«سهراب دلانگیزان» در گفتوگو با «توسعه ایرانی» و با تأکید بر رواج «بیکاریِ ناشی از بحران» در کشور:
در جنگ اشتغال ۴۵۰ هزارنفر از دست رفت
رامتین موثق
«بیکاری دهن باز کرده» و بسیاری از افراد را به درون خود کشیده است؛ در پی تجربه دوبار جنگ و آسیب به زیرساختها، وضعیت بازار کار به بحران رسیده و بسیاری از افراد شغلهای خود را از دست داده و به جرگه بیکاران افزوده شدهاند. البته افزایش بیکاری تنها در پی تبعات مستقیم جنگ، یعنی نابودی واحدهای تولیدی، نبوده و غلبه نااطمینانی بر فضای سیاسی و اقتصادی، که از تبعات غیرمستقیم فضای جنگی است، بحران بازار کار را تشدید کرده چرا که سرمایهداران و کارفرمایان، در پی کاهش یا از دست رفتن سود خود در این فضا، هزینههای تولید را عمدتا از محل تعدیل نیروی کار، کاهش دادهاند.
به صورت کلی در بهار 1405، نرخ بیکاری گروه جوانان 15 تا 24 ساله، ۲۳.۴ درصد، جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله، ۱۷.۵ درصد و فارغالتحصیلان دانشگاهی، ۱۱.۶ درصد بوده است بنابراین نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی از نرخ بیکاری متوسط کشور، ۹.۱ درصد، ۲.۵ درصد بیشتر است و این مسئله نشان میدهد که به صورت کلی، شرایط اشتغال فارغالتحصیلان دانشگاهی از شرایط متوسط جامعه، بدتر است
تا قبل از انتشار آمار رسمی از وضعیت بازار کار، گزارشهای غیررسمی و مشاهدات میدانی از افزایش بیکاری و ناتوانی افراد بیکار در پیدا کردن شغل جدید، حکایت داشتند اما اکنون آمارهای رسمی نیز این بحران را تایید کردهاند. براساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری در بهار ۱۴۰۵ با افزایش ۱.۸ درصدی، نسبت به مدت مشابه سال گذشته، به ۹.۱ درصد رسیده است. گزارش مرکز آمار همچنین نشان میدهد نرخ بیکاری گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال به ۲۳.۴ درصد رسیده که نسبت به بهار سال گذشته، ۳.۷ واحد درصد افزایش یافته است. همچنین نرخ بیکاری افراد ۱۸ تا ۳۵ سال با رشد 3 واحد درصدی به ۱۷.۵ درصد رسیده است. از سوی دیگر، ۸.۵ درصد شاغلان به دلیل رکود یا کمبود فرصت کاری، اشتغال ناقص داشتهاند و در مقابل ۳۷.۸ درصد شاغلان بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار کردهاند.
در این گزارش مرکز آمار اعلام شده است که با وجود تجربه جنگ در فصل بهار، ۹ استان با کاهش نرخ بیکاری مواجه بودند. در ضمن خبرگزاریهای دولتی دائما تاکید دارند که با وجود جنگ و بحران سیاسی و اقتصادی، نرخ بیکاری باز هم تکرقمی باقی مانده است اما باید توجه کرد که گزارش رسمی از بیکاری، همواره مورد تردید برخی کارشناسان بوده است و تحلیلگران بازار کار سابقا نیز اظهار کرده بودند که معیارهای مرکز آمار برای بررسی این بازار، دقیق نیست و برای مثال بر اساس این معیارها، که اگر فردی 2 ساعت در روز کار کرده باشد، بیکار تلقی نمیشود. بنابراین تکرقمی ماندن این نرخ در بهار 1405 نیز در هالهای از ابهام قرار دارد.
حرکت اشتغال به سمت «زنانگی»
یک اقتصاددان در گفتوگو با «توسعه ایرانی»، در تحلیل گزارش مرکز آمار از وضعیت اشتغال در سال 1405، در ابتدا به «جمعیت در سن کار» و «جمعیت فعال» اشاره کرد و گفت: جمعیت در سن کار در بهار ۱۴۰۵ به ۶۶.۷ میلیون نفر رسیده که همین عدد در بهار ۱۴۰۴، ۶۵.۸ میلیون نفر بوده است.
سهراب دلانگیزان افزود: بنابراین به این جمعیت، 830 هزار نفر افزوده شده که از این مقدار، 400 هزارنفر مرد و 430 هزارنفر زن بودهاند و همین آمار، نکته مهمی در خود دارد و این وضعیت بدین معناست که عرضهکنندگان آینده نیروی کار به سمت زنانگی حرکت میکنند.
یک اقتصاددان: افزایش حدودا 2 درصدی نرخ بیکاری به علت بحران جنگی بوده است؛ بحران ساختاری سیاسی باعث شد که وارد جنگ شویم و در اثر این جنگ، زیرساختها از دست رفت و یا برخی فعالیتها متوقف شد بنابراین کشور اکنون با «بیکاریِ در اثر بحران» درگیر است
او تاکید کرد که در این وضعیت یا زنان جای شغلهای مردانه را میگیرند یا شغلها به سمت سازگاری با این وضعیت، حرکت میکنند.
کاهش اشتغال در پی جنگ و بحران سیاسی
استاد تمام دانشگاه رازی کرمانشاه درباره «جمعیت فعال»، اظهار کرد: در بهار 1405 جمعیت فعال به حدود ۲۷.۱ میلیون نفر رسیده که تقریبا تغییری نسبت به سال 1404 نداشته است..
دلانگیزان توضیح داد: نرخ فعالیت از تقسیم جمعیت فعال بر جمعیت در سن کار حاصل میشود و در این شرایط، صورت کسر تغییری نکرده اما مخرج آن بزرگتر شده است فلذا نرخ فعالیت در بهار 1405 کاهش پیدا کرده است.
او درباره «جمعیت شاغل»، بیان کرد: اگر به نسبت اشتغال نگاه کنیم، این نسبت یک فضای ویژهای را به ما نشان میدهد. در سال 1405، جمعیت شاغل به ۲۴.۶۷ میلیون نفر رسیده است در حالی که همین عدد در سال 1404، ۲۵.۱۲ میلیون نفر بوده است و این به معنای از دست رفتن 450 هزار شغل است.
این تحلیلگر مسائل اقتصادی تصریح کرد: در طول یکسال گذشته، حملات متعدد در جنگها، بمباران و از بین رفتن زیرساختها و واحدهای فعال و همچنین مسائلی چون ناترازی انرژی، باعث شد که 450 هزار شغل از دست برود. در پی این روند، فشار معیشت خانواده روی فرد شاغل افزایش مییابد چرا که به جمعیت خانوادهها افزوده شده اما تعداد شاغلین کاهش پیدا کرده است.
افزایش بیکاری در پی بحران
دلانگیزان درباره جمعیت بیکار، عنوان کرد: در بهار 1405، ۲.۴۶ میلیون نفر در جمعیت بیکار جای گرفتهاند اما این جمعیت در سال 1404، ۱.۹۸ میلیون نفر بوده است.
او ادامه داد: 482 هزار نفر به جمعیت بیکار افزوده شده است که از این مقدار، 450 هزار نفر آن مربوط به افرادی است که شغل از دست دادهاند و 32 هزار نفر دیگر، در سال جاری به جمعیت فعال اضافه شدهاند اما تاکنون شغلی پیدا نکردهاند. بنابراین افزایش نرخ بیکاری بیشتر مربوط به از دست رفتن اشتغال 450 هزار نفر است و در پی این شرایط، نرخ بیکاری حدود 2 درصد رشد داشته است.
به اعتقاد این استاد دانشگاه، افزایش حدودا 2 درصدی نرخ بیکاری به علت بحران جنگی بوده است؛ بحران ساختاری سیاسی باعث شد که وارد جنگ شویم و در اثر این جنگ، زیرساختها از دست رفت و یا برخی فعالیتها متوقف شد بنابراین کشور اکنون با «بیکاریِ در اثر بحران» درگیر است.
سهراب دلانگیزان در گفتوگو با «توسعه ایرانی»: در سال 1405، جمعیت شاغل به ۲۴.۶۷ میلیون نفر رسیده است در حالی که همین عدد در سال 1404، ۲۵.۱۲ میلیون نفر بوده و این به معنای از دست رفتن 450 هزار شغل است. در طول یکسال گذشته، حملات، بمباران و از بین رفتن زیرساختها و واحدهای فعال در جنگ و همچنین مسائلی چون ناترازی انرژی، باعث شد که 450 هزار شغل از دست برود
اشتغال فارغالتحصیلان دانشگاهی از شرایط متوسط جامعه، بدتر است
دلانگیزان در ادامه به تحلیل آمار بیکاری در جمعیت جوانان پرداخت و گفت: نرخ بیکاری جوانان 15 تا 24 ساله، حدودا ۳.۷ درصد نسبت به سال قبل رشد کرده است، نرخ بیکاری جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله، ۳ درصد و نرخ بیکاری فارغالتحصیلان، ۱.۲ درصد رشد کرده است.
او افزود: در هر حالت افزایش نرخ بیکاری برای تمام گروهها اتفاق افتاده است اما افزایش نرخ بیکاری برای ۱۵ تا ۲۴ بیشتر از گروه 18 تا 35 ساله بوده و هر دوی این گروهها، رشد بیشتری نسبت به بیکاری فارغالتحصیلان داشتهاند. به صورت کلی در بهار 1405، نرخ بیکاری گروه جوانان 15 تا 24 ساله، ۲۳.۴ درصد، جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله، ۱۷.۵ درصد و فارغالتحصیلان دانشگاهی، ۱۱.۶ درصد بوده است.
این کارشناس مسائل اقتصادی تاکید کرد: نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی از نرخ بیکاری متوسط کشور، ۹.۱ درصد، ۲.۵ درصد بیشتر است و این مسئله نشان میدهد که به صورت کلی، شرایط اشتغال فارغالتحصیلان دانشگاهی از شرایط متوسط جامعه، بدتر است.
کاهش 2 درصدی اشتغال صنعتی
دلانگیزان با اشاره به اشتغال در بخشهای مختلف، اظهار داشت: در بهار ۱۴۰۵ نسبت به بهار ۱۴۰۴، اشتغال بخش کشاورزی ۰.۵ درصد رشد داشته، اشتغال در بخش خدمات ۱.۴ درصد رشد پیدا کرده اما از اشتغال در بخش صنعت، 2 درصد کاسته شده است.
او درباره نرخ مشارکت نیز بیان کرد: اگر بخواهیم تحلیل بهتری داشته باشیم، باید به نرخ مشارکت هم توجه کنیم؛ در سال ۱۴۰۵ نرخ مشارکت ما به ۴۰.۷ درصد رسیده است که همین عدد در سال ۱۴۰۴، ۴۱.۲ درصد بوده یعنی تمایل به کار در حالی کاهش پیدا کرده که در طرف مقابل، به جمعیت فعال اضافه شده است.
این اقتصاددان همچنین مطرح کرد: نسبت اشتغال در حالی به 37 درصد رسیده که در مدت مشابه سال قبل، ۳۸.۲ درصد بوده یعنی فشار به خانوادهها افزایش و تعداد جمعیت شاغل در خانوارها کاهش یافته که این موضوع به کاهش نسبت اشتغال ختم شده است. هم کاهش نرخ مشارکت و هم کاهش نسبت اشتغال باعث شده است که نرخ بیکاری ۱.۸ درصد رشد پیدا کند و از ۷.۳ درصد در بهار ۱۴۰۴ به ۹.۱ درصد در بهار ۱۴۰۵ برسد.
نسبت اشتغال در حالی به 37 درصد رسیده که در مدت مشابه سال قبل، ۳۸.۲ درصد بوده یعنی فشار به خانوادهها افزایش و تعداد جمعیت شاغل در خانوارها کاهش یافته است. در پی این روند، فشار معیشت خانواده بر روی فرد شاغل افزایش مییابد چرا که به جمعیت خانوادهها افزوده شده اما تعداد شاغلین کاهش پیدا کرده است
دلانگیزان در پایان، به وضعیت اشتغال در شهر و روستا پرداخت و خاطرنشان کرد: وضعیت اشتغال در شهر و روستا یکسان نیست؛ نرخ بیکاری شهری ۹.۸ درصد است که در سال قبل ۷.۹ درصد بوده اما نرخ بیکاری در روستا به ۶.۴ درصد رسیده که در سال قبل، ۵.۴ درصد بوده است. بنابراین وضعیت کار و اشتغال در روستا بهتر از شهر است زیرا بافت غالب اشتغال در روستاها در بخش کشاورزی است و بافت کشاورزی، در پی این بحرانها، صدمه چندانی ندیده و حتی به سهم اشتغال در این بخش، افزوده شده است.
دیدگاه تان را بنویسید