چگونه رسانه ملی مرجعیت خود را به «پایداری» فروخت؟
آنتن ملی در حصار حذف و سانسور جناحی
طهمورث گیلانی
سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران که بر اساس نص صریح قانون اساسی وظیفه خطیر «دانشگاه عمومی» و تریبون فراگیر تمامی آحاد ملت را بر عهده دارد، در ماههای اخیر با موجی بیسابقه و گسترده از انتقادات نخبگان، مسئولان ارشد و تودههای مردم مواجه شده است. این سازمان که قرار بود نماد تکثر آرا و بازوی تقویتکننده وحدت ملی باشد، اکنون از سوی طیف وسیعی از ناظران به اتخاذ رویکردهای حذفی، جناحی و حتی تقابل آشکار با ارکان حاکمیت متهم میشود.
حذف چهرههای محبوب مردمی که آخرین نمونه بارز آن حواشی پیرامون برنامههای مجازی عادل فردوسیپور و تلاش برای محدودسازی روایتهای مستقل بود، تنها بخشی از یک منظومه فکری است که به نظر میرسد به جای ارتقای همبستگی، به دنبال تثبیت روایت یک اقلیت خاص و حذف هرگونه صدای متفاوت، حتی از درون بدنه اصلی نظام است. این وضعیت تا جایی پیش رفته که نه تنها چهرههای فرهنگی، ورزشی و دانشگاهی، بلکه سران قوای کشور نیز از تیغ سانسور و گزینشگری این سازمان درامان نماندهاند. در حالی که کشور در یکی از حساسترین برهههای تاریخ معاصر خود به لحاظ بینالمللی و منطقهای قرار دارد و بیش از هر زمان دیگری به انسجام داخلی و صدای واحد در برابر تهدیدات خارجی نیاز است، رفتار گزینشی صداوسیما در پخش سخنان مسئولان ارشد، پرسشهای جدی را درباره مرجعیت، بیطرفی و پاسخگویی این نهاد ایجاد کرده است.
وقتی صدای رئیسجمهور شنیده نمیشود
منتقدان بر این باورند که رسانه ملی به جای آنکه بازوی کمکی دولت و نظام در پیشبرد مصالح ملی و امنیت کشور باشد، به سنگری برای یک جریان سیاسی خاص بدل شده که حتی ابایی از تقابل با سیاستهای کلان ابلاغی و ایجاد تشویش در اذهان عمومی ندارد. یکی از تکاندهندهترین ابعاد عملکرد اخیر صداوسیما، برخورد حذفی و تقطیعشده با سخنان رسمی رؤسای قوا و وزرای کلیدی دولت است که وظیفه پیشبرد سیاستهای کلان کشور را برعهده دارند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در مراسم روز ملی صنعت و معدن به این موضوع اشاره کرد و با انتقاد از شیوه پوشش اخبار مربوط به تصمیمات کلان نظام گفت: «اگرچه صدا و سیما تنها بخشی از سخنان رهبر شهید درباره عدم مذاکره را پخش میکند، اما در جلسات خصوصی با ایشان، رهبر شهید بر ضرورت خاتمه دادن به این وضعیت تأکید داشتند. برای همین، با تکیه بر عزت، مصلحت، حکمت و سربلندی کشور، مذاکرات را آغاز کردیم و دستگاه دیپلماسی ما هرگز از حقوق ملت ایران کوتاه نخواهد آمد.»
این اظهارات که نشاندهنده وجود پشتوانههای حاکمیتی برای مسیر دیپلماسی و رفع تحریمهاست، در حالی مورد بیمهری و سانسور رسانه ملی قرار گرفت که گزارشهای واصله از پاستور حکایت از توبیخ صریح پیمان جبلی توسط رئیسجمهور در جلسه هیأت دولت دارد. گفته میشود این تذکر جدی پس از آن صورت گرفت که رئیس صداوسیما با گزارشدهی یکی از وزرای کلیدی درباره روند مذاکرات مخالفت کرده بود و رئیسجمهور در واکنشی تند، بر ضرورت هماهنگی رسانه ملی با سیاستهای دولت تاکید کرد. این رویکرد حذفی تنها به قوه مجریه محدود نمیشود و دامنگیر سایر قوا نیز شده است. شورای اطلاعرسانی دولت در بیانیهای به سانسور بخشی از اظهارات رئیس قوه قضائیه در حمایت از رئیسجمهور و همچنین پخش نیمهکاره مصاحبه رئیس مجلس اشاره کرده است.
در این بیانیه آمده است: «اقدام صداوسیما در حذف بخشی از سخنرانی رئیس جمهوری اسلامی ایران در مراسم روز ملی صنعت و معدن درباره اجازه رهبر شهید انقلاب اسلامی پیرامون مذاکرات، چند روز پس از پخش نیمهکاره مصاحبه رئیس مجلس شورای اسلامی و سانسور بخشی از اظهارات رئیس قوه قضائیه در حمایت از رئیسجمهور، نمونهای از اقدامات غیرمعمول این سازمان درباره سران قواست.» این شورا با طرح این پرسش که مسئولان صداوسیما در برخورد گزینشی با مواضع سران قوا به دنبال چه اهدافی هستند، تاکید کرد که این رفتارها درست پس از پیام راهبردی رهبر انقلاب مبنی بر ضرورت وحدت کلمه و اتحاد مقدس در همه سطوح صورت میگیرد و عملاً به معنای تضعیف انسجام اجتماعی و بازی در زمین دشمن است.
در حالی که دستگاه دیپلماسی کشور در میانه یک نبرد رسانهای و سیاسی سنگین با خارجیها قرار دارد، به نظر میرسد صداوسیما به جای حمایت از سربازان خط مقدم دیپلماسی، مسیر تخریب و بایکوت را در پیش گرفته است. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در مصاحبهای با گلایه از عملکرد این سازمان اظهار کرد: «من با فاکسنیوز، سیانان و رسانههای مختلف صحبت کردم و شمشیر زدم؛ گفتم شب صداوسیما نشان میدهد و میگوید باریکلا وزارت خارجه چگونه صحبت کرده؛ اصلا انگار نه انگار. فقط یکی دو جمله را که برایشان جذاب بود زیرنویس کردند و تمام.» وی همچنین به استقبال گرم و بینظیر مردم عراق از خود به عنوان نماینده ایران اشاره کرد و با حسرت افزود: «هفته پیش به عراق رفتم. در حرم سیدالشهدا و حرم حضرت ابوالفضل عراقیها، خدا میداند استقبال عجیب و غریب از من کردند. این استقبال از منِ عراقچی نبود؛ از وزیر خارجه جمهوری اسلامی بود.»
صداوسیما با عبور از مرزهای امانتداری، به جای بازتاب صدای ملت، به سنگر یک جناح خاص بدل شده و کار را به جایی رسانده که حتی سخنان صریح رؤسای قوا و دستاوردهای دیپلماتیک وزیر امور خارجه را در حساسترین برهه جنگ روایتها سانسور میکند. این رویکرد حذفی که از چهرههای محبوب مردمی تا عالیترین مقامات اجرایی را دربرمیگیرد، نه تنها مرجعیت این رسانه را نزد افکار عمومی نابود کرده، عملاً قدرت داخلی را نیز در برابر تهدیدات خارجی تضعیف کرده است
بایکوت اقدامات دیپلماتیک در جامجم
عراقچی در ادامه گلایههای خود گفت: «من قهرمان نبودم بلکه آنها یک ایرانی را پیدا کرده بودند که بگویند شما قهرمان هستید. وزیر خارجه شما رفته با این استقبال عراقیها مواجه شده آیا یک فیلم را صدا و سیما پخش کرد؟ اصلاً انگار نه انگار.» در مقابل این بایکوت خبری برای مسئولان رسمی، آنتنهای زنده و برنامههای پربیننده در اختیار افرادی قرار میگیرد که با ادبیاتی غیرکارشناسی، تندروانه و گاه توهینآمیز، هزینههای سنگینی را به سیاست خارجی و روابط منطقهای کشور تحمیل میکنند. اظهارات مجریانی که به کشورهای همسایه و عربی توهین کرده و جملاتی نظیر «چیزی تا شترسواریتان نمانده» را به کار میبرند، نمونهای از این دست است که نشان میدهد رسانه ملی به جای رعایت شئون دیپلماتیک، به تریبونی برای تخلیه هیجانات یک جریان خاص بدل شده است.
همچنین حضور کارشناسان بیتجربه که پیشنهادهای فنی و حاکمیتی وزارت خارجه را «خودسری» و «نقض حاکمیت ملی» مینامند، عملاً جبهه داخلی را در برابر دشمن تضعیف کرده است. محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت، در واکنشی تند به این وضعیت در شبکه ایکس نوشت: «تلاش صداوسیما برای ایجاد مارپیچ سکوت درباره شیوه اداره جنگ و روند مذاکرات محکوم به شکست است. رسانهای که سالهاست با تکرار این روش، مرجعیت ملی خود را از دست داده، با حذف بخشی از سخنان رؤسای قوا فقط وحدت ملی را تضعیف میکند. مردم را به سمت مراجع غیر رسمی پوشش اخبار هل ندهید!» البته با وجود همه این هشدارها، دولت نیز ابزارهای قانونی نظارت بر رسانه ملی را در اختیار دارد و علاوه بر شورای نظارت، رئیسجمهور به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی میتواند تذکرات لازمالاجرا صادر کند.
تکرویهای سازمان صداوسیما و تریبون دادن به چهرههای تندرو برای افشای اسرار نظام و توهین به کشورهای همسایه، هزینههای سنگینی را به امنیت ملی و سیاست خارجی کشور تحمیل کرده است. در حالی که سران قوا بر اتحاد و پیشبرد تفاهمهای حاکمیتی تاکید دارند، رسانه ملی با تبدیل شدن به «ملک شخصی یک جریان»، روزنه امید خارجیها برای ایجاد حفرههای نفوذ را گشوده است
رسانه ملی یا تریبون یک جناح خاصاندیش؟!
بسیاری از ناظران و فعالان سیاسی معتقدند که صداوسیما به جای آنکه بازتابدهنده سیاستهای کلان نظام و خواست عمومی باشد، به «خانه دوم تندروها» و پایگاه عملیاتی یک جناح خاص تبدیل شده است. حضور پررنگ چهرههای نزدیک به جبهه پایداری و افرادی که به صراحت علیه تصمیمات شورای عالی امنیت ملی موضع میگیرند، نگرانیهای جدی امنیتی را برانگیخته است. مهدی عربصادقی، فعال رسانهای، در این باره با لحنی هشدارآمیز میگوید: «آقایان نفوذ نه شاخ دارد و نه دم! حال که در صدا و سیمای جبلی-جلیلی تندروها بیهیچ واهمهای اسرار کشور را بر ملا میکنند و نظم ولایتمحور نظام را مخدوش میکنند، ما نیز هر آنچه آنها از مردم پنهان داشتهاند بیپروا افشا میکنیم! صدا و سیما شده بلندگوی جبهه پایداری؟ رسانهای که باید خط قرمز نظام باشد، امروز تبدیل به کارزار تسویهحساب جریانی شده است.»
این واگرایی از منافع ملی در برنامههای تحلیلی نیز به وضوح دیده میشود. برای نمونه، در برنامه «جریان» شبکه یک، روایتی هدفمند و از پیش آماده علیه محمود سریعالقلم، استاد برجسته علوم سیاسی مطرح شد که با واکنش منفی جامعه دانشگاهی همراه بود. منتقدان بر این باورند که این جریان ضد دانشگاهی در صداوسیما نه تنها نمیتواند جامعه هدف را قانع کند، بلکه به رویکرد عکس خود بدل شده و همبستگی ملی را نشانه رفته است. احمد زیدآبادی، روزنامهنگار، مینویسد: «بعید است مادامی که دستگاه عریض و طویل صدا و سیما در اختیار و کنترل عاشقان جنگ و دشمنان دیپلماسی است، دست و پا زدنهای فعالان ضدجنگ در گوشه و کنار فضای مجازی برای جلوگیری از تجاوزی دوباره علیه کشورمان به جایی برسد.» سردار حسین علایی، از فرماندهان دوران دفاع مقدس، نیز با انتقاد از روش غیرمتوازن صداوسیما در گفتگو با خبرآنلاین تاکید کرد: «اشکالی که وجود دارد این است که صداوسیما، روش متوازنی به کار نمیبرد. صداوسیما باید هر دو طرف را بیاورد تا مردم بتوانند برداشت درستی کنند. وقتی شما یک طرفه در مخالفت و موافقت کار میکنید این اتفاقات میافتد.»
اعتراض به عملکرد رسانه ملی اکنون به صحن مجلس نیز کشیده شده است. محمدمهدی شهریاری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با انتقاد از تریبون دادن به افراد تندرو گفت: «برخی نمایندگان در حین مذاکره میگویند جنگ که تمام شد با امارات کار داریم، با کویت کار داریم، با دنیا اعلام جنگ میکنند!»
الگوی تکراری حذف
رویکرد حذفی سازمان نسبت به چهرههایی چون جواد موگویی و حتی عادل فردوسیپور، نشاندهنده یک الگوی تکراری است که در آن رسانه ملی تلاش میکند به جای افزایش کیفیت و تنوع، تنها با خاموش کردن صداهای دیگر، روایت خود را به کرسی بنشاند. جواد موگویی در این باره اظهار داشته است که صداوسیما تلاش میکند یک روایت تنها در جامعه وجود داشته باشد و آن هم روایت خودش باشد، نه هیچ روایت دیگری. این زیادهخواهی در روایت، باعث شده به جای افزایش کیفیت برنامهها و تنوع در کارشناسان، رسانه ملی به یک ارگان تبلیغاتی برای جریانی خاص تبدیل شود که حتی به قیمت تضعیف امنیت ملی، حاضر به عقبنشینی از مواضع خود نیست. آنچه از برآیند نظرات مسئولان، نخبگان و بیانیههای رسمی دولت برمیآید، هشداری جدی درباره آینده مرجعیت رسانهای در ایران است.
تداوم این وضعیت نه تنها به جایگاه ریاست سازمان آسیب زده، بلکه کلیت نظام اطلاعرسانی کشور را با بحران مشروعیت مواجه کرده است. وقتی رسانهای که با بودجه عمومی اداره میشود، پیامهای رسمی و راهبردی رهبری درباره وحدت را نادیده گرفته و بلافاصله پس از آن به تفرقهافکنی دامن میزند، نشاندهنده وجود یک «دولت در دولت» رسانهای است که خود را فراتر از قانون و مصلحت میبیند.
دیدگاه تان را بنویسید