یک کارشناس با تأکید بر تخصیص درآمد تنگه هرمز به بازسازی زیرساختها:
حمله به پل B۱ کرج جنون جنگی بود
رامتین موثق
13 فروردین، که مصادف با روز طبیعت است، ارتش متجاوز آمریکا و اسرائیل چندین نقطه زیرساختی کشور را مورد هدف قرار دادند. یکی از این اهداف، پل B1 کرج بود که ترامپ با انعکاس خبر آن در تروث سوشال تهدید کرد اگر جنگ ادامه پیدا کند، به بقیه پلهای ایران، و سپس به زیرساختهای انرژی و برق حمله خواهد شد. این حمله از آنجا حایز اهمیت است که بخشی از این پل بر فراز بوستانی قرار دارد که مردم عظیمیه کرج برای برپایی آیین سیزده نوروز در آن گرد هم میآیند و رئیسجمهور آمریکا هدف از این جنگ را کمک به مردم ایران اعلام کرده بود!
از طرف دیگر به انستیتو پاستور حمله شد که یکی از قدیمیترین موسسات تحقیقی و ساخت واکسن است. در روزهای گذشته نیز کارخانههای تولید فولاد ایران مورد اصابت قرار گرفت. اکنون که راهکار دیپلماتیک برای پایان جنگ تقریبا به بنبست رسیده است، تهدید حمله به زیرساختها نگرانیها را افزایش میدهد. این درحالی است که همواره نحوه اجرا و روند کند و بطئی پروژههای زیرساختی در ایران مورد انتقاد بوده است و در این مقطع این پرسش که مجموعه نظام چه راهکارهایی میتواند در زمینه بازسازی زیرساختها به کار گیرد، بیش از پیش مطرح است.
جوانان ایرانی پل «B1» را دوباره میسازند
پل B1 کرج یکی از عظیمترین پروژههای زیرساختی ایران بود که در صورت افتتاح، به بلندترین پل خاورمیانه تبدیل میشد و جالب اینکه قرار بود بهرهبرداری از این پل به زودی در اردیبهشت ماه انجام شود اما با حمله به این زیرساخت، این بهرهبرداری به تعویق افتاد.
در همین خصوص، هوشنگ بازوند، مدیرعامل شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حملونقل، در گفتوگو با ایلنا، درباره امکان بازسازی پل B1 اظهار داشت: روز گذشته متاسفانه این پل در 2 مرحله بمباران شد و خسارات فراوانی وارد آمد و در حال بررسی هستیم که ستونهای پل قابل استفاده است یا خیر و در این زمینه باید کار کارشناسی صورت بگیرد. اما برای ساخت دوباره این پروژه وابستگی به خارج نداریم و هزاران جوان ایرانی و مهندسان وزارت راه و شهرسازی و پیمانکاران ایرانی قطعا بهتر از این پروژه را میسازند و به مردم اطمینان میدهیم که این پل را بهتر از گذشته، میسازیم.
حمله به زیرساختها هیچ توجیهی ندارد
یک کارشناس حوزه اقتصاد و مسکن در گفتوگو با «توسعه ایرانی»، در واکنش به حمله ارتش آمریکا و اسرائیل به پل B1 کرج و دیگر زیرساختها، اظهار کرد: این حمله از نظر من یک جنون جنگی بود که نه از نظر اقتصادی و نه از نظر نظامی، هیچ توجیه عقلانی نداشت.
مجید گودرزی درباره دلایل این حملات، افزود: همانطور که میدانیم یک پرونده در ایالات متحده آمریکا علیه رئیسجمهور مطرح بود و در نهایت همه میدانند این پرونده یک جنجال بسیار بزرگ برای ریاستجمهوری آمریکا درست کرد و آنها مجبور شدند در راستای ساکت کردن صهیونیستها وارد جنگی شوند که هیچ توجیهی، هم از نظر نظامی و هم از نظر اقتصادی، نداشت.
یک کارشناس حوزه اقتصاد و مسکن: زیرساختهای فولاد ایران در چند روز گذشته مورد اصابت قرار گرفت اما در مقابل ایران شرکت آمازون را هدف قرار داد که سرمایه آن بیش از دو برابر فولاد مبارکه است یا دیدیم که در جنگ نفتی با حمله به سکوهای نفتی ایرانی، نیروهای نظامی ایران بسیار سریع تأسیسات پنج کشور را هدف قرار دادند و آنها که متحد آمریکا بودند، آسیبها جدیتری متحمل شدند به طوری که بهسرعت از حمله به زیرساختهای نفتی، عقبنشینی کردند
او درباره نبود توجیه اقتصادی جنگ اخیر برای طرف متجاوز، عنوان کرد: این جنگ هیچ دستاوردی برای کشورهای منطقه، ایالات متحده آمریکا و حتی صهیونیستها ندارد. از آنجایی که چینیها خاکهای کمیابی در اختیار دارند و بیش از 95 درصد فرآوری خاکهای کمیاب دنیا را، که همان 17 عنصر مهم هستند، به عنوان فشار به صنایع بالادستی آمریکا قرار داده بودند، و از طرف دیگر آمریکاییها نفت کشورهای حوزه خلیج فارس، ونزوئلا، سوریه، عراق و دیگر کشورهای همپیمان را در اختیار داشتند، سعی کردند تا نفت ایران را هم در اختیار بگیرند که بتوانند به زعم خود، طی یک دوره کوتاهمدت مانند 3 روز، با ترور سران نظامی و سیاسی کشور، به هدف خود برسند و از این طریق یک ابزار فشار نفتی برای چینیها مهیا کنند.
این تحلیلگر تاکید کرد که در نهایت محاسبات آنها غلط از آب درآمد و اکنون مواجهه پهپادهای چند هزار دلاری ایران با تجهیزات نظامی میلیارد دلاری آمریکایی نه توجیه نظامی دارد، نه اقتصادی و نه عقلانی.
موفقیت ایران در جنگ زیرساختی
گودرزی درباره احتمال حملات گسترده به زیرساختهای اقتصادی ایران، بیان کرد: زیرساختهای فولاد ایران در چند روز گذشته مورد اصابت قرار گرفت اما در مقابل ایران شرکت آمازون را هدف قرار داد که سرمایه آن بیش از دو برابر فولاد مبارکه است یا دیدیم که در جنگ نفتی با حمله به سکوهای نفتی ایرانی، نیروهای نظامی ایران بسیار سریع تأسیسات پنج کشور را هدف قرار دادند و آنها که متحد آمریکا بودند، آسیبها جدیتری متحمل شدند به طوری که بهسرعت از حمله به زیرساختهای نفتی، عقبنشینی کردند.
او ادامه داد: از طرف دیگر موضوع حمله به فولاد هم بسیار سریع با حمله به کارخانههای ساخت فولاد و استیل کشورهای حوزه خلیجفارس پاسخ داده شد و وضعیت به صورتی است که ایران در جنگ زیرساختی، چندین برابر پاسخ میدهد و زیرساختهای بیشتری را مورد اصابت قرار میدهد. این حملات برای آمریکاییها فاجعهبار است و حتی برتری هوایی آنها نیز اکنون، با اصابت موشک ایرانی به پیشرفتهترین جنگندهها، به چالش کشیده شده است و بورسهای آمریکا، اروپا و حتی آسیا در حال تنزل هستند. در ضمن قیمت نفت و نهادههای دیگر به شدت و با سرعت افزایش پیدا کردهاند بنابراین با مجموعه این قضایا، آمریکاییها درمانده شدهاند.
مجید گودرزی در گفتوگو با «توسعه ایرانی»: حمله به زیرساختهای اقتصادی ایران، از جمله پل B1 کرج و انیستیتو پاستور، یک جنون جنگی بود که نه از نظر اقتصادی و نه از نظر نظامی، هیچ توجیه عقلانی نداشت. البته زیرساختهای دیگری هم بودند که باید خسارت آنها نیز برآورد شود
این کارشناس مسائل اقتصادی با اشاره به نشست خبری پنجشنبه مقامات آمریکا، گفت: نشست خبری 2 روز گذشته آمریکا نشان از درماندگی آنها دارد و روز جمعه برکناری رئیس ستاد مشترک ارتش، دادستان کل و وزیر دادگستری آمریکا هم مزید بر علت شد و مشخص است که آمریکاییها در این جنگ از اول هم راهبرد مشخصی نداشتند و بعد از اینکه وارد جنگ شدند، در نهایت دیدند که این جنگ به نفع آنها نیست و آسیبی که میبینند، بیشتر از ایران است. هرچند که ایران متحمل خساراتی شده اما مقتدرانه در این جنگ حضور پیدا کرده است.
استفاده از افزایش قیمت نفت
برای بازسازیها
گودرزی با بیان اینکه بازسازی فولاد مبارکه 6 ماه برآورد شده است، افزود: البته زیرساختهای دیگری هم بودند که باید خسارت آنها نیز برآورد شود. این تحلیلگر حوزه مسکن با اشاره به ضرورت برآورد کامل خسارتهای ناشی از جنگ، بیان کرد: از طرفی هم شاهد هستیم که درآمدهای نفتی ایران بیش از ۲ برابر افزایش پیدا کرده و این نشان میدهد که ایران بازنده این جنگ نخواهد بود. حتی میتوان گفت بخشی از اقتصاد ما در نتیجه این جنگ تقویت شده است بنابراین از این مزیتها باید برای بازسازی ویرانیها و کمبودها بهره ببریم.
استفاده از سرمایههای سرگردان
برای بازسازی
گودرزی درباره راهکارهای لازم برای جبران خسارتهای جنگ، مطرح کرد: اعتقادم بر اینست که بسیاری از مشکلات کشور ما، گذشته از موضوع تحریمها، در بخش داخلی است. او توضیح داد: معتقدم که خیلی از مشکلات عمدی هستند و از طرفی هم برخی از کمبودها واقعی نیست و میتوان گفت که ناشی از مشکلات داخلی است و میتوان این کمبودهایی را که ایجاد شده است، به سادگی رفع کرد. مثلاً چالش عمده در حوزه مسکن در خصوص عرضه زمین است که دولت به راحتی میتواند با افزایش عرضه زمین، حداقل ۶۰ درصد بهای تمام شده مسکن را کاهش بدهد؛ یا مثلا برخی از موضوعات مربوط به تورم، ناشی از محدودیتهاست و میتوانیم با برداشتن این محدودیتها تا حدودی تورم را کاهش دهیم.
این کارشناس اقتصاد مسکن تصریح کرد: دولت باید یک بازنگری کلی در مناسبات و روابط اقتصادی انجام بدهد به طوری که بخشی از مشکلات موجود، با این بازنگری به سادگی قابل حل خواهد بود و از طرفی با افزایش درآمد نفتی ایران و مهیا شدن منبع درآمد خوب در تنگه هرمز، منابع خوبی برای دولت فراهم شده است تا بتواند از این محلها، بازسازیها را از سر بگیرد.
گودرزی تاکید کرد: متاسفانه برخی سیاستها باعث شده است که بخش بزرگی از سرمایههای کشور به سمت بازارهایی برود که هیچ ارزش افزودهای ندارند. به اعتقاد من باید جذابیت اقتصادی به ایران بازگردد و اگر بتوانیم بخش مولد را برای جذب سرمایهها جذاب کنیم، حتما میتوانیم از محل سرمایههای سرگردان و سرمایههایی که در بازارهایی با ارزش افزوده صفر سرمایهگذاری شدهاند، این خرابیها را به سادگی بازسازی و اقتصاد خود را احیا کنیم.
دیدگاه تان را بنویسید