در ایران تعداد فقرا «تابو»ی سیاسی شده است

رامتین موثق

تورم به شکل سرسام‌آوری در حال شدت‌گیری است و در این میان، قدرت خرید و سفره مردم آب رفته و در نتیجه این شرایط، کیفیت زندگی بسیاری از مردم تحت‌الشعاع قرار گرفته است.

حمید حاج اسماعیلی در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»: بر اساس برآوردهای سازمان‌های حمایتی و امدادی، نظیر کمیته امداد و سازمان بهزیستی، تعداد فقرا طی 5 تا 6 سال گذشته، 10 برابر شده است و  من فکر می‌کنم که اکنون بیش از نیمی از کشور ما فقیر است. درگیری حدود نیمی از جامعه با فقر به دلیل مشکلات متعددی است که در حوزه پرداخت دستمزدها و توزیع منابع در کشور داریم

با نگاهی به آمارهای جدید در حوزه رفاه اجتماعی می‌توان وخامت اوضاع را دریافت. بر اساس آخرین برآورد مرکز پژوهش‌های مجلس، نرخ فقر در سال ۱۴۰۵ حدود ۴۱ درصد است و تا ۲ سال دیگر به ۴۵.۵ درصد می‌رسد. یعنی از هر 10 نفر، 4 نفر دچار فقر هستند که می‌تواند این روند بدتر نیز بشود. همچنین طبق پیش‌بینی‌ها از هر ۲ خانوار روستایی، یک خانوار ممکن است از پس حداقل‌ هزینه‌های زندگی برنیاید.

«توسعه ایرانی» در گفت‌وگو با حمید حاج اسماعیلی، کارشناس و تحلیلگر حوزه کار و رفاه اجتماعی، به بررسی علل تشدید فقر در ایران پرداخته است.

پرداخت پایین‌ترین دستمزد در ایران

این کارشناس حوزه رفاه اجتماعی در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»، درباره علل گسترش فقر در ایران، اظهار کرد: برآوردهای ما در حوزه دستمزد اینست که پایین‌ترین نرخ دستمزد در جهان، متعلق به ایران است.

حاج اسماعیلی با اشاره به اینکه ایران جزو 4 تا 5 کشور اول در پرداخت پایین‌ترین دستمزدهاست، در این خصوص توضیح داد: متوسط حداقل حقوقی که یک فرد در اروپا دریافت می‌کند، حدود ۲۸۰۰ تا ۳۰۰۰ هزار یورو است. حتی اعانه بیمه‌های بیکاری در اروپا بالای ۱۲۰۰ یورو است. در صورتی که حداقل دستمزد تعریف شده در ایران به ۲۰۰ دلار نمی‌رسد.

او افزود: این نشان می‌دهد که دستمزدها در ایران با خط فقر بسیار فاصله دارد و این مشکلات ایران را هر روز بیشتر می‌کند و هرسال به تعداد فقرا در ایران  افزوده می‌شود.

افزایش فقر به میزان 10 برابر!

این تحلیلگر حوزه کار درباره خط فقر در ایران، بیان داشت: بر اساس برآوردهای میدانی و غیررسمی، از هر ۲ نفر، 1 نفر فقیر است زیرا میزان دستمزد دریافتی، کفاف معیشت حداقلی را هم نمی‌دهد.

حاج اسماعیلی عنوان کرد: بر اساس برآوردهای سازمان‌های حمایتی و امدادی، نظیر کمیته امداد و سازمان بهزیستی، تعداد فقرا طی 5 تا 6 سال گذشته، 10 برابر شده است. این سازمان‌ها اعلام کرده‌اند که طی این سال‌ها، تعداد کسانی که به آن‌ها برای دریافت کمک و حمایت مراجعه کردند، بیش از 10 برابر افزایش یافته است.

او ادامه داد: برآوردهای غیررسمی سازمان‌ها و گروه‌های دیگر نیز نشان می‌دهد تعداد فقرا با شدت بیشتری افزوده می‌شود و من فکر می‌کنم که اکنون بیش از نیمی از مردم کشور ما فقیرند. دلیل درگیری حدود نیمی از جامعه با فقر در مشکلات متعددی است که حوزه پرداخت دستمزدها و توزیع منابع در کشور داریم. پرداخت امکانات و مزایای مختلف در ایران، ناعادلانه است و همه این موضوعات دست در دست هم داده تا به تعداد فقرا بیفزاید!

آمار دقیقی از فقرا نداریم

این کارشناس اقتصادی به نقد آمارهای رسمی در خصوص خط فقر پرداخت و گفت: اکنون آمارهای دقیقی درباره توسعه و گسترش فقر به صورت رسمی در ایران نداریم.

حاج اسماعیلی مطرح کرد: اکنون با چند مشکل اساسی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم که ناشی از خلا وجود داده‌هاست و این باعث شده که نتوانیم درباره تعداد فقرا در ایران اظهارنظر رسمی کنیم.

به گفته او، خط فقر در ایران تعریف نشده است و تا خط فقر به صورت رسمی تعریف نشود، نمی‌توان ارزیابی کرد که چه تعداد از جمعیت ایرانی‌ها زیر خطر فقر هستند یا به خط فقر نزدیک شده‌اند یا ممکن است در آینده دچار فقر شوند.

تعریف خط فقر به صورت رسمی به یک مسئله سیاسی تبدیل شده است. دولت‌ها برای اینکه از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و به تعهدات خود عمل نکنند، حاضر نیستند خط فقر را تعریف کنند. تعریف رسمی خط فقر به یک تابوی سیاسی تبدیل شده است و هیچ دولتی جرات و جسارت لازم را برای این کار پیدا نکرده است. تعربف نکردن خط فقر باعث می‌شود که انحرافات زیادی در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها در ایران اتفاق بیافتد

دستمزدها تناسبی با خط فقر ندارد

این تحلیلگر حوزه رفاه اجتماعی با بیان اینکه خط فقر یکی از شاخص‌های جدی و مهم اقتصادی و اجتماعی در سراسر دنیاست، افزود: از آنجایی که در کشور برخی از تصمیمات مهم ازجمله تعیین دستمزد با توجه به خط فقر انجام می‌گیرد، نیازمند تعریف آن به صورت رسمی هستیم. 

او تاکید کرد: وقتی بدون تعریف خط فقر و شاخص‌های مرتبط با آن دستمزد را تعیین می‌کنیم، این دستمزدها واقعی نخواهند بود یعنی بر اساس میزان نیاز افراد تعریف نمی‌شود و ارتباطی با خط فقر هم ندارد ازاین‌رو هر روز مشکلات ما در این زمینه بیشتر می‌شود.

دولت‌ها جرات تعریف خط فقر را ندارند

این کارشناس حوزه کار عنوان کرد: تعریف خط فقر به صورت رسمی به یک مسئله سیاسی تبدیل شده است. دولت‌ها برای اینکه از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و به تعهدات خود عمل نکنند، حاضر نیستند خط فقر را تعریف کنند.

حاج اسماعیلی تاکید کرد که تعریف رسمی خط فقر به یک تابوی سیاسی تبدیل شده است و هیچ دولتی جرات و جسارت لازم را برای این کار ندارد.

به اعتقاد او، تعربف نکردن خط فقر باعث می‌شود که انحرافات زیادی در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها در ایران اتفاق بیافتد که اکنون نتایج منفی آن را در کشور شاهد هستیم.

کالابرگ و یارانه بی‌تاثیر شده است

این تحلیلگر اقتصادی در ادامه، درباره دیگر دلایل ضرورت تعریف خط فقر به صورت رسمی، اظهار کرد: اکنون کشور در حوزه تورم، معیشت و اشتغال دچار بحران و مشکلات اساسی شده است و در چنین مواقعی یکی از وظایف دولت، حمایت‌های اجتماعی و اقتصادی از مردم است.

حاج اسماعیلی توضیح داد: برای انجام این حمایت حتما باید داده‌ها و اطلاعات لازم را داشته باشیم که بدانیم از چه دهک‌ها و گروه‌هایی باید حمایت کنیم تا حمایت‌ها هدفمند شوند.

او در نقد هدفمند نبودن این حمایت‌ها، گفت: اکنون نزدیک به ۲ دهه است که برای خانوارها یارانه نقدی تعریف کردیم. هدف این طرح هم واقعی‌سازی قیمت حامل‌های انرژی در ایران و هم حمایت از طبقات اجتماعی ضعیف، بود اما بدون هدفمندی در حمایت از طبقات، پرداخت یارانه‌های نقدی به یک کار عبث و بیهوده تبدیل شد و ارزش خود را از دست داد و درنهایت، هدف‌گذاری‌های ابتدایی سیاست‌گذار هم محقق نشد.

کارشناس و تحلیلگر رفاه اجتماعی: پایین‌ترین نرخ دستمزد در جهان، متعلق به ایران است. متوسط حداقل حقوقی که یک فرد در اروپا دریافت می‌کند، حدود ۲۸۰۰ تا ۳۰۰۰ هزار یورو است. حتی اعانه بیمه‌های بیکاری در اروپا بالای ۱۲۰۰ یورو است در صورتی که حداقل دستمزد تعریف شده در ایران به ۲۰۰ دلار نمی‌رسد. این نشان می‌دهد که دستمزدها در ایران بسیار با خط فقر فاصله دارد و حتی کفاف تامین حداقل معیشت را هم نمی‌دهد

این کارشناس افزود: بعد از بی‌ثمری پرداخت یارانه‌های نقدی، پرداخت کالابرگ را تعریف کردیم اما کالابرگ هم متاسفانه، به دلیل نبود شاخص‌های واقعی و نبود داده‌های کافی، به همان معضل یارانه‌های نقدی دچار شد و در حال از دست دادن اثرگذاری خود است چون هم اعتبار آن متناسب با واقعیات اقتصادی، افزایش نمی‌یابد و به‌روز نمی‌شود و هم پرداخت آن مانند یارانه‌ها، هدفمند نیست و اکنون تقریبا تمام دهک‌ها در ایران هم یارانه و هم کالابرگ، دریافت می‌کنند.

نظام پرداخت دستمزد در ایران  ناعادلانه و چندگانه است 

حاج اسماعیلی درباره راهکارهای فقرزدایی در ایران، بیان کرد: اولین موضوعی که از دولت انتظار داریم اینست که شاخص‌ها و داده‌های اطلاعاتی را برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی اصلاح کند زیرا تا این شاخص‌ها اصلاح نشوند، نمی‌توانیم تصمیمات درستی بگیریم.

او به ضرورت اصلاح نظام دستمزدها اشاره کرد و گفت: دومین موضوع اینست که سیاست‌های پرداخت نظام دستمزد را در ایران اصلاح کنیم. اکنون هرکس به اندازه نفوذ و قدرت چانه‌زنی خود در ایران دستمزد می‌گیرد. برخی از سازمان‌ها هستند که از نفوذ بیشتری در حاکمیت و دولت، برخوردارند و دستمزدهای بیشتری می‌گیرند. کارمندان شرکت‌های دولتی چندبرابر حداقل دستمزد، حقوق دریافت می‌کنند. کارمندان وزارتخانه‌های خاص و برخی نهادها مانند شرکت نفت، مخابرات و نهادهای حاکمیتی و زیرمجموعه‌های آنها، چندین برابر یک فرد معمولی دستمزد دریافت می‌کنند. وقتی یک عده خاص این درآمدها را دارند، مشخص است که منابع کشور به صورت عادلانه و منصفانه توزیع نمی‌شود.

این تحلیلگر حوزه کار معتقد است که نظام پرداخت دستمزد در ایران کاملا ناعادلانه و چندگانه است و این نظام باید اصلاح شود. برای مثال در سالیان گذشته، معضل پرداخت دستمزدهای نجومی و پاداش‌های «آن‌چنانی» وجود داشت، اما این مشکل همچنان به قوت خود پابرجاست و حل نشده است.

حاج اسماعیلی درباره راهکار دیگر مطرح کرد: سومین موضوع اینست که وضعیت اقتصادی در ایران شفاف نیست و این خود باعث تشدید مشکلات می‌شود. دولت بر فعالیت بسیاری از واحدها نظارت ندارد. برخی از دستگاه‌های خاص فعالیت اقتصادی دارند اما نظارت بر آن‌ها، خارج از حوزه دولت قرار گرفته است در صورتی که منابع کشور باید بر اساس شایستگی و بر پایه یک نظام دستمزد منطقی توزیع و همه از مواهب آن برخوردار شوند تا بتوانیم مشکل افزایش فقر را کنترل کنیم.

وی در پایان ناهمخوانی دستمزدها با واقعیات اقتصادی کشور را مهمترین دلیل افزایش هرساله تعداد فقرا دانست و تصریح کرد: محوری‌ترین راهکار فقرزدایی این است که دستمزدها را به صورت واقعی و متناسب با شرایط اقتصادی پرداخت کنیم. تورم در ایران با سرعت بالا حرکت می‌کند اما دولت‌ها هر ساله برای تعیین حداقل و افزایش دستمزد، خساست به خرج می‌دهند.