گزارش میدانی «توسعه ایرانی» از وضعیت امنیتی دانشگاهها پس از تعطیلی پنجماهه
موج احضار، احکام تعلیق و اخراج در فضای ابهام
طهمورث گیلانی
بازگشایی دانشگاهها پس از یک وقفه طولانی پنجماهه، بهجای آنکه نویدبخش بازگشت به روال عادی آموزش باشد، با موجی از احضارها، تشکیل پروندههای انضباطی و تعلیقها همراه شده است. دانشگاه که پس از اعتراضات دیماه و تداوم آن تا اوایل اسفندماه، عملاً در وضعیتی نیمهتعطیل به سر میبرد، اکنون در حالی میزبان دانشجویان تحصیلات تکمیلی است که سایه سنگین کمیتههای انضباطی بر تمامی دانشکدهها سنگینی میکند. گزارشهای میدانی و روایتهای دانشجویان از دانشگاههای شاخص تهران و شهرستانها نشان میدهد که نهتنها تعداد احضارها به شکلی تصاعدی افزایش یافته، بلکه روندهای قانونی و رعایت شیوهنامههای انضباطی به چالش اصلی میان بدنه دانشجویی و مدیریت دانشگاه تبدیل شده است. در این میان، تشدید برخوردها همزمان با تحولات منطقهای و شرایط جنگی، ابهامات درباره آینده تحصیلی دهها دانشجو را دوچندان کرده است.
دانشگاه بهشتی؛ محرومیت از تحصیل در پوشش تعلیقهای اداری
امیررضا، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی که خود بهتازگی طعم تعلیق را چشیده است، وضعیت این دانشگاه را چنین روایت میکند: «معاونت دانشجویی آمار تعلیقیها را ۷ نفر اعلام کرده است اما ما تا بیش از 20 مورد آمار در اختیار داریم که سامانههای آموزشی ایشان مسدود شده، در مقاطعی بازگشایی شده و در حال حاضر نیز بعضاً کماکان مسدود است و اساساً تکلیف آنها مشخص نیست که به طور کلی قصد انجام چه اقدامی را دارند. اما این افراد نه تنها سامانههایشان مسدود شده، بلکه طبق اظهارات خود معاونت دانشجویی، سرفصلهای ترمی آنان حذف شده است؛ به این معنا که این دانشجویان عملاً محروم از تحصیل محسوب میشوند. حال اینکه میتوانند در کلاسها شرکت کنند یا از ایشان امتحان اخذ شود، بدین معناست که چنانچه امتحانی از آنها گرفته شود، نمره آنان فاقد اعتبار خواهد بود.»
این دانشجو وضعیت خود را چنین تشریح میکند: «در حال حاضر به بنده خوابگاه تعلق نگرفته و سامانههای تغذیه من نیز مسدود است. با وجود بازگشایی دانشگاه، بنده که در مقطع کارشناسی ارشد بر پایاننامه تمرکز دارم، عملاً محروم از تحصیل هستم. دانشگاه نیز اعلام کرده است که ما از وزارت علوم جهت تمدید یکماهه این وضعیت مجوز اخذ کردهایم و مجدداً نیز مجوز خواهیم گرفت و اجازه نخواهیم داد به شما خوابگاه واگذار کنند. یعنی این موضوع را رسماً به بنده ابلاغ کردند.»
دانشجوی کارشناسی ارشد شهید بهشتی، در ادامه به هرجومرج در اطلاعرسانی و برگزاری جلسات اشاره کرده و میگوید: «در خصوص نحوه اطلاعرسانی، حقیقتاً هیچگونه اطلاعی داده نشده است. یعنی هیچ طرح و برنامهای نداشتند و صرفاً قصد داشتند موضوع را در حالت تعلیق نگاه داشته و همین روند تعلیق را استمرار بخشند. تا اینکه شخصاً سهشنبه هفته گذشته به دانشکده و معاونت دانشجویی مراجعه کردم و مشاجره سختی داشتم که این چه وضعیتی است و خوابگاه را به من واگذار کنید؛ گفتند خوابگاه به شما تعلق نمیگیرد. شما اصلاً حذف ترم شدید، بلکه عملاً محروم از تحصیل هستید. ایشان بسیار اعتقاد داشت که من این واژه را به کار نبرم، اما اگر ننوشتهاید، حتماً مرقوم بفرمایید که برخی از دانشجویان به طور کامل محروم از تحصیل هستند.»
این دانشجوی به گفته خود محروم از تحصیل ادامه میدهد: «پس از آن مقطع، به یاد آوردند که دستکم تشکیل کمیتهها را آغاز کنند. حتی در زمانی که بنده در جلسه با معاونت دانشجویی حضور داشتم، تازه به خاطر آوردند و تماس گرفتند که برگزاری کمیتهها را آغاز کنیم و تماسها برقرار شد. طبق قاعده پنج روز زمان لازم است، اما بنده روز بعد مراجعه کردم. با توجه به اینکه در ابتدا اندکی خوشبین بودم که شاید با توجه به اینکه اقدام خاصی انجام ندادهام تبرئه شوم، و مورد خاصی نیز علیه بنده وجود ندارد، و در صورت تبرئه شاید خوابگاه تعلق بگیرد اما به هر ترتیب با ما تماس گرفتند و گفتند تشریف بیاورید. ما به آنجا مراجعه کردیم و اتهامات ما افزون شد. مثلاً به من گفتند اتهام شما «ایجاد آشوب و بلوا» است اما دو عنوان دیگر یعنی عدم رعایت شئونات و توهین به مقدسات هم اضافه کردند که اصلا نمیدانم مبنای این اتهامات چه بوده است.»
امیررضا با انتقاد از عدم تسلط اعضای کمیته به قوانین میافزاید: «به نظرم میآمد هر پنج عضو کمیته که نشسته بودند، به علاوه آن خانم دبیر کمیته که به جلسه اضافه شده بود، هیچکدام حتی یک بار تا این لحظه شیوهنامهها و آییننامهها را مطالعه نکردهاند. افراد حاضر در هیچکدام از فرآیندهای قانونی حتی حاضر نبودند خود را معرفی کنند. تصور کنید بنده به جلسه کمیته رفتهام و پرسیدم آقا نام خانوادگی شما چیست؟ گفت نام خانوادگی من به درد شما نمیخورد. دبیر و رئیس شورای انضباطی صحبت زیادی نمیکنند و فقط نماینده نهاد رهبری صحبت میکند. معاون دانشگاه در پاسخ به ابهامات قانونی که مطرح کردم، گفت: «شما چرا اصلاً قانون خواندهاید؟» قصد ما این است که شما اینجا بیایید و صحبتهای خود را بگویید. با توجه به این شرایط من بسیار بدبین هستم به نظر میآید احکام سنگینی در شهید بهشتی صادر کنند؛ چون در ظاهر ادعای کمک میکنند اما اخباری که به گوش میرسد متفاوت است. علت این برخوردها هم به نظرم ساده است؛ یعنی دستکم با توجه به میزان مدرکی که من دیدم، عملاً چیزی علیه ما نداشتند.»
تفهیم اتهام تلفنی و سایه سنگین حراست در دانشگاه تهران
در سوی دیگر، دانشگاه تهران نیز وضعیتی مشابه اما با ابعادی متفاوت را تجربه میکند. میرحسین، از فعالان دانشجویی این دانشگاه، از اتهامات شفاهی و برخوردهای سلیقهای حراست خبر میدهد: «در دانشگاه تهران با چند نفر ارتباط برقرار و تفهیم اتهام کردهاند. در دانشگاه تهران هنوز جلسه بدوی کمیته تشکیل نشده، جز دو نفر که دو ترم تعلیق گرفتند و یکی از آنها هنوز در زندان است، از برگزاری کمیته دیگری خبر ندارم. نکتهای در مورد روند آن بگویم؛ به بچههایی که در شهرستان بودند زنگ زدند و تفهیم اتهام تلفنی صورت گرفت و مهلت دو روزهای دادند تا دفاعیه بفرستند. نکته عجیبی که در روند بچههای تهران، به چشم میآمد این بود که به آنها گفتند به خاطر شماست که بچههای میناب شهید شدند و این حرفها را شروع کردند که اندکی ترسناک است. با این رویکرد اگر حکم صادر کنند، شدید خواهد بود. اما هنوز دانشگاه تهران حکمی صادر نکرده است.»
میرحسین به محدودیتهای فیزیکی در پردیسهای دانشگاه نیز اشاره میکند: «در پردیس دانشکده فنی دانشگاه تهران (امیرآباد)، ورود دانشجویان کارشناسی ممنوع است مگر مجوز کارگاهی یا آزمایشگاهی داشته باشند. دوستانی از مقطع کارشناسی بودند که موقع ورود حتی با مجوز، به آنها گفته شده بود ممنوعالورود هستید؛ مشخص نیست به طور رسمی بوده یا غیررسمی یا چون آنها را شناخته بودند نمیخواستند راه بدهند، اما اقدام به اخذ تعهد کردند. در مورد علت برخوردها و شرایط دانشگاه، بیشتر کسانی که با آنها مواجهه داشتم، در مرحله تفهیم اتهام بودند اکثر عکسهایی که در کمیته به عنوان سند به بچهها نشان میدادند، همانهایی بود که در کانالهای منتسب به بسیج منتشر شده بود. فکر کنم یک هفته بود که در این کانالها گزارش مینوشتند و مشخصات دانشجوهای معترض را میگذاشتند و اکثراً همان عکس را نشان میدهند که مرتبط با تجمعات اوایل اسفند است. موضوع جالب در دانشگاه تهران این است که تجمعات اصلاً به طور کامل شکل نمیگرفت؛ حتی برخی تجمعاتی که برگزار میشد با موضوعات همسو با دانشگاه و بسیج شکل میگرفت و به هر روشی نمیگذاشتند صدایی جز صدای خودشان بلند شود و برخورد میکردند. افرادی هم حضور داشتند که با هر چه در دستشان بود حمله میکردند و میزدند.»
تفتیش عقاید در دانشگاه شریف
دانشگاه صنعتی شریف نیز که همواره کانون توجهات بوده، این بار با سرعت بالایی در حال صدور احکام است. مریم، فعال دانشجویی این دانشگاه، از تفتیش عقاید در جلسات سخن میگوید: «در مورد دانشگاه شریف و روند کمیتهها و چگونگی تشکیل این حجم پرونده در زمان کوتاه میتوان گفت از همان اوایل اردیبهشت تماسهای کمیته انضباطی را شروع کردند. به تهرانیها گفتند سهشنبه هشتم اردیبهشت باید برای جلسه تفهیم اتهام در دانشگاه حاضر باشند. به بچههای خوابگاهی هم گفتند خوابگاه تعلق نمیگیرد. تفهیم اتهام و جلسه اصلیشان کلاً چهارشنبه بود. به بچههای شهرستانی گفته بودند بلیت بگیرید و به تهران بیایید و پس از تایم اداری به شهرتان برگردید. روند تشکیل پرونده به این صورت بود که از طریق گزارشهای حراست به افراد رسیدند و طبق ادعای خودشان، اسامی از سمت نهادهای امنیتی ابلاغ شده است. تاکنون حدود ۳۰ نفر احضار شدهاند. به ما گفتند بیشتر از اینها هستند؛ شنیدهها حاکی از این است که دستکم ۳۰ تا ۴۰ نفر دیگر این ماه احضار میشوند. این تعداد به تدریج بیشتر از صد نفر هم خواهد شد. چون پیش از این در اواخر بهمن و اوایل اسفند عدهای تفهیم اتهام شدند اما جلسه برگزار نشد. حداقل شش دانشجو هم که حکم بدوی اخراج دریافت کردهاند و تا پنچ سال اجازه تحصیل ندارند. خود جلسات به این شکل است که هنگام احضار نمیگویند به چه دلیل و تحت کدام اتهام؛ وقتی مواردی را نشان دادند و وارد جلسه شد، اغلب میپرسند نظر خودت چیست؟ سوالاتی میپرسند مثلا میپرسند: شما فکر میکنید چقدر در خون شهیدان این جنگ شریک هستید؟ و ادامه میدهند که شما در خون کشتهشدگان میناب شریکید؛ نظر شما راجع به شهیدان گرانقدر چیست؟ که جنسی از تفتیش عقاید دارد. یا مثلاً فرد دیگری عضو دانشجویی کمیته که از اعضای بسیج است، میگوید نظام خیلی لطف کرده که اکنون اینجا نشستهاید و فقط کمیتهای میشوید.»
هشدار نسبت به تضعیف نهاد دانشگاه و استقلال علمی
در حالی که در دانشگاههای پایتخت فضا بهشدت امنیتی توصیف میشود، علیرضا بهادریان، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس، تصویری متفاوت از مدیریت بحران در جنوب کشور ارائه میدهد، هرچند او نیز نگران کلیت فضای دانشگاهی است: «دانشگاه خلیج فارس در جریان رویدادهای اعتراضی آن دوره، یکی از دانشگاههایی بود که دانشجویان آن حضور فعال و مطالبهگرانهای داشتند. بخشی از این حضور در قالب برگزاری مراسم یادبود برای جانباختگان، طرح مطالبات دانشجویی و برخی تجمعات و اعتراضات مدنی در محیط دانشگاه شکل گرفت. دانشجویان در آن مقطع تلاش کردند مطالبات خود را از مسیرهای مدنی و دانشجویی پیگیری کنند و خوشبختانه مدیریت وقت دانشگاه نیز تا حد زیادی کوشید مسائل را در چارچوب دانشگاه مدیریت کند و اجازه ورود نهادهای دیگر به دانشگاه را نداد. بر اساس اطلاعاتی که در اختیار ما قرار دارد، در روزهای پس از این اعتراضات تعدادی از دانشجویان به کمیتههای انضباطی فراخوانده شدند و تذکراتی به آنان داده شد.»
دانشگاه شهید بهشتی آمار احکام تعلیقی را 7 نفر اعلام کرده است، اما دانشجویان این دانشگاه از 20 مورد احضار به کمیته خبر میدهند. دانشگاه تهران دو حکم قطعی صادر کرده است و روایتها از تعداد دانشجویان احضار شده به کمیته عددی بین 10 تا 200 دانشجو است. دانشگاه شریف تا این لحظه شش نفر را اخراج کرده است و تاکنون بیش از ۳۰ نفر به کمیتههای انضباطی احضار شدهاند. دانشجویان دانشگاه علم و صنعت نیز از احضار 40 نفر به کمیتهی انضباطی خبر دادهاند
بهادریان ادامه میدهد: «در دانشگاه خلیج فارس شاهد برخوردهای شدید انضباطی نظیر اخراج یا تعلیق گسترده دانشجویان نبودیم و فضای دانشگاه نسبت به بسیاری از دانشگاههای دیگر کشور از تنش کمتری برخوردار بود. با این حال، آنچه اهمیت دارد این است که نمیتوان نسبت به اتفاقاتی که در برخی دیگر از دانشگاههای کشور، بهویژه دانشگاههای بزرگ و پایتخت رخ داده، بیتفاوت بود. گزارشهای متعددی از احضار، تعلیق، محرومیت از تحصیل و برخوردهای انضباطی با دانشجویان منتشر شده است، روندی که از نگاه ما نه تنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه میتواند شکاف میان دانشگاه و نهادهای تصمیمگیر را عمیقتر کند. دانشجو مجرم نیست که نخستین پاسخ به مطالبهگری او محرومیت و برخورد انضباطی باشد. دانشگاه اساساً بر پایه آزادی اندیشه، نقد و گفتوگو شکل گرفته است و هر اقدامی که این فضا را محدود کند، در نهایت به تضعیف سرمایه علمی و اجتماعی کشور منجر خواهد شد.»
بحران بروکراتیک و احکام پیامکی در علم و صنعت
در دانشگاه علم و صنعت، روندها حتی از حالت حضوری نیز خارج شده است. محمد، فعال دانشجویی این دانشگاه، از صدور احکام پیامکی خبر میدهد: «دقیقا از تعداد احضارها خبر ندارم، چون دیتای مشخص نداریم ولی انگار در یک برههای برای 40 نفر پیامک رفته بود و لیست داده بودند. احضارها به کمیته به صورت پیامک به دانشجویان ارسال شده بود. از این افراد خواسته نشده بود که در جلسه کمیته حضور پیدا کنند بلکه گفتند دفاعیه خود را به اتهامی که تفهیم نشده در ایمیلی مشخص بفرستید و بعد هم با همان ارسال پیامک حکمها را ارسال کردند و گفتند اگر درخواست تجدیدنظر دارید مجدد ایمیل کنید. دقیقا تعداد احکام را به یاد ندارم ولی هم توبیخ داشتیم و هم تعلیق. روند کمیتهها به این شکل بوده که دفاعیه ایمیل میشده و بعد حکم را پیامک میکردند. به نظر من این روند کمیتهها کاملا حاصل بحران عمیق بروکراتیک است. بحث این نیست که توان بروکراتیک ندارند و مجبور هستند فراقانونی و شبیه تفتیش عقاید قرون وسطایی عمل کنند، بلکه عمیقا تاثیر گرفته از عقاید قرون وسطاییای که «اگر متهم شدی تا حدی مجرم هستی» پیش میروند.»
دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس: «در دانشگاه خلیج فارس شاهد برخوردهای شدید انضباطی نظیر اخراج یا تعلیق گسترده دانشجویان نبودیم و فضای دانشگاه نسبت به بسیاری از دانشگاههای دیگر کشور از تنش کمتری برخوردار بود. اما در عین حال نمیتوان نسبت به اتفاقاتی که در برخی دیگر از دانشگاههای کشور، بهویژه دانشگاههای بزرگ و پایتخت رخ داده، بیتفاوت بود. روندی که از نگاه ما نه تنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه میتواند شکاف میان دانشگاه و نهادهای تصمیمگیر را عمیقتر کند.»
این در حالی است که بررسیهای حقوقی نشان میدهد بخشی از این اقدامات با شیوهنامههای انضباطی مصوب در تضاد است. در بسیاری از دانشگاهها، احکام صرفاً بر اساس گزارشهای مکتوب حراست و بدون ارائه سند یقینی صادر میشود که نقض «اصل ارائه مبانی تصمیم» است. همچنین، استناد به تصاویر فضای مجازی و پروفایلهای شخصی دانشجویان، با «اصل عدم تجسس» مندرج در ماده ۱۵ شیوهنامه انضباطی مغایرت دارد. در دانشگاه شریف، حتی برای توجیه تجسس در فضای مجازی به ماده ۳۲ (تخلفات رایانهای) استناد شده است، در حالی که این ماده مربوط به هک و جاسوسی است و حداکثر مجازات آن منع موقت از تحصیل است، نه اخراج. علاوه بر این، برگزاری مجازی جلسات و تفهیم اتهام تلفنی، با ماده ۶۵ و ۷۷ شیوهنامه که بر ضرورت مصاحبه حضوری و ابلاغیه رسمی تأکید دارد، در تناقض است. عدم رعایت فاصله پنجروزه میان احضار و جلسه نیز از دیگر تخلفات رویهای گزارش شده است.
نقض سیستماتیک شیوهنامهها و آینده مبهم دانشگاه
معصومه، فعال دانشجویی که پروندههای متعددی را در دانشگاههای مختلف دنبال کرده است، تصویری جامع از این «آشفتگی حقوقی» ارائه میدهد: «اوضاع بسیار نامساعد است. حقیقتاً بنده با استناد به اطلاعاتی که از حدود چهار دانشگاه در اختیار دارم، میتوانم اظهار کنم که تقریباً هر فردی که در آن بازه زمانی یکهفتهای پیش از آغاز جنگ از مجاورت تجمعات عبور کرده، با پرونده انضباطی مواجه شده است. در خصوص دانشگاه صنعتی شریف، با افراد بسیاری تماس حاصل شده و جهت حضور در کمیته انضباطی دعوت به عمل آمده است. از این تعداد، تا جایی که اطلاع دارم، پنج تا شش نفر با حکم اخراج از دانشگاه و محرومیت از شرکت در آزمون به مدت پنج سال مواجه شدهاند؛ البته این احکام تا زمانی که به تأیید کمیته مرکزی نرسد، قابلیت اجرایی نخواهد داشت.» این فعال دانشجویی ادامه میدهد: «در دانشگاه تهران، تا آنجایی که مطلع هستم، برای بیش از ۱۰۰ نفر و شاید حتی دستکم ۱۵۰ نفر پیامک ارسال شده یا تماس تلفنی برقرار شده است. بنده مستقیماً امور مربوط به حدود ۵۰ مورد از این پروندهها را پیگیری کردم. موارد کاملاً مشابه یکدیگر هستند و احضارها به صورت انبوه صورت میگیرد؛ بدین شکل که مسئولان مربوطه فهرستی در اختیار دارند و مطابق آن تماس میگیرند و اتهامی واحد را برای همگان تکرار میکنند: «آشوب و بلوا، حضور فعال در تجمعات غیرقانونی و سردادن شعارهای ساختارشکنانه، توهین به شعائر اسلامی و ملی و ایجاد اخلال و وقفه در برنامههای جاری دانشگاه تهران.»
گزارشها حاکی از نقض سیستماتیک شیوهنامههای انضباطی، از جمله تفهیم اتهامهای تلفنی، تفتیش عقاید در جلسات کمیته و صدور احکام سنگین بر اساس گزارشهای غیرمستند حراست است. این روند که با بیتوجهی به استقلال علمی و آزادی بیان پیش میرود، منجر به شکلگیری یک بحران بروکراتیک و حقوقی عمیق در دانشگاههای شاخص کشور شده است
معصومه با تحلیل جمعیتشناختی احضارشدگان میگوید: «میتوانم بیان کنم که بالغ بر 90 درصد این افراد، دانشجویان مقطع کارشناسی هستند که حدود 80 درصد آنها را دانشجویان دختر تشکیل میدهند و کاملاً مشخص است که این افراد گزینش شدهاند. بسیاری از آنان، دانشجویان خوابگاهی هستند. جالبترین روند برای بنده، روند جاری در دانشگاه تهران است. این دانشگاه به هیچ عنوان موازین قانونی را رعایت نمیکند؛ به این دلیل که حجم پروندهها بسیار زیاد است. تماس گرفته و اعلام کردهاند که دفاعیه خود را ارسال کنید تا جلسه بعدی برگزار شود.»
وضعیت فعلی دانشگاهها براساس آنچه از سطور گذشته و اظهارات دانشجویان برمیآید، نشاندهنده شکافی عمیق میان بدنه دانشجویی و نهادهای مدیریتی است. نادیده گرفتن فرآیندهای قانونی در کمیتههای انضباطی و صدور احکام سنگین بر پایه گزارشهای غیرمستند، محیط علمی را به فضایی سرشار از سوءظن و ناامیدی تبدیل کرده است. با توجه به تداوم احضارها و نامشخص بودن سرنوشت تحصیلی صدها دانشجو، به نظر میرسد دانشگاه در ماههای پیش رو همچنان کانون چالشهای جدی حقوقی و صنفی باقی بماند.
دیدگاه تان را بنویسید