مدارس بحران‌زده، وزارتخانه موکب‌دار!

سعیده علیپور

مدرسه ممکن است معلم نداشته باشد، سقفش ناایمن باشد، کلاسش بیش از ظرفیت، دانش‌آموز جا داده باشد، معلمش برای جبران هزینه‌های زندگی راننده تاکسی اینترنتی باشد و سطح علمی دانش‌آموزش بعد از سال‌ها حضور در کلاس هنوز در ریاضی و علوم پایین‌تر از میانگین جهانی باشند، اما همین دستگاه وقتی پای مناسک رسمی به میان می‌آید، ناگهان بسیار چابک می‌شود! شیوه‌نامه صادر می‌کند، استان‌ها را به خط می‌کند، مدارس را برای اسکان آماده می‌کند، موکب می‌زند و دانش‌آموز، مدیر و فرهنگی را به میدان می‌آورد.

تازه‌ترین نمونه، برنامه آموزش‌وپرورش برای اربعین امسال است. میکائیل باقری، مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش‌وپرورش، از راه‌اندازی حدود ۱۰۰ موکب دانش‌آموزی و فرهنگیان و آماده‌سازی مدارس واقع در مسیر تردد زائران برای اسکان خبر داده بود. در طرح «هر مدرسه یک موکب» نیز دانش‌آموزان در نقش خادم، مداح، برگزارکننده مراسم عزاداری و فعال فرهنگی به کار گرفته شدند.

بحث بر سر باور مذهبی مردم یا شرکت داوطلبانه معلم و دانش‌آموز در اربعین نیست. پرسش درباره وظیفه یک وزارتخانه عمومی است؛ وزارتخانه‌ای که مسئول آموزش میلیون‌ها کودک و نوجوان است و همین حالا از کمبود معلم تا افت کیفیت، فرسودگی مدارس و تعطیلی‌های مکرر با بحران روبه‌روست. چرا چنین دستگاهی همچنان باید بخشی از ظرفیت انسانی، اداری و ساختمانی خود را صرف مأموریت‌هایی کند که مستقیما به کیفیت آموزش مربوط نیست؟

این پرسش با سخنان تازه مسعود پزشکیان جدی‌تر هم می‌شود. رئیس‌جمهور دیروز گفت که دولت ساخت و تجهیز بیش از هفت هزار مدرسه را هدف‌گذاری کرده، در سال گذشته و امسال حدود سه هزار و ۵۰۰ مدرسه ساخته شده و حدود دو هزار مدرسه دیگر قرار است در هفته دولت افتتاح شود. او همچنین از اصلاح روش‌های تدریس، تجهیز مدارس به ابزارهای جدید، اتاق‌های مهارتی و نرم‌افزاری و ورود هوش مصنوعی به آموزش سخن گفته است. همه اینها درست در جهت همان چیزی است که سال‌ها از نظام آموزشی مطالبه شده، اما مسئله آن جایی آغاز می‌شود که این وعده‌ها هیچ‌گاه محقق نمی‌شود.

۲۸ هزار میلیارد تومان خیرات برای انجام وظیفه دولت

یکی از اعدادی که پزشکیان با افتخار اعلام کرده، مشارکت نزدیک به ۲۸ هزار میلیارد تومانی خیرین در مدرسه‌سازی است. رقمی که وزیر آموزش‌وپرورش نیز اخیرا آن را حدود ۲۸.۵ هزار میلیارد تومان اعلام کرده است.

مشارکت خیرین بدون تردید یک سرمایه اجتماعی مهم است، اما بزرگ شدن این عدد روی دیگری هم دارد. طبق اصل سی‌ام قانون اساسی، فراهم کردن آموزش‌وپرورش رایگان تا پایان متوسطه وظیفه دولت است، نه خیری که قرار است جای خالی بودجه عمومی را پر کند.

اتفاقا یکی از روایت‌هایی که پزشکیان در تمجید از مشارکت مردم تعریف کرده، همین تناقض را عریان‌تر می‌کند. او از زنی در کردستان گفته که خودش مستأجر و فاقد وضعیت معیشتی مناسب بوده اما غرامت یا دیه فرزند فوت‌شده‌اش را برای ساخت مدرسه داده است. از دانش‌آموزان ایلامی که پول‌هایشان را برای مدرسه جمع کرده‌اند و از پویش «با من» در مشهد که در آن یکی آجر می‌دهد، دیگری شیشه، دیگری در و دیگری کار بنایی.

سخاوت این آدم‌ها ستودنی است، اما چرا زنی که خودش خانه ندارد باید از سرمایه اندکش مدرسه بسازد؟ چرا کودک باید پولش را جمع کند تا یک حق عمومی تأمین شود؟ مشارکت اجتماعی قرار است مکمل دولت باشد، نه نام دهان‌‌پرکنی برای عقب‌نشینی دولت از مسئولیت خود!

ساخت مدرسه نیز به‌تنهایی عدالت آموزشی نمی‌آورد. نکته‌ای که خود پزشکیان بر آن تأکید دارد. ساختمان لازم است، اما مدرسه بدون معلم کارآزموده، امکانات آموزشی، محتوای مناسب و فرصت برابر، فقط چهار دیواری بیش نیست.

۱۲۰هزار معلم کم داریم

اینجا مسئله از آجر و سیمان به کلاس درس می‌رسد. علیرضا کاظمی، وزیر آموزش‌وپرورش، از کمبود حدود ۱۲۰ هزار معلم سخن گفته است. وزارتخانه می‌کوشد بخشی از این کسری را با فارغ‌التحصیلان دانشگاه فرهنگیان، حق‌التدریس و استمرار خدمت بازنشستگان جبران کند.

بودجه هم نشان می‌دهد مشکل منابع واقعی است. براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، اعتبارات آموزش‌وپرورش در لایحه بودجه ۱۴۰۵ حدود ۵۸۷ هزار میلیارد تومان است؛ اما ۹۲ درصد آن هزینه‌ای و فقط هشت درصد مربوط به تملک دارایی‌های سرمایه‌ای است.

وقتی منابع تا این اندازه محدود است، مسئله اولویت‌گذاری اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. هزینه هر برنامه فقط پولی نیست که از خزانه پرداخت می‌شود. وقت مدیر مدرسه، نیروی اداری، ساختمان، تجهیزات، روابط عمومی، شبکه استانی و توان سازماندهی وزارتخانه نیز منابع عمومی‌اند.

مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش‌وپرورش، از راه‌اندازی حدود ۱۰۰ موکب دانش‌آموزی و فرهنگیان و آماده‌سازی مدارس واقع در مسیر تردد زائران اربعین برای اسکان خبر داده بود؛ اینجا بحث بر سر باور مذهبی مردم یا شرکت داوطلبانه معلم و دانش‌آموز در اربعین نیست. پرسش درباره وظیفه یک وزارتخانه عمومی است

اما این منابع در حالی که برای دانش‌آموزان به سختی هزینه می‌شود یا بهتر است بگوییم نمی‌شود، برای مأموریت‌های مناسبتی ظرفیت سازماندهی قابل‌توجهی دارد. 

همین مقایسه است که گزندگی ماجرا را بیشتر می‌کند: وزارتخانه‌ای که در تأمین معلم و مدرسه استاندارد محتاج استخدام اضطراری، خیر و بازنشسته است، برای مأموریت‌های آیینی همچنان توان بسیج دارد.

مدرسه؛ اولین قربانی هر بحران

مسئله فقط کمبود نیرو نیست. مدرسه در سال‌های اخیر به ساده‌ترین گزینه دولت برای مدیریت بحران‌های دیگر تبدیل شده است. آلودگی هوا بالا می‌رود، مدرسه تعطیل می‌شود. گاز کم می‌آید، مدرسه تعطیل می‌شود. برق ناتراز است، آموزش غیرحضوری می‌شود.

خود وزیر آموزش‌وپرورش گفته مدارس در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ حدود ۲۴ روز تعطیلی ناخواسته به دلیل آلودگی هوا و ناترازی انرژی داشته‌اند. زمانی تقریبا معادل یک ماه آموزشی.

 او در کنار تعطیلی‌ها، فقر امکانات، تراکم بالای کلاس‌ها، روش‌های تدریس منسوخ و ضعف در جذب و نگهداشت معلمان باانگیزه را از عوامل افت تحصیلی دانسته است. این تصویر کنار شعار «هر مدرسه یک موکب» معنای دیگری پیدا می‌کند. برای بحران انرژی، می‌توان در مدرسه را بست؛ برای مراسم، مدرسه همچنان یک زیرساخت آماده است.

کارنامه‌ای که با ساختمان تازه پوشانده نمی‌شود

پزشکیان از هوش مصنوعی، تجهیزات مدرن و اصلاح شیوه تدریس سخن می‌گوید؛ اما پیش از رسیدن به هوش مصنوعی، مسئله‌ای ساده‌تر روی میز است: دانش‌آموز ایرانی در ریاضی و علوم چه چیزی یاد می‌گیرد؟

نمره میانگین دانش‌آموزان پایه چهارم ایران در آزمون ریاضی TIMSS2023، فقط ۴۲۰ بود. در حالی که این امتیاز در سال ۲۰۱۹، ۴۴۳ ثبت شده بود. در علوم نیز دانش‌آموزان ایرانی امتیاز ۴۳۲ را در برابر میانگین بین‌المللی ۴۹۴ به دست آوردند.

این افت را نمی‌توان با افتتاح مدرسه جدید یا نصب تجهیزات دیجیتال پنهان کرد. اگر قرار است آموزش متحول شود، پرسش مهم این است که چند ساعت از وقت مدرسه و چه سهمی از سیاست‌گذاری آن صرف یادگیری، تفکر انتقادی، علوم، زبان، هنر، مهارت و حل مسئله می‌شود و چه سهمی صرف انبوه برنامه‌های ایدئولوژیک و مناسبتی.

نقد ایدئولوژیک‌شدن آموزش هم صرفا ادعای مخالفان سیاسی نیست. در نشستی که گزارش آن در نشریه رسمی وابسته به آموزش‌وپرورش منتشر شده، نعمت‌الله فاضلی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، گفته است: «ایدئولوژی‌زدگی برنامه درسی در ایران باعث اختلال در یادگیری» و افزایش مقاومت در نظام آموزشی شده است. او آموزش‌وپرورش ایدئولوژیک را نظامی توصیف کرده که به پرورش تفکر نیاز ندارد مگر نوع خاصی از فکر که با ایدئولوژی مسلط هماهنگ باشد.

این نقد دقیقا به قلب ماجرای موکب‌ها می‌زند. مسئله این نیست که مدرسه نباید ارزش اخلاقی و فرهنگی داشته باشد. مسئله آنجاست که دستگاه تعلیم‌وتربیت به جای فراهم کردن امکان فکر کردن، به طور روزافزون مشغول تعیین آن چیزی شود که دانش‌آموز باید به آن باور داشته باشد.

وزارتخانه‌ای که مسئول آموزش میلیون‌ها کودک و نوجوان است و همین حالا از کمبود معلم تا افت کیفیت، فرسودگی مدارس و تعطیلی‌های مکرر با بحران روبه‌روست. چرا باید بخشی از ظرفیت انسانی، اداری و ساختمانی خود را صرف مأموریت‌هایی کند که مستقیما به کیفیت آموزش  مربوط نیست؟

فاصله حرف رئیس‌جمهور تا عمل وزارتخانه

پزشکیان می‌گوید عدالت آموزشی فقط ساخت مدرسه نیست و باید شیوه آموزش، تجهیزات، مهارت‌آموزی و کیفیت معلمان نیز اصلاح شود. این شاید دقیق‌ترین توصیف مسئله باشد. اتفاقا همین حرف‌ها معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد دولت اوست.

اگر آموزش اولویت است، نمی‌توان ۱۲۰ هزار کمبود معلم را یک وضعیت عادی دانست.

اگر عدالت آموزشی اولویت است، نمی‌توان به ۲۸ هزار میلیارد تومان کمک خیرین فقط به عنوان یک موفقیت نگاه کرد و نپرسید چرا تأمین زیرساخت آموزش تا این اندازه وابسته به سخاوت مردم شده است.

اگر کیفیت اولویت است، نمی‌توان تقریباً یک ماه از آموزش دانش‌آموز را قربانی بحران انرژی و آلودگی کرد.

اگر روش آموزشی باید مدرن شود، نمی‌توان همزمان بخش بزرگی از ظرفیت مدرسه را در اختیار مأموریت‌هایی گذاشت که بیش از آنکه بر پرسشگری و یادگیری استوار باشند، بر مناسک و انتقال ایدئولوژی تکیه دارند.

ریاکاری نهادی دقیقا از همین فاصله میان گفتار و عمل آغاز می‌شود. نه از ایمان معلمی که به اربعین می‌رود، نه از اعتقاد خانواده‌ای که برای موکب کمک می‌کند و نه از خیر مدرسه‌سازی که دارایی خود را می‌بخشد. مسئله دستگاهی است که از عدالت و کیفیت سخن می‌گوید، اما در عمل مدرسه را برای هر مأموریتی آماده می‌خواهد جز آنکه تمام توانش را صرف همان کاری کند که برای آن تأسیس شده است.

پزشکیان می‌گوید آموزش فقط ساختمان نیست. درست می‌گوید. مدرسه باید معلم داشته باشد، امن باشد، تعطیل نشود، کودک در آن واقعا یاد بگیرد و بتواند سؤال کند و فکر کند.

پیش از اتاق هوش مصنوعی و پیش از «هر مدرسه یک موکب»، آموزش‌وپرورش شاید به یک اصل ساده‌ترنیاز دارد: هر مدرسه، اول یک مدرسه.