صلح از موضع اقتدار؛ تنها راه بازگشت به ثبات

 

طهمورث گیلانی

ایران در آستانه یکی از سرنوشت‌سازترین رویدادهای دیپلماتیک تاریخ معاصر خود قرار دارد. مذاکرات اسلام‌آباد که قرار است با حضور هیأت‌های عالی‌رتبه ایران و آمریکا در خاک پاکستان برگزار شود، فراتر از یک نشست دوجانبه، به میدانی برای تعیین تکلیف نظم نوین منطقه‌ای و پایان دادن به یک جنگ پرهزینه ۴۰ روزه تبدیل شده است. این مذاکرات در حالی شکل می‌گیرد که فضای داخلی ایران و عرصه بین‌الملل، شاهد قطب‌بندی‌های شدیدی میان طرفداران «دیپلماسی عقلانی» و حامیان «تقابل بی‌پایان» است. در یک سو، هسته مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی با تکیه بر راهبرد «نه جنگ و نه تسلیم»، مسیر مذاکره را از موضع قدرت برگزیده و در سوی دیگر، جریان‌های تندرویی قرار دارند که هرگونه نشستن پای میز مذاکره را عقب‌نشینی قلمداد کرده و با طرح‌های شتاب‌زده در مجلس، سعی در بستن دست تیم مذاکره‌کننده دارند؛ جریانی که به تعبیر ناظران، گاه حتی از مواضع رسمی رهبری نظام نیز فراتر رفته و با رفتارهای احساسی، منافع ملی را در معرض خطر قرار می‌دهند.

عباس پازوکی، معاون اطلاع‌رسانی معاونت اول رئیس‌جمهور، در واکنشی تامل‌برانگیز به این تحرکات، مذاکرات پاکستان را «تدبیر رهبر معظم انقلاب» توصیف کرد و در یادداشتی صریح نوشت: «مذاکرات پیش رو اولین آزمون ولایت‌پذیری در عصر جدید است که انقلابیون واقعی را از انقلابی‌نماهای افراطی متمایز می‌کند؛ صحنه آشکار است و گفتار و رفتار ما در تاریخ این سرزمین ثبت می‌شود.» این هشدار نشان‌دهنده عمق نگرانی‌ها از کارشکنی‌هایی است که می‌تواند ثمره مجاهدت‌های میدانی ۴۰ روز گذشته را در پای میز دیپلماسی به یغما ببرد. در حالی که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، معتقد است «صلحی که از موضع اقتدار باشد، ضامن منافع ملت است»، تندروها با نادیده گرفتن این واقعیت که «آتش‌بس، نتیجه تحمیل اراده ملت ایران بر دشمن بود»، به دنبال بازگرداندن کشور به فضای درگیری مستقیم هستند.

 

تنگه هرمز؛ از «شاهراه حیاتی» تا «اهرم فشار حقوقی»

محوری‌ترین و در عین حال جنجالی‌ترین موضوع در آستانه مذاکرات اسلام‌آباد، وضعیت تنگه هرمز است. این آبراه که یک‌پنجم نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند، اکنون به مهم‌ترین برگ برنده ایران تبدیل شده است. اما چگونگی استفاده از این برگ برنده، محل مناقشه جدی است. در حالی که دولت و دستگاه دیپلماسی به دنبال تعریف یک «رژیم حقوقی جدید» برای دریافت غرامت و تثبیت حاکمیت ایران هستند، برخی نمایندگان مجلس با رویکردی انسدادی، به دنبال تصویب طرح‌هایی هستند که می‌تواند به جای امتیازگیری، منجر به انزوای بین‌المللی ایران شود. محمدرضا رضایی کوچی، رئیس کمیسیون عمران می‌گوید: «طرح تأمین امنیت ‎تنگه هرمز در هفته پیش‌رو با رأی قاطع نمایندگان ‎مجلس تصویب و ابلاغ خواهد شد.» همچنین ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، با لحنی تند اعلام کرد: «هرگونه عبور نفتکش با مالکیت یا مرتبط با آمریکا و اسرائیل از تنگه هرمز تا ابد ممنوع خواهد بود و پرداخت حق عبور باید با پول ملی ایران انجام شود.»

این در حالی است که سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه، با نگاهی واقع‌بینانه و منطبق بر قوانین بین‌المللی، سیاست رسمی را چنین تبیین کرد: «تنگه هرمز باز است، اما کشتی‌ها باید با نیروهای ایرانی هماهنگ کنند. حتی شناورهای آمریکایی می‌توانند مادامی که رفتار خصمانه نداشته باشند، از این تنگه عبور کنند.» این تضاد آشکار میان شعارهای پارلمانی و واقعیت‌های اجرایی، دقیقا همان نقطه‌ای است که می‌تواند تیم مذاکره‌کننده را در اسلام‌آباد با چالش مواجه کند. در پیام مکتوب آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای نیز بر این نکته تاکید شده است که «حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود و غرامت تک‌تک صدمات وارد شده را طلب خواهیم کرد.» این موضع‌گیری نشان می‌دهد که نظام به دنبال «مدیریت هوشمند» است، نه بستن کورکورانه؛ چرا که بقای ایران در این نبرد تمدنی در گرو تصمیمات عقلانی است، نه رفتارهای احساسی که می‌تواند اجماع جهانی علیه ایران را بازگرداند.

 

میدان و دیپلماسی؛ دو لبه یک شمشیر

یکی از چالش‌های همیشگی در سیاست خارجی ایران، دوگانه‌سازی میان «میدان» و «دیپلماسی» بوده است. اما در این مقطع حساس، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس که خود قرار است ریاست هیأت ایرانی را در اسلام‌آباد بر عهده بگیرد، سعی در یکپارچه‌سازی این دو مفهوم دارد. او با صراحت اعلام کرد: «به تفکیک میدان از دیپلماسی اصلاً اعتقاد نداریم و فقط یک میدان داریم آن هم میدان دفاع از حقوق مردم ایران است. این حقوق یا در مبارزه نظامی محقق می‌شود و یا از طریق مبارزه دیپلماتیک.» قالیباف با اشاره به عقب‌نشینی تاریخی دونالد ترامپ و پذیرش کلیات طرح ۱۰ ماده‌ای ایران، این موفقیت را نتیجه ایستادگی در میدان دانست اما هشدار داد که «تجربه‌های پیشین به ما نشان داده است که باید به دشمن بی‌اعتمادی محض داشت.»

این بی‌اعتمادی زمانی تشدید می‌شود که موضوع لبنان به میان می‌آید. اسرائیل با نادیده گرفتن فضای آتش‌بس، حملات خود را به لبنان تشدید کرده و مدعی است که توافق با ایران شامل حزب‌الله نمی‌شود. در مقابل، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با بازنشر پیام نخست‌وزیر پاکستان، بر این نکته پای فشرد که «ایالات متحده باید انتخاب کند؛ یا آتش‌بس، یا تداوم جنگ به واسطه اسرائیل. نمی‌توان هر دو را با هم داشت.» ایران با رواداری در برابر نقض آتش‌بس در لبنان طی روزهای اخیر، نشان داد که به دنبال بهانه برای بازگشت به جنگ نیست، بلکه می‌خواهد طرف‌های متخاصم را مجاب کند که مسیر دیپلماسی تنها راه خروج از بحران است. این رویکرد منطقی، حتی در میان متحدان غربی آمریکا نیز بازتاب داشته است؛ به طوری که ژان‌نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، و جورجیا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا، بر لزوم گنجاندن لبنان در توافق و بازگشایی امن تنگه هرمز تاکید کرده‌اند.

 

چالش‌های داخلی؛ تندروی در برابر مصلحت

در حالی که تیم دیپلماسی در حال نبرد در سنگر مذاکرات است، در داخل کشور جریانی با نگاهی بدبینانه به هرگونه توافق می‌نگرد. امام جمعه ساری در سخنانی پرسید: «چرا در شرایطی که در مسیر موفقیت قرار داریم، موضوع مذاکره و آتش‌بس مطرح می‌شود؟» این پرسش نشان‌دهنده عدم درک صحیح از مفهوم «صلح مقتدرانه» است. تندروهایی که چشم‌بسته با سیاست‌های رسمی مخالفت می‌کنند، نادیده می‌گیرند که حتی در اوج قدرت نظامی نیز، هدف نهایی هر جنگی رسیدن به یک «خاتمه درست» و پایدار است. رضا سپهوند، نماینده مجلس، با انتقاد از این رویکردها تاکید کرد: «شورای عالی امنیت ملی نماد حاکمیت است و تمام جریان‌های سیاسی اگر مدافع وطن هستند، باید تبعیت کنند و وحدتشان را حول این بیانیه‌ها نشان دهند.»

این جریان‌های افراطی با پیشنهادهایی نظیر کاهش همکاری با آژانس انرژی اتمی یا خروج از معاهدات بین‌المللی در میانه مذاکرات؛ عملاً در حال تضعیف موضع ایران هستند. محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی، اگرچه بر صیانت از دستاوردهای هسته‌ای تاکید کرده و گفته است «محدود کردن برنامه غنی‌سازی آرزویی است که دشمن به گور خواهد برد»؛ اما همزمان بر این نکته نیز واقف است که مدیریت این پرونده نیازمند ظرافت‌های دیپلماتیک است، نه شعارهای توخالی. واقعیت این است که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به درستی اشاره کرده است که قدرت تحریمی دلار در حال افول است؛ لذا ایران باید با درایت، از این پنجره فرصت استفاده و اقتصاد خود را از زیر بار فشارهای بین‌المللی خارج کند، نه اینکه با رفتارهای تحریک‌آمیز، عمر تحریم‌ها را طولانی‌تر کند.

 

اسلام‌آباد؛ آزمون بزرگ برای ترامپ و تهران

مذاکرات پاکستان برای دونالد ترامپ نیز یک آزمون بزرگ است. او که با شعار پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان به قدرت بازگشته، اکنون در میان فشار اسرائیل برای تداوم جنگ و ضرورت ثبات در بازار انرژی گرفتار شده است. ترامپ در پیام‌هایی متناقض، از یک سو از نزدیکی توافق سخن می‌گوید و از سوی دیگر تهدید به نابودی تمدن‌ها می‌کند. جی‌دی ونس، معاون او، با لحنی کنایه‌آمیز به طرح‌های منتشر شده در رسانه‌ها می‌تازد و تنها نسخه ۱۰ ماده‌ای میانجی‌گری شده توسط پاکستان را معتبر می‌داند. این آشفتگی در جبهه مقابل، فرصتی استثنایی برای ایران فراهم آورده تا با انسجام داخلی، مطالبات برحق خود را پیش ببرد.

هیأت ایرانی به ریاست قالیباف و همراهی چهره‌هایی چون عباس عراقچی و محمدباقر ذوالقدر، با کوله‌باری از تجربه‌های تلخ و شیرین راهی اسلام‌آباد می‌شود. آن‌ها می‌دانند که بر اساس تحلیل برت مک‌گورک، دیپلمات ارشد آمریکایی، «احتمال رسیدن به توافق نهایی در عرض چند روز تقریباً صفر است»، اما همین نشستن رو در رو می‌تواند از شدت تنش‌ها کاسته و مسیر را برای یک توافق پایدار هموار کند. ایران در این مذاکرات، نه از موضع ضعف، بلکه از موضع کشوری که «معادله قدرت را تغییر داده» (به تعبیر پزشکیان) حاضر می‌شود. حل معضل تنگه هرمز، صیانت از برنامه‌های دفاعی ایران و رفع تحریم‌ها، سه رکن اصلی هستند که تیم ایرانی نباید از آن‌ها کوتاه بیاید، اما در عین حال باید با زبانی سخن بگوید که جهان را به حقانیت ایران متقاعد کند.

 

عقلانیت، تنها راه بقا

گزارش‌ها نشان می‌دهند که ایران در برخورد با تمامی حوادث این آتش‌بس لرزان، با نگاهی منطقی تصمیم‌گیری کرده است. حتی زمانی که اسرائیل با حملات وحشیانه به لبنان سعی در تحریک ایران برای نقض آتش‌بس داشت، تهران با خویشتنداری و رواداری، توپ را به زمین واشنگتن انداخت تا نشان دهد که مسئولیت هرگونه شکست در دیپلماسی بر عهده کیست. این همان «دیپلماسی مقتدرانه» است که تندروهای داخلی از درک آن عاجزند. آن‌ها نمی‌بینند که ایستادگی بر سر منافع ملی، لزوماً به معنای فریاد کشیدن نیست، بلکه گاهی سکوت معنادار و حرکت در مسیرهای امن دیپلماتیک، ضربه‌ای کاری‌تر به دشمن وارد می‌کند.

اطلاعیه دفتر رهبر انقلاب که در آن بر بخشش و حلالیت نسبت به کسانی که تحت تاثیر تبلیغات دشمن مواضع ناروایی داشتند تاکید شده، پیامی روشن از ضرورت «وحدت ملی» در این برهه حساس است. امروز زمان آن نیست که عده‌ای با ادعای انقلابی‌گری، پا را از رهبری نظام فراتر گذاشته و با تضعیف تیم مذاکره‌کننده، بهانه به دست بدخواهان بدهند. بقای ایران و عبور از این طوفان سهمگین، نه در گرو احساسات زودگذر، بلکه در تبعیت محض از راهبردهای صلح‌طلبانه و حمایت از دیپلمات‌هایی است که در میدان مین اسلام‌آباد، به دنبال تامین امنیت و معیشت مردم ایران هستند. تنگه هرمز همچنان باز است، اما این باز بودن، نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشانه اقتدار کشوری است که می‌داند چگونه از دارایی‌های راهبردی خود برای رسیدن به یک «صلح شرافتمندانه» استفاده کند. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به «عقلانیت در تصمیم» و «صلابت در اجرا» نیاز دارد تا پیروزی‌های میدانی را به دستاوردهای ماندگار تاریخی تبدیل کند.

 

 

//در حالی که تندروهای داخلی با نگاهی کورکورانه جنگ را بر هرگونه راهکار سیاسی ارجح می‌دانند و با طرح‌های شتاب‌زده در پی انسداد تنگه هرمز هستند، سیاست کلان نظام بر «مدیریت هوشمند» این آبراه به عنوان بزرگ‌ترین برگ برنده ایران استوار شده است

 

 

 

 

**جریان‌های افراطی که گاه پا را از راهبردهای رسمی رهبری نظام نیز فراتر می‌گذارند، نادیده می‌گیرند که بقای ایران در این نبرد تمدنی، نه در گرو احساسات زودگذر و شعارهای انسدادی، بلکه در تصمیمات عقلانی است که بتواند پیروزی‌های میدانی ۴۰ روز گذشته را به امتیازات پایدار حقوقی و اقتصادی تبدیل کند

 

ایران با رواداری منطقی در برابر نقض آتش‌بس در لبنان، به جهان ثابت کرد که به دیپلماسی پایبند است و قصد دارد طرف‌های متخاصم را نه با لجاجت، بلکه با اقتدار پای میز مذاکره بنشاند

 

// در شرایطی که دونالد ترامپ با لفاظی‌های تهدیدآمیز به دنبال تحمیل اراده خویش است، انسجام ملی حول محور شورای عالی امنیت ملی و حمایت از تیم مذاکره‌کننده در اسلام‌آباد، تنها راه صیانت از «حقوق حقه» ملت است؛ چرا که هرگونه واگرایی داخلی و تضعیف سنگر دیپلماسی، ثمره‌ای جز افزایش درگیری‌ها و از دست رفتن فرصت تاریخی برای پایان دادن به جنگ نخواهد داشت//