سمفونی سرخ نیلوفر

 آریا طاری

مستطیل سبز، تئاتر بی‌رحمی است که در آن، تنها برنده‌ها حق نوشتن تاریخ را دارند و بازنده‌ها خیلی زود در غبار فراموشی گم می‌شوند. در دنیای پرشتاب، پرالتهاب و بی‌نهایت جذاب فوتبال ایران، گاهی قصه‌هایی در دل همین مستطیل سبز خلق می‌شوند که تمام معادلات روی کاغذ را پاره می‌کنند و روایتی ناب از رستگاری و برخاستن را به تصویر می‌کشند. داستان این روزهای تیم فوتبال زنان پرسپولیس، دقیقا یکی از همین روایات مسحورکننده، سینمایی و الهام‌بخش است؛ تیمی که پس از یک فصل تاریک، پرانتقاد و ناامیدکننده، حالا همچون ققنوسی از دل خاکستر ناکامی‌ها برخاسته و با هدایت زنی که فوتبال را با تمام سلول‌هایش روی سکوهای سیمانی زیسته، در حال نگارش یک حماسه سرخ است. نیلوفر اردلان، نامی که این روزها در راهروهای باشگاه پرسپولیس با احترام و تحسین زمزمه می‌شود، ناجی تیمی شده است که تا همین چند ماه پیش، نمادی از یک پروژه شکست‌خورده بود.

برای درک عمق شاهکاری که امروز در تیم زنان پرسپولیس رخ داده، باید تقویم‌ها را کمی به عقب برگردانیم. وقتی برای اولین‌بار نام بزرگ و سنگین پرسپولیس در لیگ برتر زنان ثبت شد، انتظارات به سقف چسبید. تیمی که میلیون‌ها هوادار دارد و نامش با جام و افتخار گره خورده است، نمی‌تواند به چیزی جز قهرمانی فکر کند. اما واقعیت میدان، سیلی سختی به صورت مدیران زد. تیمی که مریم آزمون هدایت آن را بر عهده داشت، در گرداب حواشی، ناهماهنگی‌ها و ضعف‌های مفرط تاکتیکی غرق شد. پرسپولیس فصل گذشته، در میان ۱۰تیم حاضر در رقابت‌ها، در رتبه تحقیرآمیز و دور از انتظار هفتم ایستاد. این فاجعه برای باشگاهی که به قهرمانی معتاد است، یک سرافکندگی تمام‌عیار بود و پایانی جز یک جراحی بزرگ و انقلاب روی نیمکت نداشت.

با سوت پایان آن فصل کابوس‌وار، اتاق فکر سرخ‌پوشان به تکاپو افتاد. آنها به خوبی می‌دانستند که تکرار این سناریوی تلخ، به معنای از دست رفتن پایگاه نوپای هواداری در بخش زنان است. گزینه اول، نامی بزرگ، وسوسه‌انگیز و تضمین‌شده بود؛ مرضیه جعفری. مدیران پرسپولیس رویای پرسپولیس بم را در سر می‌پروراندند؛ پروژه‌ای بلندپروازانه برای انتقال ژن قهرمانی از کویر کرمان به قلب پایتخت. مذاکرات آغاز شد، نفس‌ها در سینه حبس گردید، اما در نهایت، سنگ‌های بزرگ جلوی پای این انتقال افتاد و دست پرسپولیس از پرافتخارترین مربی ایران کوتاه ماند تا مدیران باشگاه در یک شوک فرو بروند و زمان به سرعت علیه آنها به حرکت درآید.

شکست در جذب جعفری، باشگاه را در یک دوراهی نفس‌گیر و استرس‌زا قرار داد. گزینه‌های روی میز به شدت محدود بودند. از یک سو بیان محمودی با سابقه هدایت سپاهان حضور داشت و از سوی دیگر، چهره‌ای شناخته‌شده اما پر از ریسک به نام نیلوفر اردلان. در روزهای ملتهب نقل‌وانتقالات، کفه ترازو به شدت به سود محمودی چرخید؛ تا جایی که او پای میز مذاکره نشست و قرارداد داخلی نیز میان او و باشگاه امضا شد. در فوتبال ایران، قرارداد داخلی یعنی پایان ماجرا و شروع تمرینات، اما ناگهان یک طوفان شبانه همه چیز را تغییر داد. در یک چرخش دراماتیک و ۱۸۰‌درجه‌ای، مسیر انتخاب سرمربی عوض شد و سکان هدایت ارتش سرخ زنان، در دستان زنی قرار گرفت که تمام عمر ورزشی‌اش را برای رسیدن به این نیمکت جنگیده بود.

اما نیلوفر اردلان کیست که توانست این‌گونه معادلات را برهم بزند و روی صندلی داغ پرسپولیس بنشیند؟ او فقط یک نام در میان مربیان نیست؛ او تجلی اراده، مبارزه و ساختارشکنی در ورزش زنان ایران است. بازیکنی که در دوران اوج خود، بازوبند کاپیتانی تیم ملی فوتبال و تیم ملی فوتسال ایران را با اقتدار بر بازو می‌بست. یک رهبر ذاتی که جنگندگی و کاریزما در خون او جریان دارد. مسیر مربیگری او نیز به اندازه دوران بازی‌اش خاص بود. او ابتدا در سالن‌های فوتسال یک امپراتوری تاکتیکی ساخت؛ دو قهرمانی پیاپی و مقتدرانه در لیگ برتر و یک عنوان نایب‌قهرمانی، نبوغ او را به اثبات رساند. اما قلب او برای چمن سبز می‌تپید و سقف سالن‌های فوتسال برای آرزوهای بلندپروازانه‌اش کوتاه بود.

او با جسارتی مثال‌زدنی، از حاشیه امن افتخاراتش در فوتسال دل کند، تغییر مسیر داد و به دنیای پرچالش فوتبال بازگشت. سکان‌داری در تیم فوتبال سپاهان و سپس ایستا البرز، ایستگاه‌های استراتژیک او برای صیقل دادن تفکراتش روی چمن سبز بود. اما هدف غایی و نهایی نیلوفر، جایی در قلب پایتخت قرار داشت. وجه تمایز اردلان ۴۱‌ساله با سایر همتایانش، تنها در جسارت و تعصب او خلاصه نمی‌شود؛ او مسلح به بالاترین سلاح تاکتیکی جهان است. اردلان تنها سرمربی زن فوتبال ایران است که توانسته مدرک معتبر پرولایسنس را دریافت کند. این دانش آکادمیک در کنار آن روحیه جنگنده، از او یک استراتژیست بی‌بدیل ساخته است.

داستان وقتی به اوج جذابیت می‌رسد که بدانیم اردلان، یک هوادار اصیل و دوآتشه است. زنی که از کودکی با عشق به این رنگ بزرگ شده و در سالیان گذشته، بارها روی سکوهای ملتهب استادیوم نشست و در نقش یک حامی، برای موفقیت تیم مردان پرسپولیس گلو پاره کرد، حالا ارتقای درجه یافته است. او از روی سکوها به مهم‌ترین صندلی کادر فنی تیم زنان رسیده است؛ از یک عاشق سکونشین، به یک فرمانده فاتح. و چه شروعی رویایی‌تر، کوبنده‌تر و تاریخی‌تر از آنچه نیلوفر در این فصل برای پرسپولیس رقم زده است؟ شروعی که فراتر از خوش‌بینانه‌ترین پیش‌بینی‌ها بود.

بخت با نیلوفر یار بود که قرعه مسابقات در هفته‌های ابتدایی، مهربان‌تر از همیشه با پرسپولیس تا کرد. این قرعه مناسب، به اردلان فرصت داد تا تفکرات مدرن خود را در کالبد تیمی جدید تزریق کند و ذهنیت بازیکنان را از یک بازنده به یک برنده تغییر دهد. اما آنچه در زمین مسابقه رخ داد، دیگر ربطی به شانس نداشت؛ یک طوفان تمام‌عیار بود. پرسپولیس مدل اردلان در پنج هفته ابتدایی، یک کارنامه حیرت‌انگیز و خیره‌کننده ثبت کرده است؛ پنج بازی، پنج پیروزی متوالی. ثبت ۱۱‌گل زده نشان از یک خط حمله زهرآگین و بی‌رحم دارد و دریافت تنها یک گل، خبر از یک ساختار دفاعی بتنی و نفوذناپذیر می‌دهد.

این عملکرد بدون نقص، سرخ‌پوشان پایتخت را با اقتدار تمام در صدر جدول رده‌بندی قرار داده است. آنها حالا در یک فرار بزرگ، با اختلافی چهار امتیازی نسبت به خاتون بم، ابرقدرت بلامنازع فوتبال زنان، یکه‌تازی می‌کنند. تیمی که فصل قبل زنگ تفریح رقبا بود و در رتبه هفتم دست‌وپا می‌زد، حالا به ماشین برنده‌ای تبدیل شده که توقف آن برای هر تیمی به یک کابوس شباهت دارد. ذهنیت پیروزخواهانه اردلان، همچون خونی تازه در رگ‌های این تیم جریان یافته است و همه نگاه‌ها را به سوی خود جلب کرده است.

اما نقطه اوج این شاهکار هنری، در آوردگاه بزرگ پایتخت رقم خورد؛ مسابقه حیثیتی دربی. سوت آغاز اولین دربی زنانه تاریخ تهران، می‌توانست سوت پایان رویاپردازی‌های پرسپولیس باشد. فشار خردکننده نام استقلال و پرسپولیس و استرس این نبرد سنتی، سنگ محک بی‌رحمی برای نیلوفر اردلان بود. بسیاری از منتقدان منتظر لغزش او بودند تا بی‌رحمانه به او حمله کنند، اما اردلان که بارها در میادین بزرگ آب‌دیده شده بود، تیمش را با آرامشی برآمده از همان مدرک پرولایسنس و بلوغ تاکتیکی به میدان فرستاد. پرسپولیس با یک بازی حساب‌شده و برتری مطلق، استقلال را دو بر یک به زانو درآورد.

با این پیروزی تاریخی، نام نیلوفر برای همیشه در تالار افتخارات باشگاه پرسپولیس حک شد؛ اولین سرمربی فاتح در تاریخ دربی‌های زنانه تهران. او به همه نشان داد که یک دربی‌باز قهار است؛ کسی که می‌داند چگونه احساسات هواداری را کنترل کرده، نبض بازی را در دست بگیرد و ضربه نهایی را به پیکر رقیب وارد کند. بردن دربی، بدون شک ممتازترین دستاورد او در این مسیر کوتاه اما پرثمر بود؛ اتفاقی که نه‌تنها هواداران پرسپولیس، بلکه کل جامعه فوتبال ایران را وادار به احترام کرد.

با تمام این تفاسیر و روزهای درخشانی که پرسپولیس سپری می‌کند، مسیر قهرمانی از یک تونل وحشت واقعی می‌گذرد. پرسپولیس شکست‌ناپذیر و مغرور این روزها، حالا باید در سه خوان رستگاری به مصاف سه غول بزرگ و بی‌رحم برود؛ گل‌گهر سیرجان، سپاهان اصفهان و در نهایت مدعی اصلی یعنی خاتون بم. این سه مسابقه متوالی، عیار واقعی پرسپولیس را در کورس قهرمانی مشخص خواهد کرد و به همه ثابت می‌کند که آیا این صدرنشینی یک جرقه بوده یا یک شعله پایدار.

تمدید روزهای بدون شکست و حفظ تاج صدرنشینی در برابر این سه مدعی قدرتمند، ماموریتی به شدت طاقت‌فرسا، نفس‌گیر و سرنوشت‌ساز برای اردلان است. اگر او بتواند تیمش را از این گذرگاه مرگبار به سلامت عبور دهد و امتیازات لازم را دشت کند، بدون تردید پرسپولیس را در نزدیک‌ترین فاصله ممکن با لمس جام قهرمانی لیگ برتر زنان قرار داده است. اما فارغ از هر نتیجه‌ای که در این سه بازی بزرگ روی اسکوربردها نقش ببندد، نیلوفر اردلان تا همین لحظه کار بزرگی انجام داده است. او تیمی مرده را زنده کرد، غرور از دست رفته هواداران را بازگرداند و ثابت کرد که یک زن ایرانی چگونه می‌تواند با دانش، جسارت و عشق، تاریخ را از نو بنویسد. پرسپولیس این فصل، نمادی از ایستادگی است؛ تیمی که با فرمانی از روی نیمکت، رویای قهرمانی را فریاد می‌زند.