آمریکا با کدام تهران مذاکره می‌کند؟

نهال فرخی

مسعود پزشکیان در نیویورک از امکان توافق، رقیق‌سازی اورانیوم ۶۰درصدی و بازگشت نظارت‌های بین‌المللی سخن می‌گوید و همزمان از تهران صدایی متفاوت شنیده می‌شود؛ یک مقام ارشد ایرانی به رویترز می‌گوید تهران در موضوع غنی‌سازی امتیازی نخواهد داد و محمدصالح جوکار، رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس، حتی یک گام جلوتر می‌رود و از عقب‌نشینی نکردن از غنی‌سازی ۶۰درصدی سخن می‌گوید. 

هم‌زمان در پرونده تنگه هرمز نیز رئیس‌جمهور و وزیر خارجه از طرحی برای بازگشایی مسیر در برابر اجرای تعهدات آمریکا سخن می‌گویند، اما صداهای دیگری بر شروط حداکثری و عقب‌نشینی نکردن تأکید دارند.

اگر رئیس‌جمهور یک روز از امکان رقیق‌سازی ۶۰درصدی سخن بگوید و روز بعد مقام دیگری اعلام کند ایران هیچ انعطافی در موضوع غنی‌سازی ندارد، مذاکره‌کننده آمریکایی ناگزیر می‌پرسد محدوده واقعی اختیار هیأت ایرانی کجاست؟ این ابهام حتی می‌تواند قدرت چانه‌زنی ایران را کاهش دهد. تصور رایج این است که مواضع حداکثری همیشه قدرت مذاکره را افزایش می‌دهد؛ در حالی که در برخی شرایط نتیجه می‌تواند معکوس باشد

اکنون ایران و آمریکا در میانه جنگی طولانی، بحران تنگه هرمز و مناقشه حل‌نشده هسته‌ای به نقطه‌ای رسیده‌اند که هر جمله می‌تواند بخشی از چانه‌زنی دیپلماتیک باشد.

تهران طرحی را برای بازگشایی هرمز به واشنگتن ارائه کرده و عباس عراقچی در نیویورک از یک شمارش معکوس هفت‌روزه سخن گفت، اما همزمان در تهران صداهای دیگری به گوش رسید.

یک چمدان با چند پیام

در این میان اما پزشکیان با یک پیام نسبتاً روشن به نیویورک رفت که ایران آماده مذاکره است، تسلیم فشار نمی‌شود اما برای رسیدن به توافق امکان انعطاف وجود دارد.

پیش از سفر نیز یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته بود هیأت حاضر در مجمع عمومی سازمان ملل «اختیار کامل» برای احیای دیپلماسی با آمریکا دارد و تهران آماده است در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره بنادر ایران، تنگه هرمز را ظرف یک هفته باز کند.

این اعلام «اختیار کامل» اهمیت زیادی داشت. در هر مذاکره‌ای طرف مقابل پیش از ورود به جزئیات باید بداند فرد یا هیأتی که روبه‌رویش نشسته، قادر است درباره پیشنهادهای روی میز تصمیم بگیرد و توافق احتمالی را اجرا کند.

مسعود پزشکیان در نیویورک از امکان توافق، رقیق‌سازی اورانیوم ۶۰درصدی و بازگشت نظارت‌های بین‌المللی سخن می‌گوید و همزمان از تهران صدایی متفاوت شنیده می‌شود؛ یک مقام ارشد ایرانی به رویترز می‌گوید تهران در موضوع غنی‌سازی امتیازی نخواهد داد و محمدصالح جوکار، رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس، حتی یک گام جلوتر می‌رود و از عقب‌نشینی نکردن از غنی‌سازی ۶۰درصدی سخن می‌گوید

اگر مذاکره‌کننده مجبور باشد هر جمله خود را پس از بیان در خارج از اتاق مذاکره دوباره به تأیید مراکز مختلف برساند، ارزش پیشنهادهای او برای طرف مقابل کاهش پیدا می‌کند. اما تنها چند روز بعد، مجموعه‌ای از مواضع متفاوت این تصویر را پیچیده کرد. در پرونده هسته‌ای این تفاوت بیش از هر جای دیگری آشکار شد. پزشکیان در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز از آمادگی ایران برای رقیق‌سازی اورانیوم ۶۰درصدی و پذیرش راستی‌آزمایی سخن گفت. این حرف از نظر مذاکراتی مهم بود؛ زیرا رئیس‌جمهور فقط اصل صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای را تکرار نکرد، بلکه درباره یکی از مشخص‌ترین نقاط اختلاف ایران و غرب، یعنی سرنوشت ذخایر دارای غنای بالا، نشانه‌ای از امکان مصالحه نشان داد.

اندکی بعد اما یک مقام ارشد ایرانی که نامش اعلام نشد، به رویترز گفت ایران حتی در صورت پذیرش پیشنهاد مربوط به هرمز از سوی آمریکا، در برنامه هسته‌ای انعطاف نشان نخواهد داد و درباره حقوقی که برای خود قائل است، از جمله غنی‌سازی و انتقال اورانیوم با غنای بالا به خارج از کشور، امتیاز نخواهد داد.

حق غنی‌سازی یا غنی‌سازی ۶۰ درصدی؟

البته این دو موضع را نباید بدون دقت کاملاً متناقض دانست. سه مفهوم متفاوت در این بحث وجود دارد که در منازعات سیاسی داخلی اغلب در یکدیگر ادغام می‌شوند: «حق غنی‌سازی»، «سطح غنی‌سازی» و «سرنوشت ذخایر موجود».

ایران می‌تواند بر حق برخورداری از چرخه غنی‌سازی در داخل کشور تأکید کند، اما هم‌زمان سطح غنی‌سازی را کاهش دهد. همچنین ممکن است انتقال ذخایر اورانیوم به خارج از کشور را رد کند، اما رقیق‌سازی همان مواد در داخل ایران را بپذیرد. بنابراین مخالفت مقام ناشناس ایرانی با انتقال اورانیوم دارای غنای بالا به خارج، الزاماً به معنای مخالفت با رقیق‌سازی آن در داخل نیست. گزارش رویترز نیز همین تمایز را نشان می‌دهد و پس از نقل موضع مقام ایرانی درباره امتیاز ندادن در موضوع غنی‌سازی، یادآوری می‌کند که تهران امکان رقیق‌سازی مواد دارای بالاترین غنا را مطرح کرده است.

اما ورود محمدصالح جوکار به این بحث، ماجرا را یک مرحله پیچیده‌تر کرد. رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس، غنی‌سازی در سطوح مختلف را حق ایران دانست و در واکنش به بحث کاهش سطح ۶۰ درصد، بر عقب‌نشینی نکردن از آن تأکید کرد.

اینجا دیگر اختلاف فقط بر سر «خروج یا عدم خروج ذخایر» نیست و اگر منظور از این موضع، ضرورت ادامه غنی‌سازی در سطح ۶۰ درصد باشد، فاصله آن با اعلام آمادگی رئیس‌جمهور برای رقیق‌سازی ذخایر ۶۰درصدی آشکارتر می‌شود.

در نتیجه طرف مقابل با یک پرسش ساده اما تعیین‌کننده مواجه می‌شود که وقتی رئیس‌جمهور ایران در نیویورک از امکان رقیق‌سازی سخن می‌گوید، آیا این پیشنهاد در تهران نیز از پشتوانه لازم برای اجرا برخوردار است؟

هرمز؛ اختلاف کمتر، چندصدایی همچنان پابرجا

درباره تنگه هرمز اما باید محتاط‌تر از پرونده هسته‌ای از واژه «تناقض» استفاده کرد. ایران می‌گوید آماده بازگشایی مسیر است، اما این اقدام باید در برابر اقدامات متقابل آمریکا انجام شود. عراقچی در نیویورک توضیح داده که پذیرش پیشنهاد ایران می‌تواند شمارش معکوس هفت‌روزه‌ای را آغاز کند و در صورت اجرای تعهدات، هرمز باز شود و سپس مذاکرات گسترده‌تر درباره موضوعات مورد توافق آغاز شود. او روز جمعه نیز گفت اگر آمریکا واقعاً برای توافق و بازگشایی تنگه جدی باشد، مقدمات آماده است.

مقام ناشناس که رویترز از او به‌عنوان «مقام ارشد ایرانی» یاد کرده است، کیست؟ وقتی چنین مقامی درست در روزهایی که رئیس‌جمهور و وزیر خارجه در نیویورک مشغول انتقال پیام دیپلماتیک هستند، روایت متفاوتی ارائه می‌کند، طبیعی است که رسانه‌ها و طرف‌های مذاکره در جست‌وجوی پاسخ این پرسش برآیند که کدام روایت وزن بیشتری دارد

پزشکیان نیز همین منطق تقابل را با ادبیاتی متفاوت بیان کرده که نمی‌توان انتظار داشت ایران تحت فشار و محدودیت دریایی قرار گیرد اما مسیر مقابل بدون تغییر باز بماند.بنابراین برخلاف پرونده ۶۰ درصد، در اینجا نمی‌توان از تضاد آشکار میان رئیس‌جمهور و وزیر خارجه سخن گفت. مسئله بیشتر تعدد روایت‌ها از شروط و زمان‌بندی اجرای توافق است.

مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته هرمز تا زمانی که «تمام شروط ایران» اجرا نشود بسته خواهد ماند. براساس گزارش رویترز، پیشنهاد ایران مجموعه‌ای از اقدامات از جمله پایان مخاصمات در جبهه‌های مختلف، رفع محاصره بنادر ایران، آزادسازی منابع مسدودشده و معافیت‌های نفتی را دربرمی‌گیرد.

این در حالی است که دیپلماسی برای موفقیت نیازمند مشخص بودن ترتیب اقدامات است. 

وقتی هر جمله بخشی از مذاکره است

از سوی دیگر اما چندصدایی در سیاست خارجی مختص ایران نیست. در آمریکا نیز کاخ سفید، کنگره، وزارت خارجه، پنتاگون و جریان‌های سیاسی درباره ایران مواضع یکسانی ندارند. اما تفاوت میان «اختلاف سیاسی داخلی» و «پیام رسمی مذاکراتی» اهمیت دارد.

در یک ساختار دیپلماتیک معمول، اختلاف‌ها پیش از ارائه پیشنهاد رسمی تا حد امکان در داخل بررسی می‌شوند و پس از تعیین دستور مذاکره، دستگاه دیپلماسی حامل موضع رسمی می‌شود. نمایندگان مجلس، احزاب، رسانه‌ها و گروه‌های سیاسی همچنان می‌توانند منتقد آن موضع باشند؛ اما طرف خارجی باید بتواند تشخیص دهد کدام سخن، نظر یک جریان سیاسی است و کدام سخن، موضعی است که حکومت قادر به اجرای آن خواهد بود.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که این مرز مخدوش شود. اگر رئیس‌جمهور یک روز از امکان رقیق‌سازی ۶۰درصدی سخن بگوید و روز بعد مقام دیگری اعلام کند ایران هیچ انعطافی در موضوع غنی‌سازی ندارد، مذاکره‌کننده آمریکایی ناگزیر می‌پرسد محدوده واقعی اختیار هیأت ایرانی کجاست؟ این ابهام حتی می‌تواند قدرت چانه‌زنی ایران را کاهش دهد. تصور رایج این است که مواضع حداکثری همیشه قدرت مذاکره را افزایش می‌دهد؛ در حالی که در برخی شرایط نتیجه می‌تواند معکوس باشد. اگر طرف مقابل مطمئن نباشد پیشنهادی که امروز دریافت می‌کند فردا نیز معتبر خواهد بود، انگیزه کمتری برای دادن امتیاز در برابر آن دارد.

به بیان ساده‌تر، امتیاز گرفتن نیازمند توان امتیاز دادن معتبر است. نه به این معنا که ایران باید از خواسته‌های خود عقب‌نشینی کند، بلکه به این معنا که وقتی دستگاه رسمی دیپلماسی پیشنهادی ارائه می‌کند، طرف مقابل باید بداند آن پیشنهاد قابلیت تبدیل شدن به تعهد را دارد.

وزارت خارجه متولی است؛ پس بقیه صداها چه هستند؟

این وضعیت یک پرسش داخلی مهم‌تر نیز ایجاد می‌کند. اگر وزارت امور خارجه مسئول اداره مذاکرات خارجی است و رئیس‌جمهور و وزیر خارجه با اختیار تعیین‌شده وارد یک روند دیپلماتیک شده‌اند، جایگاه مواضع متعارض با پیام آنها چیست؟

محمدصالح جوکار، عضو تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای نیست و کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس نیز متولی مذاکرات هسته‌ای نیست. او مانند هر نماینده دیگری حق دارد درباره سیاست خارجی نظر بدهد، نقد کند و حتی با پیشنهاد دولت مخالفت کند؛ اما از منظر طرف خارجی، اهمیت مسئله در این است که آیا چنین اظهاراتی صرفاً یک موضع سیاسی و پارلمانی است یا نشانه محدودیتی واقعی برای اجرای توافق احتمالی؟

درباره مقام ناشناس نقل‌شده از سوی رویترز وضعیت حتی پیچیده‌تر است. هویت او مشخص نیست، اما خبرگزاری از او به‌عنوان «مقام ارشد ایرانی» یاد کرده است. وقتی چنین مقامی درست در روزهایی که رئیس‌جمهور و وزیر خارجه در نیویورک مشغول انتقال پیام دیپلماتیک هستند، روایت متفاوتی ارائه می‌کند، طبیعی است که رسانه‌ها و طرف‌های مذاکره در جست‌وجوی پاسخ این پرسش برآیند که کدام روایت وزن بیشتری دارد.

این همان نقطه‌ای است که اختلاف داخلی از مرز سیاست داخلی عبور می‌کند و به هزینه سیاست خارجی تبدیل می‌شود.

صدای واحد به معنای حذف اختلاف نیست

داشتن صدای واحد در دیپلماسی البته به معنای ممنوعیت نقد یا یکسان شدن دیدگاه همه جریان‌های سیاسی نیست. مجلس می‌تواند مخالف باشد، نمایندگان می‌توانند سؤال کنند و رسانه‌ها می‌توانند توافق احتمالی را نقد کنند.

اما «صدای واحد مذاکراتی» معنای دیگری دارد که طرف مقابل باید بداند چه کسی اختیار مذاکره دارد، خطوط قرمز رسمی چیست و کدام پیشنهاد قابلیت اجرا دارد.

این موضوع به‌ویژه اکنون اهمیت دارد که تنگه هرمز به یکی از اصلی‌ترین اهرم‌های مذاکرات تبدیل شده است. پیش از جنگ حدود یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این مسیر عبور می‌کرد و براساس داده‌های اخیر، تردد قابل مشاهده کشتی‌های کالایی از سطح پیش از جنگ به‌شدت کاهش یافته است. به همین دلیل هر خبر درباره بازگشایی هرمز مستقیماً بر بازار انرژی و محاسبات کشورهای منطقه اثر می‌گذارد.

ایران در چنین شرایطی دو پرونده بسیار بزرگ را هم‌زمان روی میز دارد: هرمز و هسته‌ای. هر دو نیز ظرفیت معامله، بحران و تشدید درگیری را دارند.

مذاکره با کدام تهران؟

نیویورک برای پزشکیان و عراقچی فرصتی بود تا نشان دهند هنوز راهی میان جنگ و بن‌بست وجود دارد. 

اختلاف سیاسی در داخل کشور نه عجیب است و نه لزوماً زیان‌بار؛ حتی می‌تواند بخشی از سازوکار طبیعی سیاست باشد. اما دیپلماسی جای دیگری است و مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که طرفین بدانند صدایی که از آن سوی میز می‌شنوند، قدرت تبدیل کلمات به تصمیم را دارد.

در نیویورک، پزشکیان تلاش کرده از امکان توافق سخن بگوید و عراقچی طرحی برای خروج از بن‌بست هرمز روی میز گذاشته و در تهران اما صداهایی شنیده می‌شود که محدوده همان انعطاف را زیر سؤال می‌برند.

در چنین شرایطی، مساله فقط این نیست که تهران و واشنگتن هنوز بر سر هرمز و غنی‌سازی اختلاف دارند؛ مسئله این است که واشنگتن پیش از پاسخ دادن به پیشنهاد تهران، باید بفهمد پیشنهاد کدام تهران را دریافت کرده و برای دستگاه دیپلماسی ایران شاید پرسش مهم‌تر این باشد: اگر قرار است وزارت خارجه متولی مذاکره باشد، آیا می‌توان در حساس‌ترین روزهای مذاکره، از چند تریبون چند تعریف متفاوت از همان خطوط قرمز شنید و همچنان انتظار داشت طرف مقابل، پیام ایران را واحد، معتبر و قابل اجرا بداند؟