عاصم منیر در تهران به دنبال چیست؟

عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان به تهران آمد اما رسانه‌ها و تحلیلگران امیدی به اثربخشی این سفر و کمک به روند دیپلماسی و کاهش تنش‌های منطقه‌ای ندارد. چنان که خبرگزاری فارس آن را در راستای کاهش قیمت نفت دانسته است.

به گزارش رویداد24، در شرایطی که تنش‌های منطقه‌ای همچنان بر بازار انرژی، امنیت خلیج فارس و معادلات سیاسی خاورمیانه سایه انداخته، سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران به یکی از مهم‌ترین تحرکات دیپلماتیک روز‌های اخیر تبدیل شده است. هرچند برخی رسانه‌های داخلی این سفر را صرفاً در چارچوب تلاش‌های میانجیگرانه میان ایران و آمریکا تحلیل کرده‌اند، اما شواهد موجود نشان می‌دهد دستور کار این سفر بسیار گسترده‌تر از یک مأموریت مقطعی دیپلماتیک است. به هرحال پاکستان همچنان یکی از کانال‌های ارتباطی فعال میان تهران و واشنگتن محسوب می‌شود و دیدار‌های منیر با مقام‌های ایرانی نیز در امتداد همین نقش تعریف شده است.

چرا   این سفر در این مقطع مهم است؟

زمان‌بندی سفر، به اندازه خود سفر اهمیت دارد. منطقه در هفته‌های گذشته شاهد تشدید ناامنی در پیرامون تنگه هرمز، نوسان شدید قیمت نفت و بن‌بست در مسیر مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا بوده است. رسانه‌های پاکستانی و بین‌المللی نیز تأکید کرده‌اند که اسلام‌آباد تلاش می‌کند دوباره روند متوقف‌شده گفت‌و‌گو‌ها را احیا کند؛ گفت‌و‌گو‌هایی که در ماه‌های گذشته نتوانسته‌اند به یک توافق پایدار منجر شوند.

با این حال، تقلیل این سفر به «میانجیگری» احتمالاً تصویر کاملی از ماجرا ارائه نمی‌دهد. حتی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز امروز تأکید کرد که بخشی از این رفت‌وآمد‌ها به مذاکرات مربوط است، اما محور اصلی آن روابط دوجانبه است. این موضع‌گیری اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا تهران تلاش کرده از قرار گرفتن روابط با پاکستان در سایه پرونده ایران و آمریکا جلوگیری کند.

تهران و اسلام‌آباد؛ از همسایگی امنیتی تا همکاری راهبردی

روابط ایران و پاکستان در دو سال گذشته فراز و نشیب‌های مهمی را تجربه کرده است. پس از تنش‌های امنیتی سال‌های قبل در مناطق مرزی، دو کشور به تدریج سازوکار‌های همکاری امنیتی و مرزی را تقویت کردند. اکنون نیز موضوعات متعددی از جمله کنترل مرز مشترک، مقابله با گروه‌های مسلح، تجارت مرزی و کریدور‌های ترانزیتی روی میز قرار دارد.

اهمیت حضور همزمان محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، در این سفر نیز دقیقاً از همین زاویه قابل فهم است. اگر مأموریت صرفاً انتقال پیام میان تهران و واشنگتن بود، همراهی وزیر کشور پاکستان چندان ضروری به نظر نمی‌رسید. اما حضور او نشان می‌دهد مسائل امنیتی، مرزی و اقتصادی بخش مهمی از گفت‌و‌گو‌ها را تشکیل خواهد داد؛ به ویژه آنکه طی روز‌های اخیر موضوع محدودیت‌های تجاری و مشکلات گذرگاه‌های مرزی ایران و پاکستان نیز مطرح بوده است.

آیا هدف فقط کاهش قیمت نفت است؟

خبرگزاری فارس با اشاره به همزمانی نهایی شدن این سفر و افزایش قیمت نفت، این برداشت را مطرح کرده که چنین رایزنی‌هایی بیش از آنکه دستاورد سیاسی داشته باشند، به کاهش التهاب بازار انرژی منجر می‌شوند. این تحلیل اگرچه بخشی از واقعیت را بازتاب می‌دهد، اما همه واقعیت نیست.

در بازار‌های جهانی، هر نشانه‌ای از کاهش تنش در خلیج فارس می‌تواند بر قیمت نفت اثر بگذارد. این موضوع جدیدی نیست و صرفاً به سفر عاصم منیر محدود نمی‌شود. با این حال، فرض اینکه یک فرمانده ارتش و وزیر کشور پاکستان تنها برای ارسال پیام آرامش به بازار نفت راهی تهران شوند، با واقعیت‌های پیچیده منطقه همخوانی ندارد.

در واقع پاکستان خود از نخستین کشور‌هایی است که از بی‌ثباتی منطقه آسیب می‌بیند. اقتصاد پاکستان به واردات انرژی وابسته است و هرگونه تشدید بحران در هرمز یا گسترش درگیری‌ها، مستقیماً بر امنیت انرژی و اقتصاد این کشور اثر می‌گذارد. به همین دلیل اسلام‌آباد انگیزه‌ای واقعی و نه صرفاً تبلیغاتی برای کاهش تنش‌ها دارد.

ایران چه نفعی از این سفر می‌برد؟

برای تهران نیز این سفر فقط یک پرونده دیپلماتیک نیست. ایران در شرایط فعلی تلاش می‌کند شبکه‌ای از روابط منطقه‌ای را فعال نگه دارد تا از انزوای ژئوپلیتیک جلوگیری کند. پاکستان در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد؛ کشوری دارای مرز طولانی با ایران، روابط نزدیک با کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس و همزمان برخوردار از کانال‌های ارتباطی 

با واشنگتن.

از این منظر، سفر عاصم منیر بیش از آنکه نویدبخش یک گشایش ناگهانی در مذاکرات باشد، نشانه تداوم دیپلماسی منطقه‌ای در شرایط دشوار است. حتی اگر از دل این دیدار توافق تازه‌ای بیرون نیاید، نفس حفظ مسیر گفت‌و‌گو میان تهران، اسلام‌آباد و سایر بازیگران منطقه‌ای دستاوردی مهم محسوب می‌شود.

واقع‌بینانه‌ترین ارزیابی

برخلاف برخی انتظارات اغراق‌آمیز، بعید است سفر عاصم منیر به تنهایی معادلات بحران جاری را تغییر دهد. نه شرایط منطقه به اندازه‌ای ساده است که یک دیدار بتواند بن‌بست‌ها را بشکند و نه پاکستان از اهرم لازم برای تحمیل راه‌حل به طرف‌های درگیر برخوردار است. اما در سوی مقابل، نگاه تحقیرآمیز به این سفر نیز واقع‌بینانه نیست.

آنچه امروز در تهران رخ می‌دهد، بیشتر بخشی از روندی بزرگ‌تر است؛ روندی که در آن کشور‌های منطقه تلاش می‌کنند پیش از آنکه بحران از کنترل خارج شود، کانال‌های ارتباطی را باز نگه دارند. در چنین شرایطی، اهمیت سفر فرمانده ارتش پاکستان نه در نتایج فوری آن، بلکه در این پیام نهفته است که هنوز دیپلماسی منطقه‌ای، علی‌رغم همه ناکامی‌ها، کاملاً از صحنه خارج نشده است.