مخالفان توافق از «گندم ری» می‌خورند؟!

طهمورث گیلانی

پرونده پیچیده و چندلایه دارایی‌های بلوکه شده ایران در بانک‌های خارجی، در روزهای اخیر وارد فاز تازه‌ای از تنش‌های کلامی و رسانه‌ای شده است که فراتر از یک مبادله مالی ساده، ابعاد امنیت ملی، استقلال اقتصادی و معیشت عمومی را دربرمی‌گیرد. جرقه این جنجال بزرگ زمانی زده شد که جی‌دی ونس، معاون دونالد ترامپ، در پیشنهادی که بسیاری آن را توهین‌آمیز تلقی کردند، اعلام کرد که پول‌های مسدود شده ایران نباید به صورت نقد در اختیار تهران قرار گیرد، بلکه باید تحت نظارت دقیق آمریکا و قطر، صرفاً صرف خرید محصولات کشاورزی تولید شده در مزارع ایالات متحده شود. این اظهارات که به سرعت با واکنش‌های زنجیره‌ای در داخل کشور روبرو شد، بار دیگر شکاف‌های عمیق میان جریان‌های سیاسی را آشکار کرد؛ جایی که یک سو از لزوم تامین نیازهای اساسی مردم سخن می‌گوید و سوی دیگر، هرگونه معامله با واشنگتن را «معامله خون با گندم» توصیف می‌کند.

بسته حمایتی برای کشاورزان آمریکا

پیشنهاد مطرح شده از سوی مقامات کاخ سفید، تصویری از یک سازوکار کنترلی شدید را ترسیم می‌کند که در آن دارایی‌های ملی ایران به جای بازگشت به چرخه تولید و زیرساخت، به «اعتبار خرید» تبدیل می‌شوند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در اظهارات اخیر خود درباره برنامه آمریکا برای دارایی‌های بلوکه شده آمریکا گفت: «بازار جدیدی در راه است و نام آن کشور دوست‌داشتنی ایران است. ایران جای زیبایی است. کسی دوست دارد به آنجا برود؟ آن‌ها با کمبود مواد غذایی روبه‌رو هستند و ما بخشی از پولشان را برمی‌داریم و صرف خرید محصولات می‌کنیم. قرار است مقدار زیادی گندم، سویا و ذرت از کشاورزان آمریکایی بخرند و این روند به‌زودی آغاز خواهد شد. این یک معامله بزرگ خواهد بود.»

این مدل پیشنهادی، در واقع به معنای آن است که آمریکا نه تنها از بازگرداندن نقدینگی به ایران سر باز می‌زند، بلکه با ایجاد یک چرخه مالی بسته، تضمین می‌کند که این دلارها مجدداً به اقتصاد داخلی این کشور بازگردد.

تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که این طرح بیش از آنکه یک راهکار بشردوستانه باشد، یک «بسته حمایتی برای کشاورزان آمریکایی» است. آمریکا در نظر دارد کالاهایی را که قیمت جهانی نوسانی دارند و ممکن است در بازارهای دیگر ارزان‌تر در دسترس باشند، با قیمت‌های تحمیلی به ایران بفروشد. این یعنی واشنگتن قصد دارد کلید خزانه ایران را در دست داشته باشد و تنها زمانی اجازه خروج منابع را بدهد که سود آن مستقیماً به جیب تولیدکنندگان آمریکایی برود. این موضوع، یعنی سلب حق حاکمیت ایران بر منابع مالی خود، به اصلی‌ترین نقطه ثقل مخالفت‌ها در فضای داخلی تبدیل شده است.

واکنش‌های تند داخلی

در داخل کشور، اولین واکنش‌های رسمی با لحنی تدافعی و همراه با تکذیب همراه بود. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس که خود ریاست تیم مذاکره‌کننده را در این مقطع بر عهده دارد، در یادداشتی تند، ادعاهای آمریکا را دروغین خواند. او با استفاده از استعاره‌های کشاورزی نوشت: «تنها محصولی که ما برداشت می‌کنیم، همان چیزی است که شما سال‌ها پیش کاشته‌اید: دهه‌ها بی‌اعتمادی!» قالیباف با تاکید بر اینکه این محصول «کاملاً ارگانیک و بومی» است، تلاش کرد تا شائبه پذیرش شروط تحمیلی آمریکا را از دامن تیم مذاکره‌کننده پاک کند.

اما در لایه‌های تندروتر سیاسی، انتقادات از مرز تکذیب گذشت و به اتهامات سنگین بدل شد. فواد ایزدی، از چهره‌های صدا و سیمایی، با طرح موضوع سلامت محصولات آمریکایی، واردات گندم و سویا را یک تهدید بیولوژیک توصیف کرد. او مدعی شد که به دلیل تراریخته بودن این محصولات، بسیاری از کشورهای جهان ورود آن‌ها را منع کرده‌اند و پرسید: «آیا رژیم آمریکا که بیش از ۴۰۰۰ نفر از مردم ایران را شهید کرده، محدودیت اخلاقی دارد که این محصولات را مسموم نکند؟» این نگاه، توافق احتمالی را نه یک گشایش اقتصادی، بلکه نقشه‌ای برای دور زدن محدودیت‌های کنگره آمریکا و صادرات محصولات مضر به ایران از طریق واسطه‌هایی چون قطر می‌بیند.

تبدیل دارایی‌های نقد ملی به «اعتبار خرید» محصولات کشاورزی، از سوی منتقدان به عنوان نقشه‌ای برای سلب حاکمیت ایران بر خزانه خود و تبدیل منابع ارزی به بسته حمایتی برای کشاورزان آمریکایی توصیف شده است. این طرح با ایجاد وابستگی غذایی، عملاً مدیریت اموال ایران را به تایید واشنگتن و قطر گره می‌زند

گندم ری یا گندم واشنگتن؟

شدت مخالفت‌ها به فضای مذهبی و منبرهای نماز جمعه نیز کشیده شده است. حسن عباسی با انتشار مطلبی در فضای مجازی، با شبیه‌سازی تاریخی، مذاکره‌کنندگان را به «عمر سعد» تشبیه کرد که با وعده گندم ری، با خون امام حسین (ع) معامله کرد. او با لحنی هشدارآمیز نوشت: «از این گندم هم نخواهید خورد!» این نوع ادبیات نشان‌دهنده عمق شکافی است که در بدنه حامیان نظام ایجاد شده است. احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد نیز با انتقاد شدید از احتمال تایید شروط آمریکا، خطاب به مسئولان گفت: «با چه کسی می‌خواهید معامله کنید؟ با قاتل آقای شهیدان می‌خواهید معامله کنید؟»

این فشارها تنها به کلام محدود نمانده و در قالب پلاکاردها و تجمعات نیز خود را نشان داده است. شعارهایی نظیر «وای بر ما که بخواهیم خون پیشوای خود را با گندم معامله کنیم» نشان‌دهنده این است که موضوع خرید محصولات کشاورزی، از یک بحث فنی اقتصادی به یک نماد حیثیتی و ایدئولوژیک تبدیل شده است. مخالفان بر این باورند که پذیرش این تهاتر، به معنای تسلیم در برابر اراده دشمن و پذیرش وابستگی دائمی غذایی به کشوری است که سال‌هاست سخت‌ترین تحریم‌ها را علیه ملت ایران اعمال کرده است.

دفاع همتی از منافع ملی

در مقابل این موج سهمگین انتقادات، عبدالناصر همتی، رئیس‌کل بانک مرکزی، کوشید تا با نگاهی فن‌سالارانه از موضع دولت دفاع کند. او ضمن تکذیب وجود هرگونه «اجبار» برای خرید از آمریکا، دریچه‌ای از واقع‌گرایی را گشود و اعلام کرد: «اگر نرخ و کیفیت نهاده‌های آمریکایی در مقایسه با سایر کشورها مناسب‌تر باشد، مانعی برای خرید از آن کشور نداریم.» همتی با اشاره به اینکه در سال‌های گذشته نیز خریدهای جهاد کشاورزی از طریق شرکت‌های بزرگ آمریکایی و اروپایی انجام شده، تاکید کرد که هدف اصلی، دسترسی بانک مرکزی به منابع ارزی برای تامین دارو و کالای اساسی مردم است.

او استدلال کرد که ایران سالانه به میلیاردها دلار کالای اساسی نیاز دارد و برای کشور فرقی نمی‌کند که این کالاها از چه منبعی تامین شوند، مشروط بر اینکه کیفیت و قیمت رقابتی باشد. این دیدگاه بر این پایه استوار است که اگر بتوان از منابع مسدودی برای خریدهای ضروری استفاده کرد، می‌توان درآمدهای جاری نفتی را ذخیره و در بخش‌های زیربنایی سرمایه‌گذاری کرد. این رویکرد، در واقع تلاشی است برای جدا کردن نیازهای معیشتی مردم از بازی‌های سیاسی و جناحی.

نگاه کارشناسی به امنیت غذایی

یکی از نکاتی که در هیاهوی تندروها نادیده گرفته شده، ابرچالش آب در ایران است. کارشناسان فنی معتقدند که با توجه به وضعیت وخیم سفره‌های آب زیرزمینی و خشکسالی‌های پی‌درپی، ادامه کشاورزی سنتی و اصرار بر خودکفایی در محصولات آب‌بر مانند گندم و ذرت در تمامی مناطق، می‌تواند به قیمت نابودی کامل منابع طبیعی کشور تمام شود. در چنین شرایطی، واردات محصولات کشاورزی در ازای منابع مالی آزاد شده، نه تنها یک ضعف نیست، بلکه می‌تواند فرصتی برای «واردات آب مجازی» و تنفس دادن به دشت‌های تشنه ایران باشد.

در حالی که تندروها با استعاره‌های تاریخی هرگونه مبادله را «معامله خون با گندم» می‌نامند، کارشناسان فنی واردات محصولات آب‌بر را ضرورتی برای نجات دشت‌های تشنه ایران و تامین معیشت مردم می‌دانند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا منافع ملی فدای بازی‌های جناحی خواهد شد یا دیپلماسی راهی برای گشایش سفره مردم می‌یابد؟

ایران ناگزیر است برای حفظ امنیت غذایی خود، زنجیره تامین کالا را متنوع کند. اگرچه تکیه بر کشورهایی مثل روسیه و برزیل به دلیل شرایط سیاسی بهتر توصیه می‌شود، اما کارشناسانی همچون حشمت‌الله فلاحت‌پیشه معتقدند که نباید خود را از بازارهای جهانی محروم کرد. او پیشنهاد می‌دهد که با تشکیل اتاق‌های مشترک بازرگانی، ایران باید از موضع قدرت و بر اساس استانداردهای سلامت خود، اقدام به خرید کند تا نیاز مردم که می‌تواند دردی از ملت دوا کند، بیش از این دست‌مایه بازی‌های جناحی نشود.

تقابل قالیباف و اقلیت تندرو

این چالش‌ در ایران امروز به انتقادات تندروها در خصوص مفاد تفاهم خلاصه نمی‌شود و این اقلیت پر سر و صدا هر جایی که بتوانند ورود می‌‌کنند. نمایندگان تندرو مجلس که در ماه‌های اخیر منتقد جدی روند مذاکرات بوده‌اند، مدعی هستند که تعطیلی مجلس برای جلوگیری از نظارت آن‌ها بر توافقات صورت گرفته است. آن‌ها با تهدید به تحصن و اصرار بر بازگشایی صحن علنی، به دنبال آن هستند تا هرگونه توافق احتمالی را تحت فشار قرار دهند. اما واقعیت سیاسی مجلس نشان می‌دهد که اکثریت نمایندگان همچنان حامی مدیریت قالیباف هستند.

در این میان، تحلیلگران سیاسی معتقدند که اگر صحن علنی گشوده شود، قالیباف به عنوان رئیس تیم مذاکره‌کننده باید پاسخگوی تمامی انتقادات باشد. برخلاف دوران برجام که پیکان حملات به سمت ظریف و روحانی بود، این بار قصه متفاوت است و مسئولیت مستقیم توافق بر عهده چهره‌ای است که خود از بدنه اصولگرایی برخاسته است. این موضوع باعث شده تا تندروها در موقعیت دشواری قرار گیرند؛ چرا که حمله به توافق، به معنای حمله به ریاست مجلسی است که خود به او رای داده‌اند و در چنین شرایطی که از مدل سابق خود در دوران روحانی نمی‌توانند استفاده کنند به موضوعات حاشیه‌‌ای مثل نوع محصولات ورودی از آمریکا روی آورده‌اند. 

معیشت مردم فراتر از شعارهای سیاسی

آنچه در این میان اهمیت حیاتی دارد، وضعیت معیشتی مردمی است که زیر بار تورم و کمبود کالاها کمر خم کرده‌اند. دونالد ترامپ با لحنی تحقیرآمیز از «مردم گرسنه ایران» سخن می‌گوید تا موضع خود را در مذاکرات تقویت کند، اما در داخل نیز برخی جریان‌ها با نادیده گرفتن نیازهای فوری جامعه، تنها به دنبال تامین منافع سیاسی و جناحی خود هستند. محسن رهامی، فعال سیاسی، به درستی اشاره می‌کند که مخالفت تعداد قلیلی از تندروها نباید مانع از اجرای سیاست‌های کلان نظام برای صلح و رفع مشکلات اقتصادی شود.

پیشنهادهایی نظیر آنچه حسین موسویان درباره خرید هواپیماهای مسافربری آمریکایی و نوسازی ناوگان هوایی مطرح کرده، نشان می‌دهد که می‌توان از فرصت آزادسازی اموال برای پروژه‌های بزرگ‌تر و ماندگارتر استفاده کرد. ایران نه مانعی برای سرمایه‌گذاری آمریکا دارد و نه منفعتی در ادامه تنش‌های بی‌حاصل. آنچه ملت ایران به آن نیاز دارد، بازگشت عزت‌مندانه دارایی‌های ملی و صرف آن در مسیری است که هم سفره مردم را آباد کند و هم زیرساخت‌های کشور را از فرسودگی نجات دهد. بازی با کلمات و استعاره‌های تاریخی، دردی از سفره‌های خالی دوا نخواهد کرد و زمان آن رسیده است که منافع ملی، بر شعارهای جناحی پیشی بگیرد.