ورود چین به معادله دیپلماتیک بحران

نهال فرخی

عباس عراقچی در یکی از حساس‌ترین مقاطع بحران ایران و آمریکا به پکن رفت؛ سفری که اهمیت آن نه فقط به آنچه پشت درهای بسته میان وزیران خارجه ایران و چین گذشته، بلکه بیش از هر چیز به زمان انجام آن بازمی‌گردد. 

وزیر خارجه ایران درست در روزهایی با وانگ یی دیدار کرده که مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن همچنان با بن‌بست روبه‌روست، تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین گره‌های سیاسی و اقتصادی جنگ تبدیل شده، دامنه بحران در یمن و دریای سرخ رو به گسترش است و همزمان واشنگتن نیز برای افزایش فشار بر شبکه‌های مالی و نفتی مرتبط با ایران، خود را برای دور تازه‌ای از مذاکرات با چین آماده می‌کند.

وزارت خارجه چین یک روز پیش از سفر اعلام کرده بود عراقچی به پکن خواهد رفت و وانگ یی با او مذاکره خواهد کرد. اما آن چه در جریان این دیدار مطرح شد، سفر وزیر خارجه ایران را از یک رایزنی معمول دوجانبه فراتر برد. وانگ یی از ایران و آمریکا خواست به تفاهم اسلام‌آباد بازگردند و درباره مسائل باقی‌مانده وارد رایزنی‌های «جدی و اساسی» شوند. او همزمان خواستار اتخاذ اقدامات مؤثر برای بازگشایی تنگه هرمز شد و هشدار داد که چین نمی‌خواهد شاهد کشیده‌شدن تنش‌های منطقه‌ای به یمن و دریای سرخ باشد.

به این ترتیب، وزیر خارجه چین چهار مساله‌ای را که طی ماه‌های گذشته جداگانه در کانون بحران قرار گرفته بودند، در یک چارچوب واحد قرار داد: بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد، ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا، بازگشایی هرمز و جلوگیری از گسترش جغرافیایی جنگ. کنار هم قرار گرفتن این چهار محور شاید مهم‌ترین پیام دیدار امروز پکن باشد؛ نشانه‌ای از اینکه چین می‌خواهد بیش از گذشته در معادله دیپلماتیک بحران حضور داشته باشد، هرچند هنوز نمی‌توان از پکن به‌عنوان «میانجی رسمی» ایران و آمریکا نام برد.

چرا عراقچی حالا به پکن رفت؟

اهمیت سفر عراقچی زمانی بیشتر مشخص می‌شود که تقویم دیپلماتیک روزهای آینده را در کنار آن قرار دهیم. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، قرار است آخر هفته با هه لیفنگ، معاون نخست‌وزیر چین، مذاکره کند. بسنت نیز صریحا گفته است ایران و روابط مالی چین با تهران از موضوعات این گفت‌وگوها خواهد بود. مذاکراتی که در آستانه دیدار برنامه‌ریزی‌شده دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ در ۲۴ سپتامبر انجام می‌شود؛ هرچند پکن هنوز این دیدار را رسماً تأیید نکرده است.

بنابراین عراقچی در شرایطی به پکن رسیده که تنها تهران نیست که می‌خواهد درباره پرونده ایران با چینی‌ها حرف بزند؛ واشنگتن نیز همین پرونده را روی میز مذاکرات خود با پکن گذاشته است.

این همزمانی، معنای سیاسی سفر را تغییر می‌دهد. نمی‌توان بدون سند گفت وزیر خارجه ایران حامل پیامی برای ترامپ است یا پکن قرار است میان تهران و واشنگتن پیام‌رسانی کند. اما روشن است که سفر عراقچی این امکان را در اختیار تهران قرار می‌دهد که درست پیش از مذاکرات سطح بالای چین و آمریکا، روایت، مطالبات و خطوط قرمز خود را مستقیماً در اختیار یکی از طرف‌های آن گفت‌وگو قرار دهد. به بیان دیگر، تهران پیش از آن که واشنگتن درباره ایران با پکن مذاکره کند، خود به پکن رفته است.

نسخه پکن برای خروج از بحران

اظهارات وانگ یی نشان می‌دهد چین برای خروج از وضعیت کنونی، نقطه آغاز مشخصی را در نظر گرفته است: تفاهم اسلام‌آباد.

این نخستین بار نیست که چین چنین موضعی می‌گیرد. وانگ یی در ۱۷ ژوئن و پس از شکل‌گیری مرحله نخست تفاهم ایران و آمریکا نیز از آن استقبال کرده بود. عراقچی در همان زمان در تماس تلفنی با همتای چینی خود از «نقش مثبت» پکن در پیشبرد مذاکرات تشکر کرد و چین نیز ضمن حمایت از تلاش‌های میانجیگرانه پاکستان، بر اجرای تعهدات و حل مسئله کشتیرانی در تنگه هرمز تأکید کرد.

در دیدار دیگری در ۲۸ ژوئیه نیز همین اختلاف آشکار بود. عراقچی گفته بود نقض تفاهم از سوی آمریکا به تشدید تنش‌ها منجر شده و از واشنگتن خواسته بود به تعهدات خود بازگردد. وانگ یی در مقابل، بر حل اختلافات از طریق مذاکره و «ازسرگیری اجرای اجماع حاصل‌شده در تفاهم» تأکید کرده بود.

اظهارات روز چهارشنبه در واقع ادامه همان خط است؛ با این تفاوت که بحران اکنون ابعاد گسترده‌تری پیدا کرده است.

در این نقطه، یک تفاوت ظریف اما مهم میان مواضع تهران و پکن وجود دارد. ایران بازگشت وضعیت هرمز به شرایط عادی را به بازگشت آمریکا به تفاهم اسلام‌آباد گره می‌زند و واشنگتن را مسئول شکسته‌شدن مسیر قبلی می‌داند. چین اما خطاب خود را متوجه هر دو طرف کرده که ایران و آمریکا باید به تفاهم بازگردند، درباره مسائل باقی‌مانده مذاکره کنند و همزمان برای بازگشایی هرمز اقدام شود و این تفاوت نشان می‌دهد که پکن اگرچه شریک راهبردی تهران است، الزاماً تمام بحران را از زاویه ایران نمی‌بیند.

هرمز؛ جایی که منافع دو شریک  یکی نیست

شاید مهم‌ترین نمونه نیز در این میان تنگه هرمز باشد.چین از یک طرف روابط گسترده سیاسی و اقتصادی با ایران دارد و بارها با استفاده از نیروی نظامی علیه تهران و تحریم‌های یکجانبه آمریکا مخالفت کرده اما از سوی دیگر، دومین اقتصاد بزرگ جهان به جریان انرژی و امنیت مسیرهای تجارت دریایی وابسته است و اختلال طولانی‌مدت در هرمز مستقیماً منافع اقتصادی آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 تهران در واقع درست زمانی با پکن مذاکره کرده که واشنگتن نیز برای گفت‌وگو با همان پکن درباره ایران آماده می‌شود. شاید هنوز هیچ «خط ویژه» یا طرح صلح تازه‌ای شکل نگرفته باشد، اما مرکز ثقل بخشی از دیپلماسی جنگ آشکارا به شرق منتقل شده است

به همین دلیل، پکن از ماه‌ها قبل دو موضع را همزمان پیش برده که حقوق و امنیت ایران به‌عنوان کشور ساحلی تنگه هرمز باید محترم شمرده شود و در عین حال آزادی و امنیت کشتیرانی نیز باید تضمین شود. پکن می‌تواند با فشار نظامی آمریکا بر ایران مخالفت کند، در عین حال از تهران بخواهد هرمز را باز کند. می‌تواند روابط راهبردی خود با ایران را حفظ کند و همزمان نسبت به پیامدهای اقدامات تهران برای بازار انرژی نگران باشد.

نگرانی از اتصال هرمز به باب‌المندب

اما تحولات روزهای اخیر یمن نگرانی از گسترش جغرافیایی بحران را افزایش داده و رویترز روز چهارشنبه گزارش داد تحولات میدانی اخیر در یمن، موقعیت حوثی‌ها را در بخش‌هایی از ساحل دریای سرخ و اطراف باب‌المندب تقویت کرد. در همین حال، یک گزارش دیگر رویترز از دیدار محرمانه مقام‌های آمریکایی با نمایندگان حوثی‌ها در مسقط خبر داد؛ دیداری که با میانجیگری عمان صورت گرفته و محور آن نیز امنیت دریای سرخ بوده است.

برای چین، اتصال بحران هرمز به دریای سرخ یک سناریوی نگران‌کننده است. هرمز در شرق و باب‌المندب در غرب، دو گذرگاه حیاتی زنجیره انتقال انرژی و تجارت دریایی هستند. اگر هر دو همزمان درگیر یک بحران امنیتی پایدار شوند، پیامدهای جنگ ایران دیگر محدود به تهران، واشنگتن یا حتی خلیج فارس نمی‌ماند. از همین رو، هشدار وانگ یی درباره یمن را نباید جمله‌ای حاشیه‌ای در یک ملاقات دیپلماتیک دانست. پکن عملاً درباره تبدیل یک جنگ منطقه‌ای به بحرانی که دو آبراه استراتژیک را همزمان تحت تأثیر قرار دهد، هشدار می‌دهد.

آمریکا هم راهی پکن است

اما ضلع دیگری از سفر عراقچی به چین در واشنگتن شکل می‌گیرد. دولت ترامپ در هفته‌های گذشته فشار اقتصادی علیه ایران را تشدید کرده و بخشی از این فشار مستقیماً متوجه ارتباطات مالی و تجاری ایران با چین شده است. بسنت قرار است در مذاکرات آخر هفته خود با هه لیفنگ درباره همین روابط گفت‌وگو کند. رویترز گزارش داده واشنگتن در قالب کارزار اقتصادی خود علیه تهران، شرکت‌ها و شبکه‌هایی را که به تجارت ایران کمک می‌کنند هدف قرار داده و برخی پالایشگاه‌های چینی نیز در این چارچوب با تحریم روبه‌رو شده‌اند؛ هرچند اقدامات آمریکا تاکنون بیشتر متوجه شرکت‌های کوچک‌تر بوده است. این وضعیت پکن را در موقعیتی کم‌وبیش منحصر‌به‌فرد قرار داده است.

چین هم شریک مهم اقتصادی ایران است و هم طرف مذاکره مستقیم آمریکا؛ هم خواستار پایان جنگ است و هم منافع مستقیمی در بازگشایی هرمز دارد؛ هم با تحریم‌های یکجانبه واشنگتن مخالفت می‌کند و هم روابط اقتصادی بسیار گسترده‌تری با آمریکا و اقتصاد جهانی دارد که تهران تنها بخشی از آن است.

پکن در درجه نخست براساس مجموعه منافع خود عمل می‌کند و همین مسئله هم ظرفیت و هم محدودیت نقش‌آفرینی چین در بحران را توضیح می‌دهد.

ایران روی میز شی و ترامپ

حالا نگاه‌ها به ۲۴ سپتامبر است. دیدار مورد انتظار شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ، در صورت برگزاری، دستور کاری بسیار بزرگ‌تر از ایران خواهد داشت؛ از تجارت و تعرفه‌ها گرفته تا فناوری و رقابت راهبردی دو کشور؛ اما اظهارات بسنت نشان می‌دهد پرونده ایران و روابط مالی چین با تهران نیز در گفت‌وگوهای دو طرف حضور خواهد داشت.

هنوز برای معرفی چین به‌عنوان «میانجی جدید» ایران و آمریکا زود است.پکن تاکنون بیشتر نقش تسهیل‌کننده، حامی مذاکرات و بازیگری را ایفا کرده که با هر دو طرف امکان گفت‌وگو دارد. چین از تلاش‌های پاکستان حمایت کرده، از تفاهم اسلام‌آباد استقبال کرده اما هنوز نشانه‌ای از ایجاد میانجیگری چینی میان تهران و واشنگتن وجود ندارد

همین مساله نیز اهمیت سفر امروز عراقچی را دوچندان می‌کند. وزیر خارجه ایران در فاصله کوتاهی پیش از این گفت‌وگوها با وانگ یی روبه‌رو شده و درباره همان مسائلی مذاکره کرده که بخشی از آن احتمالاً در گفت‌وگوهای آمریکا و چین نیز مطرح خواهد شد که جنگ، هرمز، مسیر دیپلماسی و روابط اقتصادی ایران بخشی از آن است.

این البته به معنای شکل‌گیری یک مذاکرات سه‌جانبه نیست. نه تهران چنین چیزی اعلام کرده، نه پکن و نه واشنگتن؛ اما یک مثلث دیپلماتیک بالفعل ایجاد شده و تهران با پکن درباره آمریکا گفت‌وگو می‌کند و واشنگتن نیز با پکن درباره ایران مذاکره خواهد کرد.

پکن؛ شریک یا میانجی؟

با این همه، هنوز برای معرفی چین به‌عنوان «میانجی جدید» ایران و آمریکا زود است .پکن تاکنون بیشتر نقش تسهیل‌کننده، حامی مذاکرات و بازیگری را ایفا کرده که با هر دو طرف امکان گفت‌وگو دارد.

چین از تلاش‌های پاکستان حمایت کرده، از تفاهم اسلام‌آباد استقبال کرده و بارها خواستار پایان جنگ شده است؛ اما هنوز نشانه‌ای از ایجاد یک سازوکار رسمی میانجیگری چینی میان تهران و واشنگتن وجود ندارد.

چین اکنون در نقطه تلاقی تقریباً تمام مسیرهای اصلی بحران قرار گرفته و شریک راهبردی ایران است؛ آمریکا می‌خواهد درباره روابط مالی تهران و پکن با چین مذاکره کند؛ امنیت هرمز برای اقتصاد چین اهمیت مستقیم دارد؛ گسترش جنگ به یمن و دریای سرخ می‌تواند مسیرهای تجارت جهانی را بیشتر مختل کند؛ و رهبر چین نیز در آستانه دیدار مورد انتظار با رئیس‌جمهور آمریکاست.در چنین شرایطی، سفر عراقچی به پکن دیگر تنها بخشی از روابط دوجانبه ایران و چین نیست.

تهران در واقع درست زمانی با پکن مذاکره کرده که واشنگتن نیز برای گفت‌وگو با همان پکن درباره ایران آماده می‌شود. شاید هنوز هیچ «خط ویژه» یا طرح صلح تازه‌ای شکل نگرفته باشد، اما مرکز ثقل بخشی از دیپلماسی جنگ آشکارا به شرق منتقل شده است.

پرسش اصلی از این پس این نیست که چین «طرف ایران» است یا «طرف آمریکا»؟ پکن طرف منافع خودش است؛ منافعی که در این مقطع با پایان جنگ، بازگشایی هرمز، جلوگیری از سرایت بحران به دریای سرخ و بازگشت تهران و واشنگتن به مذاکره گره خورده است.

از این منظر، مهم‌ترین نکته سفر عراقچی شاید نه توافقی باشد که امروز در پکن اعلام نشده، بلکه زمان سفر باشد: وزیر خارجه ایران پیش از آن که پرونده تهران وارد دور تازه گفت‌وگوهای واشنگتن و پکن شود، خود را به چین رسانده است.

حالا باید دید چین تا کجا حاضر است از وزن اقتصادی و سیاسی خود برای نزدیک‌کردن دو طرف به تفاهم اسلام‌آباد استفاده کند؛ و مهم‌تر، آیا تهران و واشنگتن حاضرند از نقطه‌ای که هر کدام دیگری را مسئول شکست آن می‌دانند، دوباره مسیر مذاکره را آغاز کنند؟