احتمال تشدید محدودیت‌های تجاری، فعالان اقتصادی را به بازار ارز کشاند

جهش بیش از ۱۰ درصدی قیمت دلار در کمتر از یک هفته و افزایش حدود ۳۵ هزار تومانی آن، این پرسش را مطرح کرده که آیا بازار ارز صرفاً به متغیرهای اقتصادی واکنش نشان داده یا بخشی از تقاضای اخیر، حاصل نگرانی از تشدید محاصره و احتمال درگیری گسترده‌تر است. پشت پرده جهش قیمت دلار چیست؟

به گزارش تجارت‌نیوز، قیمت دلار طی چند روز از محدوده ۲۳۴ هزار تومان به حدود ۲۷۰ هزار تومان رسید. چنین حرکتی آن هم در سطوح بالای قیمتی، معمولاً با رشد عادی نقدینگی توضیح داده نمی‌شود. حسن کاظم‌زاده، کارشناس اقتصادی در تحلیلی که در فردانامه منتشر کرده، دو گروه اصلی را در شکل‌گیری موج تقاضای اخیر موثر می‌داند. گروه نخست، تجار و واردکنندگانی هستند که با افزایش احتمال تشدید محدودیت‌های تجاری، ترجیح داده‌اند زودتر ارز بخرند و کالاهای خود را وارد کشور کنند. برای این گروه، دلار فقط یک دارایی سرمایه‌ای نیست؛ بلکه ابزار تامین کالا و ادامه فعالیت تجاری است. وقتی فعالان اقتصادی احساس کنند مسیر واردات ممکن است دشوارتر شود، تقاضایی فشرده و زودهنگام در بازار ارز شکل می‌گیرد.

گروه دوم، افرادی هستند که قصد انتقال سرمایه به خارج از کشور را دارند. محدودتر شدن شبکه‌های مالی و دشوارتر شدن جابه‌جایی پول، این گروه را به تبدیل سریع‌تر دارایی‌های ریالی به ارز ترغیب کرده است. قیمت خرید برای چنین متقاضیانی اهمیت کمتری دارد؛ زیرا اولویت اصلی آنها خروج سرمایه و نگهداری دارایی به شکل ارز باثبات است. همزمانی تقاضای تجاری و تقاضای خروج سرمایه، شوکی ناگهانی به بازار وارد کرد و باعث شد دلار در مدت کوتاهی جهش کند. با این‌حال، پس از تخلیه چنین موج‌هایی، بازار معمولاً وارد یک دوره استراحت می‌شود تا جهت سیاست‌گذاری و تحولات سیاسی روشن‌تر شود.

نرخ تعادلی دلار از برآیند عرضه و تقاضای ارز و حجم نقدینگی اقتصاد به دست می‌آید. پیش از تشدید محاصره، نرخ تعادلی مورد اشاره حدود ۲۰۰ هزار تومان بود. کاهش عرضه ارز و افزایش انتظارات تورمی، این تعادل را به محدوده ۲۳۴ هزار تومان منتقل کرد؛ اما جهش تا ۲۷۰ هزار تومان نشان می‌دهد عامل دیگری نیز به بازار اضافه شده است. این عامل، افزایش سرعت گردش پول است. کاظم‌زاده در این باره می‌گوید: در شرایط عادی ممکن است فردی خودروی خود را بفروشد و پول را مدتی در بانک نگه دارد؛ اما در فضای تورمی، فروشنده خودرو بلافاصله سهام می‌خرد، فروشنده سهام به سراغ طلا می‌رود و فروشنده طلا ملک یا ارز خریداری می‌کند. در نتیجه، یک حجم ثابت پول در چند روز بارها میان بازارها جابه‌جا می‌شود و بدون آنکه الزاماً نقدینگی تازه‌ای خلق شده باشد، قیمت دارایی‌ها را بالا می‌برد. این رفتار به بازار ارز محدود نمانده و خرید همزمان دلار، طلا، سهام، خودرو و دیگر دارایی‌ها را تقویت کرده است. بنابراین، جهش اخیر را نمی‌توان تنها به چاپ پول یا رشد رسمی نقدینگی نسبت داد؛ بخش مهمی از التهاب، محصول افزایش سرعت گردش پول و تلاش صاحبان سرمایه برای فرار از ریال بوده است.

اگر فرض کنیم جهش اخیر عمدتاً از رفتار بازار و سرعت گردش پول ناشی شده، انتظار می‌رود با تخلیه تقاضای فوری، التهاب برای دو هفته تا یک ماه کاهش یابد. در این دوره، دلار می‌تواند در محدوده ۲۵۰ هزار تا ۲۸۰ هزار تومان نوسان کند و منتظر جهت سیاست بانک مرکزی، وضعیت فروش نفت، ادامه محاصره و میزان کسری بودجه بماند.

اگر کسری بودجه، پایه پولی و رشد نقدینگی را دوباره بالا ببرد، اقتصاد ممکن است وارد دوره رشدهای ماهانه ۵ تا ۶ درصدی نقدینگی و نرخ ارز شود. در چنین حالتی، آرامش احتمالی بازار تنها یک توقف موقت خواهد بود و روند صعودی از مسیر عوامل اقتصادی ادامه پیدا می‌کند. اما اگر تقاضای اخیر با انتظار جنگ ارتباط داشته باشد، رفتار بازار متفاوت می‌شود. با افزایش احتمال درگیری، خریداران بیشتری وارد بازار خواهند شد و تقاضا ممکن است تا آستانه آغاز جنگ ادامه پیدا کند. در این سناریو، دلار می‌تواند از سایر دارایی‌ها فاصله بگیرد؛ زیرا اختلال در تجارت و دسترسی به منابع ارزی، اثر مستقیم‌تری بر بازار ارز دارد.