از شورای شهر تا مجلس، موج تازهای برای خروج از NPT به راه افتاده است؛
منافع ملی؛ بازیگر غایبِ معادله بمب و بازدارندگی
نهال فرخی
از ساختمان شورای شهر تهران تا صحن مجلس، ناگهان نسخهای برای یکی از حساسترین پروندههای امنیت ملی ایران در حال پیچیده شده است؛ خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای و حتی حرکت به سوی ساخت و آزمایش سلاح هستهای!
پرویز سروری، نایبرئیس شورای شهر تهران، میگوید «خیلی خوشحال» میشود اگر بشنود جمهوری اسلامی برای بازدارندگی به سوی سلاح هستهای رفته است.
حسینعلی حاجیدلیگانی، نماینده مجلس، یک گام جلوتر میرود و از «آزمایشهای لازم برای سلاح هستهای» سخن میگوید و همزمان خبر میدهد طرح سهفوریتی خروج ایران از NPT آماده شده و برخی تشکلها و چهرههای سیاسی نیز همین مسیر را دنبال میکنند .اما در میانه همین فضا، سیدحسین موسویان، دیپلمات پیشین ایران، استدلال کرده که مجموعه تهدیدهای آمریکا و اسرائیل و بهویژه ادبیات دونالد ترامپ، این برداشت را در میان بخشی از نخبگان سیاسی و امنیتی ایران تقویت کرده که شاید سلاح هستهای تنها بازدارنده مؤثر در برابر حمله خارجی و تلاش برای تغییر حکومت باشد.
مساله اینجاست که خروج از NPT، ساخت سلاح هستهای و ایجاد یک بازدارندگی اتمی سه تصمیم یکسان نیستند و هیچکدام نیز تصمیمی نیست که بتوان در مصاحبه یک عضو شورای شهر، یک توییت، بیانیه یک تشکل سیاسی یا حتی اظهارات چند نماینده مجلس درباره آن تعیین تکلیف کرد. سخن گفتن درباره تغییری با این ابعاد، در واقع سخن گفتن درباره یکی از بنیادیترین تصمیمهای امنیتی ایران است.
از شورای شهر تا سیاست هستهای
تازهترین نمونه، سخنان پرویز سروری است. نایبرئیس شورای شهر تهران گفته ایران به سطح خوبی از بازدارندگی رسیده اما دشمن همچنان از ظرفیت هستهای خود برای تهدید ایران استفاده میکند و بنابراین باید در این موضوع بازنگری کرد.
جمله بعدی او اما بسیار صریحتر است: «من خیلی خوشحال میشوم اگر بشنوم که ایران برای بازدارندگی، نه ایجاد خطر برای کشورهای دیگر، به طرف سلاح هستهای رفته است.»
فارغ از موافقت یا مخالفت با این دیدگاه، یک سؤال مقدماتی وجود دارد که چرا یکی از اعضای مدیریت شهری پایتخت باید در حال تعیین مسیر برای دکترین هستهای کشور باشد؟
موضوع در مجلس اما جدیتر است و حسینعلی حاجیدلیگانی هفته گذشته گفته طرح سهفوریتی خروج از NPT تهیه و از سوی شماری از نمایندگان امضا شده است. او حتی از خروج نیز عبور کرد، سلاح اتمی را ضرورتی اجتنابناپذیر خواند و گفت: «بهتر است هرچه زودتر آزمایشهای لازم را برای سلاح هستهای انجام دهیم». اصل این اظهارات و خبر آمادهشدن طرح سهفوریتی منتشر شده است.
به این ترتیب فاصله میان «اعتراض به رفتار آژانس» تا «خروج از NPT» و از آنجا تا «آزمایش سلاح هستهای» در ادبیات برخی چهرههای سیاسی طی چند جمله طی میشود؛ فاصلهای که در جهان واقعی میتواند یکی از پیچیدهترین و پرهزینهترین تغییرات راهبردی تاریخ معاصر ایران باشد.
چه کسی «متقاعد شده» است؟
چنان که پیشتر هم گفته شد موسویان نیز استدلال میکند که حملات نظامی و تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، این باور را در میان بسیاری از نخبگان سیاسی و امنیتی ایران تقویت کرده که داشتن سلاح هستهای ممکن است تنها بازدارنده مؤثر در برابر تلاش خارجی برای تغییر حکومت باشد. او همچنین هشدار میدهد که همگرایی فشارهای حقوقی، اقتصادی و نظامی میتواند منطقه را به سوی جنگ دیگری سوق دهد.
راهحل مورد حمایت او البته ساخت بمب نیست و درنهایت خواهان کنار گذاشتن سیاست جنگ و فشار و رسیدن به یک توافق جامع دیپلماتیک میشود، اما با این حال گزاره مربوط به «نخبگان سیاسی و امنیتی ایران» خود نیازمند احتیاط جدی است .میان این ادعا که جنگ و تهدید خارجی میتواند طرفداران بازدارندگی هستهای را در ایران تقویت کرده باشد و این ادعا که نخبگان ایران «متقاعد شدهاند» سلاح هستهای لازم است، فاصله بزرگی وجود دارد.
خروج از NPT مساوی بمب نیست
از سوی دیگر بخشی از موج سیاسی موجود یک نکته اساسی را نادیده میگیرد که خروج از NPT و ساخت بمب اتمی مترادف نیستند.
پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای برای خروج اعضا نیز سازوکار تعیین کرده و ماده ۱۰ به یک عضو اجازه میدهد در صورت تشخیص این که «رویدادهای فوقالعاده» منافع عالی کشور را به خطر انداختهاند، تصمیم به خروج بگیرد؛ اما این تصمیم مستلزم اطلاع قبلی و طی فرآیند مشخص است. بنابراین خروج، از نظر خود پیمان ناممکن نیست.
اما موضوع مهم روز بعد از خروج است. ایران با خروج چه چیزی به دست میآورد؟ چه اتفاقی برای ترتیبات پادمانی و رابطه با آژانس میافتد؟ واکنش شورای امنیت چیست؟ شرکای تجاری ایران چه خواهند کرد؟ بازارهای داخلی این تصمیم را چگونه خواهند خواند؟ و مهمتر از همه، آیا خروج بهتنهایی قدرت بازدارندگی ایران را افزایش میدهد؟ در نتیجه ممکن است کشوری هزینه سیاسی خروج را سریعاً بپردازد، بدون آنکه همزمان به منافعی که حامیان خروج انتظار دارند دست پیدا کند.
فاصله خطرناک میان خروج و بازدارندگی
همین فاصله شاید مهمترین بخش معادله باشد. فرض کنیم هدف طرفداران خروج، افزایش بازدارندگی ایران است و حتی در این صورت باید پرسید فاصله زمانی میان خروج رسمی از NPT و رسیدن به بازدارندگی مورد ادعای آنان چگونه مدیریت خواهد شد؟
این دوره میتواند به جای افزایش امنیت، با افزایش سوءظن و فشار همراه شود و مخالفان ایران ممکن است خروج را نشانه تغییر هدف برنامه هستهای معرفی کنند. در چنین شرایطی احتمال فشار برای اقدامات جدید در شورای امنیت یا افزایش تنش دیپلماتیک وجود دارد.
پرونده هستهای ایران هماکنون نیز در وضعیت حساسی قرار دارد و اختلاف بر سر تعهدات پادمانی دوباره به شورای امنیت رسیده و فشار بر تهران افزایش یافته است.چنان چه در هفته گذشته حتی حضور محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، در کنفرانس عمومی آژانس در وین به دلیل مخالفت آمریکا با معافیت از محدودیت سفر ممکن نشد؛ اقدامی که ایران آن را سیاسی خواند و در چنین محیطی، سخن گفتن از آزمایش سلاح هستهای فقط یک موضع داخلی باقی نمیماند.
چین و روسیه؛ یک تناقض مهم از سوی دیگر طرفداران خروج از NPT معمولاً بخش غربی معادله را میبینند اما پرونده ایران فقط یک ضلع غربی ندارد.
در هفته گذشته روسیه و چین در شورای امنیت قطعنامهای را که آمریکا برای تمدید مأموریت سازوکار مستقل نظارت بر تحریمهای ایران ارائه کرده بود وتو کردند. 11عضو شورا به آن رأی مثبت دادند و پاکستان و سومالی ممتنع بودند. مسکو و پکن در مقابل غرب تأکید کردند اختلافات مربوط به برنامه هستهای ایران باید از مسیر سیاسی و دیپلماتیک حل شود اما خروج از NPT میتواند معادله را برای همین شرکا نیز پیچیده کند. نمیتوان از پیش حکم داد که چین یا روسیه در صورت خروج ایران چه خواهند کرد، اما هر دو کشور عضو NPT، قدرت هستهای شناختهشده در چارچوب پیمان و مدافع رسمی رژیم عدم اشاعهاند.
موضع تازه پکن نیز قابل توجه است. وانگ یی همین هفته در دیدار با عباس عراقچی از ایران و آمریکا خواست خویشتنداری کنند، به تفاهم موقت بازگردند و مذاکرات جدی را از سر بگیرند. چین همزمان بر بازگشایی تنگه هرمز و جلوگیری از گسترش بحران منطقهای تأکید کرده است .بنابراین تهران باید بپرسد آیا خروج از NPT قدرت چانهزنی ایران را افزایش خواهد داد یا مدیریت رابطه با مهمترین شرکای شرقی کشور را نیز دشوارتر خواهد کر؟
صورتحسابی که به مردم میرسد
اما در میان همه سخنان مربوط به بمب، بازدارندگی، NPT و مقابله با دشمن یک بازیگر تقریباً غایب است و آن نیز مردم هستند.
اگر تصمیمی در این سطح هیچ پیامد اقتصادی نداشت، میشد آن را صرفاً در اتاقهای امنیتی بررسی کرد اما تجربه پرونده هستهای ایران نشان داده که تصمیمات این حوزه به طور مستقیم با تحریم، تجارت خارجی، انتقال پول، فروش نفت، سرمایهگذاری و انتظارات اقتصادی گره میخورند. این به معنای آن نیست که هر خروجی الزاماً و فوراً به مجموعه مشخصی از تحریمهای تازه منجر خواهد شد؛ چنین ادعایی بدون دانستن واکنش دولتها و شورای امنیت قابل اثبات نیست.
اما افزایش ریسک سیاسی خود میتواند بر محاسبات اقتصادی اثر بگذارد. وقتی سیاستمداری از خروج از NPT یا آزمایش هستهای حرف میزند، صورتحساب احتمالی این تصمیم را خودش به تنهایی پرداخت نمیکند. هر اختلال بیشتر در تجارت، هر افزایش هزینه نقلوانتقال مالی و هر شوک تازه ناشی از تشدید تنش خارجی درنهایت میتواند به اقتصاد کشور و زندگی شهروندان منتقل شود. به همین دلیل موضوع NPT فقط سانتریفیوژها نیست؛ مساله منافع ملی است.
بازدارندگی با مصاحبه ساخته نمیشود
اما استدلال طرفداران تغییر دکترین هستهای را نیز نمیتوان نادیده گرفت. آنان میپرسند اگر عضویت در NPT نتوانسته مانع تحریم، تهدید یا حتی حمله به تأسیسات ایران شود، ادامه این وضعیت چه منفعتی دارد؟ این پرسشی واقعی است و جنگ اخیر وزن سیاسی آن را افزایش داده و حتی ادبیات تحلیلگرانی چون موسویان نشان میدهد که فشار و تهدید خارجی میتواند بحث بازدارندگی هستهای را در داخل ایران جدیتر کند. اما از واقعی بودن پرسش، لزوماً درستی یک پاسخ مشخص نتیجه نمیشود. این که نظم موجود نتوانسته امنیت ایران را تضمین کند، خودبهخود ثابت نمیکند خروج از NPT امنیت بیشتری ایجاد خواهد کرد و همانگونه که عضویت در یک پیمان تضمین مطلق امنیت نیست، ترک آن نیز تضمینکننده بازدارندگی نیست.
میتوان درباره هزینه و فایده NPT بحث کرد و میتوان عملکرد آژانس را نقد کرد و میتوان درباره تغییر محیط امنیتی ایران پس از جنگ بحث کرد و حتی این پرسش را مطرح کرد که آیا دکترین بازدارندگی کشور به بازنگری نیاز دارد یا خیر؛ اما تبدیل پاسخ یکی از پیچیدهترین پرسشهای امنیت ملی به مسابقهای برای بیان رادیکالترین موضع، چیز دیگری است.
وقتی عضو شورای شهر، نماینده مجلس و یک تشکل سیاسی هر یک نسخه خود را برای پرونده هستهای روی میز میگذارند، خطر این است که پیش از آن که تصمیمی در ساختارهای مسئول گرفته شود، هزینه سیاسی آن تولید شده باشد.
چه کسی هزینه نسخه تندروها را میدهد؟
امروز مساله دیگر فقط یک طرح سهفوریتی در مجلس نیست. ادبیات سیاسی در حال حرکت از «خروج از انپیتی» به «بازدارندگی اتمی» و حتی «آزمایش سلاح هستهای» است.
تصمیم درباره چنین مسیری، اگر روزی در دستور کار واقعی کشور قرار گیرد، باید حاصل محاسبه همزمان امنیت، اقتصاد، حقوق بینالملل، دیپلماسی، واکنش قدرتهای جهانی و مهمتر از همه منافع مردم ایران باشد.
ایران اکنون در موقعیتی قرار دارد که روسیه و چین همچنان در شورای امنیت در برابر بخشی از فشارهای غرب ایستادهاند، چین از بازگشت به مذاکره سخن میگوید و در همان حال فشارهای آمریکا و اختلاف با آژانس ادامه دارد و این یعنی هنوز گزینههای سیاست خارجی کشور به یک گزینه واحد تقلیل پیدا نکرده است.
شاید مهمترین پرسش دقیقاً همین باشد که اگر هدف، افزایش امنیت ایران است، کدام تصمیم در مجموع قدرت کشور را افزایش میدهد و کدام تصمیم فقط هزینه بیشتری تولید میکند؟
پاسخ به این پرسش را نه یک عضو شورای شهر میتواند با ابراز «خوشحالی» تعیین کند، نه یک نماینده با درخواست آزمایش هستهای و نه یک تشکل سیاسی با صدور بیانیه تعیین کند.
خروج از NPT اگر روزی به تصمیم ایران تبدیل شود، ممکن است در چند سطر اعلام شود؛ اما تبعات احتمالی آن میتواند سالها باقی بماند و برخلاف کسانی که امروز برای خروج، بمب یا آزمایش نسخه میپیچند، هزینه هر تصمیم اشتباه در این سطح را نه صاحبان مصاحبهها و بیانیهها، که اقتصاد ایران، منافع ملی و مردمی خواهند پرداخت که هیچ نقشی در این موجسازی سیاسی نداشتهاند.
دیدگاه تان را بنویسید