«از این به بعد خبرنگارهایی که در کنفرانس‌های مطبوعاتی سوال غیرمرتبط بپرسند، تا سقف چهار سال محروم خواهند شد!» این بخش تازه‌ای از جملات رییس فدراسیون فوتبال ایران است. مرد اول فدراسیون به جای برطرف‌کردن همه ضعف‌های بزرگ موجود در ساختار فوتبال، ظاهرا تصمیم گرفته راه را برای برقراری هرگونه دیالوگی ببندد. چنین لحن و چنین تهدیدی برای اداره کردن فوتبال، اصلا خوشایند به نظر نمی‌رسد. بدون تردید قلع و قمع رسانه‌ها، نه‌تنها هیچ کمکی به فوتبال نمی‌کند، بلکه اوضاع را ناامیدکننده‌تر نیز خواهد کرد.

آریا رهنورد

انتقادها از وضعیت فعلی مدیریت فوتبال در هفته‌های گذشته، به اوج رسیده‌اند. موجی از نارضایتی در بین اهالی فوتبال و حتی هواداران باشگاه‌های مختلف شکل گرفته و حالا فدراسیون، اولین واکنش جدی را به این انتقادها نشان داده است. بسیاری از ستاره‌های لیگ برتر، از کیفیت توپ‌های مسابقات ناراضی هستند و این نارضایتی را در شبکه‌های اجتماعی نیز به نمایش گذاشته‌اند. بخشی از کنفرانس‌های خبری و مصاحبه‌های مطبوعاتی در اولین هفته از فصل جدید، به انتقاد از شرایط فوتبال اختصاص داشت. بلافاصله همه چهره‌هایی که امکانات و وضعیت برگزاری لیگ را زیر سوال برده بودند، به کمیته انضباطی احضار شدند. فدراسیون فوتبال اما به همین اتفاق نیز بسنده نکرد و قوانین تازه‌ای را برای خبرنگارهای ورزشی به زبان آورد. تقریبا همه می‌دانند که یک خبرنگار موظف است در سالن‌ کنفرانس خبری مربیان مختلف، درباره «فوتبال» سوال کند و به سراغ مسائل نامربوط نرود. این موضوع حتی در آئین‌نامه‌های فیفا و ای.اف.سی نیز قید شده اما بعید به نظر می‌رسد که مقصود فدراسیون، تنها حاشیه‌های شکل گرفته در کنفرانس‌های خبری باشد. در واقع اگر خبرنگاری از کیفیت توپ یا لباس‌ها و یا نحوه برنامه‌ریزی مسابقه‌های لیگ برتر سوال کند، احتمالا از دید فدراسیون یک سوال «غیرمرتبط» پرسیده است. اصلا چه کسی قرار است صلاحیت هر پرسش در کنفرانس‌های خبری را تایید کند؟ چه کسی قرار است در مورد نحوه سوال‌ها و نحوه برخورد با سوال‌ها تصمیم بگیرد؟ آیا با این روش، عملا فضای هر کنفرانس به سمتی نخواهد رفت که مربی‌ها از پاسخ دادن به هر سوال طفره بروند و برای برخورد با خبرنگار منتقدشان، او را در مظان اتهام قرار بدهند؟ حتی اگر چنین قانونی نیز برای لیگ برتر در نظر گرفته شده، مسئولیت رسانه‌ای کردن آن با رییس فدراسیون فوتبال نیست. فدراسیون مدیر روابط عمومی دارد و به زبان آوردن چنین مسائلی، در حیطه اختیارات رییس این نهاد نیست. مهدی تاج با این صحبت‌ها، تنها رابطه فدراسیون با رسانه‌ها را تیر‌ه‌تر خواهد کرد.

فدراسیون در ماه‌های گذشته با انبوهی از انتقاد روبه‌رو شده است. انتقادهایی که نتیجه مستقیم عملکرد خود این فدراسیون هستند. در شرایط عادی آنها باید به دنبال راهی برای راضی کردن منتقدها با کمرنگ‌کردن نقاط ضعف باشند اما ظاهرا سیاست فدراسیون در خاموش کردن صدای منتقد خلاصه می‌شود. احضار مربیان و ستاره‌های شاغل در لیگ برتر به خاطر در میان گذاشتن نظر شخصی‌شان در مورد کیفیت توپ مسابقات لیگ، تصمیم عجیب و حتی توهین‌آمیزی است که خفقان را در فضای فوتبال حاکم می‌کند. اگر در این فوتبال هیچ مربی یا بازیکنی حق اظهارنظر نداشته باشند، هرگز پیشرفتی نیز اتفاق نخواهد افتاد. همین حالا در لیگ‌های معتبر اروپایی، چهره‌های سرشناس از کیفیت داوری‌ها، نحوه برگزاری و البته کمک‌داور ویدئویی ناراضی هستند اما هراسی از انتقاد ندارند و در کنفرانس‌ها به سادگی حرف‌شان را با هوادارها و رسانه‌ها در میان می‌گذارند. بدون تردید لیگ نوزدهم تا امروز، یکی از ضعیف‌ترین دوره‌های لیگ برتر از نظر نظم و موقعیت لجستیکی بوده است. فصل بدون هیچ دلیل موجهی مدت‌ها به تاخیر افتاد و  دیرتر از همیشه آغاز شد. این اتفاق در حالی رخ داد که برنامه عجیب و فشرده فصل گذشته، عملا نفس تیم‌های ایرانی حاضر در لیگ قهرمانان آسیا را برید و آنها را در معرض نابودی قرار داد. فدراسیون فوتبال با وجود همه درآمدها، در پرداخت دستمزد مارک ویلموتس موفق عمل نکرده، به صورت همزمان پرسپولیس و استقلال در خطر حذف از لیگ قهرمانان آسیا هستند، مساله ورود بانوان به ورزشگاه‌ها معلق باقی مانده و کار ساده‌ای مثل بلیت‌فروشی اینترنتی، به یک بحران بزرگ تبدیل شده است. باور نکنید اگر همه بازیکنان، مربیان، مدیران باشگاهی، خبرنگاران و هوادارها نیز تا پایان فصل روزه سکوت بگیرند، این مشکلات حل نخواهند شد.

فدراسیون اشتباه‌های خودش را نمی‌پذیرد و در مقابل، به تاراندان منتقدانش فکر می‌کند. در شرایطی که حالا دیگر سوال پرسیدن نیز ممکن است خبرنگارها را با دردسرهای بزرگی روبه‌رو کند، فاصله فوتبال ایران با فوتبال روز دنیا و حتی فوتبال کشورهای حوزه خلیج‌فارس، روز به روز بیشتر می‌شود

تیغ تیز احکام فدراسیون ظاهرا تنها شامل «غیرخودی‌ها» می‌شود. مدیران سازمان لیگ بعد از افتضاح تاریخی و فراموش‌نشدنی فینال جام حذفی، با حکم «نمایشی» کمیته انضباطی روبه‌رو شدند اما همان‌طور که از قبل پیش‌بینی می‌شد، بهاروند و فتحی با قدرت برگشتند تا دوباره لیگ را در اوج بی‌نظمی و هیاهو برگزار کنند. فدراسیون اشتباه‌های خودش را نمی‌پذیرد و در مقابل، به تاراندان منتقدانش فکر می‌کند. در شرایطی که حالا دیگر سوال پرسیدن نیز ممکن است خبرنگارها را با دردسرهای بزرگی روبه‌رو کند، فاصله فوتبال ایران با فوتبال روز دنیا و حتی فوتبال کشورهای حوزه خلیج فارس، روز به روز بیشتر می‌شود. طلسم المپیک، طلسم قهرمانی جام ملت‌ها و طلسم همیشگی لیگ قهرمانان آسیا، همچنان به قوت خودشان باقی هستند اما همچنان هیچ‌کس نباید در کنفرانس‌های خبری، سوالی بپرسد که مدیران فدراسیون دوست نداشته باشند!