روایتی متفاوت از ریشه‌های «تعلیق و اخراج» در دانشگاه

طهمورث گیلانی

در حالی که فضای عمومی کشور همچنان تحت تأثیر وقایع سیاسی و اقتصادی ماه‌های اخیر قرار دارد، نهاد دانشگاه بار دیگر به کانون اصلی تنش‌ها و برخوردهای انضباطی تبدیل شده است. ابلاغ حکم اخراج قطعی رضا دالمن، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی شریف و صدور احکام مشابه برای دانشجویان دانشگاه بهشتی، تهران و امیرکبیر، نشان‌دهنده ورود نظام آموزشی به فازی جدید از برخورد با کنشگری‌های دانشجویی است. برای کشف روشن‌تر از آنچه این روزها در دانشگاه‌ها در جریان است، باید به بررسی ابعاد مختلف این احکام، تضاد روایت‌های رسمی با تجربه‌های زیسته دانشجویان و بازخوانی پرونده‌هایی بپردازیم که مرز میان اعتراض نمادین و تخلف انضباطی را به چالش کشیده‌اند.

قرائت دانشگاه از «اخلال در نظم» و «توهین به مقدسات»

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه شریف، معاونت دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف در اطلاعیه‌ای رسمی، جزئیات حکم اخراج یکی از دانشجویان دانشکده کامپیوتر را تشریح کرد. در این اطلاعیه آمده است: «موارد تخلف انضباطی واصله به دبیرخانه شورای انضباطی دانشگاه، مطابق ضوابط بررسی و فارغ از فضاسازی رسانه‌ای و منطبق بر ضوابط، مراحل خود را با رعایت انصاف و به دور از شتاب‌زدگی طی می‌نماید. در همین راستا اتهامات انتسابی آقای ر. د، دانشجوی سابق مقطع کارشناسی ارشد رشته مهندسی کامپیوتر بررسی و فرایند آن پس از تایید حکم صادره توسط شورای تجدیدنظر دانشگاه توسط شورای مرکزی انضباطی سازمان امور دانشجویان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، به اتمام رسید.»

صدور احکام قطعی اخراج و محرومیت از تحصیل، فراتر از یک تنبیه انضباطی، به معنای پایان زندگی حرفه‌ای نخبگان و تبدیل فضای پویای دانشگاه به محیطی سرشار از خودسانسوری و تعلیق است

دانشگاه عناوین اتهامی اصلی را شامل «اخلال در نظم عمومی و امنیت آموزشی محیط دانشگاه» (مطابق ماده ۴۲ شیوه‌نامه انضباطی) و «توهین به مقدسات اسلامی یا ملی» (مطابق ماده ۴۱ شیوه‌نامه) عنوان کرده است. در متن این اطلاعیه بر نکته‌ای کلیدی تأکید شده که بحث‌های فراوانی را برانگیخته است: «نامبرده در جلسات رسیدگی حضور یافته و دفاعیات خود را بدون هرگونه ابراز پشیمانی ارائه نمود و عدم ندامت ایشان در فرایند بررسی و صدور رای مورد توجه قرار گرفت.» این رویکرد نشان می‌دهد که در نگاه نهادهای انضباطی، «ابراز ندامت» عاملی تعیین‌کننده در تخفیف یا تشدید مجازات است.

در همین راستا، محمدحسین امید، رئیس دانشگاه تهران نیز در نشست خبری اخیر خود، ضمن تأیید صدور حکم اخراج برای دو دانشجوی این دانشگاه، اظهار کرد: «درباره کسانی که در سطح دانشگاه مرتکب رفتارهای بسیار زشت و هنجارشکنانه شدند و بر اساس گزارش‌ها به پرچم مقدس جمهوری اسلامی اهانت کردند، مدت‌ها قبل برخورد صورت گرفت و حکم نیز صادر شد. البته این افراد در مرحله تجدیدنظرخواهی قرار دارند.» وی افزود که دستگاه‌های امنیتی به دانشگاه اعتماد کرده و رسیدگی را به خود دانشگاه سپرده‌اند تا در فرآیندی «رفت‌وبرگشتی»، نه حقی از نظام ضایع شود و نه حقوق دانشجویان.

واکاوی تضادها

در مقابل روایت‌های رسمی که بر اتهامات سنگین تأکید دارند، رضا دالمن در گفت‌وگوی اختصاصی با «توسعه ایرانی»، روایتی متفاوت از ریشه‌های این تنش ارائه می‌دهد. او که اکنون با حکم قطعی اخراج و ۴ سال محرومیت از تحصیل مواجه است، آغاز ماجرا را چنین تشریح می‌کند: «اعتراضات در دانشگاه حدود یک هفته پس از ناآرامی‌های بازار و با رویکردی عمدتاً اقتصادی آغاز شد که بنده نیز در آن حضور داشتم. به خاطر دارم در آن روزها فضای دانشگاه ملتهب بود و مسئولان دانشگاه از نزدیک شاهد اعتراضات دانشجویی بودند.»

در حالی که دانشگاه بر «عدم ابراز ندامت» به عنوان دلیل تشدید حکم اخراج تأکید دارد، دانشجویان این برخوردها را واکنشی سخت‌گیرانه به اعتراضات نمادین و نادیده گرفتن حق نقد در محیط آکادمیک می‌دانند

دالمن در ادامه به وقایع نیم‌سال دوم تحصیلی اشاره کرده و می‌گوید: «من به دلیل تمرکز بر دروس مقطع ارشد، ارتباطات چندانی نداشتم و از برنامه‌ریزی برای تجمعات مطلع نبودم، اما در بدو ورود به دانشگاه با تحصن دانشجویان مواجه شدم. در همان زمان، گروه‌های دیگری از دانشجویان نیز با در دست داشتن پرچم و بلندگو در مقابل سردر دانشگاه تجمع کردند که تقابل دیدگاه‌ها در آن مقطع، منجر به پررنگ‌تر شدن فضای اعتراضی در صحن دانشگاه شد.» او تأکید می‌کند که فعالیت‌های نمادینی نظیر نصب تصاویر و اشیا در محوطه دانشگاه، بخشی از اتمسفر پرالتهاب آن روزها بوده است.»

این دانشجوی اخراجی در تشریح چالش‌های فیزیکی و روانی پیش‌آمده عنوان کرد: «در جریان تجمعات روز چهارم اسفند، اقداماتی صورت گرفت که متأسفانه با تنش‌های فیزیکی همراه شد و بنده نیز در این میان دچار آسیب‌دیدگی شدم. پس از آن، تصاویری از بنده در فضای مجازی منتشر شد که بخشی از آن‌ها مربوط به دوربین‌های مداربسته و بخشی دیگر مربوط به تصاویر ضبط‌شده در میان جمعیت بود.» او همچنین از فشارهای ناشی از افشای اطلاعات شخصی و تماس‌های تهدیدآمیز سخن گفت که او را مجبور به ترک خوابگاه کرد. دالمن در نهایت خاطرنشان کرد: «حکم اولیه مبنی بر اخراج و ۵ سال محرومیت، در شورای تجدیدنظر به اخراج و ۴ سال محرومیت تحصیلی کاهش یافت. همچنین در بخش قضایی پرونده، از بخشی از اتهامات تبرئه شده و برای بخش دیگر، مجازات جایگزین با رویکرد خدمات عام‌المنفعه در نظر گرفته شده است.» اما با این حال، حکم قطعی اخراج او صادر و ابلاغ شده است.

 اعتراض نمادین یا جرم انضباطی؟ 

بسیاری از کارشناسان حقوقی بر این باورند که اخراج قطعی، سنگین‌ترین مجازات ممکن است که عملاً به معنای پایان دادن به زندگی حرفه‌ای یک نخبۀ علمی است. این رویکرد که مجازات را نه براساس عمل، بلکه براساس «عدم ابراز پشیمانی» تشدید می‌کند، می‌تواند فضای دانشگاه را به سمتی سوق دهد که در آن سکوت و انفعال، جایگزین نقد و گفت‌وگو شود. این در حالی است که رسالت اصلی دانشگاه، پرورش اندیشه نقد و ایجاد بستری برای ابراز عقاید، حتی به شکل نمادین و غیرخشونت‌آمیز است.

تهران، الزهرا و بهشتی؛ احضارهای گسترده

گزارش‌های میدانی و اخبار منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که اخراج رضا دالمن تنها بخشی از ماجراهای این روزهای دانشگاه است. پیشتر نیز اعلام شده بود که هفت دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف با حکم اخراج رو‌به‌رو هستند. همچنین دانشجویان برخی از دانشگاه‌های کشور اعلام کردند که موج جدیدی از احضارها به کمیته انضباطی از هفته اول اسفندماه آغاز شده است. هویت دست‌کم ۴۰ دانشجو دانشگاه تهران که به کمیته انضباطی احضار شده‌اند، احراز شده است. اتهاماتی همچون «ایجاد بلوا و آشوب»، «عنصر اصلی تجمع غیرقانونی» و «توهین به شعائر ملی» به این دانشجویان نسبت داده شده است.

نکته قابل‌تأمل در دانشگاه تهران، صدور حکم اخراج برای امیرمحمد کریمی و مهیار افتخاری، دانشجویان ورودی ۱۴۰۴ مهندسی پلیمر است. گفته می‌شود این احکام در حالی صادر شده که یکی از این دانشجویان در بازداشت به سر می‌برده و امکان حضور در جلسه دفاع را نداشته است. همچنین گزارش‌هایی از نقش کانال‌های تلگرامی منتسب به برخی نهادهای تندرو در پرونده‌سازی علیه دانشجویان منتشر شده که نشان‌دهنده دخالت عوامل غیرآموزشی در فرآیندهای انضباطی است.

در دانشگاه الزهرا نیز وضعیت بحرانی گزارش شده است. دانشجویان این دانشگاه اعلام کردند که نزدیک به ۱۰۰ دانشجو با ممنوع‌الورودی مواجه شده‌اند. این دانشجویان نه تنها از تحصیل محروم شده‌اند، بلکه دانشجویان خوابگاهی نیز به طور ناگهانی از محل سکونت خود اخراج شده‌اند. عدم ابلاغ رسمی احکام و استفاده از تماس‌های تلفنی با شماره‌های ناشناس (Private Number) برای تهدید دانشجویان و خانواده‌هایشان، از جمله مواردی است که شفافیت فرآیند رسیدگی را زیر سؤال برده است.

همچنین به گزارش خبرآنلاین، کمیته انضباطی دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه بهشتی احکام مشابهی صادر کرده‌اند. در دانشگاه بهشتی، یک دانشجو به اتهام «ایجاد آشوب و اخلال در روند آموزشی» اخراج شده است. این در حالی است که سعید حبیبا، رئیس سازمان امور دانشجویان، در برابر پرسش‌های مکرر خبرنگاران درباره روند صدور این احکام و عدم رعایت شیوه‌نامه‌های انضباطی، سکوت اختیار کرده و از پاسخگویی امتناع می‌کند. علیرضا جعفرزاده، دانشجوی دانشگاه بهشتی که در جریان اعتراضات دیماه تا اسفند ۱۴۰۴ به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شده بود در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی» در‌خصوص روند بررسی‌ها برای پرونده تشکیل شده در کمیته انضباطی دانشگاه خاطرنشان کرد:«شورای بدوی تشکیل شد و تعدادی اتهام مطرح کردند که اصلا به من مربوط نمی‌شد. در جلسه تجدیدنظر هم گفتم تمام موارد مطرح شده نقض قانون است. روزگذشته حکم قطعی را گرفتم و اخراج شدم. اصلا روند برگزاری جلسات کمیته انضباطی عادلانه نبود یکسری اتهامات در جلسه بدوی مطرح کردند، اما وقتی حکم بدوی را دریافت کردم چندین اتهام دیگر به من نسبت داده بودند که برای آن‌ها هیچ مستندی نداشتند.»

زیست دانشجویی در سایه جنگ و تعلیق 

احمدرضا- م در یادداشتی که برای روزنامه «توسعه ایرانی» ارسال کرده است، به تشریح وضعیت روانی دانشجویانی پرداخته که در میان دو سنگ آسیاب «جنگ» و «احکام انضباطی» گرفتار شده‌اند. او می‌نویسد: «صحبت از اینکه چه بر ما بعد از حوادث دی ماه و صبح ۹ اسفند تا امروز گذشت، بسیار سخت و ناگفتنی است. ما دیگر مثل سابق نشدیم. نهم اسفند با صدای جنگنده و موشک از خواب پریدیم و از آن روز تا امروز، جنگ مهمان ناخوانده زندگی ما شده است.»

احمدرضا با اشاره به مفهوم «تعلیق» در زندگی دانشجویی می‌افزاید: «دانشجو بودن صرفاً به معنای گذراندن واحد درسی و امتحان دادن نیست، زیست دانشجو با حضور در دانشگاه معنا پیدا می‌کند. دانشگاه خانه‌ای است که ما در آن می‌خندیم، گریه می‌کنیم و زندگی کردن را می‌آموزیم. جنگ و احکام انضباطی، زیست دانشجویی را از همه ما سلب کرده و هر کدام از ما را به گوشه‌ای دور تبعید کرده است. ما از خوابگاه، کلاس درس و خیابان‌هایی که ماوای غم و شادی‌مان بودند دور شدیم و این دوری در همه ابعاد ما را تغییر داده است.»

تبعات اجتماعی و لزوم بازنگری در قوانین

اخراج‌های اخیر در دانشگاه‌های صنعتی شریف و تهران، فراتر از یک پرونده انضباطی ساده، حامل پیامی روشن برای کل جامعه دانشگاهی است. وقتی نخبگان کشور در تراز دانشگاه شریف به دلیل اعتراضات نمادین با سنگین‌ترین مجازات‌ها روبه‌رو می‌شوند، زنگ خطر برای آزادی بیان و امنیت روانی دانشجویان به صدا درمی‌آید. این برخوردها می‌تواند به افزایش خودسانسوری، کاهش مشارکت مدنی و در نهایت تشدید پدیده «فرار مغزها» منجر شود.

بسیاری از اساتید و کارشناسان آموزشی تأکید دارند که دانشگاه باید محیطی برای گفت‌وگو و نقد باشد. اعمال سلیقه‌های سیاسی و امنیتی در نهاد آموزش، نه تنها به حفظ نظم کمک نمی‌کند، بلکه باعث ایجاد کینه‌های عمیق و شکاف میان نسل جوان و حاکمیت می‌شود. پرونده رضا دالمن و سایر دانشجویان اخراجی، ضرورت بازنگری در شیوه‌نامه‌های انضباطی و جایگزینی رویکردهای تنبیهی با رویکردهای تربیتی را بیش از پیش نمایان ساخته است. در غیاب شفافیت و دادرسی عادلانه، دانشگاه از رسالت اصلی خود بازمانده و به محیطی برای حذف صداهای منتقد تبدیل خواهد شد.

چشم انتظار واکنش از وزارت علوم

وضعیت فعلی دانشگاه‌های ایران، تصویری از یک بحران عمیق است. از یک سو، مسئولان بر حفظ نظم و برخورد با «هنجارشکنان» تأکید دارند و از سوی دیگر، دانشجویان از نقض حقوق اولیه و برخوردهای فراقانونی شکایت می‌کنند. حکم اخراج رضا دالمن به عنوان اولین حکم قطعی از این نوع در سال جاری، می‌تواند سرآغاز موجی باشد که آینده تحصیلی صدها دانشجو را تحت تأثیر قرار دهد. جامعه مدنی و نهادهای دانشگاهی چشم‌انتظار واکنشی از سوی وزارت علوم هستند تا شاید با بازنگری در این احکام، راه برای بازگشت نخبگان به محیط علم و دانش هموار شود. در غیر این صورت، تبعید دانشجویان از «خانه» خود (دانشگاه)، زخمی عمیق بر پیکره آموزش عالی کشور باقی خواهد گذاشت.