فشار همسایگی روی آسمان و زمین ایران

نهال فرخی

از آسمان عراق تا گذرگاه‌های زمینی پاکستان، نشانه‌های نگران‌کننده‌ای از گسترش فشار بر ایران دیده می‌شود؛ فشارهایی که این بار نه‌فقط از مسیر تحریم‌های بانکی، محدودیت‌های نفتی و تهدیدهای مستقیم نظامی، بلکه از جغرافیای همسایگان ایران اعمال می‌شوند. در غرب، گزارش‌هایی از پرواز جنگنده‌های اسرائیلی در آسمان عراق و حرکت آنها تا نزدیکی مرزهای ایران منتشر شده و در شرق، محدودیت‌های مرزی پاکستان، تردد کامیون‌های تجاری را با اختلال مواجه کرده است. 

هم‌زمان، تعطیلی یکی از گذرگاه‌های مهم ایران و عراق، نگرانی درباره آینده تجارت زمینی کشور را افزایش داده است.

در میانه این تحولات، اظهارات نماینده مجلس ایران، درباره ضرورت برخورد با جنگنده‌هایی که از حریم هوایی عراق علیه ایران استفاده می‌کنند، بار دیگر موضوع حاکمیت بغداد بر آسمان خود را به موضوعی امنیتی برای تهران تبدیل کرده است. 

سیدمحمود نبویان، هشدار داده که اگر دولت عراق درباره جنگنده‌ها اقدام نکند، «ملت و مقاومت عراق وارد عمل می‌شود.»

این اظهارات در شرایطی مطرح شده که استفاده احتمالی از آسمان عراق برای عملیات نظامی علیه ایران، سابقه‌ای چندساله دارد اما ماجرا دیگر به آسمان محدود نیست. حالا دیگر تعطیلی گذرگاه الشیب در مرز عراق و ایران و گزارش محدودیت‌های تجاری پاکستان، پرسش مهم‌تری را پیش کشیده که آیا آمریکا در حال گسترش فشار بر ایران از مسیر کشورهای همسایه است و آیا گذرگاه‌های زمینی، پس از محدودشدن راه‌های دریایی و هوایی، به حلقه بعدی فشار اقتصادی تبدیل می‌شوند؟

جنگنده‌ها بر فراز عراق

اما اظهارات نبویان را نمی‌توان جدا از تحولات اخیر آسمان عراق بررسی کرد. براساس گزارش‌های رسانه‌ای در روزهای گذشته، جنگنده‌های اسرائیلی در پروازهایی از مسیر آسمان سوریه و عراق تا نزدیکی مرزهای ایران حرکت کرده‌اند؛ اقدامی که از آن به‌عنوان نمایش قدرت و ارسال پیام نظامی به تهران یاد شده و اگرچه جزئیات کامل این پروازها و مأموریت جنگنده‌ها مستقلاً تأیید نشده، اهمیت موضوع در آن است که استفاده از حریم هوایی عراق برای تهدید یا حمله به ایران، مسئله تازه‌ای نیست.

در جریان حملات اسرائیل به ایران نیز موضوع عبور جنگنده‌ها و استفاده از حریم هوایی عراق مطرح شد؛ موضوعی که اعتراض رسمی بغداد را در پی داشت. در آن زمان، دولت عراق تأکید کرد اجازه نمی‌دهد از قلمرو این کشور برای حمله به همسایگان استفاده شود. براساس اصول حقوق بین‌الملل، هر کشور بر فضای هوایی بالای قلمرو خود حاکمیت دارد و استفاده نظامی از این فضا توسط کشور دیگر، بدون رضایت دولت میزبان، می‌تواند نقض حاکمیت آن کشور محسوب شود.

اظهارات نماینده مجلس ایران، درباره ضرورت برخورد با جنگنده‌هایی که از حریم هوایی عراق علیه ایران استفاده می‌کنند، بار دیگر موضوع حاکمیت بغداد بر آسمان خود را به موضوعی امنیتی برای تهران تبدیل کرده است.  سیدمحمود نبویان، هشدار داده که اگر دولت عراق درباره جنگنده‌ها اقدام نکند، «ملت و مقاومت عراق وارد عمل می‌شود.»

بغداد آسمان خود را کنترل می‌کند؟

گزارش‌های رسانه‌های عراقی نیز نشان می‌دهد نظارت بر حریم هوایی این کشور، حتی پیش از اظهارات نبویان نیز به موضوع بحث نهادهای امنیتی تبدیل شده بود و مقام‌های امنیتی این کشور نیز از بررسی تحرکات هوایی و ثبت موارد نقض حریم هوایی خبر داده‌اند؛ هرچند درباره هویت همه هواپیماها و ماهیت مأموریت آنها اطلاعات قطعی ارائه نشده است.

این شرایط در حالی است که حضور نظامی طولانی‌مدت آمریکا در عراق، پیچیدگی ساختار امنیتی این کشور و فعالیت گروه‌های مسلح متعدد، مسئله کنترل کامل حریم هوایی را به موضوعی فراتر از یک تصمیم سیاسی تبدیل کرده و حال تهدید نبویان درباره ورود گروه‌های مقاومت عراق به موضوع جنگنده‌ها، ابعاد پیچیده‌تری پیدا می‌کند. از یک سو، جلوگیری از استفاده از آسمان کشورهای همسایه برای حمله به ایران، مطالبه‌ای امنیتی است؛ از سوی دیگر، اقدام نظامی گروه‌های مسلح غیردولتی می‌تواند حاکمیت بغداد را با چالشی مضاعف روبه‌رو کند.

از اعتراض بغداد به سازمان ملل تا تکرار نقض حریم هوایی

اما برای درک اهمیت هشدارهای تازه، باید به دو سابقه مشخص بازگشت. نخست، حمله اسرائیل به ایران در بامداد 23 خرداد سال گذشته بود که پس از آن دولت عراق رسماً به سازمان ملل متحد شکایت کرد. بغداد در نامه خود، استفاده هواپیماهای نظامی اسرائیل از حریم هوایی عراق برای حمله به ایران را نقض حاکمیت ملی این کشور دانست.

مورد دوم، جنگ ایران و اسرائیل اسفند ماه سال گذشته است؛ زمانی که نماینده عراق در شورای امنیت سازمان ملل اعلام کرد ده‌ها جنگنده اسرائیلی حریم هوایی این کشور را نقض کرده‌اند. 

به گفته او، هواپیماها از مسیر مناطق نزدیک مرز سوریه و اردن وارد آسمان عراق شده و بر فراز مناطقی از جمله بصره، نجف و کربلا حرکت کرده بودند. این سوابق نشان می‌دهند نگرانی کنونی درباره آسمان عراق صرفاً بر گمانه‌زنی‌های روزهای اخیر استوار نیست. بااین‌حال، تکرار یک الگوی پروازی در گذشته به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که عملیات تازه‌ای علیه ایران در دست اجراست.

آن چه اهمیت دارد، تبدیل‌شدن حریم هوایی عراق به یکی از موضوعات ثابت در محاسبات امنیتی ایران و اسرائیل است؛ موضوعی که بغداد، حتی در صورت مخالفت سیاسی با آن، برای جلوگیری از تکرارش با دشواری‌های جدی مواجه است.

گزارش‌های رسانه‌های عراقی  نشان می‌دهد نظارت بر حریم هوایی این کشور، حتی پیش از اظهارات نبویان نیز به موضوع بحث نهادهای امنیتی تبدیل شده بود و مقام‌های امنیتی این کشور از بررسی تحرکات هوایی و ثبت موارد نقض حریم هوایی خبر دادند؛ هرچند درباره هویت همه هواپیماها و ماهیت مأموریت آنها اطلاعات قطعی ارائه نشده است

مرز الشیب؛ آغاز یک روند یا تعطیلی موقت؟

هم‌زمان با نگرانی‌ها درباره آسمان عراق، تحولات مرزهای زمینی این کشور نیز توجه‌ها را جلب کرد.

در روزهای گذشته، خبر تعطیلی گذرگاه مرزی الشیب در استان میسان عراق، در مقابل چذابه ایران، منتشر شد. این گذرگاه از مسیرهای ارتباطی و تجاری دو کشور است و تعطیلی آن، تردد مسافران و کامیون‌های تجاری را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

منابع عراقی علت این تصمیم را بازنگری در ترتیبات امنیتی و مشکلات فنی و لجستیکی عنوان کرده‌اند اما موضوع زمانی حساس‌تر شد که یک گزارش رسانه‌ای به نقل از مقام عراقی از احتمال تعطیلی تدریجی سایر گذرگاه‌های مرزی ایران و عراق خبر داد.

این ادعا در حالی مطرح شد که عراق یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری ایران است و گذرگاه‌هایی مانند شلمچه، مهران، خسروی و پرویزخان نقش قابل‌توجهی در جابه‌جایی کالا و مسافر دارند. در مقابل، مقام‌های دولت عراق تأکید کرده‌اند سایر گذرگاه‌های مرزی فعال‌اند و مبادلات تجاری ادامه دارد.

بنابراین، تا این مرحله تعطیلی الشیب یک تحول مشخص است، اما وجود تصمیم قطعی برای بستن تدریجی تمام مرزهای ایران و عراق تأیید نشده است. بااین‌حال، حتی محدودیت‌های مقطعی نیز می‌توانند هزینه حمل‌ونقل، زمان ترخیص کالا و ریسک تجارت را افزایش دهند؛ به‌ویژه برای کالاهای فاسدشدنی، مواد غذایی و محصولاتی که تأمین آنها به مسیرهای زمینی وابسته است.

مخالفت نخست‌وزیر عراق؛ تناقض در گفتار و عمل؟

در همین فضای پرابهام، اظهارات منتسب به نخست‌وزیر عراق درباره روابط مرزی با ایران، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است.

 او تأکید کرده عراق در هیچ جنگی مشارکت نخواهد کرد و همواره محلی برای گفت‌وگو و کاهش تنش باقی خواهد ماند. همچنین هشدار داده که بستن مرزها با ایران به زیان هر دو کشور است؛ زیرا چنین تصمیمی عملاً می‌تواند به محدودکردن اقتصاد خود عراق منجر شود. این موضع‌گیری در کنار تعطیلی گذرگاه الشیب، پرسشی درباره نسبت سیاست اعلامی بغداد با تصمیم‌های اجرایی آن ایجاد می‌کند که آیا دولت عراق در برابر فشارهای خارجی برای محدودکردن روابط اقتصادی با ایران مقاومت می‌کند یا ملاحظات امنیتی و سیاسی، به‌تدریج بر ضرورت حفظ تجارت دوجانبه غلبه خواهد کرد؟

البته نمی‌توان صرفاً از تعطیلی یک گذرگاه، نتیجه گرفت که بغداد سیاست رسمی بستن مرزها را در پیش گرفته است، اما هم‌زمانی این تحولات، ضرورت شفاف‌سازی درباره دلایل تعطیلی و زمان بازگشایی گذرگاه‌ها را افزایش می‌دهد.

بغداد اکنون با دو مطالبه هم‌زمان روبه‌روست که حفظ روابط اقتصادی و امنیتی با ایران و مدیریت روابط با واشنگتن؛ آن هم در شرایطی که نمی‌خواهد خاک عراق به میدان رویارویی نظامی تبدیل شود.

پاکستان؛ حلقه شرقی فشار بر تجارت ایران

در حالی که تحولات عراق بیشتر با نگرانی‌های امنیتی و نظامی گره خورده، در مرزهای شرقی ایران مساله اصلی تجارت است. وال‌استریت ژورنال گزارش داده که پاکستان در چارچوب اجرای تحریم‌های آمریکا، محدودیت‌هایی بر ورود کامیون‌های حامل کالا از خاک ایران اعمال کرده  و گزارش‌های دیگر نیز از توقف کامیون‌ها و اختلال در فعالیت برخی گذرگاه‌های مرزی، از جمله تفتان و گبد، حکایت دارند. اهمیت این خبر در آن است که پاکستان یکی از مسیرهای ارتباط زمینی ایران با جنوب آسیاست و هرگونه محدودیت پایدار در این مسیر می‌تواند بر صادرات غیرنفتی، مبادلات مرزنشینان و تأمین برخی کالاها اثر بگذارد.

البته مقام‌های پاکستانی برای برخی محدودیت‌های مرزی دلایلی مانند مسائل امنیتی، مقابله با قاچاق و مدیریت گذرگاه‌ها را مطرح کرده‌اند. ازاین‌رو، هنوز نمی‌توان همه تصمیم‌های اسلام‌آباد را نتیجه دستور مستقیم واشنگتن دانست.

بااین‌حال، پیامد اقتصادی محدودیت‌ها مستقل از انگیزه سیاسی آنهاست. توقف کامیون‌ها، افزایش هزینه جابه‌جایی و دشوارترشدن تأمین کالا می‌تواند فشار بر تجارت خارجی ایران را افزایش دهد؛ به‌ویژه زمانی که مسیرهای جایگزین نیز با محدودیت روبه‌رو هستند.

محاصره چگونه شکل می‌گیرد؟

آن چه تحولات اخیر را به یک مساله راهبردی تبدیل می‌کند، قرارگرفتن محدودیت‌های مرزی در کنار فشارهای دریایی، بانکی و هوایی علیه ایران است. در سال‌های گذشته، آمریکا با تشدید تحریم‌ها و محدودکردن مبادلات مالی، مسیرهای صادرات نفت و تأمین درآمد ارزی ایران را تحت فشار قرار داده است. اکنون گزارش‌های مربوط به محدودیت تجارت زمینی، نگرانی درباره آسیب‌پذیری مسیرهایی را افزایش داده که می‌توانستند بخشی از فشار بر تجارت دریایی را جبران کنند.

در چنین شرایطی، حتی بدون اعلام رسمی محاصره زمینی، مجموعه‌ای از محدودیت‌های پراکنده می‌تواند اثری مشابه بر هزینه و سرعت مبادلات تجاری بگذارد.

بااین‌حال، هنوز نمی‌توان از محاصره کامل زمینی ایران سخن گفت. مرزهای کشور به‌طور کامل بسته نشده‌اند و تجارت در مسیرهای مختلف ادامه دارد.

مساله اصلی، احتمال تبدیل‌شدن محدودیت‌های مقطعی به روندی پایدار است؛ روندی که می‌تواند قدرت مانور اقتصادی ایران را کاهش و وابستگی تجارت خارجی به شمار محدودتری از مسیرها را افزایش دهد. در این وضعیت، هزینه محدودیت‌ها تنها متوجه دولت نیست. افزایش هزینه واردات مواد اولیه، اختلال در زنجیره تأمین، کاهش صادرات و فشار بر قیمت کالاهای مصرفی، مستقیماً بر تولیدکنندگان، تجار و معیشت مردم اثر می‌گذارد.

آسمان ناامن، مرزهای محدود

اما کنار هم قرارگرفتن تهدید نبویان درباره جنگنده‌ها، سابقه استفاده نظامی از آسمان عراق علیه ایران، تعطیلی گذرگاه الشیب و محدودیت‌های مرزی پاکستان، تصویری از پیچیده‌ترشدن محیط امنیتی و اقتصادی ایران ارائه می‌دهد.

بااین‌حال، مساله فقط احتمال همراهی همسایگان با سیاست‌های آمریکا نیست؛ بلکه میزان توانایی و تمایل دولت‌های منطقه برای حفظ استقلال تصمیم‌گیری خود نیز اهمیت دارد. عراق می‌گوید نمی‌خواهد وارد جنگ شود و بستن مرزها را به زیان اقتصاد خود می‌داند و پاکستان نیز برای محدودیت‌های تجاری دلایل امنیتی مطرح می‌کند. 

در مقابل، گزارش‌های رسانه‌ای از تلاش واشنگتن برای گسترش فشار اقتصادی بر مسیرهای تجارت ایران حکایت دارند. تهران اکنون با دو چالش متفاوت جلوگیری از استفاده نظامی از حریم هوایی همسایگان علیه ایران و حفظ مسیرهای تجاری در شرایط فشار اقتصادی اما مرتبط با هم روبه‌روست اما روشن است که هرچه مسیرهای تجاری محدودتر و آسمان کشورهای همسایه به میدان تهدیدهای نظامی نزدیک‌تر شود، هزینه حفظ امنیت و استمرار فعالیت اقتصادی برای ایران افزایش می‌یابد و در نهایت، خطر فقط بسته‌شدن یک گذرگاه یا عبور چند جنگنده از آسمان عراق نیست؛ خطر آن است که مرزهایی که باید مسیر ارتباط ایران با جهان باشند، به‌تدریج به نقاط فشار علیه اقتصاد و امنیت کشور تبدیل شوند؛ فشاری که هزینه نهایی آن، بیش از هر طرف دیگری، بر دوش مردم ایران خواهد بود.