تهران؛ شهری که زندگی را از ساکنانش پس می‌گیرد

سعیده علیپور

 

تهران در تازه‌ترین رتبه‌بندی واحد اطلاعات اکونومیست، با امتیاز ۴۵.۳ از ۱۰۰، از میان ۱۷۳ شهر در رتبه ۱۶۴ قرار گرفته و برای نخستین‌بار وارد جمع ۱۰ شهر کم‌زیست‌پذیر جهان شده است. شهری که مدیریت آن در سال‌های اخیر بیش از آنکه پاسخ‌گوی حق شهروندان بر هوای سالم، حمل‌ونقل کارآمد، مسکن ایمن و فضای عمومی باشد، چهره پایتخت را به تریبونی برای نمایش قرائت سیاسی و ایدئولوژیک خود تبدیل کرده است.

 جنگ و افزایش بی‌ثباتی در خاورمیانه در سقوط دوپله‌ای تهران مؤثر بوده، اما همه ماجرا در آسمان سیاست خارجی نوشته نشده است. بحران‌های پایتخت از روی زمین آغاز می‌شوند. از آلودگی هوا، کمبود آب و فرونشست تا ترافیک، گرانی مسکن، نابرابری فضایی، شهرفروشی و شورایی که نظارت مؤثر بر این روند را اغلب با حمایت سیاسی از شهردار جایگزین کرده است.

ساعت هفت صبح هنوز آفتاب درست بالا نیامده، اما بزرگراه‌های تهران از خودرو پر شده‌اند. مسافران برای ورود به واگن‌های مترو صف کشیده‌اند و تابلوی کیفیت هوا، بسته به فصل، نارنجی یا قرمز است. مستأجری در جنوب شهر اجاره‌نامه‌اش را بالا و پایین می‌کند و خانواده‌ای در غرب تهران نگران افت فشار آب است. برای شهروندان، زیست‌پذیری فراتر از یک مفهوم دانشگاهی، مجموعه همین تجربه‌های روزانه است: زمانی که در ترافیک تلف می‌شود، هوایی که نمی‌توان آسوده تنفس کرد، خانه‌ای که هر سال دورتر و کوچک‌تر می‌شود و خدماتی که کیفیت آنها از شمال تا جنوب شهر یکسان نیست.

یک رتبه و پنج حوزه بحران

واحد اطلاعات اکونومیست در شاخص جهانی زیست‌پذیری سال ۲۰۲۶، تهران را درست در ابتدای فهرست ۱۰ شهر انتهایی قرار داده است. این شاخص ۳۰ مؤلفه را در پنج حوزه ثبات، بهداشت و درمان، فرهنگ و محیط‌زیست، آموزش و زیرساخت ارزیابی می‌کند. امنیت، خدمات درمانی، آلودگی، محدودیت‌های فرهنگی، آموزش، مسکن، حمل‌ونقل، آب، برق و ارتباطات در کنار یکدیگر سنجیده می‌شوند.

انتقاد صرفا به محتوای یک پوستر یا دیوارنگاره نیست. بحث بر سر اولویت و مالکیت فضای عمومی است. هنگامی که شهرداری در سامان‌دادن پیاده‌رو، آلودگی، حمل‌ونقل و ایمنی عقب‌مانده، اما در تغییر سیمای شهر متناسب با تقویم و اهداف سیاسی چابک عمل می‌کند، این پرسش شکل می‌گیرد که شهر برای شهروندان اداره می‌شود یا برای تثبیت یک روایت رسمی؟

اکونومیست جنگ و افت شاخص ثبات را عامل اصلی ورود تهران به انتهای جدول معرفی کرده است، اما چهار حوزه دیگر نیز زیر فشار بحران‌های داخلی قرار دارند. جنگ ممکن است تهران را دو پله پایین برده باشد، اما آلودگی، کم‌آبی، مسکن و ترافیک از سال‌ها قبل پله‌های سقوط را ساخته بودند. این رتبه را بنابراین نمی‌توان فقط محصول حملات نظامی دانست. بخشی از آن نتیجه مستقیم شیوه‌ حکمرانی است که توسعه پایدار را قربانی تصمیم‌های کوتاه‌مدت، درآمدزایی و نمایش سیاسی کرده است.

نفس‌کشیدن به‌عنوان مخاطره روزمره

آلودگی هوا ملموس‌ترین نشانه کاهش زیست‌پذیری تهران است. بر اساس برآوردهای وزارت بهداشت، در سال ۱۴۰۳ بیش از هفت هزار مرگ در تهران به مواجهه با ذرات معلق نسبت داده شده است. این رقم به معنای آن نیست که آلودگی علت مستقیم و ثبت‌شده مرگ همه این افراد بوده، بلکه سهم آن در تشدید بیماری‌های قلبی و تنفسی، سکته، سرطان و مرگ زودرس با روش‌های علمی برآورد شده است. عباس شاهسونی، رئیس گروه سلامت هوا و تغییر اقلیم وزارت بهداشت، نیز بارها درباره روند افزایشی مرگ‌های منتسب به آلودگی هشدار داده است.

قانون هوای پاک مصوب سال ۱۳۹۶ برای بیش از ۲۰ دستگاه تکلیف تعیین کرده است: سازمان حفاظت محیط‌زیست باید بر اجرای قانون نظارت کند؛ وزارت نفت مسئول کیفیت سوخت است؛ وزارت صمت در استاندارد خودرو و موتورسیکلت نقش دارد؛ وزارت کشور و شهرداری‌ها باید ناوگان عمومی را نوسازی کنند و پلیس مسئول برخورد با وسایل نقلیه آلاینده است. بااین‌حال، پراکندگی مسئولیت به راهی برای فرار از پاسخگویی تبدیل شده است. هر دستگاه سهم دیگری را برجسته می‌کند و سرانجام به شهروند توصیه می‌شود در خانه بماند. گویی منشأ آلودگی بیرون‌رفتن مردم است، نه ناوگان فرسوده، سوخت نامناسب و سیاست‌گذاری ناکارآمد.

پیروز حناچی، شهردار پیشین تهران، آلودگی و ترافیک را «موضوعی حاکمیتی» توصیف کرده و گفته بود: شهرداری به‌تنهایی قادر به حل آن نیست. سخنی درست که نباید به رفع مسئولیت مدیریت شهری منجر شود. توسعه مترو و اتوبوس، معاینه فنی، کاهش خودرومحوری و کنترل ساخت‌وساز در حوزه شهرداری است؛ همان‌طور که تأمین واگن، سوخت پاک و اصلاح صنعت خودرو بدون همکاری دولت امکان‌پذیر نیست.

شهری برای خودروها

تهران طی دهه‌ها بیشتر برای حرکت خودروها توسعه یافته تا دسترسی آسان شهروندان. بزرگراه‌های بیشتری ساخته شده، اما تقاضای استفاده از خودروی شخصی نیز افزایش یافته است. پیاده‌روها در بسیاری از محله‌ها باریک، ناپیوسته یا در اشغال خودرو و موتورسیکلت‌اند. مترو در ساعات اوج با ازدحام و کمبود ناوگان مواجه است و اتوبوسرانی سال‌ها درگیر فرسودگی و کمبود خودرو بوده است.

در سقوط دوپله‌ای تهران در فهرست شهرهای کم‌زیست‌پذیر جهان جنگ و افزایش بی‌ثباتی در خاورمیانه مؤثر بوده، اما همه ماجرا در آسمان سیاست خارجی نوشته نشده است. بحران‌های پایتخت از روی زمین آغاز می‌شوند. از آلودگی هوا، کمبود آب و فرونشست تا ترافیک و...

مدیریت شهری از ورود صدها اتوبوس و واگن جدید خبر می‌دهد، اما این تعداد نمی‌تواند کسری انباشته چندین‌ساله را یک‌باره جبران کند. وعده رسیدن سهم حمل‌ونقل عمومی به ۷۰ درصد سفرهای شهری نیز همچنان با واقعیت فاصله دارد. پیامد این عقب‌ماندگی تنها ترافیک نیست؛ زمان ازدست‌رفته، مصرف سوخت، آلودگی، تصادف و فرسودگی روانی، هزینه‌هایی هستند که در بودجه شهرداری ثبت نمی‌شوند اما شهروندان هر روز آنها را می‌پردازند.

وقتی شهر به تریبون تبدیل می‌شود

زیست‌پذیری فقط به آب و هوا و اتوبوس محدود نیست. کیفیت و تکثر فضای عمومی نیز بخشی از آن است. شهر باید بتواند تنوع اجتماعی، فرهنگی و سبک‌های مختلف زندگی ساکنانش را بازتاب دهد. با این‌حال، مدیریت کنونی شهرداری و اکثریت همسو در شورای شهر، بارها از امکانات عمومی پایتخت برای بازنمایی یک قرائت محدود سیاسی و فرهنگی استفاده کرده‌اند. بیلبوردها، دیوارنگاره‌ها، تبلیغات مناسبتی و برخی برنامه‌های فرهنگی به‌جای بازتاب تکثر چندمیلیونی تهران، در بسیاری از موارد به رسانه‌ای یک‌طرفه تبدیل شده‌اند.

انتقاد صرفا به محتوای یک پوستر یا دیوارنگاره نیست. بحث بر سر اولویت و مالکیت فضای عمومی است. هنگامی که شهرداری در سامان‌دادن پیاده‌رو، آلودگی، حمل‌ونقل و ایمنی عقب‌مانده، اما در تغییر سیمای شهر متناسب با تقویم و اهداف سیاسی چابک عمل می‌کند، این پرسش شکل می‌گیرد که شهر برای شهروندان اداره می‌شود یا برای تثبیت یک روایت رسمی. 

پژوهشی درباره پیام‌های فرهنگی و سیاسی بیلبوردهای شهرداری نیز نشان داده بود که این تابلوها در دوره مورد بررسی حامل مؤلفه‌های آشکار یک گفتمان سیاسی مشخص بوده‌اند، نه رسانه‌ای بی‌طرف برای همه شهروندان.

شورا در چنین شرایطی باید نهاد پرسشگر و حافظ منافع عمومی باشد، اما غلبه همسویی سیاسی بر رابطه شورا و شهردار، توان نظارتی آن را کاهش داده است. شورا اگر به پشتوانه سیاسی مدیریت شهری تبدیل شود، یکی از مهم‌ترین سازوکارهای پاسخگویی از کار می‌افتد. حاصل، مدیریتی است که برای ساخت تصویر مطلوب از خود هزینه می‌کند، اما کیفیت واقعی تجربه شهروندان در مترو، خیابان و محله با آن تصویر فاصله دارد. 

شهری که شاغلانش توان سکونت در آن را ندارند

زیست‌پذیری بدون امکان دسترسی به مسکن معنایی ندارد. تهران برای بخش بزرگی از شاغلانش به شهری تبدیل شده که می‌توان در آن کار کرد، اما نمی‌توان در آن خانه داشت. افزایش قیمت زمین و اجاره‌بها و عقب‌ماندن دستمزدها، خانوارهای کم‌درآمد و حتی طبقه متوسط را به واحدهای کوچک‌تر، محله‌های ارزان‌تر یا شهرهای پیرامونی رانده است. نتیجه، افزایش رفت‌وآمد روزانه میان تهران و کرج، شهریار، قدس، پردیس، پرند و پاکدشت و فشار بیشتر بر شبکه حمل‌ونقل است.

شهرداری نیز بازیگری دوگانه بوده است. از یک‌سو وظیفه دارد کیفیت زندگی و ایمنی ساختمان‌ها را ارتقا دهد و از سوی دیگر، بخشی از درآمد آن به عوارض ساخت‌وساز، تغییر کاربری و فروش تراکم وابسته مانده است. پیروز حناچی هشدار داده است که اداره تهران با درآمد حاصل از افزایش بارگذاری و فروش ظرفیت‌های شهر، بحران آب، انرژی، آلودگی و ترافیک را تشدید می‌کند. این همان «شهرفروشی» است: تأمین هزینه امروز با مصرف ظرفیت زیستی نسل آینده.

پیاده‌روها در بسیاری از محله‌های تهران باریک، ناپیوسته یا در اشغال خودرو و موتورسیکلت‌اند. مترو در ساعات اوج با ازدحام و کمبود ناوگان مواجه است و اتوبوسرانی سال‌ها از فرسودگی و کمبود خودرو رنج برده است

نابرابری فضایی چهره دیگر بحران است. کیفیت مدرسه، درمانگاه، فضای سبز و حمل‌ونقل در مناطق مختلف یکسان نیست. خانواده‌ای که توان سکونت در محله‌ای برخوردار را دارد، به فرصت‌های بیشتری دسترسی پیدا می‌کند؛ درحالی‌که ساکنان جنوب شهر علاوه بر درآمد کمتر، سهم بیشتری از آلودگی، ساختمان‌های ناپایدار و کمبود خدمات را تحمل می‌کنند. رتبه واحد تهران این شکاف درونی را پنهان می‌کند، اما شهروندان هر روز آن را تجربه می‌کنند.

پایتخت تشنه و زمینی که فرومی‌نشیند

کاهش بارندگی، افت ذخایر سدها، رشد جمعیت و برداشت از منابع زیرزمینی، تاب‌آوری تهران را کاهش داده‌اند. پاسخ دستگاه‌های اجرایی اغلب بر مدیریت مصرف خانوار متمرکز است؛ توصیه‌ای لازم اما ناکافی. شهروند باید مصرفش را اصلاح کند، ولی سیاست‌گذار نیز باید توضیح دهد چرا بارگذاری جمعیت و ساخت‌وساز در منطقه‌ای با منابع محدود آب ادامه یافته است.

برداشت بی‌رویه از آب زیرزمینی نیز به فرونشست در جنوب و جنوب‌غرب تهران دامن زده است. علی بیت‌اللهی، رئیس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، درباره گسترش پهنه فرونشست در منطقه ۱۸ و نزدیکی آن به زیرساخت‌ها هشدار داده است. گزارش‌های رسمی نرخ فرونشست در بخش‌هایی از استان را بیش از ۲۰ سانتی‌متر در سال برآورد کرده‌اند؛ پدیده‌ای که می‌تواند به راه‌آهن، جاده‌ها، لوله‌های آب و گاز و ساختمان‌ها خسارت برگشت‌ناپذیر وارد کند.

از سوی دیگر مرحوم بهرام عکاشه، زلزله‌شناس، سال‌ها درباره تراکم جمعیت، گسل‌ها و فرسودگی بافت پایتخت هشدار می‌داد. کنار هم قرارگرفتن ساختمان‌های ناپایدار، کوچه‌های باریک، فرونشست و تمرکز جمعیت، ایمنی تهران را به مسئله‌ای ملی تبدیل کرده است.

در این میان شهرداری و شورای شهر در برابر تراکم‌فروشی، حمل‌ونقل، پسماند و فضای عمومی مسئول‌اند؛ دولت در حوزه مسکن، انرژی، خودرو، سوخت و سلامت نقش تعیین‌کننده دارد. مجلس باید بر اجرای قوانین و بودجه‌ها نظارت کند و سازمان حفاظت محیط‌زیست متولی پیگیری تکالیف زیست‌محیطی است. بااین‌حال، هر بحران میان چند نهاد دست‌به‌دست می‌شود، بی‌آنکه شهروند بداند چه کسی پاسخگوی نتیجه نهایی است.

با این حال هنور می‌توان گفت تهران شهری زنده با ظرفیت انسانی و فرهنگی کم‌نظیر است، اما هیچ شهری نمی‌تواند تا همیشه از صبر ساکنانش به‌عنوان یکی از زیرساخت‌های اداره خود استفاده کند.