سیاست ارزی یا کاسبی بودجهای؟
دلار ۲۶۰ هزارتومانی از سوی دولت به رسمیت شناخته شد!
عرضه دلار ۲۵۹ هزار تومانی با کد ملی در واقع پرچم تسلیم بانک مرکزی در مقابل سونامی گرانی ارز است. این تصمیم در عین حال موجب تثبیت و به رسمیت شناختن نرخ دلار در همین محدوده شده و امید به مدیریت بازار را از بین میبرد.
به گزارش اقتصاد24، بازار ارز ایران در هفتههای اخیر آشفتهتر از همیشه است و دیگر نمیتوان نوسانهای آن را صرفاً به هیجان معاملهگران یا فعالیت دلالان نسبت داد. عبور دلار از مرزهای پیشین و ثبت رکوردهای بیسابقه، در شرایطی رخ داده که سیاستگذار ارزی همچنان میان کنترل دستوری قیمت، عرضه ارز و تلاش برای مدیریت انتظارات تورمی در رفتوآمد است؛ سیاستهایی که طی سالهای گذشته بارها اجرا شدهاند، اما نتوانستهاند مانع از تضعیف مداوم ریال شوند. دلار به 272 هزار تومان رسیده و چنان با سرعت رکوردهای جدید میزند که دیگر پیش بینی بازار غیرممکن شده است. در چنین شرایطی، بانک مرکزی به جای آنکه نشانهای روشن از یک برنامه تازه و پایدار برای بازار ارز ارائه کند، به سراغ سیاستی رفته که حکایت از پذیرش یک واقعیت تلخ دارد. نرخهایی که تا همین چندی پیش از سوی سیاستگذار «غیرواقعی» و محصول فعالیت بازار غیررسمی معرفی میشدند، حالا به تدریج وارد سازوکار رسمی عرضه ارز شدهاند. عرضه ۱۰ هزار دلار با کارت ملی در پنج بانک بزرگ کشور با نرخ پایه ۲۵۹ هزار تومان، از همین منظر تصمیمی قابل تأمل است. اگرچه میتوان این اقدام را تلاشی برای افزایش عرضه و پاسخ به تقاضای بازار دانست، اما این نکته را هم نمیتوان نادیده گرفت که وقتی بانک مرکزی خود ارز را در محدوده ۲۶۰ هزار تومان عرضه میکند، در واقع این نرخ را به رسمیت شناخته و تایید میکند.
بانک مرکزی طی سالهای گذشته بارها تلاش کرده است میان نرخ رسمی و نرخ بازار آزاد فاصله ایجاد کند و افزایش قیمت دلار در بازار آزاد را ناشی از عوامل موقتی، انتظارات تورمی یا فعالیت بازار غیررسمی معرفی کند. اما اکنون عرضه ارز در نرخهایی نزدیک به ۲۶۰ هزار تومان، عملاً نشان میدهد که فاصله میان نرخهای مورد پذیرش سیاستگذار و نرخهای بازار آزاد به نقطهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً با انکار یا برخورد انتظامی مدیریت کرد؛ بنابراین، مسئله فقط عدد ۲۵۹ هزار تومان نیست؛ مسئله تغییری است که این عدد در رابطه میان سیاستگذار و بازار ایجاد میکند. در واقع، سیاستگذار ارزی اکنون با یک تناقض جدی روبهروست. از یک طرف باید برای افزایش عرضه ارز و پاسخ به تقاضا وارد بازار شود و از طرف دیگر، هر نرخ جدیدی که برای این عرضه تعیین میکند، میتواند به یک لنگر تازه برای انتظارات بازار تبدیل شود.
اگر نرخ ۲۵۹ هزار تومان قرار است مبنای عرضه ارز باشد، طبیعی است که فعال اقتصادی آن را نه یک عدد تصادفی، بلکه نشانهای از برآورد سیاستگذار درباره سطح جدید قیمت ارز تلقی کند. همین مسئله میتواند اثر روانی این تصمیم را از حجم واقعی ارز عرضهشده مهمتر کند. سالها سیاست ارزی کشور بر این فرض استوار بود که میتوان با تزریق ارز، فاصله میان نرخ بازار و نرخ مطلوب سیاستگذار را کنترل کرد. اما تجربه نشان داده است که وقتی ریشههای تورم، رشد نقدینگی، کسری بودجه، محدودیت درآمدهای ارزی و نااطمینانی سیاسی و اقتصادی حل نشده باقی بماند، عرضه ارز تنها میتواند برای مدتی سرعت افزایش قیمت را کاهش دهد.
مشکل بازار ارز ایران البته با فروش یا نخریدن چند هزار دلار حل نمیشود. دلار طی سالهای گذشته از یک ابزار معاملاتی فراتر رفته و به یکی از مهمترین شاخصهای انتظارات اقتصادی مردم تبدیل شده است.
دیدگاه تان را بنویسید