چرا هر شایعه‌ای برای فیلترشکن‌ فروش‌ها پول‌ساز است؟

یک شایعه چندخطی درباره قطع اینترنت کافی بود تا بار دیگر میلیون‌ها کاربر و فعال اقتصادی را نگران کند؛ ماجرایی که در پس آن، هم بحران اعتماد به سیاست‌های اینترنتی دیده می‌شود و هم بازاری چند هزار میلیاردی که از تداوم اضطراب کاربران تغذیه می‌کند.

به گزارش اقتصاد24، در روز‌های گذشته، موج جدیدی از نگرانی و ناامنی روانی، بدنه نحیف اقتصاد دیجیتال و کاربران فضای مجازی در ایران را در بر گرفته است. شایعه‌ای با مطلع «قطع سراسری اینترنت پس از پایان مسابقات جام جهانی» به سرعت در شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های خبری دست‌به‌دست شد؛ گزاره‌ای تکان‌دهنده که هرچند در نگاه اول یک خبر زودگذر به نظر می‌رسید، اما موجی از خودداری از سرمایه‌گذاری، ناامیدی کارآفرینان تکنولوژی و آشفتگی ذهنی جامعه را به همراه داشت. ورود دیرهنگام، اما صریح مقامات وزارت ارتباطات به این ماجرا و عملیات روانی خواندن آن، نشان داد که قصه فراتر از یک شایعه ساده تلگرامی است. این جریان نگران‌کننده، دو زاویه پنهان و بسیار جدی دارد؛ این موج مخرب یا بازتولید یک تفکر سنتی برای زمینه‌سازی محدودیت‌های ساختاری جدید در بدنه تصمیم‌گیری است، یا سناریویی دقیق و طراحی‌شده از سوی مافیای پرقدرت فیلترشکن‌فروشی است که برای تضمین درآمد‌های کهکشانی خود، به بنزین پاشیدن بر آتش اضطراب عمومی نیاز مبرم دارد.

پیکان شایعه قطع اینترنت به قدری تیز و اثرگذار بود که معاون برنامه‌ریزی اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات را ناگزیر کرد تا در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها، به صراحت وارد میدان شده و این خبر را تکذیب کند. او با شایعه خواندن مطلق قطع اینترنت پس از جام جهانی، تاکید کرد که انتشار این اخبار یک عملیات روانی آشکار علیه امنیت، آرامش و اقتصاد دیجیتال کشور است و تنها خروجی ملموس آن، سرازیر شدن سود‌های کلان به جیب اقتصاد سیاه و کاسبان فیلترشکن خواهد بود. مسئله این است که بازار دیجیتال ایران به دلیل بستر‌های بی‌ثبات ارتباطی در سال‌های اخیر، به شدت نسبت به سیگنال‌های منفی حساس شده است. از دیدگاه تحلیلگران اقتصادی، تکذیب‌های رسمی اگرچه لازم و حیاتی هستند، اما به تنهایی نمی‌توانند آبی بر آتش بی‌اعتمادی انباشته‌شده کاربران بریزند، چرا که در غیاب یک تضمین ساختاری و قانونی برای ثبات پایدار شبکه، هر شایعه کوچکی می‌تواند به عنوان یک واقعیت در شرف وقوع پذیرفته شود و تعادل بازار را به هم بزند.

برای ریشه‌یابی این بحران روانی و تحلیل زاویه اول این ماجرا، باید به بررسی لایه‌های ساختاری پرداخت و این پرسش را مطرح کرد که چرا افکار عمومی و فعالان اقتصادی به این سادگی سناریوی قطع بزرگ را باور می‌کنند. پاسخ این معما را باید در حافظه تاریخی جامعه و سیگنال‌های متناقضی جست‌و‌جو کرد که گاه و بیگاه از تریبون‌های سنتی یا برخی نهاد‌های تصمیم‌ساز صادر می‌شود، زیرا طی سالیان گذشته، بسیاری از محدودیت‌های پایدار در فضای مجازی ابتدا در قالب شایعات بی‌پایه یا طرح‌های آزمایشی کلید خورده و در نهایت به سیاست‌های تثبیت‌شده و دائمی تبدیل شده‌اند. در واقع، هراس از این نوع زمینه‌سازی‌ها، ریشه در یک ترس منطقی از تصمیمات غیرقابل‌پیش‌بینی دارد و وقتی کارآفرینان و مدیران استارتاپ‌ها با ادبیاتی مواجه می‌شوند که اینترنت بین‌الملل را تهدید قلمداد می‌کند، به طور طبیعی در برابر هر شایعه‌ای حالت تدافعی به خود می‌گیرند و این امر نشان می‌دهد که حتی در صورت عدم نیت دولت، سایه سنگین تفکرات محدودکننده فضا را برای پذیرش انسداد آماده نگه داشته و به فرار سرمایه‌ها دامن می‌زند.

روی دیگر این سکه که ابعاد هولناک‌تری از یک فساد سازمان‌یافته را فاش می‌کند، نقش مستقیم اقتصاد سیاه یا همان مافیای فیلترشکن‌فروشی در داغ نگه‌داشتن این شایعات بی‌پاسخ است. گزارش‌های متعدد در رسانه‌های اقتصادی کشور نشان می‌دهند که گردش مالی تجارت ابزار‌های دور زدن فیلترینگ در ایران به ارقام نجومی و چند ده هزار میلیارد تومانی در سال رسیده است و این یعنی کاسبان فیلترینگ، ساختاری مالی، لجستیکی و رسانه‌ای تشکیل داده‌اند که از نظر ابعاد اقتصادی، با بزرگ‌ترین صنایع رسمی کشور رقابت می‌کند. برای تداوم این زنجیره سودآوری افسانه‌ای، ایجاد اضطراب دائمی در کاربر نقشی حیاتی ایفا می‌کند، چرا که مافیای فیلترشکن‌فروشی به خوبی می‌داند که اگر جامعه احساس آرامش کند و شبکه به سمت پایداری پیش برود، بازار آنها به سرعت کساد خواهد شد. در نتیجه، تزریق شایعاتی مبنی بر قطع قریب‌الوقوع اینترنت، بهترین استراتژی بازاریابی برای آنهاست تا ولع خرید اشتراک‌های طولانی‌مدت و گران‌قیمت فیلترشکن در میان مردم فوران کند و جیب شهروندانی که برای کسب‌وکار خود چاره‌ای جز دسترسی به شبکه جهانی ندارند، خالی‌تر شود.