چند روز از درگذشت دیگو آرماندو مارادونا گذشته و دنیای فوتبال هنوز با این مصیبت بزرگ کنار نیامده است. ناپلی‌هایی که این ستاره فوتبال را می‌پرستیدند، هنوز هم شهر را روشن نگه داشته‌اند تا به باور خودشان دیگو ناپل را از آسمان تماشا کند. در آرژانتین هم دیگر طرفداران بوکا و ریور دشمنی را کنار گذاشته‌اند تا در آغوش هم، به این ضایعه بپردازند. فوتبال، یکی از بهترین‌های تاریخش را از دست داده است. بدون شک هیچ بازیکنی در تاریخ فوتبال مهم‌تر، اثرگذارتر و کاریزماتیک‌تر از مارادونا نبوده است. نابغه‌ای که فوتبال را به یک هنر و زندگی‌اش را به یک درام تمام‌عیار تبدیل کرد.

آریا طاری

مارادونا بودن، شاید بزرگ‌ترین اتفاقی است که می‌تواند برای یک فوتبالیست بیافتد. برای باور عظمت این اسم، کافی است یک خاطره خاص از او را به یاد بیاوریم. دیگو پس از ترک اعتیاد، افسردگی حاد گرفت و به همین خاطر مدتی در یک بیمارستان روانی بستری شد. در آن بیمارستان، هر کس خودش را  یک چهره بزرگ و تاریخی معرفی می‌کرد و همه به سادگی حرفش را می‌پذیرفتند اما وقتی دیگو خودش را «مارادونا» معرفی کرد، هیچ‌کس باور نداشت که او ممکن است مارادونا باشد. اسم دن دیگو آنقدر بزرگ بود که هیچ‌کس حتی باورش نمی‌شد روزی بتواند او را از نزدیک ببیند. به جرات می‌توان گفت که هیچ فوتبالیستی در تمام تاریخ، تا این اندازه مشهور نبوده است. از دیوانه‌های فوتبال در بوینس آیرس تا مادرانی در آسیا که هیچ نسبتی با فوتبال نداشتند، همه مارادونا را می‌شناختند. میزان نفوذ دیگو به عنوان یک پدیده منحصربه‌فرد در دنیا، به مراتب بیشتر از نفوذ ستاره‌هایی مثل مسی و رونالدو بود و این اتفاق در عصری رخ داد که هنوز چیزی به نام اینترنت آدم‌ها را به هم متصل نکرده بود. دیگو در عصر خودش، حتی از فوتبال هم بزرگ‌تر شده بود و با روحیات خاص سیاسی‌اش، روی معادلات دنیا اثر گذاشته بود. او همیشه روحیه‌ای ضدامپریالیستی داشت و معتقد بود که حتی وقتی فوتبال تماشا می‌کند، همیشه دوست دارد برنده ‌شدن «ضعیف‌تر»ها را ببیند. تتوهای خاص روی بدن دیگو هم، به وضوح همین روحیه را نشان می‌دهند. زندگی دیگو هرگز یک مسیر عادی نداشت. ستاره‌ای مثل او، هیچ‌وقت نمی‌تواند عادی زندگی کند. کارتل‌های مواد مخدر از یک طرف و مخالفان ایده‌های سیاسی او از سوی دیگر، این ستاره را در یک حصار بزرگ قرار دادند اما عموم مردم، یک دلیل مهم برای دوست‌داشتن او توی ذهن‌شان داشتند. اینکه دیگو، شبیه «معمولی»‌ها بود. اینکه او از یک خانواده فقیر آمده بود و با قامتی کوتاه و ظاهری عادی، قلب‌ها را تسخیر کرده بود. مهارتش با توپ، خونسردی‌اش در تمرین‌های قبل از مسابقه و قدرت رهبری‌اش در زمین، فراتر از یک فوتبالیست به نظر می‌رسید. او در رده ملی با آرژانتین شاهکار کرد و در رده باشگاهی، اصرار نداشت که حتما برای بهترین تیم‌ها به میدان برود. دیگو ترجیح می‌داد لشکری یک نفره باشد و مستقیما به قلب دشمن بزند. کاری که این ستاره کاریزماتیک با انگلیسی‌ها در نقطه اوج تنش‌ها بر سر جزایر مالویناس انجام داد، به تنهایی یک کتاب قطور تاریخ بود. دیگو آن روز با دست، پا و همه اعضای بدنش برای آرژانتین جنگید و صدای ضعیف‌ترها را به گوش دنیا رساند. او با دست چپ، خود شیطان و با پای چپ، بزرگ‌ترین فرشته زمین بود!

دیگو در عصر خودش، حتی از فوتبال هم بزرگ‌تر شده بود و با روحیات خاص سیاسی‌اش، روی معادلات دنیا اثر گذاشته بود. او همیشه روحیه‌ای ضدامپریالیستی داشت و معتقد بود که حتی وقتی فوتبال تماشا می‌کند، همیشه دوست دارد برنده ‌شدن «ضعیف‌تر»ها را ببیند

مارادونا را مجموعه‌ای از ویژگی‌هایی ساختند که هر کدام به تنهایی برای «متمایز بودن» کافی به نظر می‌رسیدند. او به شکل عجیبی حتی در شکست، محبوب‌تر می‌شد. وقتی در فینال جام جهانی 90 ایتالیا به خاطر آن ناداوری بزرگ اشک ریخت، همه دنیا برایش گریه کردند و وقتی در قامت سرمربی ناکام آرژانتین این تیم را با آن افتضاح بزرگ در جام جهانی 2010 روبه‌رو کرد، در سرزمین مادری روبه‌روی اتوبوس تیم صف کشیدند تا به تشویقش بپردازند. دیگو چنین عنصری بود. کسی که حتی در باخت‌ها هم، عظمتش را از دست نداد. کسی که بارها مسیر تحلیل‌های فوتبال در تمام دنیا را عوض کرد و نشان داد داستانش، عظیم‌تر از آن است که توی تابلوی محقر نتایج فوتبال جا بگیرد. دن دیگو در همه این سال‌ها، چندین بار مرگ را به طرف خودش کشید و هر بار با یک دریبل لحظه‌آخری، راه فرار را پیدا کرد. این بار اما فراری در کار نبود. مارادونا هم بالاخره بازی مرگ را باخت اما طرفدارانش، او را در شکست‌ها بیشتر دوست داشتند. حالا که خبر تلخ از راه رسیده، خیلی‌ها از زندگی مارادونا حرف می‌زنند. بعضی‌ها هم می‌گویند که او ظرفیت این همه بزرگی را نداشته است. هرگز اما نباید فریب چنین جمله‌هایی را بخوریم و اهمیت دن دیگو را فراموش کنیم. کسی که در زندگی‌اش، به همه چیز رسید و همیشه درست همان‌طور که می‌خواست زندگی کرد. پپ گواردیولا، جمله فوق‌العاده‌ای درباره دیگو دارد که می‌تواند بهترین توضیح برای این ابرستاره باشد: «مهم نیست که او با زندگی خودش چه کار کرد، فقط یک چیز اهمیت دارد. اینکه او با زندگی ما چه کرد.»