وقتی نهم اسفند آتش جنگ شعلهور شد، کمتر کسی تصور میکرد تنها چند ماه بعد تهران و واشنگتن در آستانه امضای یک تفاهم سیاسی قرار بگیرند. در هفتههای نخست، فضای منطقه به سمت یک رویارویی گسترده حرکت میکرد. حملات متقابل ادامه داشت، پایگاههای نظامی در حالت آمادهباش قرار گرفته بودند و بازارهای جهانی انرژی یکی از پرتنشترین دورههای خود را تجربه میکردند.
در همان روزها بسیاری از تحلیلگران از خطر گسترش جنگ به سراسر خلیج فارس سخن میگفتند. قیمت نفت جهش کرد، بیم اختلال در تنگه هرمز افزایش یافت و حتی برخی دولتهای منطقه سناریوهای اضطراری برای صادرات انرژی را روی میز گذاشتند.
اما در پشت صحنه، مسیر دیگری نیز در حال شکلگیری بود. عمان بار دیگر نقش سنتی خود را بهعنوان میانجی فعال کرد. قطر وارد رایزنیها شد. پاکستان نیز به تدریج به یکی از بازیگران اصلی روند میانجیگری تبدیل شد. تماسهای متعدد میان مقامهای منطقهای و بینالمللی آغاز شد و در نهایت مجموعهای از مذاکرات غیرعلنی شکل گرفت که اکنون به ژنو رسیده است.
در این مسیر، جنگ تنها یک تقابل نظامی نبود؛ بلکه به آزمونی برای سنجش قدرت بازدارندگی، ظرفیت دیپلماسی و میزان تحمل طرفها تبدیل شد. اکنون پس از حدود صد روز، همان بازیگران در نقطهای ایستادهاند که به جای بحث درباره ادامه جنگ، درباره چارچوب صلح گفتوگو میکنند.
جمعه در ژنو دقیقاً چه اتفاقی میافتد؟
بر اساس روایتهای منتشر شده، بخش مهمی از تفاهم پیش از مراسم رسمی مورد تأیید سیاسی طرفین قرار گرفته است. حتی برخی مقامها از امضای دیجیتال اولیه سخن گفتهاند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند مراسم ژنو بیش از آنکه محل تولد توافق باشد، محل اعلام رسمی آن خواهد بود.
در ژنو قرار است نمایندگان دو طرف سندی را امضا کنند که چارچوب کلی پایان جنگ را مشخص میکند. طبق گزارشهای منتشر شده، این سند شامل توقف کامل اقدامات نظامی، آغاز روند بازگشایی تنگه هرمز، آغاز مذاکرات فنی ۶۰ روزه و ایجاد سازوکاری برای ادامه گفتوگوها خواهد بود. با این حال اهمیت ژنو بیش از متن تفاهم، در پیام سیاسی آن نهفته است و این نخستین بار پس از یکی از پرتنشترین دورههای روابط تهران و واشنگتن است که دو طرف به جای مدیریت بحران، درباره چارچوب آینده صحبت میکنند اما درست در همین نقطه، بزرگترین ابهام نیز آغاز میشود.
آنچه میدانیم؛ آنچه هنوز نمیدانیم
در روزهای اخیر انبوهی از گزارشهای رسانهای، روایتهای غیررسمی و متنهای منتسب به تفاهم منتشر شدهاند. با کنار هم گذاشتن این روایتها میتوان تصویری کلی از توافق به دست آورد. آنچه تقریباً قطعی به نظر میرسد این است که دو طرف بر توقف جنگ، آغاز مذاکرات جدید، حفظ وضعیت موجود در پرونده هستهای تا پایان مذاکرات و تلاش برای بازگشایی کامل مسیرهای دریایی توافق کردهاند، اما درست در جایی که مسائل اصلی آغاز میشوند، ابهامها نیز شروع میشود. هنوز مشخص نیست سازوکار دقیق رفع تحریمها چگونه خواهد بود؟ روشن نیست چه میزان از داراییهای بلوکهشده ایران آزاد میشود و این فرآیند چه جدول زمانی خواهد داشت؟ معلوم نیست تکلیف ذخایر اورانیوم غنیشده چگونه تعیین خواهد شد و چه سازوکاری بر اجرای توافق نظارت میکند؟
حتی درباره مهمترین بخشهای اقتصادی تفاهم نیز روایتهای متفاوتی وجود دارد. برخی گزارشها حاکی از آزادسازی میلیاردها دلار دارایی ایران است و برخی مقامهای آمریکایی تأکید میکنند که هیچ پولی بدون اجرای تعهدات پرداخت نخواهد شد.
همین شکاف میان آنچه اعلام شده و آنچه هنوز پنهان مانده، نشان میدهد ژنو پایان مذاکرات نیست؛ بلکه آغاز مرحله دشوارتری از آن است.
هرمز؛ قلب تپنده تفاهم
شاید هیچ موضوعی به اندازه تنگه هرمز در شکلگیری تفاهم فعلی نقش نداشته باشد.
در طول جنگ، هرمز به مهمترین نقطه اصطکاک تبدیل شد. اختلال در عبور کشتیها، نگرانی درباره امنیت کشتیرانی و افزایش هزینههای بیمه و حملونقل باعث شد بازار جهانی انرژی وارد وضعیت هشدار شود.
درنتیجه یکی از مهمترین اهداف تفاهم فعلی، بازگرداندن جریان عادی تجارت دریایی است و براساس گزارشهای منتشر شده، آمریکا متعهد شده محاصره دریایی علیه ایران را متوقف کند و ایران نیز روند بازگشایی کامل مسیرهای کشتیرانی را آغاز کند. با این حال هنوز اختلافهایی درباره مدل مدیریت آینده تنگه وجود دارد. برخی گزارشها از دریافت هزینه خدمات دریایی سخن گفتهاند. مقامهای ایرانی تأکید دارند میان «عوارض عبور» و «هزینه خدمات» تفاوت وجود دارد و تهران قصد ایجاد مانع برای عبور کشتیها را ندارد. در هر صورت، هرمز تنها یک آبراه نیست؛ بلکه به یکی از اصلیترین اهرمهای ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل شده و بخش مهمی از مذاکرات آینده نیز به آن مربوط خواهد بود.
پرونده اصلی تازه باز میشود؛ مذاکرات ۶۰ روزه
اما اگر ژنو را مکان اعلام پایان جنگ بدانیم، مذاکرات ۶۰ روزه پس از آن آغاز رقابت واقعی خواهد بود. تقریباً تمام متنهای منتسب به تفاهم یک نکته مشترک دارند؛ مهمترین اختلافات ایران و آمریکا عمداً به مرحله بعدی موکول شده و به بیان دیگر، طرفین ابتدا روی توقف جنگ توافق کردهاند و سپس قرار است درباره ریشههای جنگ مذاکره کنند.
در صدر این پرونده، موضوع هستهای قرار دارد و بر اساس روایتهای منتشرشده، ایران بار دیگر بر عدم حرکت به سمت تولید سلاح هستهای تأکید کرده و در مقابل، تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنیشده، سطح غنیسازی آینده و سازوکار نظارت به مذاکرات بعدی سپرده شده است.
اما هستهای تنها چالش روی میز نیست و رفع تحریمها شاید حتی از موضوع هستهای نیز پیچیدهتر باشد. بخش مهمی از تحریمهای ایران با اختیارات رئیسجمهور آمریکا قابل تعلیق است، اما بخش دیگری به مصوبات کنگره مربوط میشود؛ جایی که دولت ترامپ نیز با محدودیتهای جدی روبهرو خواهد بود.
بر اساس روایتهای منتشر شده، بخش مهمی از تفاهم پیش از مراسم رسمی مورد تأیید سیاسی طرفین قرار گرفته است. حتی برخی مقامها از امضای دیجیتال اولیه سخن گفتهاند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند مراسم ژنو بیش از آنکه محل تولد توافق باشد، محل اعلام رسمی آن خواهد بود
چنان که علیرضا شیخعطار، سفیر پیشین ایران در آلمان، در همین زمینه معتقد است که مهمترین گره مذاکرات آینده نه در تهران بلکه در واشنگتن قرار دارد و از نگاه او، تحریمهایی که با مصوبات کنگره وضع شدهاند مسیر دشوارتری برای لغو دارند و همین موضوع میتواند یکی از چالشهای اصلی مذاکرات آینده باشد.
از سوی دیگر، موضوع داراییهای بلوکهشده ایران نیز هنوز وارد مرحله اجرایی نشده است. برخی گزارشها از آزادسازی تدریجی میلیاردها دلار دارایی ایران سخن میگویند و در مقابل مقامهای آمریکایی تأکید میکنند که هرگونه امتیاز اقتصادی وابسته به اجرای تعهدات تهران خواهد بود. در واقع ژنو تنها زمان را خریده است؛ زمان برای مذاکره بر سر موضوعاتی که هنوز درباره آنها توافقی وجود ندارد.
بزرگترین مانع توافق؛ واشنگتن یا تلآویو؟
در حالی که بسیاری از تحلیلها بر اختلافات تهران و واشنگتن متمرکز شدهاند، برخی گزارشهای بینالمللی از بازیگر دیگری سخن میگویند که ممکن است مهمترین چالش تفاهم باشد؛ و آن اسرائیل است. کما این که گزارش اخیر اکونومیست تصویری کمسابقه از وضعیت تلآویو پس از توافق ارائه میدهد. در این روایت، اسرائیل در جنگ حضور داشت اما در طراحی نظم پس از جنگ نقش چندانی ندارد. به نوشته اکونومیست، آنچه برای اسرائیل رقم خورده «یک شکست باشکوه» است؛ عبارتی که به خوبی وضعیت متناقض تلآویو را توصیف میکند. اسرائیل توانست ضربات سنگینی وارد کند، اما به اهداف اصلی خود نرسید. از نگاه این تحلیل، نه ساختار سیاسی ایران تغییر کرده، نه برنامه موشکی ایران وارد توافق شده و نه پرونده نیروهای همپیمان منطقهای تهران تعیین تکلیف شده و حتی مهمترین مطالبه اسرائیل یعنی حل کامل پرونده هستهای نیز به مذاکرات بعدی موکول شده است.
مهمتر از همه، نشانههایی از شکاف میان ترامپ و نتانیاهو نیز آشکار و در هفتههای پایانی جنگ، اختلاف میان اهداف واشنگتن و تلآویو بیش از پیش نمایان شد. آمریکا به دنبال توقف جنگ و بازگرداندن ثبات به بازار انرژی بود، در حالی که بخشی از جریان حاکم در اسرائیل همچنان بر ادامه فشار تأکید داشت. در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران معتقدند یکی از مهمترین پرسشهای ۶۰ روز آینده این است که آیا تلآویو با روند جدید کنار خواهد آمد یا تلاش خواهد کرد مسیر مذاکرات را تحت تأثیر قرار دهد؟
نمونه این نگرانی در روزهای اخیر نیز دیده شد؛ زمانی که حملات اسرائیل به لبنان و تنشهای جدید منطقهای بار دیگر نگرانیها درباره آینده تفاهم را افزایش داد.
ترامپ چه میخواهد؟ ایران چه میخواهد؟
یکی از دلایل پیچیدگی تفاهم ژنو آن است که دو طرف با اهداف متفاوتی وارد آن شدهاند. برای دولت ترامپ، مهمترین هدف جلوگیری از تبدیل شدن جنگ به یک درگیری فرسایشی و پرهزینه است. تجربه عراق و افغانستان همچنان بر محاسبات سیاست خارجی آمریکا سایه انداخته و کاخ سفید تمایل ندارد وارد یک رویارویی بلندمدت دیگر در خاورمیانه شود.
جمعه در ژنو احتمالاً آخرین صفحه یکی از پرتنشترین فصلهای روابط ایران و آمریکا نوشته خواهد شد؛ اما نخستین صفحه فصل بعدی هنوز خالی است. تفاهمی که چارچوبی برای جلوگیری از بازگشت جنگ است. جنگ متوقف میشود، هرمز باز میشود، مذاکرات آغاز میشود؛ اما تقریباً همه مسائل اصلی همچنان روی میز باقی میمانند
اظهارات جی.دی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، نیز همین رویکرد را نشان میدهد. او بارها تأکید کرده که واشنگتن به دنبال جنگ بیپایان نیست و هدف اصلی، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است، نه تغییر حکومت در تهران و در سوی دیگر، تهران نیز اهداف خاص خود را دنبال میکند.
ایران میخواهد فشار اقتصادی کاهش یابد، بخشی از داراییهای بلوکهشده آزاد شود، صادرات نفت به وضعیت عادی بازگردد و جایگاه منطقهای خود را حفظ کند و پرونده موشکی از مذاکرات کنار بماند.
به همین دلیل تفاهم فعلی را میتوان محل تلاقی دو نیاز متفاوت دانست؛ نیاز آمریکا به خروج از بحران و نیاز ایران به کاهش فشارها و اما اینکه این دو نیاز تا چه اندازه قابل جمع شدن باشند، موضوعی است که در هفتههای آینده مشخص خواهد شد.
برندگان و بازندگان نخستین روز صلح
از سوی دیگر هر توافقی برندگان و بازندگان خود را دارد و تفاهم ژنو نیز از این قاعده مستثنا نیست. نخستین برنده، بازار جهانی انرژی است. کاهش قیمت نفت بلافاصله پس از انتشار خبر تفاهم نشان داد که بازارها بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارند.
دومین برنده، دیپلماسی منطقهای است. عمان، قطر و پاکستان در ماههای اخیر نقشی فراتر از میانجیهای سنتی ایفا کردند و اکنون بخشی از اعتبار شکلگیری این تفاهم به آنها تعلق دارد.
سومین برنده را میتوان خود روند دیپلماسی دانست؛ روندی که پس از ماهها جنگ توانست بار دیگر مذاکره را به مرکز معادلات بازگرداند. در سوی مقابل، مخالفان هرگونه توافق در دو طرف قرار دارند. جریانهایی که ادامه فشار و رویارویی را ترجیح میدادند اکنون با واقعیت جدیدی مواجه شدهاند.
اما شاید مهمترین بازنده سیاسی این مرحله بنیامین نتانیاهو است. نخستوزیر اسرائیل سالها پرونده ایران را به مهمترین محور سیاست داخلی و خارجی خود تبدیل کرده بود. اکنون اما با توافقی روبهرو شده که نه تغییر حکومت را در ایران رقم زده، نه برنامه موشکی را متوقف کرده و نه پرونده هستهای را به طور کامل بسته است.
ژنو پایان نیست
اما جمعه در ژنو احتمالاً آخرین صفحه یکی از پرتنشترین فصلهای روابط ایران و آمریکا نوشته خواهد شد؛ اما نخستین صفحه فصل بعدی هنوز خالی است. تفاهمی که قرار است امضا شود بیش از آن که یک توافق جامع باشد، چارچوبی برای جلوگیری از بازگشت جنگ است. جنگ متوقف میشود، هرمز باز میشود، مذاکرات آغاز میشود و بازارها نفسی تازه میکشند؛ اما تقریباً همه مسائل اصلی همچنان روی میز باقی میمانند. پرونده هستهای هنوز بسته نشده و تحریمها هنوز به طور کامل رفع نشدهاند. آینده لبنان، هرمز و امنیت منطقه همچنان محل اختلاف است و حتی خود توافق نیز برای رسیدن به مرحله نهایی نیازمند عبور از دهها مانع سیاسی، حقوقی و امنیتی خواهد بود. به همین دلیل شاید مورخان در آینده از ژنو نه به عنوان روز پایان بحران، بلکه به عنوان روز آغاز یک آزمون بزرگ یاد کنند؛ آزمونی ۶۰ روزه که قرار است مشخص کند آیا تهران و واشنگتن واقعاً از جنگ عبور کردهاند یا تنها آن را برای مدتی به تعویق انداختهاند؟
دیدگاه تان را بنویسید