التهاب‌آفرینی یک عالِم غیب

طهمورث گیلانی

در حالی که ایران در میانة شدیدترین تنش‌های نظامی دهه‌های اخیر قرار دارد و انسجام داخلی به عنوان حیاتی‌ترین مؤلفه امنیت ملی مطرح است، فضای رسانه‌ای کشور بار دیگر شاهد وزش بادهای مسموم شایعه و اتهام‌زنی علیه عالی‌ترین مقام اجرایی است. انتشار اخباری مبنی بر استعفای مکرر مسعود پزشکیان و ادعای پذیرش آن از سوی عالی‌ترین مقامات نظام، نه یک اتفاق ساده رسانه‌ای، بلکه بخشی از یک پازل پیچیده سیاسی است که هدف نهایی آن تضعیف اقتدار دولت در میانه یک شرایط جنگی است. برای فهم بهتر این اخبار باید به بررسی ریشه‌های این شایعه‌سازی‌ها، بازیگران اصلی این صحنه و پیامدهای مخرب آن بر منافع ملی بپردازیم که در روزهای اخیر با اظهارات جنجالی برخی چهره‌های منتسب به جناح‌های رادیکال، ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. تحلیلگران بر این باورند که این دست تحرکات، بیش از آنکه ریشه در واقعیت‌های اجرایی داشته باشد، محصول تفکری است که بقای خود را در بحران‌زیستی و ایجاد دوقطبی‌های کاذب جست‌وجو می‌کند.

بازخوانی یک ادعای جنجالی

اخیراً ویدئویی از سید محمدباقر خرازی، دبیرکل حزب‌الله ایران، در فضای مجازی در حال انتشار است که حاوی نکات تکان‌دهنده‌ای درباره رابطه دولت و نهادهای عالی نظام است. خرازی در اظهاراتی که تعجب بسیاری از ناظران سیاسی را برانگیخته، مدعی شده است که مسعود پزشکیان تاکنون ۲۸ بار استعفا داده یا تهدید به کناره‌گیری کرده است. او در ادامه این ادعای شاذ، جمله‌ای را به آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای نسبت داده و مدعی شده است: «رهبر انقلاب نوشتند یک بار دیگر پزشکیان استعفا کند، استعفایش را می‌پذیریم. رسماً اعلام کردند و به خاطر همین هم این‌ها کاسه و کوزه‌شان را جمع کردند، فتیله را پایین کشیدند و دیگر تهدید به استعفا نکردند.» این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که انتساب چنین جملاتی به عالی‌ترین مقام نظام، آن هم از سوی فردی که مسئولیت رسمی در ساختار بیت ندارد، از منظر حقوقی و سیاسی واجد تبعات سنگینی است.

این ادعا در حالی مطرح می‌شود که رئیس‌جمهوری در جریان سفر اخیر خود به شهر قم، به این دست شایعات پاسخ داد و تصریح کرد: «متأسفانه برخی گروه‌ها بیش از آنکه در میدان حل مسائل کشور حضور داشته باشند، در عرصه تخریب و اتهام‌زنی فعال هستند و با حمله مستمر به نهادها، مسئولان و ارکان مختلف کشور، زمینه تضعیف انسجام ملی را فراهم می‌کنند.» پزشکیان در ادامه یادآور شد: «ادعای اینکه رئیس‌جمهوری با تهدید به استعفا موجب تغییر تصمیمات نهادهای عالی کشور شده باشد، ادعایی غیرمنطقی و فاقد اعتبار است.» وی همچنین در واکنش به شایعات اخیر در گفت‌وگویی که بخشی از آن منتشر شده است، اعلام کرد: «استعفا نخواهم داد و خواهم ایستاد. اگر بخواهم استعفا دهم، رسماً اعلام می‌کنم. ما با نیروهای نظامی کاملاً هماهنگ هستیم.» این تأکید بر هماهنگی با نیروهای مسلح، پاسخی مستقیم به شایعاتی بود که سعی داشتند میان دولت و نهادهای نظامی در آستانه درگیری‌های احتمالی شکاف ایجاد کنند.

خرازی که پیش از این نیز با مواضع تند خود شناخته می‌شد، در سخنرانی دیگری در مراسم اربعین، پا را از تحلیل‌های سیاسی فراتر گذاشت و به حوزه‌هایی وارد شد که شگفتی محافل حوزوی و سیاسی را برانگیخت. وی با انتقاد شدید از شورای راهبردی روابط خارجی مدعی شد: «بزرگترین مشکلی که پزشکیان و امثال او در شورای راهبردی که عموی ما هم رئیس آن بود و خدا از سر تقصیراتش بگذرد این بود که با ساخت بمب اتمی مخالفت می‌کردند.» او با ادبیاتی خاص و ادعاهای ماورایی افزود: «آقایانی که از حیث کارشناسی مخالفت کردند در آن دنیا خیلی گرفتارند این را با اطلاع از آن طرف عالم می‌گویم! حالا اون که فتوا داده اجتهاد کرده، باید در قیامت جوابگو باشه. تنها راه حل نجات ما ساخت بمب اتم و شلیک آن است! باید بمب اتم را بسازیم و در اقیانوس اطلس بزنیم و سونامی ایجاد کنیم که موجش به سواحل آمریکا برسه!» این دست اظهارات که آمیخته‌ای از ادعاهای ماورایی و سیاست‌گذاری‌های خطرناک نظامی است، بیانگر عمق تندروی جریانی است که تلاش می‌کند دولت را در یک بن‌بست خودساخته قرار دهد و با تحریک احساسات عمومی، هزینه‌های گزافی را به ساختار سیاسی کشور تحمیل کند. زیدآبادی، روزنامه‌نگار در یادداشتی به طنز می‌نویسد: «کاسب محل هم این سوال برایش پیش می‌آید که اگر آقای خرازی که از عذاب کشیدن عموی خود در آن دنیا اطلاع دارد، چطور ممکن است از برنامه ترامپ و نتانیاهو برای ترور سران کشور در نهم دی ماه پارسال بی‌اطلاع بوده باشد؟ با نوع ادعایش، حتماً اطلاع داشته، پس چرا مسئولان را از برگزاری جلسه در آن روز و در آن ساعت برحذر نداشته است؟»

پروژه شایعه‌سازی درباره استعفای رئیس‌جمهور، تلاشی سازمان‌یافته برای تضعیف قوه مجریه در حساس‌ترین برهه نظامی و امنیتی کشور است. جریان‌های رادیکال با نادیده گرفتن واقعیت‌های میدان، منافع ملی را قربانی مطامع جناحی و سودای بازگشت به قدرت کرده‌اند. این رفتار متناقض نشان می‌دهد که مدعیان ارزش‌ها، آگاهانه یا ناآگاهانه، در مسیر تضعیف منافع ملی گام برمی‌دارند

استراتژی «خسته‌سازی» و تضعیف فرماندهی در میانه میدان جنگ

الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت، پیشتر خاطرنشان کرده بود که هدف از طرح این ادعاها چیزی جز تضعیف دولت نیست. وی گفت: «تاکنون ۶ بار موضوع استعفا را برای رئیس‌جمهوری مطرح کردند و همه تلاش‌ها را در جهت تضعیف این دولت انجام دادند. دکتر پزشکیان کسی نیست که اختلافات طبیعی موجود میان اشخاص و نهادهای مختلف را تبدیل به دعوا کند؛ رئیس‌جمهور به دنبال دعوا نیست و نمی‌گذارد دعوا صورت بگیرد. شعارش وفاق بوده و بر پای وفاق ایستاده است.» همچنین مهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهوری، در واکنش به موج تخریبی جدید، در شبکه ایکس، ادعای استعفای رئیس‌جمهور را واهی و کذب محض دانست و نوشت:‌«ائتلاف شوم خناسان دروغ‌گو و اصحاب افراط و بی‌تدبیری اتحاد مقدس و انسجام ملی را نشانه رفته است. دو سال از ناکامی‌شان در میدان ملی انتخابات گذشته، هنوز در پی انتقام از اراده ملت‌اند. عروسک خیمه شب‌بازی دشمنان ایران شده‌اند. اسفناک است...» وی همچنین در گفت‌وگویی تصریح کرد: «موضوع استعفای آقای پزشکیان در هیچ دوره‌ای از قریب به دو سالی که مسئولیت ریاست‌جمهوری را برعهده داشته، مبنایی نداشته است. این‌قدر مسائل کشور زیاد است و رئیس‌جمهوری این‌قدر دغدغه‌های زیادی برای حل این مسائل دارد که هیچوقت به موضوع استعفا کردن نمی‌رسد.»

بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که تکرار شایعه استعفا، بخشی از یک استراتژی سازمان‌یافته به نام «پروژه خسته‌سازی» است که توسط اتاق فکرهای جناح شکست‌خورده در انتخابات هدایت می‌شود. محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا، در این باره افشاگری کرده و گفت: «با اطلاع می‌گویم: جریان پایداری‌چی و برخی دیگر از ما اصولگراها در جلسات پنهانی ایده خسته‌کردن پزشکیان و مجبور کردن او به استعفا را دنبال می‌کنند. نامزد جایگزین‌شان هم آقایان زاکانی و بذرپاش هستند. هرچند که این دو نفر آمادگی چنین کاری ندارند و شانس خود را صفر می‌دانند.» این در حالی است که یوسف پزشکیان، فرزند و مشاور رئیس‌جمهور، در یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت: «دوستان درباره استعفای دکتر و چند تا خبر کذب دیگر از من سوال کردند. کسی که دکتر پزشکیان را بشناسد می‌داند که او اهل جازدن نیست. تا جایی که توان دارد برای کشور و مردم تلاش می‌کند. به شایعات توجه نکنید. دشمن در طراحی بازی‌های رسانه‌ای خبره است. ماییم که باید هوشیار باشیم.»

احمد زیدآبادی نیز در یادداشتی دیگر با عنوان «ادعای التهاب‌آفرین» به نقد تند این رویکردها پرداخت و نوشت: «سید محمد باقر خرازی که به عنوان دبیرکل حزب‌الله ایران معرفی می‌شود در باره استعفای دکتر پزشکیان و واکنش رهبری به آن، ادعاهایی مطرح کرده است که عملاً معنایی جز التهاب‌آفرینی در این شرایط بغرنج ندارد. او در دوره اصلاحات هم فعالان سیاسی منتقد را تهدید به ورود به اتاق‌خواب‌شان و منفجر کردن نارنجک در دهان‌شان کرده بود! فردی با این نوع ادبیات، سطح صلاحیت و شایستگی‌اش برای سیاست‌ورزی بی‌نیاز از توصیف است. بنابراین، قبل از اینکه نشر گسترده سخنانش غائله سیاسی تازه‌ای بیافریند، لازم است نهادهای مسئول در باره ادعاهایش روشنگری کنند.» این هشدارها در حالی مطرح می‌شود که برخی نمایندگان تندرو مجلس مانند علی خضریان، با پیشنهادهای عجیبی مثل ساخت «شهرهای حکمرانی زیرزمینی» در دل کوه‌ها برای حفاظت از مسئولان، عملاً به فضای ترس و ناامیدی در جامعه دامن می‌زنند. خضریان مدعی شده است: «‌نیاز داریم با ساختن شهرهای حکمرانی در هر استان، مدیران و مسئولان کشور را در زیرزمین و در دل کوه از ترور ایمن نگه داریم.» این نوع نگاه که مسئولان را جدا از مردم و در پناهگاه‌ها متصور می‌شود، به روحیه جامعه آسیب می‌زند و بیشتر هدفش ترساند جامعه است تا اینکه بخواهد التیام بخش روحیه آسیب دیده مردم جنگ دیده باشد.

سید محمدباقر خرازی با طرح ادعای کذب «۲۸ بار استعفای رئیس‌جمهور» و انتساب جملات غیرمستند به رهبری، عملاً به کانون تولید تنش در فضای سیاسی تبدیل شده است. اظهارات شاذ او درباره لزوم ساخت بمب اتم و ایجاد سونامی در سواحل آمریکا، نشان‌دهنده نوعی رادیکالیسم تهاجمی است که هیچ سنخیتی با عقلانیت حاکم بر دیپلماسی و مصالح کشور ندارد

عبور از رهبری به نام ارزش‌ها و بلاتکلیفی منافع ملی

یکی از نگران‌کننده‌ترین ابعاد این ماجرا، رویکرد جریانی است که خود را «سوپرانقلابی» می‌نامد اما در عمل، مسیر خود را از فرامین رهبری هم جدا کرده است. میثم نیلی، مدیر رسانه رجانیوز، در پاسخ به سوال یکی از افراد حاضر در تجمعات شبانه که رئیس‌جمهور را معضل کشور خطاب کرد، درباره مجبورکردن رئیس‌جمهور به استعفا گفت: «لابد مصالحی در این کار هست (که رهبری شخصا رئیس‌جمهور را عزل نمی‌کنند) اما (باید) وظیفه خودمان را ایفا کنیم و کاری با رهبر نداشته باشیم!» وی با اشاره به ماجرای استعفای دولت مهدی بازرگان افزود: «زمانی که پس از تسخیر سفارت آمریکا، دولت آمریکا منفعل شد، دولت آمریکایی در ایران هم منفعل شد؛ استعفا داد و تصور کردند امام(ره) نمی‌پذیرد و می‌تواند شرط و شروط بگذارد؛ درحالی که امام خمینی(ره) استعفا را پذیرفتند. ما باید وظیفه خودمان را عمل کنیم؛ رهبری هم بر اساس مصالح به وظیفه خودشان عمل کرده و می‌کنند.»

این منطق یک انحراف آشکار در میان مدعیان ارزش‌مداری است. آن‌ها در حالی که مدعی ذوب در ولایت هستند، در عمل با رویکرد «کاری به رهبر نداشته باشیم»، مسیر متفاوتی را طی می‌کنند که خروجی آن تنها تضعیف جبهه داخلی در برابر تهدیدات خارجی است. سوپرانقلابی‌ها همواره تفسیر خود از انقلاب دارند و برای همین در بسیاری از موقعیت‌ها با رویکرد کلان کشور در تضاد می‌شوند. واقعیت این است که در تاریخ جمهوری اسلامی، استعفای رئیس‌جمهور همواره یک بن‌بست حقوقی تلقی شده است. براساس اصل ۱۳۰ قانون اساسی، استعفای رئیس‌جمهور یک تصمیم یک‌جانبه نیست و باید به تأیید رهبری برسد.

آنچه از برآیند این حواشی حاصل می‌شود، تصویری از یک نبرد نابرابر میان «عقلانیت حکمرانی» و «رادیکالیسم جناحی» است که در آن، تنها منافع ملی است که بلاتکلیف مانده است. تضعیف دولت در شرایط جنگی، بازی در زمینی است که خروجی آن تنها به سود بدخواهان ایران خواهد بود. هیچ کشوری با دولت ضعیف شده قادر به ادامه جنگ نیست و بعید است که طراحان این شایعات این حقیقت ساده را ندانند. هدف نهایی، بازگرداندن قدرت به جناحی است که در انتخابات اخیر نتوانست اعتماد عمومی را جلب کند. التهابات داخلی در شرایط جنگی محصول تفکر مدعیان ارزش‌ها است که آگاهانه یا ناآگاهانه، انسجام ملی را هدف قرار داده‌اند. گویا این قوم سعی دارند در بحبوحه تهدیدات خارجی، جبهه داخلی را متزلزل و ناامید نشان دهند. پزشکیان تأکید کرده است که اهل جازدن نیست و این ایستادگی، پاسخی روشن به تمامی سناریوهایی است که برای خروج زودهنگام او از پاستور طراحی شده است. منافع ملی ایجاب می‌کند که در این برهه حساس، تمامی ارکان سیاسی کشور و جریان‌های حزبی، به جای دامن زدن به شایعات، بر حل مشکلات معیشتی و تقویت توان دفاعی کشور متمرکز شوند.