بازگشت آتش به مرزهای میانجی صلح!

 

 

رامین پرتو:

 

در حالی که توجه افکار عمومی جهان عمدتاً بر تشدید تنش و تحولات خاورمیانه متمرکز است، ناگهان بار دیگر مرزهای افغانستان و پاکستان به کانون توجه رسانه‌ها و محافل سیاسی جهان تبدیل شد. این حملات از منظر میانجیگری پاکستان برای صلح در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و پیگیری مستمر این کشور برای حصول توافق نیز قابل‌توجه ارزیابی شد.

حملات هوایی ارتش پاکستان به مناطقی در ولایت‌های خوست، پکتیکا و کنر و متقابلاً اتهامات شدید کابل علیه اسلام‌آباد، نشان می‌دهد که دوره آرامش نسبی در روابط دو همسایه به نوعی پایان یافته و دو طرف وارد مرحله جدیدی از تنش‌های امنیتی و نظامی شده‌اند.

مقامات پاکستانی اعلام کردند که در پاسخ به حملات تروریستی اخیر علیه نیروهای امنیتی این کشور، چهار مرکز متعلق به عناصر تحریک طالبان پاکستان (TTP) را در داخل خاک افغانستان هدف قرار داده‌اند؛ عملیاتی که به گفته اسلام‌آباد، منجر به کشته شدن ۲۶ عضو این گروه شده است. در مقابل، حکومت طالبان این حملات را تجاوز به حریم هوایی افغانستان و جنایتی علیه غیرنظامیان دانسته و اعلام کرده است که در نتیجه بمباران مناطق مسکونی، ۱۳ غیرنظامی از جمله ۱۱ کودک جان خود را از دست داده و ۱۴ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

این در حالی است که پس از ماه‌ها درگیری و تنش‌های مرزی، تلاش‌هایی با میانجی‌گری کشورهایی مانند قطر، عربستان سعودی و ترکیه برای تثبیت آتش‌بس و کاهش تنش صورت گرفته بود، اما این تلاش‌ها نتوانست مانع از بازگشت بحران شود.

 

چرا کابل و اسلام‌آباد دوباره به سمت جنگ رفتند؟

در ظاهر، حملات اخیر پاکستان پاسخی به عملیات‌های تروریستی تحریک طالبان پاکستان محسوب می‌شود، اما ریشه‌های واقعی بحران بسیار عمیق‌تر از یک رشته حملات مرزی است.

از زمان بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، روابط میان کابل و اسلام‌آباد برخلاف تصور اولیه وارد مسیر تنش‌آلودی شد؛ چراکه پاکستان انتظار داشت که حاکمیت طالبان بتواند مانع فعالیت تحریک طالبان پاکستان شود، اما نه تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه به اعتقاد مقامات پاکستانی، اعضای تحریک طالبان پاکستان در داخل افغانستان پناهگاه‌های امن پیدا کردند و از خاک این کشور برای سازماندهی عملیات علیه پاکستان بهره بردند.

اسلام‌آباد معتقد است که بسیاری از حملات تروریستی اخیر علیه نیروهای امنیتی این کشور در خاک افغانستان طراحی شده‌اند. در مقابل، طالبان افغانستان همواره این اتهامات را رد کرده و تأکید کرده است که اجازه استفاده از خاک افغانستان علیه همسایگان داده نمی‌شود.

در واقع، اختلافات کنونی میان دو کشور صرفاً به مسئله تروریسم محدود نیست بلکه موضوع خط مرزی دیورند، اختلافات تاریخی میان دو طرف، حضور قبایل پشتون در دو سوی مرز، رقابت‌های قومی و همچنین تلاش طالبان برای نشان دادن استقلال سیاسی خود از پاکستان، همگی به عوامل تشدیدکننده بحران تبدیل شده‌اند.

طالبان افغانستان برخلاف انتظار اولیه پاکستان، حاضر نشده است نقش یک متحد مطیع برای اسلام‌آباد را ایفا کند. حتی در برخی موارد، رهبران طالبان تلاش کرده‌اند فاصله سیاسی خود را با پاکستان افزایش دهند و روابط گسترده‌تری با چین، روسیه، ایران و کشورهای آسیای مرکزی برقرار کنند.

در چنین شرایطی، پاکستان به این نتیجه رسیده است که صرف گفت‌وگو نمی‌تواند تهدید تحریک طالبان پاکستان را مهار کند و بنابراین گزینه عملیات نظامی محدود در داخل خاک افغانستان را دوباره در دستور کار قرار داده است. با این حال، چنین اقداماتی می‌تواند به سرعت به یک چرخه خطرناک از انتقام‌گیری و افزایش درگیری‌های مرزی منجر شود و ثبات شکننده منطقه را بیش از پیش تهدید کند.

 

رقابت واشنگتن، مسکو و پکن بر سر افغانستان

تحولات افغانستان اکنون تنها به مسئله روابط کابل و اسلام‌آباد محدود نمی‌شود، بلکه به یکی از موضوعات اختلاف میان سه قدرت بزرگ جهان یعنی آمریکا، چین و روسیه تبدیل شده است.

ایالات متحده همچنان نسبت به عملکرد طالبان رویکردی انتقادی دارد و معتقد است محدودیت‌های گسترده علیه زنان و دختران، محرومیت میلیون‌ها دختر از تحصیل، محدودیت اشتغال زنان و همچنین فقدان ساختارهای فراگیر سیاسی، موجب شده که حکومت طالبان نتواند مشروعیت بین‌المللی کسب کند.

علاوه بر این، آمریکا نسبت به کارآمدی مأموریت یوناما و نحوه تعامل سازمان ملل با طالبان نیز تردیدهایی مطرح کرده و خواهان افزایش اثربخشی این نهاد شده است. نگرانی دیگر واشنگتن، حضور گروه‌های تروریستی و احتمال احیای مجدد تهدیدهای فراملی از خاک افغانستان است.

اما در نقطه مقابل، چین و روسیه رویکرد متفاوتی را دنبال می‌کنند.

پکن معتقد است منزوی کردن طالبان نتیجه‌ای نخواهد داشت و باید از طریق تعامل عملی و تدریجی، افغانستان را به سمت ثبات سوق داد. چین همچنین خواستار کاهش تحریم‌ها و افزایش کمک‌های بین‌المللی به افغانستان شده است. از دیدگاه پکن، بی‌ثباتی افغانستان می‌تواند پروژه‌های اقتصادی منطقه‌ای و ابتکار کمربند و جاده را تحت تأثیر قرار دهد.

روسیه نیز رویکردی مشابه چین اتخاذ کرده است. مسکو بر این باور است که سیاست فشار حداکثری غرب در افغانستان شکست خورده و تنها از طریق گفت‌وگو و تعامل سازنده می‌توان از گسترش تهدیدهای امنیتی جلوگیری کرد.

عامل مهم دیگری که به نزدیکی روسیه و طالبان کمک کرده، نگرانی مشترک دو طرف نسبت به داعش خراسان است. مسکو نگران سرایت ناامنی به جمهوری‌های آسیای مرکزی و مرزهای جنوبی روسیه است و از این منظر، طالبان را به عنوان یک بازیگر مؤثر در مهار تهدیدهای افراط‌گرایانه تلقی می‌کند.

به همین دلیل، روسیه و چین تلاش می‌کنند افغانستان را به تدریج وارد ساختارهای همکاری منطقه‌ای کنند، در حالی که آمریکا همچنان بر اصلاح رفتار طالبان و اعمال فشار سیاسی تأکید دارد.

 

نگاه بازیگران منطقه‌ای و آینده مبهم افغانستان

تحولات اخیر باعث شده است که کشورهای مختلف منطقه با نگرانی به آینده افغانستان نگاه کنند.

پاکستان، تهدید اصلی را حضور گروه تحریک طالبان پاکستان و دیگر گروه‌های افراطی در خاک افغانستان می‌داند و خواهان اقدامات عملی و قابل راستی‌آزمایی از سوی طالبان است.

هند در مقابل، بر توسعه همکاری‌های اقتصادی، کمک‌های بشردوستانه و حمایت از ثبات افغانستان تأکید دارد. دهلی نو تلاش می‌کند نفوذ خود را در افغانستان حفظ کند، موضوعی که همواره موجب حساسیت شدید پاکستان شده است.

روسیه و کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی نیز نسبت به گسترش افراط‌گرایی، قاچاق مواد مخدر و نفوذ ناامنی به آسیای مرکزی هشدار می‌دهند. مقامات روسی اعلام کرده‌اند که حدود ۲۰ گروه تروریستی با ده‌ها هزار نیروی مسلح در افغانستان حضور دارند و این مسئله تهدیدی جدی برای امنیت منطقه محسوب می‌شود.

اما شاید بزرگ‌ترین قربانی ادامه این تنش‌ها، خود افغانستان باشد.

این کشور در حالی وارد پنجمین سال حکومت طالبان شده که همچنان با بحران‌های عمیق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبه‌رو است. بیش از ۲۱ میلیون نفر به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند و میلیون‌ها نفر در شرایط دشوار معیشتی زندگی می‌کنند. بازگشت میلیون‌ها مهاجر، فشار مضاعفی بر اقتصاد شکننده افغانستان وارد کرده و محدودیت‌های گسترده علیه زنان و دختران نیز ظرفیت توسعه انسانی این کشور را کاهش داده است.

بر این اساس رویارویی جدید میان کابل و اسلام‌آباد صرفاً یک اختلاف مرزی میان دو همسایه نیست، بلکه بخشی از رقابت‌های بزرگ‌تر منطقه‌ای و بین‌المللی بر سر آینده افغانستان است. آینده‌ای که همچنان میان انزوا، تعامل، رقابت قدرت‌های بزرگ و بحران‌های مزمن داخلی در نوسان قرار دارد و سرنوشت آن، تأثیرات گسترده‌ای بر امنیت و ثبات منطقه خواهد گذاشت.

 

سوتیتر1: از زمان بازگشت طالبان، روابط میان کابل و اسلام‌آباد برخلاف تصور اولیه وارد مسیر تنش‌آلودی شد؛ چراکه پاکستان انتظار داشت حاکمیت طالبان بتواند مانع فعالیت تحریک طالبان پاکستان شود، اما نه تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه به اعتقاد مقامات پاکستانی، اعضای تحریک طالبان پاکستان در داخل افغانستان پناهگاه‌های امن پیدا کردند و از خاک این کشور برای سازماندهی عملیات علیه پاکستان بهره بردند

سوتیتر2: ایالات متحده همچنان نسبت به عملکرد طالبان رویکردی انتقادی دارد و معتقد است محدودیت‌های گسترده علیه زنان و دختران، محرومیت میلیون‌ها دختر از تحصیل، محدودیت اشتغال زنان و همچنین فقدان ساختارهای فراگیر سیاسی، موجب شده که حکومت طالبان نتواند مشروعیت بین‌المللی کسب کند