موج تازه گرانی در راه است

توقف موقت تجارت در مرز ایران و پاکستان، آن هم در شرایط فشار تحریم‌ها و محدودیت مسیر‌های دریایی، زنگ خطر تازه‌ای برای اقتصاد ایران است. پیامد‌های این وضعیت می‌تواند مستقیماً به بازار و سفره مردم منتقل شود.

به گزارش اقتصاد24، فشار‌های اقتصادی بر ایران هر روز بیشتر و حلقه محاصره هم تنگ‌تر می‌شود؛ چنان که شاهدیم کار از محاصره دریایی و حتی هوایی گذشته، مرز‌های زمینی یکی یکی بسته می‌شوند. تازه‌ترین نمونه نیز بسته شدن گذرگاه‌های مرزی میان ایران و پاکستان است که اگرچه از سوی مقامات دو کشور یک رخداد موقت و فنی خوانده شده، اما وقتی در کنار تحولات ماه‌های اخیر قرار می‌گیرد، معنایی فراتر از یک اختلال مرزی ساده پیدا می‌کند. در شرایط نیمه جنگی فعلی که محاصره دریایی و فشار تحریم‌ها، اقتصاد مملکت را به چالش کشیده است، بروز اختلال در گذرگاه‌های زمینی این نگرانی را ایجاد کرده که مرحله تازه‌ای از تنگ‌تر شدن مسیر‌های ارتباطی و تجاری آغاز شده است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، پاکستان فعالیت تجاری در گذرگاه ریمدان-گبد را متوقف کرده و مقام‌های ایرانی نیز اصل ماجرا را تأیید کرده‌اند. سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرد که «تردد‌ها و مراودات مرزی ایران و پاکستان موقتا متوقف شده است» و دلیل آن را مشکلات فنی و تدابیر احتیاطی عنوان کرد. همزمان مقام‌های پاکستانی نیز از ضرورت‌های امنیتی، مقابله با قاچاق و ملاحظات ضدتروریستی سخن گفته‌اند. اما فارغ از توضیحات رسمی، آنچه اهمیت دارد این است که یکی از مهم‌ترین مسیر‌های تنفسی اقتصاد ایران در منطقه با اختلال مواجه شده؛ آن هم در شرایطی که اقتصاد کشور بیش از هر زمان دیگری به مسیر‌های زمینی و همکاری همسایگان وابسته شده است.

مهم‌ترین نکته سیاسی در این ماجرا، این است که پاکستان چنین اقدامی کرده است. همان پاکستان که در ماه‌های اخیر، نقش میانجی بین ایران و آمریکا را ایفا کرده و در تحولات منطقه‌ای نقش آفرین بود. اکنون همین کشور دست‌کم در سطح تجاری یکی از مهم‌ترین مرز‌های مشترک با ایران را بسته است. بدیهی است که در روابط بین‌الملل نمی‌توان انتظار داشت کشوری منافع خود را فدای کشور دیگر کند. دولت‌ها براساس منافع ملی خود تصمیم می‌گیرند و نه براساس دوستی‌های سیاسی یا شعار‌های دیپلماتیک. با این حال، اتفاق اخیر بار دیگر این واقعیت مهم را یادآوری می‌کند که در روز‌های سخت، هیچ کشوری حاضر نیست هزینه تقابل ایران با غرب و ایالات متحده را از جیب خود بپردازد.

در سال‌های گذشته بخشی از روایت رسمی در داخل ایران بر این پایه استوار بود که گسترش روابط با همسایگان می‌تواند فشار تحریم‌های غرب را خنثی کند. اما تجربه نشان داده حتی نزدیک‌ترین شرکای منطقه‌ای نیز زمانی که خطر تحریم‌های ثانویه، محدودیت‌های بانکی یا هزینه‌های امنیتی افزایش پیدا کند، ترجیح می‌دهند جانب احتیاط را بگیرند. بی‌دلیل نیست که همزمان با تعطیلی این گذرگاه‌ها، هشدار جدید و صریح وزارت خزانه‌داری آمریکا درباره عواقب همکاری موسسات مالی و بانکی خارجی با نهاد‌های تحریم‌شده ایران صادر شد. پیام آمریکا روشن بود و اسلام‌آباد سریع‌تر از حد انتظار پیام را دریافت کرد؛ رویکردی که نشان می‌دهد هراس از قطع شریان‌های مالی بین‌المللی، حتی همسایگانی را که نقش واسطه را بازی می‌کردند، به تمکین از فشار‌های فراملی می‌کشاند. در زنجیره تامین، هر روز توقف در مرز به معنای فساد محموله‌های خوراکی و کشاورزی، نایاب شدن برخی مواد اولیه کارخانجات و جهش ناگهانی قیمت کالا‌های وارداتی در بازار داخلی است. در نهایت، تاوان این انسداد‌های مرزی و معطلی کامیون‌ها، مستقیم از جیب و سفره مردمی پرداخت می‌شود که با تورم روزافزون دست‌وپنجه نرم می‌کنند. از سوی دیگر، صادرکننده ایرانی که هم‌اکنون نیز با محدودیت‌های بانکی و ارزی دست و پنجه نرم می‌کند، با نااطمینانی جدیدی مواجه می‌شود. در فضای نااطمینانی، سرمایه‌گذاری کاهش پیدا می‌کند و فعال اقتصادی ترجیح می‌دهد ریسک کمتری بپذیرد. نتیجه چنین وضعیتی چیزی جز کندتر شدن موتور تجارت نیست.