بایکوت دولت وحدت ملی در دقیقه 90

فرشاد گلزاری

از قدیم‌الایام تاکنون یک رقابت غیرعلنی ولی کاملاً مشخص میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس وجود داشته و تاکنون نیز ادامه دارد. بدون تردید این روند صرفاً به چشم و ‌هم‌چشمی‌های اقتصادی، سیاسی و یا نظامی مربوط نمی‌شود بلکه محورهای وسیع‌تر و بزرگتر از این مسائل در میان است که حتی باعث می‌شود دولت‌های عربی حاشیه خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی تا این حد میان خود اختلاف داشته باشند. این باور که ریاض همچنان به صورت گسترده در حال اعمال نفوذ میان کشورهای حاشیه خلیج فارس است، تا حدود زیادی در میان نخبگان امر سیاست از بین رفته و به زعم آنها ورق تا حد زیادی برگشته است. عربستان سعودی اگرچه به دلیل انتساب عنوان «خادمین حرمین» به خود توانسته جهان عرب و دنیای اسلام را زیر نظر خود بگیرد و هدایت کند، اما واقعیت قرن بیست و یکم آن هم در مورد کشورهای حاشیه خلیج فارس به گونه‌ای دیگر در حال تغییر است. اینکه امروزه قطر با هزینه‌های میلیارد دلاری میزبان جام جهانی می‌شود یا اینکه کویت به بزرگترین کشور برای صدور بیمه‌نامه‌های تجاری تا سقف‌های میلیارد دلاری در جهان معروف شده است و یا اینکه امارات به قطب جذب سرمایه خارجی در منطقه و حتی آسیا تبدیل می‌شود و با اسرائیل هم روابطش را عادی کرده، به نوعی گویای این موضوع است که سعودی‌ها دیگر نمی‌توانند همانند گذشته به همسایگان خود امر و نهی کنند. حتی در مقاطع مختلفی شاهد تشدید اختلاف میان عربستان با برخی کشورها مانند امارات و غیره بوده‌ایم که اگرچه خبر جدیدی از این اختلاف‌های بنیادین به بیرون درز نمی‌کند، اما به نظر می‌رسد به هر ترتیب این دولت‌ها همچنان در پشت پرده بر سر منافع با هم درگیر هستند. در این میان ایالات متحده به عنوان شریک اصلی کشورهای عربی و همچنین روسیه و چین به عنوان شرکای سطح دوم و سوم، اغلب به گونه‌ای در منطقه غرب آسیا و سپس شمال آفریقا گام برداشته‌اند که دولت‌های عربی حاشیه خلیج فارس را مجبور به هماهنگی با آنها کنند و به نوعی (مستقیم یا غیرمستقیم) از طریق آنها معادلات را دستخوش تغییر قرار دهند. به عنوان مثال یمن، سوریه، عراق و حتی لبنان از جمله کشورهایی هستند که نه تنها آمریکا و سایر قدرت‌های اروپایی و شرقی در آنها مداخله دارند، بلکه واشنگتن و متحدانش از طریق دولت‌های ذی‌نفوذ عربی در این کشورها سناریوی خود را پیش می‌برند. حالا این روند به لیبی رسیده است و به نظر می‌رسد که این کشور با وجود آنکه مردمش معمر قذافی را 12 سال پیش به خاک سپردند، اما هنوز هم در آرامش به سر نمی‌برند و هر روز یک داستان و پروژه جدید را تجربه می‌کنند.

مصر، عربستان و امارات برجسته‌ترین غایبان نشست اتحادیه عرب در طرابلس به حساب می‌آیند. در همین راستا و در واکنش به غیبت این کشورها،‌ نجلاء المنقوش، وزیر خارجه دولت لیبی در ابتدای این نشست مشورتی به شدت تلاش‌های برخی طرف‌ها برای شکستن اراده مردم لیبی را محکوم کرد

حصارکشی عربی  به دور طرابلس

نشست مشورتی وزیران خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب در حالی شامگاه یکشنبه در طرابلس لیبی برگزار شد که فقط پنج عضو از مجموع ۲۲ کشور عضو در آن مشارکت کردند و به عبارتی دیگر 17 وزیر خارجه غایب بودند که این موضوع تاکنون سابقه نداشته است

چندی پیش خبری آمد که گویای برگزاری نشست مشورتی اتحادیه عرب در لیبی بود و بسیاری از رسانه‌های مستقر در کشورهای عربی آن را یک نوع چالش جدی برای این نهاد منطقه‌ای قلمداد کردند. حدود یک روز پس از اعلام تاریخ برگزاری نشست مذکور در لیبی، زمزمه‌هایی شنیده می‌شد مبنی بر اینکه وزیران خارجه مصر، عربستان و امارات در نشست مشورتی وزیران خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب در طرابلس غایب خواهند بود. هنوز صحت و سقم این اخبار تایید یا رد نشده بود که یکباره یک منبع در وزارت خارجه دولت وحدت ملی لیبی به خبرگزاری اسپوتنیک خبر داد که سامح شکری، وزیر خارجه مصر در نشست مشورتی وزیران خارجه عرب حضور نخواهد یافت. چندی بعد و در این رابطه یک منبع دیپلماتیک دیگر هم تاکید کرد که عبدالله بن زاید، وزیر خارجه امارات و فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان نیز در این نشست شرکت نخواهند کرد و آنجا بود که بحث‌ها در بستر رسانه‌ها بالا گرفت. روزنامه رأی‌الیوم در اینباره نوشت که نشست مشورتی وزیران خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب در حالی شامگاه یکشنبه در طرابلس لیبی برگزار شد که فقط پنج عضو از مجموع ۲۲ کشور عضو در آن مشارکت کردند و به عبارتی دیگر 17 وزیر خارجه غایب بودند که این موضوع تاکنون سابقه نداشته است. طبق گزارش این روزنامه، احمد ابوالغیط، دبیرکل اتحادیه عرب نیز در این نشست حضور نداشت که عملاً نشان می‌دهد این نشست ماهیت سیاسی و حقوقی نداشته است. رأی‌الیوم در ادامه می‌نویسد که این اتفاق بیانگر اختلافات میان کشورهای عربی بر سر دولت وحدت ملی به ریاست عبدالحمید الدبیبه و رقابت آن با فتحی پاشاغا نخست‌وزیر مکلف شده توسط پارلمان طبرق (شرق لیبی) و مورد حمایت خلیفه حفتر، فرمانده نیروهای موسوم به «ارتش ملی لیبی» است. طبق این گزارش، برخی کشورها از جمله قطر نیز سطح نمایندگی خود را کاهش داده و به جای وزیر خارجه، با وزیر مشاور در این نشست مشارکت کردند اما به هر ترتیب مصر، عربستان و امارات برجسته‌ترین غایبان نشست اتحادیه عرب در طرابلس به حساب می‌آیند. در همین راستا و در واکنش به غیبت این کشورها نجلاء المنقوش، وزیر خارجه دولت لیبی در ابتدای این نشست مشورتی به شدت تلاش‌های برخی طرف‌ها برای شکستن اراده مردم لیبی را محکوم کرد. وی تاکید کرد لیبی که ریاست دوره‌ای اتحادیه عرب را برعهده دارد، مصمم است نقش خود را در این اتحادیه به طور کامل ایفا کند و از سیاسی کردن منشور اتحادیه خودداری می‌کند. در مقابل فتحی پاشاغا، نخست‌وزیر مکلف شده توسط پارلمان طبرق (شرق لیبی) در توئیتی از مصر، عربستان و امارات به دلیل مشارکت نکردن در نشست اتحادیه عرب به ریاست دولت الدبیبه تشکر و قدردانی کرد. پاشاغا همچنین از الجزایر و تونس، دو همسایه لیبی که وزرای خارجه‌شان در نشست حضور داشتند خواست در سیاست‌هایشان در قبال لیبی بازنگری کنند و پشت سر دولتی که دوره آن به پایان رسیده حرکت نکنند. با نگاهی به این اختلاف‌ها به خوبی می‌توان فهمید که اگرچه سعودی‌ها با چندین و چند کشور عربی اختلاف جدی دارند اما به هر ترتیب آنها در مورد منافع خود و متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‎ای‌شان هنوز بر این نظر هستند که باید با یکدیگر همکاری کنند. از منظر دیگر باید توجه داشت که لیبی شاهد بحران سیاسی فزاینده در پی نزاع بین دو دولت است؛ یکی به ریاست فتحی پاشاغا، وزیر کشور سابق که پارلمان طبرق به آن رای اعتماد داد و دیگری دولت وحدت ملی است که از دل توافقات سیاسی تحت نظارت سازمان ملل بیرون آمده و بیش از یک سال است تشکیل شده و عبدالحمید الدبیبه آن را هدایت می‌کند؛ اما این دولت اعلام کرده که واگذاری قدرت را تنها از طریق انتخابات می‌پذیرد. حال باید دید بایکوت طرابلس به کجا می‌رسد.