برزخ استراتژیک تل‌آویو در میانة امضاهای ژنو

حمیدرضا مهدیزاده

شمارش معکوس برای امضای رسمی یادداشت تفاهم مشترک میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا در روز جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ مطابق با (۱۹ ژوئن ۲۰۲۶) در ژنو سوئیس آغاز شده است. این تفاهم‌نامه راهبردی که بر پایه منطق «اقدام در برابر اقدام» تنظیم شده و قرار است توسط «محمدباقر قالیباف» رئیس تیم مذاکره‌کننده ایران و «جی‌دی ونس» رئیس تیم مذاکره‌کننده آمریکایی به امضا برسد -البته شایعاتی درباره حضور همزمان پزشکیان و ترامپ هم در محافل دیپلماتیک به گوش می‌رسد- توازن قوا را در سطح منطقه و بین‌الملل به شدت جابه‌جا کرده و موجی از استقبال جهانی و در مقابل، بحرانی بی‌سابقه را در تل‌آویو رقم زده است.

شبکه خبری «العربیه» به نقل از منابع آگاه، جزئیات بندهای فنی و جدول زمانی تعهدات متقابل دو کشور را افشا کرده است که نشان‌دهنده ابعاد عمیق این معامله دیپلماتیک است؛

تعهدات ایالات متحده:  واشنگتن متعهد شده است که بلافاصله عملیات نظامی خود را در تمامی جبهه‌ها متوقف کرده و محاصره دریایی بنادر ایران را به طور کامل لغو کند. همچنین این توافق بر پایه «رفع تدریجی تحریم‌ها» علیه ایران بنا شده است.

تعهدات جمهوری اسلامی:  در مقابل، تهران متعهد شده است که ظرف ضرب‌الاجل ۳۰ روزه، تنگه هرمز را برای کشتیرانی بین‌المللی به طور کامل بازگشایی کند. علاوه‌بر این، ایران به طور رسمی متعهد شده که از تولید یا دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای خودداری کند.

تحرک دیپلماتیک تهران-ریاض؛ تاکید ایران بر مسئولیت آمریکا

هم‌زمان با افشای این بندها، «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران، در گفت‌وگویی تلفنی با همتای عربستانی خود، آخرین ترتیبات اجرایی این تفاهم‌نامه را مورد بررسی قرار داد.

راست‌گرایان تندرو در اسرائیل، واشنگتن را به خاطر این معامله دیپلماتیک با تهران، به عقب‌نشینی راهبردی و پشت کردن به منافع تل‌آویو متهم می‌کنند. رقبای سیاسی نتانیاهو (اپوزیسیون) تأکید دارند که اسرائیل در جریان مذاکرات فشرده‌ای که با میانجی‌گری قطر و پاکستان پیش می‌رفت، کاملاً به حاشیه رانده شد و بند «عدم تعرض متقابل»، دست تل‌آویو را برای هرگونه ماجراجویی جدید به شدت می‌بندد

رئیس دستگاه دیپلماسی در این رایزنی صریحا بر «مسئولیت مستقیم ایالات متحده در قبال حسن اجرای بندهای تفاهم» تأکید کرد. از دیدگاه تهران، واشنگتن موظف است «اسرائیل» را مهار کند. محور کلیدی دیگر این گفتگو، «ضرورت فوری و قطعی توقف حملات علیه لبنان» بود. عراقچی تاکید کرد که پایدار ماندن این تفاهم و فرآیند رفع تدریجی تحریم‌ها، منوط به پایان یافتن کامل تجاوزات نظامی به خاک لبنان و برقراری آتش‌بس در تمامی جبهه‌هاست.

استقبال گسترده بین‌المللی؛  از تروئیکای اروپایی تا پکن و قاهره

انتشار خبر این تفاهم‌نامه با استقبال گسترده و هماهنگ پایتخت‌های کلیدی جهان همراه شد که مشروعیت بین‌المللی این رخداد را تثبیت کرد:

-چین: وزارت امور خارجه چین با استقبال رسمی، این توافق را گامی حیاتی برای تثبیت امنیت انرژی در خلیج فارس و تضمین جریان آزاد تجارت جهانی از طریق بازگشایی تنگه هرمز دانست. -تروئیکا؛ «بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا» در بیانیه‌ای مشترک از توقف عملیات نظامی استقبال کرده و تمرکز خود را روی بند خودداری ایران از دستیابی به سلاح هسته‌ای و ضرورت همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی معطوف کردند.

از دیدگاه تهران، واشنگتن موظف است «اسرائیل» را مهار کند. محور کلیدی دیگر این یادداشت تفاهم، «ضرورت فوری و قطعی توقف حملات علیه لبنان» است. عراقچی تاکید می‌کند که پایدار ماندن این تفاهم و فرآیند رفع تدریجی تحریم‌ها، منوط به پایان یافتن کامل تجاوزات نظامی به خاک لبنان و برقراری آتش‌بس در تمامی جبهه‌هاست

-عربستان سعودی و مصر: ریاض این توافق را فرصتی بزرگ برای بازسازی ثبات اقتصادی و پایانی بر درگیری‌های منطقه‌ای خواند. قاهره نیز اعلام کرد که کاهش تنش‌ها بر امنیت دریای سرخ و کانال سوئز تأثیر مستقیم و مثبت خواهد داشت.

-پاکستان و قطر؛ «میانجی‌گران اصلی»: اسلام‌آباد و دوحه با ابراز خرسندی عمیق، توافق بر سر منطق «اقدام در برابر اقدام» را موفقیت دیپلماسی چندجانبه برای دور کردن شبح جنگ از منطقه توصیف کردند.

-ترکیه: آنکارا با تمرکز بر ابعاد اقتصادی، لغو محاصره دریایی و رفع تدریجی تحریم‌های ایران را مایه شکوفایی تجاری برای تمام همسایگان دانست.

هاآرتص: اعلام شکست شخصی  نتانیاهو؛  اسرائیل بازی را باخت

در تضاد با خشنودی بین‌المللی، فضای سیاسی داخل اسرائیل به مرز فروپاشی رسیده است. «گیدئون لوی» ستون‌نویس برجسته روزنامه عبری‌زبان «هاآرتص»، این توافق را «شکست شخصی و مطلق بنیامین نتانیاهو» توصیف کرد.

لوی با کالبدشکافی سیاست‌های نخست‌وزیر اسرائیل نوشت: «تقابل با ایران، پروژه حیاتی و محور اصلی حیات سیاسی نتانیاهو در تمام این سال‌ها بود، اما اکنون تل‌آویو به طور کامل از مذاکرات کنار گذاشته شده است. کاملاً واضح است که اسرائیل در این بازی باخته است.»

این تحلیل‌گر برجسته اسرائیلی با انتقاد شدید از درماندگی نظامی تل‌آویو در جبهه شمالی افزود :اسرائیل اکنون تنزل یافته و فقط حملاتی مسخره و کودکانه به حومه جنوبی بیروت (ضاحیه) انجام می‌دهد؛ در حالی که ایرانی‌ها موفق شدند ارتباط کاملی بین پرونده لبنان و این توافق ایجاد کنند.

بنیادی‌ترین ابهام اما در چرخه‌ تفکر استراتژیکِ اتاق‌های فکرِ کاخ سفید نهفته است. آیا واشنگتن پس از سال‌ها تنش فرساینده، سرانجام به این یقین و بلوغ راهبردی رسیده که تل‌آویو عملاً در نقش یک «کارخراب‌کنِ دائم» میان تهران و واشنگتن ظاهر شده و هر زمان که سیگنال‌های تنش‌زدایی میان دو پایتخت فعال گشته، با یک ماجراجویی تازه فتیله‌ بحران را بالا کشیده است؟ این پرسشی است که پاسخ آن در روزهای پس از امضای یادداشت تفاهم عیان می‌شود

طغیان در درون کابینه؛ شورش بن‌گویر علیه واشنگتن و ترامپ

اما ماجرا به اینجا ختم نشد. امواج خشم در تل‌آویو تنها به رسانه‌ها محدود نماند؛ تندترین واکنش رسمی از درون خودِ کابینه حاکم و توسط «ایتمار بن‌گویر» وزیر امنیت داخلی اسرائیل، صورت گرفت که علناً علیه تصمیمات دیپلماتیک کاخ سفید شورش کرد.

وزیر امنیت داخلی اسرائیل با ادبیاتی عصبانی که نشان‌دهنده ناامیدی عمیق از دونالد ترامپ است، گفت: ما شریک توافقی نیستیم که امنیت ما را تضمین نمی‌کند. توافق ترامپ ما را ملزم نمی‌کند؛ دولت اسرائیل یک جمهوری موزی (Banana Republic) و تابع ایالات متحده نیست، ما مستقل هستیم.

این بیانیه آشکارا نشان می‌دهد که راست‌گرایان تندرو در اسرائیل، واشنگتن را به خاطر این معامله دیپلماتیک با تهران، به عقب‌نشینی راهبردی و پشت کردن به منافع تل‌آویو متهم می‌کنند. رقبای سیاسی نتانیاهو (اپوزیسیون) نیز تأکید دارند که اسرائیل در جریان مذاکرات فشرده‌ای که با میانجی‌گری قطر و پاکستان پیش می‌رفت، کاملاً به حاشیه رانده شد و بند «عدم تعرض متقابل»، دست تل‌آویو را برای هرگونه ماجراجویی جدید به شدت می‌بندد.

در تضاد با خشنودی بین‌المللی، فضای سیاسی داخل اسرائیل به مرز فروپاشی رسیده، «گیدئون لوی» ستون‌نویس برجسته روزنامه «هاآرتص»، این توافق را «شکست شخصی و مطلق بنیامین نتانیاهو» توصیف کرده و می‌نویسد: تقابل با ایران، پروژه حیاتی و محور اصلی حیات سیاسی نتانیاهو در تمام این سال‌ها بود، اما اکنون تل‌آویو به طور کامل از مذاکرات کنار گذاشته شده است. کاملاً واضح است که اسرائیل در این بازی باخته است

برزخ راهبردی تل‌آویو در آستانه جمعه سرنوشت‌ساز

در نگاه اول با رویکردی خطی، به‌نظر می‌رسد که در آستانه امضای رسمی توافق در ژنو، ظاهرا موازنه دیپلماتیک کاملاً به نفع منطق تهران سنگینی می‌کند. اصرار ایران بر مسئولیت آمریکا در حسن اجرای توافق و لزوم توقف فوری حملات به لبنان، در کنار اعتراف تحلیل‌گران ارشد اسرائیل به باخت راهبردی تل‌آویو و سرکشی توأم با عصبانیت مقاماتی چون بن‌گویر، گویای آن است که اسرائیل نه تنها در جبهه دیپلماتیک بین‌المللی کاملاً منزوی و به حاشیه رانده شده، بلکه در درون حاکمیت خود نیز دچار بحران، انشقاق و فروپاشی استراتژیک گشته است.

اما هرچه نسبت به‌تحولات این دو روز عمیق‌تر بنگریم، درخواهیم یافت که فارغ از موج اولیه فوران احساسات، امواج پیاپی دیگری هم ساطع می‌شود که نشان می‌دهد در آستانه جمعه سرنوشت‌ساز ژنو، توازن دیپلماتیک آشکارا فراتر از محاسبات سنتی تل‌آویو حرکت کرده است. اعتراف تحلیل‌گران ارشد عبری به شکست پروژه حیاتی نتانیاهو و طغیان تندروهایی چون بن‌گویر علیه کاخ سفید، گویای آن است که اسرائیل خود را در یک انزوای خودخواسته و برزخ استراتژیک می‌بیند. با این حال، ورای این آرایش سیاسیِ پرهیاهو، لایه‌های پنهانی از ابهامِ ساختاری سایه افکنده است که پاسخ به آن‌ها، سرنوشت میان‌مدت منطقه را رقم خواهد زد.

نخستین پرسش کلیدی این است که: آیا طغیان تندروها و ابراز خشم بی‌سابقه مخالفان نتانیاهو، صرفاً یک کارکرد انتخاباتیِ زودگذر برای صندوق‌های رأی نوامبر دارد یا نشان از گسلی عمیق و پرناشدنی در دکترین امنیتی اسرائیل است؟ از سوی دیگر، رفتارشناسی شخص بنیامین نتانیاهو در مواجهه با این انزوای تحمیلی علامت سؤال بزرگی است؛ آیا او واقعاً دست روی دست می‌گذارد تا از فردای روز جمعه، واشنگتن با همان ادبیاتِ تحکم‌آمیز، عریان و تاجرمآبانه دونالد ترامپ ــ که طی چند روز اخیر نمونه‌های روشن آن را در مواضع علنی‌اش دیده‌ایم ــ با او رفتار کند؟ یا اینکه تل‌آویو در حال مهندسی یک بازی پنهان و موازی برای به بن‌بست کشاندن فرآیند اجرای تعهدات است؟

بنیادی‌ترین ابهام اما در چرخه‌ تفکر استراتژیکِ اتاق‌های فکرِ کاخ سفید نهفته است. آیا واشنگتن پس از سال‌ها تنش فرساینده، سرانجام به این یقین و بلوغ راهبردی رسیده که تل‌آویو عملاً در نقش یک «کارخراب‌کنِ دائم» میان تهران و واشنگتن ظاهر شده و هر زمان که سیگنال‌های تنش‌زدایی میان دو پایتخت فعال گشته، با یک ماجراجویی تازه فتیله‌ بحران را بالا کشیده است؟ این پرسشی است که پاسخ آن در روزهای پس از امضای یادداشت تفاهم عیان می‌شود: آیا کاخ سفید آماده است تا برای حفظ منافع کلان خود، یک‌بار برای همیشه نهیب بزند و فریاد بکشد: «تل‌آویو، استاپ!»؟

در میان دالان‌های تاریک این ابهام‌ها و تردیدهای ژئوپلیتیک، نمی‌توان چشم را بر دریچه‌ای از امیدواری گشوده‌شده بست. این تفاهم‌نامه، فارغ از میزان پایداری‌اش، نشان داد که زبانِ «اقدام در برابر اقدام» و به رسمیت شناختن منافع متقابل، هنوز هم کارآمدترین ابزار برای مهار سایه صاعقه‌بار جنگ است. فرآیند پیش‌رو، اگرچه با سنگ‌اندازی‌های سختی مواجه خواهد شد، اما گام اولیه‌ای است که می‌تواند پس از دهه‌ها دیوار سخت بی‌اعتمادی، مدل جدیدی از مدیریت بحران را میان تهران و واشنگتن پدید آورد؛ مدلی که شاید روزی فراتر از مدیریت تنش، به بهبود واقع‌بینانه و بازتعریف روابط ایران و آمریکا منجر شود و منطقه را از این چرخه باطل و فرساینده‌ ناامنی برهاند. پایداری این امید، اکنون در گرو آن است که واشنگتن تا چه حد بر سر امضای روز جمعه و مهارِ «کارخراب‌کن‌های سنتی» خود ایستادگی خواهد کرد.