آقای نماینده زیر ذره‌‌بین اعتبارسنجی دانشگاه

طهمورث گیلانی

در روزگاری که ایران پس از پشت سر گذاشتن تلاطم‌های سخت و فشارهای فرساینده بین‌المللی، بیش از هر زمان دیگری به آرامش، ثبات و بازسازی پیوندهای گسسته دیپلماتیک نیاز دارد، تریبون‌های رسمی شاهد طنین صداهایی است که گویی با ساعت ثبات و صلح کوک نشده‌اند. علی خضریان، نماینده تهران و از چهره‌های محوری جبهه پایداری، در ماه‌های اخیر به کانون حواشی مبدل شده است که نه تنها مرزهای داخلی، بلکه مناسبات منطقه‌ای ایران را نیز تحت‌الشعاع قرار داده است. در حالی که بدنه اجرایی کشور و نهادهای عالی تصمیم‌ساز در تلاش‌اند تا ایران را از گردنه پرفشار پس از درگیری‌های نظامی و تنش‌های بین‌المللی عبور دهند، رویکرد خضریان و هم‌فکران او در کمیسیون امنیت ملی، پرسش‌های جدی را درباره اهداف راهبردی این جریان سیاسی برانگیخته است. سعی کردیم در این متن به بررسی زنجیره‌ای از اظهارات و اقداماتی بپردازیم که از تهدید مستقیم همسایگان تا افشای اطلاعات حساس صنعتی و ابهامات در سوابق تحصیلی وی را دربرمی‌گیرد؛ اقداماتی که در نگاه بسیاری از کارشناسان، مصداق بارز سنگ‌اندازی در مسیر مدیریت کلان کشور در یک برهه تاریخی و حساس تلقی می‌شود.

دیپلماسی تهدید

بخش بزرگی از چالش‌های ایجاد شده توسط این نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی، به ادبیات تهاجم و تهدید در حوزه سیاست خارجی بازمی‌گردد. در شرایطی که ایران تلاش می‌کند با اتکا به دیپلماسی فعال، سایه تحریم‌ها را کم‌رنگ کرده و به یک ثبات پایدار در خلیج فارس دست یابد، علی خضریان با مخاطب قرار دادن کشورهای همسایه با لحنی غیردیپلماتیک، هزینه‌های گزافی را به دستگاه سیاست خارجی تحمیل کرده است. او در یکی از تندترین موضع‌گیری‌های خود، کشور کویت را هدف قرار داد و با یادآوری تلخ‌ترین حادثه تاریخی این کشور، یعنی حمله رژیم بعث، عنوان کرد: «کویت فراموش نکند که فقط در ۹۰ دقیقه توسط صدام فتح شد و امروز هم حد و حدود خود را بداند که ایران بسیار قدرتمند است.» این نوع نگاه که قدرت نظامی ایران را نه به عنوان لنگرگاه ثبات، بلکه به عنوان ابزاری برای تحقیر همسایگان به کار می‌گیرد، دقیقاً در تضاد با سیاست‌های اعلامی نظام مبنی بر حسن همجواری قرار دارد.

این الگوی رفتاری در قبال امارات متحده عربی نیز با شدتی بیشتر تکرار شد. خضریان با استفاده از تعابیری که بوی تحقیر فرهنگی از آن استشمام می‌شد، اماراتی‌ها را «آدم‌های بی‌ریشه» خطاب کرد و تهدید کرد که در صورت ادامه سیاست‌های فعلی‌شان در همراهی با رقبا، ایران بلایی بر سر آن‌ها خواهد آورد که «اثرات تکنولوژی از زندگی آن‌ها پاک شود و به شترسواری بازگردند.» او با تاکید بر اینکه از دست رفتن تکنولوژی برای این مردم سخت نخواهد بود چون به آن زندگی عادت دارند، عملاً یکی از شرکای اقتصادی مهم ایران در منطقه را به تقابلی تمام‌عیار فراخواند. سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که آیا یک عضو کمیسیون امنیت ملی نباید از تبعات اقتصادی و امنیتی چنین اظهارات نسنجیده‌ای آگاه باشد؟ کارشناسان معتقدند این دست اظهارات، نه تنها نشان‌دهنده قدرت نیست، بلکه ضعف در شناخت معادلات پیچیده بین‌المللی را نشان می‌دهد.

انسداد در مسیر توافق

در حوزه مذاکرات هسته‌ای و توافقات بین‌المللی نیز، خضریان همواره به عنوان یکی از سدهای اصلی در برابر هرگونه تفاهم شناخته شده است. او با طرح پیش‌شرط‌های حداکثری و گاه غیرممکن، عملاً مسیر دیپلماسی را به بن‌بست می‌کشاند. تاکید وی بر دریافت غرامت جنگی به عنوان شرط لازم برای هرگونه توافق، در حالی مطرح می‌شود که حتی در میان بدنه حاکمیت نیز اولویت‌های فوری‌تری مانند رفع تحریم‌ها وجود دارد. خضریان مدعی است که این مطالبه ملت ایران است و هرگونه عقب‌نشینی از آن یا تشکیل صندوق خسارات جنگ، نوعی سازشکاری محسوب می‌شود. او همچنین با گره زدن امنیت ملی به موضوعاتی همچون مدیریت مطلق بر تنگه هرمز و عدم خروج حتی یک گرم مواد هسته‌ای، فضایی را ترسیم می‌کند که در آن هیچ راهی جز تقابل باقی نمی‌ماند.

هرچند هنوز تاییدیه یا تکذیبه‌ای درخصوص رانت‌جویی آقای نماینده در آزمون دکتری، مطرح نشده است، اما اگر صحت داشته باشد، یعنی کسی که خود را مدافع حقوق ملت می‌داند و طرح‌هایی برای محدودسازی دانشجویان و ممنوع‌الخروجی معترضان ارائه می‌دهد، اکنون در جایگاه متهمی قرار دارد که با «قلب واقعیت»، از نردبان رانت برای کسب مدارج علمی بالا رفته است

وی صریحا اعلام کرده است: «اگر ما تنگه هرمز را از دست بدهیم، مجدداً حاکمیت تحریم‌ها بر کشور ما رقم می‌خورد.» او با اشاره به جلسات خود با وزیر امور خارجه، مدعی است که قدرت ایران در تنگه هرمز باعث شده تا کشورهای اروپایی نظیر آلمان برای التماس جهت عبور کشتی‌هایشان تماس بگیرند. این روایت‌های حماسی، اگرچه ممکن است برای بخشی از بدنه جناحی جذاب باشد، اما در دنیای واقعی سیاست، به معنای انسداد مسیرهای گفت‌وگو و افزایش احتمال درگیری‌های نظامی است که ایرانِ پساجنگ به شدت از آن پرهیز دارد. او حتی با هراس‌افکنی مدعی شده است که در صورت خروج اورانیوم، دشمن احتمالاً با بمب اتمی تاکتیکی به ایران حمله خواهد کرد؛ ادعایی که بیشتر به یک بن‌بست‌آفرینی عمدی در مذاکرات شباهت دارد.

گرا دادن به دشمن در پلتفرم‌های فیلتر شده

اما حواشی علی خضریان تنها به کلام محدود نماند و در حوزه نظارت بر منابع داخلی نیز به اقدامات بحث‌برانگیزی منجر شد. ماجرای انتشار ویدئوی پتروشیمی لرستان در شبکه اجتماعی ایکس، یکی از عجیب‌ترین اقدامات یک عضو کمیسیون امنیت ملی در زمان حساس کنونی بود. خضریان با انتشار تصاویری از انبار محصولات در فضای باز، مدعی احتکار و تلاش برای گران‌فروشی توسط هلدینگ باختر شد. اما نکته مغفول در این افشاگری، امنیت ملی بود. در حالی که نهادهای نظامی و امنیتی همواره بر حفظ محرمانگی زیرساخت‌های حیاتی تاکید دارند، یک نماینده مجلس با دست خود، مختصات دقیق و وضعیت ذخایر یک مجتمع پتروشیمی را در پلتفرمی که متعلق به قدرت‌های غربی است، منتشر کرد.

این اقدام که با واکنش تند رسانه‌ها مواجه شد، این پرسش را ایجاد کرد که چگونه فردی با ادعای صیانت از فضای مجازی و حمایت از فیلترینگ، خود برای «گرا دادن» به دشمن از همان ابزارهای ممنوعه استفاده می‌کند؟ منتقدان می‌گویند اگر دغدغه او واقعاً نظارت بود، چرا این اطلاعات را به جای شبکه‌های اجتماعی بیگانه، در اختیار قوه قضائیه یا کمیسیون انرژی قرار نداد؟ این رفتار نشان می‌دهد که برای این جریان، نمایش رسانه‌ای و تخریب رقبای اقتصادی و سیاسی، بر حفظ اسرار زیربنایی کشور ارجحیت دارد. علاوه بر این، اظهارات غیرفنی او درباره پتروشیمی جم، عملاً کارکرد ۱۳ نهاد نظارتی کشور را زیر سوال برد و به جای حل مشکل، تنها به ملتهب کردن فضای روانی جامعه یاری رساند.

شکست سخت در مجلس

در شرایطی که هنوز هر روز سایه سنگین تهدیدات بی‌سابقه از سوی اسرائیل و حامیان غربی‌اش، به ویژه آمریکا، بر سر امنیت ملی کشور باقی است،  عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که هم طیفی‌های آقای خضریان هستند،  بر طبل انتقاد از «تعطیلی مجلس» می‌کوبند. این ادعا نشانه بی‌توجهی به واقعیات امنیتی حاکم بر کشور است و عجیب آنکه همین طیف مدافعان اصلی و سرسخت قطع ماندن اینترنت با توجیه مسائل امنیتی هستند اما هیچ توضیحی درباره این پارادوکس ندارند. پارادوکسی که می‌گوید اینترنت باید به دلیل مسائل امنیتی قطع بماند اما ۲۹۰ نماینده مجلس در یک محل جمع شوند و جلسه علنی برگزار کنند.

تناقض در رفتار نظارتی و افشای اطلاعات حساس صنعتی در پلتفرم‌های خارجی، در کنار ابهامات جدی پیرامون رانت آموزشی و تقلب در آزمون دکتری، اعتبار سیاسی و اخلاقی این نماینده را به شدت مخدوش کرده است. این حواشی نشان می‌دهد که جریان متبوع وی، با ترجیح منافع جناحی بر مصالح ملی و علمی، به مانعی در مسیر مدیریت عقلانی و شفاف کشور تبدیل شده است

یکی دیگر از تلاش‌های اخیر جبهه پایداری تلاش برای شکست قالیباف در انتخابات هیات رئیسه مجلس بود که خضریان و یاران را ناکام گذاشت. پیروزی قاطع محمدباقر قالیباف در انتخابات ریاست مجلس دوازدهم، فراتر از یک ابقای ساده، پاسخی صریح به تلاش‌های جریان پایداری و حامیان سعید جلیلی بود که قصد داشتند با القای نارضایتی نمایندگان از رویکرد دیپلماتیک وی، او را در حوزه سیاست خارجی در موضع ضعف قرار دهند؛ اما این نتیجه نشان داد که روایت‌سازی مخالفان درباره تمایل مجلس به تغییر جهت در پرونده‌های بین‌المللی با واقعیت‌های درونی قوه مقننه همخوانی ندارد و بدنه مجلس همچنان بر تداوم مدیریت او در مسائل کلان ملی و مذاکرات حساس صحه می‌گذارد. این یک شکست واضح برای یاران خضریان بود تا شاید به این موضوع فکر کنند که تصوراتشان با واقعیت‌ها در تضاد است و شاید تلاش‌شان برای واقعیت‌سازی بی‌نتیجه می‌ماند.

بحران اعتبار

در کنار این حواشی سیاسی و اقتصادی، موضوعات علمی نیز گریبان‌گیر این نماینده شده است. یکی از جدی‌ترین اتهاماتی که اخیراً علیه وی مطرح شده، موضوع تقلب در آزمون جامع دکتری دانشگاه علامه طباطبایی است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، خضریان که در بسیاری از محافل با عنوان «دکتر» ظاهر می‌شود، متهم است که در آزمون جامع دکتری علوم سیاسی، برگه امتحانی خود را سفید تحویل داده، اما با این حال نمره قبولی دریافت کرده است. این موضوع زمانی به یک بحران آموزشی تبدیل شد که جواد شقاقی، دانشجوی هم‌دوره او، در اعتراض به این بی‌عدالتی، راه مشابهی را در پیش گرفت یعنی برگ امتحانی خود را سفید تحویل ناظر امتحانات داد، اما به جای قبولی، با حکم اخراج و برخورد حراست مواجه شد.

هرچند هنوز تاییدیه یا تکذیبه‌ای درخصوص این ادعای مجازی مطرح نشده است اما اگر صحت داشته باشد، این شکاف عمیق بین شعار عدالت‌خواهی و عمل رانت‌جویانه، ضربه سنگینی به اعتبار علمی کشور وارد می‌کند. کسی که خود را مدافع حقوق ملت می‌داند و طرح‌هایی برای محدودسازی دانشجویان و ممنوع‌الخروجی معترضان ارائه می‌دهد، اکنون در جایگاه متهمی قرار دارد که با «قلب واقعیت»، از نردبان رانت برای کسب مدارج علمی بالا رفته است. این پرونده تحصیلی، نمادی از عملکرد جریانی است که در ظاهر بر طبل ارزش‌ها می‌کوبد اما در خلوت، از تمامی مواهب قدرت برای دور زدن قوانین استفاده می‌کند.

عملکرد علی خضریان و جریان سیاسی متبوع او، تصویری از یک رادیکالیسم ساختاری را بازنمایی می‌کند که بیش از آنکه به فکر حل مشکلات معیشتی مردم و کاهش تنش‌های بین‌المللی باشد، در پی تثبیت قدرت خود از طریق ایجاد بحران‌های پیاپی است. ایران در دوران پساجنگ، نیازمند مدیرانی است که با زبان دنیا آشنا باشند و منافع ملی را فدای بازی‌های جناحی نکنند. تداوم حضور و تاثیرگذاری چهره‌هایی که تخصص‌شان تولید تنش و هزینه‌تراشی برای کشور است، می‌تواند مسیر دشوار رسیدن به ثبات را برای ملت ایران طولانی‌تر و پرهزینه‌تر سازد. آنچه امروز از خضریان در افکار عمومی ثبت شده، نه یک ناظر دقیق، بلکه نماینده‌ای است که اظهاراتش بیش از آنکه گرهی از مشکلات بگشاید، گره‌های جدیدی بر طناب پیچیده سیاست و اقتصاد ایران زده است.