درباره نمایش «تراس» فرزام رنجبر
خوشبختی نه چندان باورپذیر غربتنشینان
محمدحسن خدایی
نمایش «تراس» بیصدا آمد و بیصدا هم رفت بیآنکه بتواند وقفهای در فضای غالب فرهنگی مردمان طبقه متوسط شهری ایجاد کند و ژست انتقادیاش را نسبت به یکی از برنامههای تلویزیونی تاثیرگذار شبکههای ماهوارهای به رخ همگان کشد. یعنی همان برنامه «بفرمایید شام» شبکه «من و تو» که سعی داشت به واسطه فرهنگ آشپزی ایرانیان مقیم خارج از کشور، چهره متفاوتی از هموطنانی ارائه کند که سبک زندگی آنان کمتر در صدا و سیمای داخل کشور به نمایش درآمده است.
«بفرمایید شام» به نوعی میخواست پاسخی باشد به درخواستهایی که مردمان طبقه متوسط شهری در این سالها از جامعه داشتند اما کسی به آن نیازها پاسخی درخور نداد. این نیازها مربوط میشد به بازنمایی زندگی روزمره شهری در رسانههای عمومی و حضور در عرصه نمادین. برنامهای چون بفرمایید شام که در بسیاری از کشورها برگزار میشود و شرکت در آن امری است متعارف در ایران به چیزی بیش از خودش بدل شد چراکه جمعیت دیاسپورای ایرانی پر تعداد بود و در تمامی جهان پراکنده.
از یاد نبریم که چگونه بیشتر شبکههای ماهوارهای فارسی زبان، رویکرد سیاسی به مسائل کشور داشته و پرداختن به سبک زندگی، الویت مهمی برای آنان محسوب نمیشد. اما به تدریج از اواسط دهه هشتاد شمسی، در کنار سیاست، پرداختن به زندگی روزمره اهمیت یافت و شاهد بودیم که چگونه برنامههایی در این زمینه ساخته شد و مخاطبان خودش را یافت.
اما در این میان، شبکه «من و تو» با حمایت مالی قابل اعتنایی که کسب کرد، استراتزی متفاوتی در پیش گرفت و ذهنیت ایرانیان در سرتاسر جهان را نشانه رفت. قرار بود به تدریج اتمسفری عرضه شود که با نظم موجود در داخل کشور به لحاظ فرهنگی مرزبندی کند و جهانی تازه را پیشنهاد دهد که سرشار از رفاه و راحتی است.
شبکه «من و تو» در این سالها در پی ساختن یک «زیستجهان» کمابیش غیرواقعی از زندگی ایرانیان بود و این مسئله را از طریق برنامههای جهتدار و گزینشی دوران پهلوی به پیش میبرد. روایت یک «تاریخ طلایی» که از طریق برنامههایی چون «تونل زمان» پی گرفته میشد و ردیهای بود به اغلب روایتهای تاریخی مکتوب و معتبر معاصر.
به دیگر سخن، برنامه تونل زمان با پخش تصاویر انتخابی و ترسیم یک چشمانداز کارت پستالی از دوران پیش از انقلاب، بسیاری از ضعفهای نظام گذشته را از نظرها پنهان کرد تا تصویر دلخواه خودش را به نمایش گذارد. با نگاهی دقیق به این ماجرا میتوان با صراحت گفت که رجوع به منابع مکتوب و مطالعه کتابهای تاریخی، بعد از تونل زمان من و تو، برای بسیاری از افراد به امری عبث تبدیل شد و مدیران شبکه ترجیح دادند مخاطبان من و تو مقابل تلویزیون، منفعلانه بنشینند و از طریق تاریخ تونل زمانی، با شکوه گذشته ایران آشنا شوند.
شوربختانه این قبیل برنامهها تا حدودی موثر عمل کرد و تاریخ معاصر این مملکت، تبدیل شد به روایتی یکپارچه از دوران خوش پهلوی که در همه زمینهها بهتر از اینجا و اکنون ما بود. اما کار این شبکه به این جعلها ختم نمیشد و فیالمثل در کنار برنامههای تاریخی، آیتمی چون «بفرمایید شام» هم به میدان آمد تا جهتدهی ذهن ایرانی، سمت و سوی تازهای یابد. این برنامه با آرزو فروشی و با تکیه بر عنصر رقابت، افرادی را گلچین کرد که در برنامهای شرکت کرده بودند که میتوانست موجب معروفیتشان شود.
برنامهای که بر مهمترین مولفه برساختن سوژه نئولیبرال در دوران سرمایهداری یعنی رقابت تاکید داشت. اینکه بدون رقابت نمیتوان پا به اجتماع انسانی گذاشت و انتظار کسب موفقیت داشت از دل این قبیل برنامهها به مخاطبان تزریق شد تا راه سعادت، تن دادن به مسابقاتی چون بفرمایید شام و رقابتپذیری تمام عیار معرفی شود.
حال دیرزمانی است که این شبکه به علت همان منطق سرمایهداری که مبتنی بر انباشت سرمایه و کسب سود است به تعطیلی کشانده شده و تاکنون برنامهای نتواسته جایگزینش شود. طنزی تلخ و عبرتآموز برای دیاسپورای ایرانی. حال با توضیحاتی که رفت میتوان به اجرای نمایش «تراس» پرداخت که مدتی پیش در سالن چهار مجموعه تئاتر لبخند بر صحنه آمد و چندان که باید، مورد استقبال مخاطبان هنر نمایش قرار نگرفت. توگویی تعطیلی خود برنامه بفرمایید شام، ضربهای اساسی به تئاتری بود که قرار است روایتی انتقادی از پشت صحنه این برنامه باشد.
به سخن دیگر، جامعه از این برنامه و حواشیاش تا حدود زیادی عبور کرده و مثل سابق همدلی چندانی با کلیت آن از خود نشان نمیدهد. بنابراین برای اهالی سختپسند تئاتر، اصالتی برای یک برنامه تودهپسند تلویریونی وجود نداشته و تولید تئاتر در رابطه با این قبیل برنامههای تلویزیونی ضرورتی نمییابد مگر آنکه اتفاقی ویژه افتاده باشد که بر صحنه آوردن اجرایی چون تراس را معنادار کند. نکتهای که حداقل در این اجرای تئاتری مشاهده نمیشود و منطق خود برنامه بفرمایید شام است که به نوعی در طول اجرا در حال بازتولید شدن است.
اما با تمامی این حرف و حدیثها، مواجهه انتقادی با یکی از مولفههای هویتساز عدهای از مردمان طبقه متوسط شهری، تحت عنوان بفرمایید شام، میتواند همچنان به لحاظ مطالعات رسانه و پژوهشهای جامعهشناختی مهم باشد.
از منظری دیگر این اجرا میتواند اهمیت یابد اگر که فرم اجراییاش، پیشنهادی تازه و رادیکال برای تئاتر ما داشته باشد. اما چیزی که در نمایش تراس به لحاظ شیوه اجرایی مشاهده میشود تقریباً در حال و هوای خود برنامه و رئالیسمی است که در پشت صحنه این جور برنامهها در جریان است. پس میتوان نتیجه گرفت که نویسنده و کارگردان در دام چیزی میافتند که قرار بود منتقدش باشند. برای همین است که اجرا سر به راه حرکت میکند و نسبت به چارچوب کلی برنامه بفرمایید شام، وفادار است.
اما از نقاط مثبت اجرا، بازی خوب بازیگران، ملموس بودن فضا، خلق موقعیتهای کوچک دراماتیک و شخصیتپردازی درست آدمهای نمایش است. شوخطبعی جاری در گفتگوها، تنشهایی که این چهار نفر بر روی تراس یک خانه تحمل میکنند و در نهایت به شناخت نسبت به دیگران میرسند به خوبی در طول اجرا به نمایش گذاشته میشود. اما اجرا در ارجاع به مناسبات سیاسی روز جامعه، همچون جنبشهای اجتماعی، محافظهکارانه عمل میکند. دغدغهها همچنان شخصی است و ارجاع به تاریخ ملتهب سیاسی و اجتماعی در حداقل ممکن.
نمایشنامه را محمود احدینیا نوشته و فرزام رنجبر عهدهدار کارگردانیاش بوده است. ماجرای نمایش مربوط میشد به آخرین حضور چهار نفر از شرکتکنندگان یکی از قسمتها برنامه بفرمایید شام و اتفاقاتی که مابین این جماعت میافتد. همان ساختار روایی آشنا که بحران اخلاقی مردمان طبقه متوسط را عیان میکند.
بازیگرانی چون فرانک کلانتر، امین اسفندیار، شادی ضیایی، نادر خوشبخت و فرزام رنجبر در این پروژه تئاتری حضور داشته و توانستهاند فراز و فرود آدمهای مهاجرت کرده را به خوبی به نمایش گذارند. همان دوستیهای سطحی، فخر فروختنهای بدون مازاد و آشکار شدن رازهای مگویی که در نهایت قرار نیست پنهان بماند.
طراحی صحنه چنان است که تماشاگران هر دو سوی صحنه، تجربه حضور در یک تراس را از سر بگذرانند. اما نکته اینجاست که اجرا میتوانست بیش از این به حوادث اطراف این تراس توجه نشان دهد و به لحاظ جفرافیای شهری، مفهوم در زیر نظر بودن را به تماشاگران انتقال دهد.
در نهایت میتوان گفت نمایش تراس، زمانهاش تا حدی گذشته و پیچیدگی زندگی دیاسپورای ایرانی بیش از اینها شده که در بفرمایید شام بازنمایی میشود. تراس از منظر فرم، در همان راههای پیموده شده قدم برمیدارد و محافظهکار عمل میکند.
به نظر میآید حال و هوای طبقه متوسطی اجرا، بیش از آنکه در نقد این طبقه باشد و «امر نو» را طلب کند در کار بازتولید روابط طبقه متوسطی است. برای فراروی از این مسئله، میتوان راههای گریز را جستجو کرد و از ناشناختهها نهراسید.
دیدگاه تان را بنویسید