دیپلماسی معلق؛ تهدیدهای منطقه‌ای پررنگ

نهال فرخی 

در روزهای اخیر، ایران صحنه‌ای از اظهارات تند و تهدیدهای منطقه‌ای بوده؛ تهدیدهایی که گاه با سخنان رسمی دستگاه دیپلماسی کشور نیز در تناقض است.

چنان که اخیرا حتی سید محسن مرندی، عضو تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، در سخنانی صریح در شبکه‌های اجتماعی گفت: «اراده کنیم، نفت عربستان را به‌راحتی قطع می‌کنیم» و هشدار داد که در صورت از سرگیری جنگ، ساکنان امارات و عربستان مجبور به مهاجرت به عراق و یمن خواهند شد. این اظهارات در کنار موضع مشابه سقاب اصفهانی، که اعلام کرده در صورت حمله به چاه‌های نفت، تأسیسات نفتی مهاجمان هدف قرار خواهد گرفت، نشان‌دهنده فضایی پرتنش و هشدارآمیز است. همچنین، همین معاون رئیس جمهور اخیرا در مصاحبه‌ای گفت: «پاسخ کشورمان به هرگونه حمله فراتر از چشم در برابر چشم خواهد بود. گام اول از راهبرد «چشم در برابر چشم» استفاده شده، اما در صورت اشتباه مجدد دشمن، راهبرد ما چشم در برابر سر خواهد بود. اگر هر یک از چاه‌های نفت ما مورد اصابت قرار گیرد، یکی از فازهای نفتی کشورهایی که از خاک آن‌ها به ما حمله می‌شود، هدف قرار خواهد گرفت.»

این نوع اظهارات نشان می‌دهد که بخش مهمی از جریان رادیکال در ایران، به تهدید مستقیم و ابزار بازدارندگی به عنوان محور سیاست خارجی اعتقاد دارد، حتی در شرایطی که مذاکرات هسته‌ای و دیپلماسی منطقه‌ای در جریان است.

از سوی دیگر نیز سید محمود نبویان، نماینده تهران، دیروز هشدار داد که «این بار پاسخ کوبنده ایران موجب قطع کامل تولید نفت منطقه، نابودی تمام زیرساخت‌ها، آوارگی و پناهندگی مردمانشان خواهد شد.» او این اظهارات را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد و تحرکات منطقه‌ای را نتیجه «حماقت جدید رژیم شرور آمریکا» دانست. این مجموعه تهدیدها، در کنار سیاست‌های بازدارنده؛ بر همسایگان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس فشار روانی و سیاسی ایجاد کرده است.

شکاف داخلی از مذاکره تا تهدید

با وجود این تهدیدها، صداهایی در داخل ایران بر ضرورت دیپلماسی و مذاکره تأکید دارند. سلیمی نمین، تحلیلگر مسائل سیاسی، تأکید کرده که «امروز نفس مذاکره برای آگاهی ملت‌ها ضروری است. ما توانستیم برای مردم پاکستان روشن کنیم که آمریکایی‌ها چقدر غیرقابل اعتمادند.» او افزوده: «بی‌اعتمادی تاریخی به آمریکا یک تجربه است، اما این به معنی کنار گذاشتن ابزار مذاکره نیست. منافع مذاکره وسیع و ضروری است و روشنگری در این زمینه اهمیت دارد.»

در مقابل، بخش دیگری از جریان اصولگرا و رادیکال، مخالف مذاکره هستند. چنان که محمدباقر قالیباف پس از دور نخست مذاکرات اسلام‌آباد، با اشاره به سختی راضی کردن تیم داخلی گفته بود: «بیشتر از مذاکره با طرف خارجی، وقت صرف کردیم تا تیم خودی راضی شود.» این جمله به وضوح نشان‌دهنده اختلاف داخلی و فشار بر تیم مذاکره‌کننده است.

از سوی دیگر نیز علی خضریان، نماینده مجلس، هشدار داد که آتش‌بس ناپایدار است و در صورت همراهی کشورهای منطقه با اقدامات علیه ایران، زیرساخت‌های آن‌ها «هدف مشروع» قرار خواهد گرفت. او حتی مدعی شد که تصمیم بر توقف هرگونه تبادل پیام با آمریکا گرفته شده است، هرچند این موضوع رسماً تأیید نشده است. این شکاف‌ها نشان می‌دهد که ایران در حال حاضر در یک تعادل شکننده بین جریان دیپلماتیک و رادیکال قرار دارد، که می‌تواند روند مذاکره و دیپلماسی منطقه‌ای را پیچیده کند.

پیام‌های وحدت‌محور 

و    واکنش به رادیکال‌ها

اما در چنین فضایی، برخی تریبون‌داران تلاش کرده‌اند تا با پیام‌های وحدت‌محور، مانع از تشدید اختلاف داخلی شوند. میثم مطیعی جمعه‌شب در تجمع میدان ونک گفت که «هر حرف ناقصی شنیدید تکرار نکنید، بزرگ شوید و بدانید الان انتخابات نیست و وسط جنگیم.» این سخنان به وضوح پاسخی به جریان‌های رادیکال و نشان‌دهنده اهمیت حفظ اتحاد داخلی در شرایط پرتنش است. مطیعی همچنین تأکید کرد که «هر کس به اسم انقلابی‌گری بخواهد اتحاد مردم را برهم بزند، تودهنی خواهد خورد.» این رویکرد، تلاش برای کنترل فضای داخلی و جلوگیری از تشدید بحران‌های داخلی و منطقه‌ای است.

در همین حال سفر عباس عراقچی به پاکستان و مسقط در چنین فضایی انجام شد، اما روایت‌های رسمی و رسانه‌ای درباره هدف این سفر متفاوت است.

ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، اعلام کرد: «عراقچی هیچ مأموریتی در حوزه هسته‌ای در پاکستان ندارد و موضوع هسته‌ای خط قرمز ایران است.»

موفقیت در این مسیر، نه تنها امنیت و ثبات منطقه‌ای را تضمین می‌کند، بلکه نقش ایران را در میان کشورهای مسلمان و در سطح بین‌المللی تقویت خواهد کرد. در نهایت، آینده روابط ایران با همسایگان، بستگی مستقیم به توانایی مدیریت اختلافات داخلی، هماهنگی میان سیاست رسمی و جریان‌های رادیکال، و مهارت دیپلماتیک در مذاکرات منطقه‌ای و بین‌المللی دارد

در سوی دیگر، رسانه‌های خارجی، از جمله نیویورک‌تایمز، گزارش داده‌اند که عراقچی حامل پاسخ کتبی ایران به پیشنهاد توافق صلح آمریکا است. این روایت نشان می‌دهد که پاکستان می‌تواند نقش میانجی میان تهران و واشنگتن ایفا کند.

همچنین اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، اعلام کرده که دیداری میان ایران و آمریکا برنامه‌ریزی نشده و عراقچی صرفاً ملاحظات جمهوری اسلامی را منتقل می‌کند. این روایت‌ها نشان می‌دهد که دیپلماسی ایران همزمان در چند سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی در جریان است و نیازمند هماهنگی دقیق میان جریان‌ها و نهادهاست.

شاید بتوان اکنون اذعان داشت که سفر عباس عراقچی به پاکستان و مسقط در سایه اختلافات داخلی و تهدیدهای رادیکال، نمونه‌ای از تلاش ایران برای حفظ توازن میان بازدارندگی و دیپلماسی منطقه‌ای است.

دیپلماسی منطقه‌ای 

در شرایط پرتنش

اکنون سفر عراقچی، در حالی انجام شد که فضای منطقه‌ای و داخلی پیچیده است. عراقچی به تازگی در پیام خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:«عازم سفری به اسلام‌آباد، مسقط و مسکو هستم. هدف از این سفرها، هماهنگی نزدیک با شرکای خود در موضوعات دوجانبه و رایزنی درباره تحولات منطقه‌ای است. همسایگان ما در اولویت ما قرار دارند.»

این پیام رسمی، نشان‌دهنده تلاش تهران برای حفظ ارتباط مستقیم و مستمر با کشورهای همسایه است، در شرایطی که بخشی از جریان‌های داخلی، به سیاست‌های تند و تهدیدآمیز تمایل دارند.

در همین حال اما سلیمی نمین تحلیل کرده که دیپلماسی منطقه‌ای ایران می‌تواند «پایگاه ایران در میان مسلمانان پاکستان را تقویت کند و افکار عمومی این کشورها را نسبت به آمریکا و سیاست‌های آن روشن سازد.» او معتقد است که دیپلماسی ایران باید همزمان با تلاش برای کاهش تنش و ایجاد اعتماد در منطقه، افکار عمومی را نیز مدیریت کند.

نقش پاکستان و عمان

 در میانجی‌گری

پاکستان و عمان به عنوان کشورهای همسایه مهم ایران، نقش کلیدی در انتقال پیام‌ها و مدیریت بحران دارند. رسانه‌های خارجی و از جمله نیویورک‌تایمز، گزارش داده‌اند که عراقچی حامل پاسخ کتبی ایران به پیشنهاد توافق صلح آمریکا بوده و این سفر می‌تواند کانال میانجیگری میان تهران و واشنگتن باشد. این در حالی است که اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، اعلام کرده که هیچ دیداری میان ایران و آمریکا برنامه‌ریزی نشده و عراقچی صرفاً ملاحظات ایران را منتقل می‌کند. این تفاوت روایت‌ها، نشان‌دهنده حساسیت و پیچیدگی شرایط دیپلماسی ایران است. از سوی دیگر، ترامپ (در اظهارات اخیر رسانه‌ای) اعلام کرده که آتش‌بس با ایران تا زمان دریافت پیشنهاد رسمی تهران تمدید شده است، که این موضوع نشان می‌دهد مرحله دیپلماسی هنوز در جریان و قابل تغییر است.

موفقیت در این مسیر، نه تنها امنیت و ثبات منطقه‌ای را تضمین می‌کند، بلکه نقش ایران را در میان کشورهای مسلمان و در سطح بین‌المللی تقویت خواهد کرد. در نهایت، آینده روابط ایران با همسایگان، بستگی مستقیم به توانایی مدیریت اختلافات داخلی، هماهنگی میان سیاست رسمی و جریان‌های رادیکال، و مهارت دیپلماتیک در مذاکرات منطقه‌ای و بین‌المللی دارد

بازدارندگی و تهدید؛ 

ابزار فشار یا مانع دیپلماسی؟

به نظر میرسد اکنون اظهارات رادیکال‌ها، امثال مرندی و نبویان، نشان‌دهنده تمایل بخشی از جریان داخلی به استفاده از تهدید و بازدارندگی است. تحلیلگران معتقدند که این موضع‌گیری‌ها دو پیام دارد که در پیام داخلی؛ قدرت و توان دفاعی ایران را به مخاطبان داخلی و جریان‌های تندرو نشان می‌دهد و در پیام خارجی، همسایگان و کشورهای منطقه را در معرض فشار روانی و سیاسی قرار می‌دهد، که می‌تواند تعاملات اقتصادی و دیپلماتیک را پیچیده کند. با این حال، سیاست رسمی دیپلماسی ایران تلاش می‌کند که بازدارندگی و گفتگو همزمان مدیریت شود. این تعادل شکننده، نیازمند هماهنگی کامل میان وزارت امور خارجه، تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای و جریان‌های سیاسی داخلی است.

چشم‌انداز روابط ایران با همسایگان

مساله مهم اما این است که ایران با جغرافیا و موقعیت استراتژیک خود، ناگزیر از حفظ روابط مثبت با همسایگان است. تهدیدها و فشارهای رادیکال ممکن است تاثیر کوتاه‌مدتی داشته باشند، اما روابط پایدار اقتصادی و امنیتی به توافق و تعامل دیپلماتیک نیازمند است. چنان که تحلیلگران تاکید می‌کنند که کشورهای خلیج فارس، پاکستان و عمان، در صورت مشاهده همسویی سیاست‌های داخلی ایران با دیپلماسی رسمی، تمایل بیشتری به همکاری خواهند داشت. اما هر گونه تضاد آشکار میان اظهارات داخلی و سیاست رسمی، می‌تواند اعتماد منطقه‌ای را تضعیف کند.

چنان که شکاف میان جریان‌های دیپلماتیک و رادیکال، هماهنگی سیاست خارجی و موضع‌گیری‌های ایران را پیچیده خواهد کرد. کشورهای همسایه نیز با توجه به تهدیدهای رادیکال و تجربه تاریخی، نسبت به پیام‌های ایران محتاط خواهند شد.

این روند پیچیدگی مذاکرات بین‌المللی را نیز رقم می‌زند و نقش میانجی‌ها مانند پاکستان و فشارهای آمریکا، روند مذاکرات هسته‌ای و منطقه‌ای را حساس و شکننده خواهد کرد.

در چنین شرایطی انتشار اظهارات متناقض و گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای، موجب سردرگمی در داخل و خارج از ایران شده و نیازمند مدیریت دقیق است. چنان که تهدید به حمله به زیرساخت‌های نفتی کشورهای همسایه، می‌تواند خطرات اقتصادی و امنیتی برای کل منطقه ایجاد کند.

ایران در شرایط فعلی میان تهدید و دیپلماسی قرار دارد. از یک سو، بخشی از جریان داخلی به بازدارندگی و فشار مستقیم متکی است و از سوی دیگر، سیاست رسمی و دیپلماسی منطقه‌ای تلاش می‌کند روابط پایدار با همسایگان را حفظ کند.

سفر عباس عراقچی به پاکستان و مسقط نشان‌دهنده تلاش تهران برای تعادل میان گفتگو و بازدارندگی است، اما موفقیت این تلاش، مستلزم هماهنگی کامل میان تیم دیپلماتیک و جریان‌های داخلی است. تحلیلگران معتقدند که ایران با جغرافیا، موقعیت استراتژیک و وابستگی اقتصادی به همسایگان، ناگزیر است تعادل میان تهدید و دیپلماسی را مدیریت کند. موفقیت در این مسیر، نه تنها امنیت و ثبات منطقه‌ای را تضمین می‌کند، بلکه نقش ایران را در میان کشورهای مسلمان و در سطح بین‌المللی تقویت خواهد کرد. در نهایت، آینده روابط ایران با همسایگان، بستگی مستقیم به توانایی مدیریت اختلافات داخلی، هماهنگی میان سیاست رسمی و جریان‌های رادیکال، و مهارت دیپلماتیک در مذاکرات منطقه‌ای و بین‌المللی دارد.