با دیپلماسی حملات زیرساختی را به حداقل برسانیم

رامتین موثق

نزدیک به یک هفته است که سایه ویرانگر جنگ بر استان‌های جنوبی ایران سنگینی می‌کند و هرروز نیز گستردگی و آتش آن بیشتر می‌شود. 

در روزهای اخیر ارتش آمریکا حملات خود را معطوف به آسیب زدن به زیرساخت‌ها، نظیر مسیرهای ارتباطی و شبکه‌های توزیع برق کرده است. جمعه 26 تیرماه 1405، در پی حملات موشکی آمریکا به برخی مناطق استان هرمزگان، 6 پل در محور بندرعباس ـ لار و در محدوده شهرستان بندرخمیر هدف اصابت ‌قرار گرفت که موجب آسیب به این مسیر ارتباطی شد.

تحلیل‌ها درباره علت اصلی حمله به این زیرساخت‌ها متفاوت است اما بیشتر کارشناسان درباره احتمال زمینه‌سازی آمریکا برای تجاوز زمینی، هشدار می‌دهند که با توجه به تحرکات اخیر، دور از ذهن نیست. در همین خصوص، یک مقام ارشد آمریکایی در گفتگو با «وال‌استریت ژورنال»، با اذعان به حملات هوایی کشورش علیه پل‌های ایران، مدعی شد که حملات صورت‌ گرفته به پل‌های مواصلاتی ایران، با هدف مسدودسازی مسیرهای لجستیکی به سمت بندرعباس و تلاش برای قطع دسترسی به پایگاه‌های دریاییِ حافظِ امنیتِ تنگه هرمز صورت گرفته است. همچنین عبدالکریم هاشمی، نماینده جاسک در مجلس، درباره این موضوع اظهار کرده است: «دشمن می‌خواهد ارتباط بنادر و دریا را با مرکز قطع کنند و یکی از شریان‌های حیاتی کشور، بندرعباس است و می‌خواهند این ارتباط اقتصادی را ببندند.»

اگر قرار بود مانند جنگ 12 روزه یا 40 روزه، حملات زیرساختی در کل کشور پراکنده شود، شاید در کوتاه‌مدت چندان تبعاتی به دنبال نداشت اما وقتی این حملات در منطقه خاصی محدود می‌شود، با شدت بیشتری زندگی مردم را مختل و نگرانی‌های بیشتری ایجاد می‌کند و همچنین ارتباطات یک حوزه خاص را قطع می‌کند

اختلال در مسیرهای ارتباطی و ترانزیتی ایران

دیروز، شنبه، نیز سه پل و تونل دیگر مورد تهاجم قرار گرفت: پل رودخانۀ شور در مسیر بندرعباس به سیرجان و پل محور رفت سه راه‌میناب به‌سمت رودان و تونل شهید میرزایی مسیر رفت و برگشت محور بندرعباس به حاجی آباد.

وزیر راه و شهرسازی در واکنش به این حملات، گفت که آمریکا قصد دارد مسیرهای ارتباطی و ترانزیتی ایران با سایر کشورها را مختل کند.

برخی مسئولین از عزم حاکمیت برای بازسازی سریع این خسارات، سخن می‌گویند. در همین راستا، یاسر عربی، عضو کمیسیون عمران مجلس، به تابناک، گفته است: «بر اساس تجربه ما در پروژه‌های مشابه، اگر خسارات به سازه‌های اصلی وارد شده باشد، بازسازی آن‌ها نیازمند اعتبارات قابل‌توجه و برنامه‌ریزی مالی دقیق خواهد بود که با این حال، اولویت ما در مجلس این است که به محض تکمیل گزارش‌ها، منابع مالی به‌صورت شفاف و سریع تأمین شود تا روند بازسازی متوقف نشود.»

اما درحال‌حاضر نیز بسیاری از ابرپروژه‌ها نیمه‌تمام مانده‌اند و با توجه به 8 سال تحریم، سرمایه‌گذاری ایران روندی نزولی داشته و تشکیل سرمایه ثابت، منفی بوده است. بنابر‌این کشورمان در مسیر بازسازی با چالش‌های بسیاری مواجه خواهد بود.

اختلال بیشتر با تمرکز حملات  به زیرساخت‌های یک منطقه

یک کارشناس مسائل اقتصادی در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»، درباره اهداف آمریکا در حمله به زیرساخت‌های ارتباطی در جنوب کشور، اظهار کرد: درباره این موضوع می‌توان تحلیل‌های متفاوت داشت.

ناصر ذاکری توضیح داد: مثلا در بعضی تحلیل‌ها گفته می‌شود که آمریکا قصد دارد برای تجاوز زمینی زمینه‌سازی کند. همچنین یک تحلیل این است که دشمن تنها قصد دارد جدیت خود را برای حمله زمینی نشان دهد. بنابراین این حملات الزاما بدین معنی نیست که دشمن برای تهاجم زمینی برنامه خاصی داشته باشد یا در این خصوص هدف خاصی را دنبال کند و شاید فقط در حد تحمیل اراده ظالمانه‌اش باشد.

کارشناس و تحلیلگر حوزه توسعه: در پی حمله به زیرساخت‌های ارتباطی در جنوب کشور، خساراتی به اقتصاد ما وارد شده است و به همین دلیل لازم است که سیاستمداران ما شیوه‌ای را به کار بگیرند که در عین حفظ عزت و سربلندی جامعه، این خسارت‌ها به حداقل برسد. ترکیب هوشمندانه‌ای از دیپلماسی و فعالیت‌های میدانی می‌تواند تضمین کننده این قضیه باشد. ایران‌دوستانِ دلسوز تاکید می‌کنند که در هیچ شرایطی نباید استفاده از ابزار دیپلماسی را معوق و معطل کنیم یا تیم مذاکره‌کننده خود را به توپ ببندیم

او تصریح کرد: آمریکا از نظر تجهیزات و امکانات دست بالا را دارد و تلاش می‌کند از این برگ برنده خود، به صورت ضربه زدن به ما استفاده کند.

این تحلیلگر حوزه توسعه درباره تبعات حملات به زیرساخت‌های ارتباطی بیان کرد: اگر قرار بود مانند جنگ 12 روزه یا 40 روزه، این حملات در کل کشور پراکنده شود، شاید در کوتاه‌مدت چندان تبعاتی به دنبال نداشت. ذاکری افزود: اما وقتی این حملات به منطقه خاصی محدود می‌شود، با شدت بیشتری زندگی مردم را مختل می‌کند و نگرانی‌های بیشتری ایجاد می‌شود و همچنین ارتباطات یک حوزه خاص را قطع می‌کند.

به اعتقاد او، این حملات با هدف ایجاد اختلال بیشتر است و به همین دلیل زیرساخت‌های یک منطقه خاص را مورد هدف قرار می‌دهد تا خطر را برای ما به صورت جدی‌تری نشان دهد.

بسیاری از منابع کشور  صرف بازسازی‌ها خواهد شد

این کارشناس درباره دیگر تبعات حمله به زیرساخت‌ها عنوان کرد: در کوتاه‌مدت می‌تواند ارتباطات را قطع کند و نگرانی‌ها را افزایش دهد.

ذاکری ادامه داد: وقتی در پی این شرایط، به نگرانی عمومی دامن زده شود، به صورت طبیعی رفتارهای هیجانی نیز در جامعه افزایش پیدا می‌کند. برای مثال در این شرایط مردم بیشتر به فکر انبار کردن آذوقه می‌افتند و در کل نگرانی آن‌ها در خصوص طولانی و شدید شدن جنگ، افزایش می‌یابد.

او درباره تبعات بلندمدت حمله به زیرساخت‌ها نیز گفت: در بلندمدت نیز بازسازی این خرابی‌ها، هزینه گسترده‌ای دارد و در کلیت امر، خسارتی است که به تمام جامعه ما تحمیل می‌شود. هرچند پس از اتمام جنگ بازسازی را آغاز خواهیم کرد و تجربه بازسازی پس از جنگ 8 ساله را نیز داریم اما در نهایت بسیاری از منابع کشور صرف همین بازسازی‌ها خواهد شد.

به دریافت غرامت دل خوش نکنیم

این تحلیلگر اقتصادی درباره امکان پرداخت غرامت برای بازسازی‌ها، مطرح کرد: علیرغم اینکه ادعا می‌کنیم که خسارت خواهیم گرفت و در محاکم بین‌المللی مظلومیت خود را به اثبات خواهیم رساند اما تجربه نشان می‌دهد که دریافت غرامت به این راحتی هم نیست و شاید نتواند تمام خسارت‌های ما را جبران کند.

ذاکری تاکید کرد: خساراتی به اقتصاد کشور ما وارد شده است و به همین خاطر لازمست که سیاستمداران ما شیوه‌ای را به کار بگیرند که در عین حفظ عزت و سربلندی جامعه، این خسارت‌ها به حداقل برسد.

ناصر ذاکری در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»: برای جبران عقب‌ماندگی خود، و همچنین بازسازی خسارات جنگ، اگر تنها به منابع خود اکتفا کنیم، این پروژه‌ها بیش از پیش به درازا خواهد کشید و باز هم پیشرفت ما در سایه پیشرفت رقبای منطقه‌ای قرار می‌گیرد ازاین‌رو نیازمند آن هستیم که با جذب سرمایه خارجی و مشارکت در سطح جهانی، عقب‌ماندگی‌های زیرساختی خود را در تمام حوزه‌ها جبران کنیم مضاف‌براینکه باید در سیاست‌های خارجی و اقتصادی، و در نگرش خود به دنیا تجدیدنظر کنیم

او درباره الزامات این کار توضیح داد: ترکیب هوشمندانه‌ای از دیپلماسی و فعالیت‌های میدانی می‌تواند تضمین‌کننده این قضیه باشد. به همین خاطر همواره ایران‌دوستانِ دلسوز تاکید می‌کنند که در هیچ شرایطی نباید استفاده از ابزار دیپلماسی را معوق و معطل کنیم یا تیم مذاکره‌کننده خود را «به توپ ببندیم» و یا به صورت مداوم آن‌ها را تحت‌فشار قرار دهیم و با اتهام‌زنی، آن‌ها را تضعیف کنیم.

لزوم بازنگری در سیاست‌ها برای بازسازی

این کارشناس حوزه توسعه در ادامه، درباره چالش‌های بازسازی خسارات جنگ، اظهار کرد: قطعا مشکلات بسیار زیادی برای جبران این خسارت‌ها داریم و منابع ما برای این کار محدود است و به همین دلیل در دوران پس از جنگ باید در سیاست‌های خود بازنگری داشته باشیم.

ذاکری با اشاره به اینکه این بازنگری باید در تمام حوزه سیاست‌های خارجی، داخلی و اقتصادی باشد، عنوان کرد: در این سالیان به دلیل برخی نگرش‌های خاص، بخشی از فرصت‌های قابل استفاده برای خود را از دست دادیم و از آن‌ها استفاده نکردیم. برای مثال در پی همین دیدگاه‌های خاص، تنها با برخی مجموعه‌های خاص همکاری داشتیم یا جذب سرمایه خارجی ما تنها از چند کشور محدود بوده است.

او افزود: حتی اگر بحث خسارات هم مطرح نبود، تکمیل همین پروژه‌های نیمه‌کاره و جبران عقب‌ماندگی زیرساختی ما، نیازمند یک تلاش گسترده برای جذب سرمایه و افزایش مشارکت‌های خارجی بود چرا که منابع داخلی ما حتی برای تکمیل پروژه‌های قبلی نیز کفایت نمی‌کند. هرچند برخی تحلیلگران معتقدند که از منابع خود به خوبی استفاده نکرده‌ایم و اگر آن‌ها را به صورت کارآمد تخصیص دهیم، پاسخگوی نیازهای توسعه‌ای کشور خواهد بود. اما من تاکید می‌کنیم حتی اگر تخصیص منابع هم کارآمد باشد، باز هم پاسخگوی جبران عقب‌ماندگی زیرساختی ما، نسبت به کشورهای منطقه، نیست و تنها جبران این کمبودها را به تعویق می‌اندازد.

نیاز به سرمایه خارجی برای بازسازی خسارات

این تحلیلگر اقتصادی به یک نمونه عقب‌ماندگی زیرساختی ایران نسبت به کشورهای منطقه اشاره کرد و گفت: امارات یک فرودگاه عظیم در دبی احداث کرده است که روزانه بیش از هزار پرواز دارد در حالی که تبدیل شدن به هاب هوایی، حق و سهم ما بود!

ذاکری یادآور شد: اگر فرودگاه‌های بین‌المللی خود را به موقع گسترش می‌دادیم، بخش عمده ترافیک هوایی‌ای که از شرق آسیا به غرب اروپا می‌رفت، از مسیر ایران رد می‌شد و برای ما درآمد ایجاد می‌کرد.

او سرانجام تصریح کرد: برای جبران عقب‌ماندگی خود، و همچنین بازسازی خسارات جنگ، اگر تنها به منابع خود اکتفا کنیم، این پروژه‌ها بیش از پیش به درازا کشیده خواهد شد و باز هم پیشرفت ما در سایه پیشرفت رقبای منطقه‌ای قرار می‌گیرد پس نیازمند این هستیم که با دوپینگ اقتصادی و با جذب سرمایه خارجی و مشارکت در سطح جهانی، عقب‌ماندگی‌های زیرساختی خود را در تمام حوزه‌ها جبران کنیم و بنابراین باید در سیاست‌های خارجی و اقتصادی، و در نگرش خود به دنیا تجدیدنظر بکنیم.