جنگ افروزی اتمی با توهم بازدارندگی

طهمورث گیلانی

طرح مجدد موضوع بازنگری در دکترین هسته‌ای ایران و زمزمه‌های گرایش به سمت دستیابی به تسلیحات کشتار جمعی، طی ماه‌های اخیر به یکی از پرالتهاب‌ترین و حساس‌ترین محورهای مناظرات سیاسی، تحلیل‌های کارشناسی و گزارش‌های رسانه‌ای در کشور بدل شده است. در شرایطی که ایران دهه‌هاست با تکیه بر استدلال‌های حقوقی، مذهبی و سیاسی، بر ماهیت کاملاً صلح‌آمیز برنامه اتمی خود پافشاری کرده و این رویکرد اصولی را مظهر پایبندی به موازین اخلاقی، دینی و بین‌المللی دانسته است، طرح مکرر و بی‌محابای ایده ساخت بمب اتم از سوی برخی چهره‌های تندرو و جریان‌های سیاسی خاص، ابعاد تازه‌ای از چالش‌های امنیتی، دیپلماتیک و اقتصادی را پیش روی ساختار حکمرانی کشور قرار داده است. 

منتقدان و کارشناسان بر این باورند که طرح چنین مباحث ساختارشکنانه‌ای از سوی افرادی که غالباً تصویر واضح، دقیق و واقع‌بینانه‌ای از پیچیدگی‌های سیاست خارجی، موازنه قوا در نظام بین‌الملل و وضعیت شکننده اقتصادی کشور ندارند، نه تنها کمکی به ایجاد بازدارندگی پایدار نمی‌کند، بلکه بهترین و طلایی‌ترین بهانه‌ها را به دست دشمنان قسم‌خورده و کشورهای متخاصم می‌دهد تا با مشروعیت‌بخشی به سناریوهای جنگ‌افروزانه، فشارها بر ایران را به نقطه‌ای بی‌بازگشت برسانند. از سوی دیگر، واکاوی این اظهارات شتاب‌زده، بار دیگر این واقعیت تلخ و عمیق  را عیان می‌کند که جریان‌های افراطی و جناح‌های تندرو چگونه برای حفظ انسجام درون‌گروهی خود، توجیه بقای سیاسی و کنترل فضای داخلی، ناگزیر به بحران‌آفرینی، تنش‌زایی مستمر و اتکا به سایه شوم جنگ متکی هستند و منافع کلان ملی را فدای اهداف محدود جناحی خود می‌کنند.

خاستگاه‌های فکری مطالبه تسلیحات هسته‌ای 

ریشه‌های طرح علنی و سازمان‌یافته تغییر دکترین دفاعی و هسته‌ای کشور را باید به وضوح در مواضع، بیانیه‌ها و اقدامات بخش مشخص و شناسنامه‌داری از جریان سیاسی تندرو جست‌وجو کرد؛ جریانی که به نظر می‌رسد تحولات خونین منطقه‌ای، تنش‌های فرسایشی و فشارهای سنگین سال‌های اخیر را به عنوان مجوزی برای عبور از خطوط قرمز سنتی، دکترین بازدارندگی متعارف و اصول بنیادین ایران تلویحاً پذیرفته است. این طیف تندرو بدون اینکه اشراف، دانش یا درک دقیقی از واقعیت‌های پیچیده موازنه قوا، ابعاد تکنیکال صنایع هسته‌ای و الزامات نظام بین‌الملل داشته باشد، به‌سادگی و با سطحی‌نگری تمام، ابزار خطرناک و هزینه‌سازی چون سلاح هسته‌ای را به عنوان داروی شفابخش تمام مشکلات امنیتی معرفی می‌کند؛ غافل از اینکه عبور از این مرزها چه طوفانی از بحران‌های بین‌المللی را به پا خواهد کرد.

بازتاب این نگاه افراطی را می‌توان به‌رخ‌کشیدن ادعاهای تریبون‌داران این جریان مشاهده کرد. محمود نبویان نماینده مجلس در توئیتی که در شبکه‌های اجتماعی داخلی منتشر کرد نوشت: «امشب در جمع مردم شریف قم درخواست مجوز ساخت بمب اتم از مقام معظم رهبری را مطرح کردم که با تکبیر و تأیید مردم مبعوث شده همراه شد.»

این اظهارات تحریک‌آمیز و جنجالی بلافاصله با موجی از واکنش‌ها روبه‌رو شد که نشان‌دهنده عمق شکاف درونی و وجود عقلانیت مهارگر در ارزیابی مصالح حیاتی کشور است. اظهارات و توئیت جنجالی سیدمحمود نبویان، نماینده مجلس، درباره درخواست مجوز ساخت بمب اتم از مقام معظم رهبری، با واکنش تند کانال خبری صابرین‌نیوز همراه شد. این کانال خبری در واکنش به توئیت نبویان نوشت که نماینده جاهل جبهه پایداری در مجلس باز هم برخلاف مصالح ملی توئیت زده است و فردا نتانیاهو با استناد به صحبت‌های این نماینده مدعی می‌شود که ایران به دنبال سلاح هسته‌ای است، در حالی که دلیل هم‌راستایی این سخنان با خواسته‌های اسرائیل همچنان مبهم و مشکوک است. این‌گونه مواضع نسنجیده از سوی چهره‌هایی که به نظر می‌رسد شناختی از الزامات دیپلماسی پخته و تدبیر حکمرانی ندارند، عملاً بهترین خوراک تبلیغاتی و حقوقی را به لابی‌های صهیونیستی و دشمنان  ایران تزریق می‌کند تا با استناد به آن، ایران‌هراسی را به اوج برسانند.

در همین راستا و در امتداد این جریان، احمد نادری، نماینده مجلس شورای اسلامی، نیز با تأکید بر اینکه بیش از یک دهه است موضوع حرکت به سمت آزمایش گرم هسته‌ای و ساخت بمب اتم را مطرح می‌کند، گفت پس از شهادت سیدحسن نصرالله، برای نخستین بار در نطق علنی خود در مجلس بر ضرورت تغییر دکترین اصلی تأکید کرده است. او در ادامه با اشاره به مواضع اخیر برخی ائمه جمعه و نمایندگان ولی‌فقیه ادعا کرد که از رفتار و شرایط موجود چنین برداشت می‌کند که رویکردها و نظرات متفاوتی در این زمینه شکل خواهد گرفت و شرایط زمانی تغییر کرده است. وی همچنین اظهار کرد:« از رفتار حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، چنین برداشت می‌کنم که فتوای ایشان متفاوت خواهد بود و نظرات متفاوتی در این زمینه خواهند داشت.» حاج علی اکبری، امام جمعه تهران نیز روز گذتشه  با اشاره به نتایج یک نظرسنجی که بیش از ۷۰ درصد پاسخ‌دهندگان در آن خواستار بازنگری در دکترین هسته‌ای بوده‌اند، تأکید کرد:« با یک مطالبه ملی روبه‌رو هستیم و این موضوع به یک گروه خاص محدود نمی‌شود.»  این اصرار مداوم بر تغییر دکترین در شرایطی مطرح می‌شود که هیچ‌گونه تضمین واقع‌بینانه، پشتوانه امنیتی قابل اتکا یا تحلیل درستی از مهار پیامدهای ویرانگر آن وجود ندارد و کشور را به سمت لبه پرتگاه سوق می‌دهد.

اعتراف ضمنی جریان‌های افراطی به اینکه انسجام داخلی تنها در سایه جنگ و دشمنی شکل می‌گیرد، نشان‌دهنده نیاز مبرم به بازنگری در رفتارهای سیاسی است تا منافع ملی فدای منافع جناحی و تداوم بحران‌سازی نشود

هشدارها درباره توهم توانمندی‌ و واقعیت‌های بازدارندگی

در نقطه مقابل رویکرد توهم‌آلود و جنگ‌طلبانه تندروها، کارشناسان ارشد حوزه سیاست خارجی، دیپلمات‌های باسابقه کشور با نگاهی واقع‌بینانه و مبتنی بر منافع ملی، نسبت به خطرات جبران‌ناپذیر ناشی از طرح این‌گونه مباحث مخرب هشدار داده‌اند. در ۲۰ مرداد ماه، محمدجواد ظریف با اشاره به تحولات اخیر و تغییرات سریع معادلات قدرت در سطح جهان، تأکید کرد سلاح هسته‌ای لزوماً و به خودی خود عامل بازدارندگی مطلق نیست و با یادآوری تحولات یک سال و نیم اخیر منطقه و تجربه تاریخی فروپاشی شوروی، گفت ایران حتی اورانیوم کافی و زیرساخت‌های لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای را در اختیار ندارد. او همچنین از آنچه «پارادایم بی‌سوادی توسط چند عوام‌فریب» از دهه ۱۹۷۰ میلادی تاکنون در کشور جریان داشته، به‌تندی انتقاد کرد تا به روشنی نشان دهد که ادعای دستیابی آسان و سریع به بمب، صرفاً محصول شناخت نادقیق از واقعیت‌های فنی، اقتصادی و نظامی است.

با این وجود، حامیان پرسر و صدای تسلیحات هسته‌ای با استناد گزینشی و سطحی به الگوهای ناممکن بین‌المللی، بر این باورند که ایران راهی جز دستیابی به این ابزار مرگبار ندارد. جواد لاریجانی از کارشناس همیشگی صدا و سیما در گفتگویی تصریح کرد: «اگر بخواهیم بمب بسازیم برای ما مثل یک اسباب بازی است. آقای ترامپ با همه جهالت و نادانی‌اش گفت که مردم ایران بسیار تیزهوش هستند و سلاح‌های بسیار پیشرفته‌ای می‌سازند، اما سلاح اتمی نباید داشته باشند. بنابر روایت فارس، وی افزود:« مگر وقتی بقیه بمب‌ها را می‌ساختیم از تو اجازه گرفتیم، اگر تصمیم هم گرفتیم از تو اجازه نمی‌گیریم و در صنعت هسته‌ای از پاکستان، هند و رژیم صهیونیستی جلوتر هستیم.»

این لحن و ادبیات تفاخرآمیز، برخاسته از تفکری است که گمان می‌کند با دست بردن به نمادهای قدرت تخریبی مطلق می‌تواند هر نوع تهدید پیچیده‌ای را خنثی کند، غافل از اینکه ابعاد تنش‌آفرین و پیامدهای فلج‌کننده آن بسیار فراتر از کنترل داخلی ساختار سیاسی است. هم‌زمان، شهریار زرشناس، کارشناس مسائل سیاسی، در گفت‌وگویی با خبرگزاری دانشجو بیان کرد که استراتژی کشور باید به سمت بمب هسته‌ای تغییر کند تا دشمن دست از فشار بردارد؛ کما اینکه کره شمالی با وجود وسعت کم و محاصره اقتصادی توانست آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند. ابوالفضل بازرگان نیز در گفت‌وگو با رجانیوز تأکید کرد که معاهده NPT هیچ منفعتی برای کشور نداشته و مطالبه اصلی باید تأمین امنیت ملی و ارتقای بازدارندگی ایران از طریق ساخت سلاح هسته‌ای باشد، نه صرفاً خروج از NPT. این تحلیل‌های کاملاً یک‌جانبه، از هزینه‌های سرسام‌آور انسانی، پیامدهای ویرانگر انزوای جهانی، از دست رفتن سرمایه‌های اجتماعی و هجوم حملات پیشگیرانه نظامی به‌کلی غافل هستند.

چالش انسجام ملی

یکی از تأمل‌برانگیزترین نکات در تحلیل رفتار، گفتار و گفتمان جریان‌های تندرو، پیوند مخفیانه اما معناداری است که میان ایده ضرورت داشتن دشمن دائمی، ایجاد جو امنیتی و حفظ انسجام درون‌گروهی این جریان‌ها وجود دارد. تحلیلگران سیاسی، جامعه‌شناسان و ناظران آگاه بر این باورند که برخی تفکرات انحصارطلبانه و اقتدارگرایانه که نمونه بارز آن را می‌توان در رویکردهای چهره‌هایی نظیر میرباقری، نماینده مجلس خبرگان مشاهده کرد که معتقد است،  انسجام ملی فقط با جنگ رخ خواهد داد، بر این فرض استوار است که انسجام ملی، کنترل اجتماعی و تسلط بر افکار عمومی تنها و تنها از طریق تنش‌آفرینی مستمر، ایجاد هراس از دشمن خارجی و حفظ وضعیت جنگی یا نیمه‌جنگی امکان‌پذیر و پایدار است. این‌گونه اظهارات اعتراف ضمنی به اینکه ساختار سیاسی در غیاب تهدید خارجی، بحران‌آفرینی و وضعیت جنگی با چالش جدی انسجام و مشروعیت مواجه می‌شود، گویای نیازی عمیق و دردناک به بازنگری اساسی در الگوهای حکمرانی، فرهنگ سیاسی و نحوه مدیریت کلان کشور است.

طرح موضوع ساخت بمب اتم از سوی تندروها، بدون آگاهی از واقعیت‌های سیاست خارجی و اقتصاد کشور، تنها بهانه‌ای برای مشروعیت‌بخشی به سناریوهای جنگ‌افروزانه دشمنان تبدیل شده و وجهه صلح‌طلبانه ایران را که سال‌ها برای اثبات آن تلاش شده است، به طور جدی هدف قرار می‌دهد

طرح مداوم شعارهای جنگ‌افروزانه از سوی کسانی که بهای سنگین، ویرانگر و انسانی جنگ را از نزدیک لمس نکرده‌اند و ابعاد فاجعه‌بار آن را درک نمی‌کنند، نشان‌دهنده ترجیح آشکار منافع محفلی و جناحی بر مصالح عالیه و حیاتی کلان ملی است؛ افرادی که گویی حیات سیاسی، بقای تریبون‌ها و منافع اقتصادی خود را در گروی تداوم چرخه معیوب بحران، امنیتی‌سازی فضا و دشمن‌تراشی دائمی می‌بینند و از آرامش و توسعه کشور به شدت هراس دارند.

از سوی دیگر، متأسفانه برخی نهادهای رسمی و تریبون‌های دینی نیز بازتاب‌دهنده و تقویت‌کننده این مطالبات خطرناک بوده‌اند؛ به طوری که دعوت امام جمعه تهران از نخبگان برای ارائه پیشنهاد درباره بازنگری در دکترین هسته‌ای و اشاره به نتایج نظرسنجی‌هایی که ادعا می‌شود حاکی از مطالبه بخشی از جامعه است، نشان‌دهنده لغزش خطرناک فضای تصمیم‌گیری به سوی افراط‌گرایی است. در همین زمینه، حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز اعلام کرد که از نظر شرعی امکان تغییر فتوای رهبری درباره سلاح هسته‌ای وجود دارد و حمیدرضا حاجی‌بابایی، نایب‌رئیس مجلس، نیز این مطالبه را حق بررسی از سوی مسئولان دانست. این چرخش مواضع خطر عادی‌سازی گفتمان  جنگ و تسلیحات هسته‌ای را در ارکان رسمی کشور به شدت افزایش می‌دهد.

موانع حقوقی و ضرورت بازنگری بنیادین در رفتار سیاسی

حرکت به سمت تغییر دکترین هسته‌ای و نقض تعهدات بین‌المللی، فراتر از مباحث حاشیه‌ای داخلی، با موانع حقوقی، معاهداتی و بین‌المللی بسیار سنگین، پیچیده و مخاطره‌آمیزی همچون تعهدات صریح ایران در پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) روبه‌روست. خروج از این معاهده بین‌المللی یا نقض سیستماتیک مفاد آن می‌تواند کشور را در وادی انزوای اقتصادی عمیق‌تر، تحریم‌های فلج‌کننده شورای امنیت، قطع کامل ارتباطات تجاری و خطر حتمی حملات پیشگیرانه ائتلاف‌های منطقه‌ای و جهانی قرار دهد؛ واقعیتی که علی احمدی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، علی احمدی در گفتگوی تفصیلی با تابناک تصریح کرد که بمب هسته‌ای فعلا در دکترین نظامی ایران نیست  و با تشریح ارزیابی خود از تحولات اخیر منطقه، مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا، آینده برجام و NPT، فشارهای دریایی و هوایی علیه ایران و تحرکات کشورهای منطقه تأکید کرد:« ایران باید در میدان دیپلماسی و میدان عمل با قدرت و حساب‌شده رفتار کند.» این هشدارها به روشنی نشان می‌دهد که رگه‌هایی از عقلانیت و واقع‌بینی سیاسی هنوز در بخش‌هایی از حاکمیت حضور دارد تا جلوی لغزش کامل و جبران‌ناپذیر کشور به سوی پرتگاه خانمان‌سوز جنگ را بگیرد.

پافشاری عده‌ای از تندروها بر راه‌های پرهزینه، غیرقانونی و جنگ‌افروزانه، بیش از آنکه نشان‌دهنده قدرت بازدارندگی یا اقتدار ملی باشد، بازتاب‌دهنده شکنندگی درونی، بحران مشروعیت و کمبود شدید ابزارهای انسجام‌بخش پایدار در میان این طیف است. کسانی که گمان می‌کنند با کارت بمب اتم می‌توانند مشکلات ساختاری، سوءمدیریت‌ها و بحران‌های اجتماعی کشور را حل‌وفصل کنند، در واقع با وجهه بین‌المللی، امنیت ملی و بقای این سرزمین قمار بزرگی می‌کنند. ایران برای عبور ایمن از طوفان بحران‌های کنونی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری بنیادین در رفتارهای سیاسی، احیای دیپلماسی فعال، عقلانی و متوازن، و فاصله گرفتن قاطعانه از جریان‌هایی است که ناآگاهانه یا عامدانه، منافع ملی را در آتش تنش‌های ویرانگر منطقه‌ای قربانی می‌کنند تا شاید از این رهگذر تاریک، راهی برای بقای سیاسی خود بیابند؛ تلاشی خودخواهانه که هزینه‌های سنگین و جبران‌ناپذیر آن را نه تندروهای شعارزده، بلکه ملت ایران از سر سفره، معیشت، آرامش و آینده فرزندان خود پرداخت خواهند کرد.