«توسعه ایرانی» با زبدهترین «کارشناسان حوزه سیاست خارجی» بررسی میکند
معادلات پیچیده «ایران و آمریکا» در قاب «جنگ و صلح»
ژنو؛ شهری به ظاهر آرام با خیابانهای تمیز، که مقر اروپایی سازمان ملل متحد لقب گرفته و نماد «صلح جهانی» محسوب میشود؛ اینروزها چهبسا بیقرار است! البته نه از جنس بیقراری مردمان تهران و تلآویو، غزه و کرانه باختری و مردمان کشورهای حاشیه خلیج فارس و خاورمیانه. «ناقوس جنگ» همچنان طنینانداز است و «صلحطلبان بیقرار.» آری. «جنگ و صلح» تولستوی یادآور قصهای جهانی از تقابل قدرت، امید و سرنوشت انسانهاست. و ژنو؛ اینبار! نه میدان نبرد اروپای ناپلئونی، بلکه میزبان میز مذاکرات ایران و آمریکا است؛ مذاکرهکنندگان وعده آغاز گفتوگوهای فنی میان کارشناسان در روز دوشنبه را دادهاند، آن هم در شهر وین که «پایتخت برجام» است. اولتیماتوم ۱۰ روزه «دونالد ترامپ» در شامگاه امروز شنبه به پایان میرسد. آیا جنگی دیگر مشابه جنگ ۱۲ روزه در راه است؟ آیا آسمان کشور عزیزمان ایران دوباره شاهد ابرهای سیاه از دود هواپیماها، انفجارمهیب بمبها یا پرتاب موشکها خواهد شد؟ و یا روز دوشنبه در وین جهانیان انتظار شروع روندی را دارند که در پایانش، روی سکو رفتن عباس عراقچی و مارکو روبیو برای امضای توافق را مانند روی سکو رفتن جواد ظریف و جان کری، به نظاره خواهند نشست؟ از محضر مخاطبان ارجمند! اجازه میخواهم که مقدمه را با این متن کوتاه اما عمیقا تاثیرگذار بهپایان رسانم. و امیدوارم که در این روزهای دلهرهآور، شما عزیزان هم مثل ما با خواندنش، کمی از شوریدهاحوالی رها شوید. و ای کاش! الان «مسعود بهنود» دردآشنای تهران کنارمان بود و نه در غربت لندن، بهدور از ما. «دیگر در انتظار نمیمانیم آنچه که تاکنون بر سر ما رفته است؛ و شاید سرنوشت ماست... خواستهمان این است که همه ما درست بمانیم و آرزویمان همانهاست که بود... همانها که هست. و اگر «جان» میدهیم؛ «نثار وطن» باشد. آرزو دارم همه آرزوهایمان با همه آرزوهای وطن، یکسان باشد.» خانمها و آقایان! به گفتوگوی میز سیاست خارجی «توسعه ایرانی» با آقایان: پرفسور حسن امین، دکتر صلاحالدین هرسنی، دکتر امیر چاهکی، استاد جلال خوشچهره و دکتر فرشید باقریان، در تحلیل مذاکرات ژنو، خوش آمدید.
حمیدرضا مهدیزاده
آقایان! ضمن تشکر از حضور در این میزگرد که به شیوه کنفرانس تلفنی در پیامرسان واتساپ ایجاد شده، اجازه میخواهم که ابتدا گزارشی کوتاه از آنچه که در روز پنجشنبه میان هر دو هیأت ایرانی و آمریکایی رقم خورد را عرض کنم و سپس با طرح سوال کلیدی نظر هریک از عزیزان را جویا شوم. همه حضرات موافق هستند؟
بله.
مذاکرات غیرمستقیم روز پنجشنبه در ژنو میان هیأتهای جمهوری اسلامی و ایالات متحده با میانجیگری عُمان برگزار شد که در دو نوبت صبح و بعدازظهر ادامه یافت و همزمان اظهارات طرفین به شرح زیر منتشر شد:
عراقچی: گفتگوها پیشرفت داشت
وزیر خارجه ایران «عباس عراقچی» پس از پایان مذاکرات گفت که گفتوگوها «پیشرفتهای خوبی» داشته و طرفین وارد جزئیات موضوعاتی مانند برنامه هستهای و تحریمها شدهاند، توافق شد که تیمهای فنی روز دوشنبه در وین ادامه بحثها را دنبال کنند.
وزیر خارجه عمان:
پیشرفت مذاکرات قابل توجه بود
«بدر بوسعیدی»، وزیر خارجه عمان، نیز پیشرفت مذاکرات را قابل توجه خواند و اعلام کرد که گفتوگوها در سطح فنی ادامه خواهد یافت.
جیدی ونس:
گزینه نظامی را نمیتوان کاملاً کنار گذاشت
«جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور آمریکا در اظهاراتی رسانهای گفت که امیدوار است ایرانیها مذاکرات را جدی بگیرند و مسیر دیپلماسی را ترجیح دهند، وی همزمان بیان کرد که گزینه نظامی را نیز نمیتوان کاملاً کنار گذاشت، هرچند تأکید کرد تمایل واشنگتن به حل دیپلماتیک مسئله است.
حالا با این توضیح کوتاه، پرسش اصلی بنده به این شکل خدمتتان مطرح میشود: با توجه به انتشار خبر ادامه گفتوگوهای فنی ایران و آمریکا در وین در روز دوشنبه و نیز پایان یافتن اولتیماتوم 10 روزه دونالد ترامپ در شامگاه امروز شنبه، به نظر شما سناریوهای محتمل شامل توافق جامع، توافق جزئی، ادامه تنش و یا شروع جنگ، با توجه به وضعیت همچنان اعتراضی داخل ایران، چگونه ترسیم خواهد شد؟
حسن امین: با درود به همه عزیزان شرکتکننده در این میزگرد و با تشکر از زحمات جناب مهدیزاده، در پاسخ به این پرسش باید تاکید کنم که: برخلاف درصد قابلتوجهی از مردم که به دلیل نارضایتی عمیق از وضع موجود، گاه آرزومند حمله خارجی به ایران هستند، من همواره مخالف جنگ بودهام و هیچگاه باور نداشتهام که یک دولت بیگانه از سر دلسوزی بخواهد با حمله نظامی، برای ما دموکراسی، حقوق شهروندی، حاکمیت قانون یا رفع تبعیض به ارمغان بیاورد. چنین تصوری، نه با تجربه تاریخی سازگار است و نه با منطق سیاست بینالملل.
حسن امین: در شرایط کنونی، بیش از ۷۵ درصد امیدوارم که دو طرف به توافق برسند؛ زیرا جنگ در هیچ سناریویی به سود هیچکس نیست. هرچند میتوان نقدهایی نسبت به میزان پایبندی طرفین به قواعد حقوق بینالملل داشت، اما در نهایت چارهای جز یافتن راهی برای پرهیز از درگیری وجود ندارد. باید راه فرار از جنگ پیدا شود و من امیدوارم توافقی پایدار هرچه سریعتر امضا شود
در شرایط کنونی، بیش از ۷۵ درصد امیدوارم که دو طرف به توافق برسند؛ زیرا جنگ در هیچ سناریویی به سود هیچکس نیست. هرچند میتوان نقدهایی نسبت به میزان پایبندی طرفین به قواعد حقوق بینالملل داشت، اما در نهایت چارهای جز یافتن راهی برای پرهیز از درگیری وجود ندارد. باید راه فرار از جنگ پیدا شود و من امیدوارم توافقی پایدار هرچه سریعتر امضا شود.
ما میدانیم که اکثریت مردم جهان خواستار صلحاند، حتی اگر ساختارهایی مانند شورای امنیت سازمان ملل متحد، به دلیل حق وتوی قدرتهای بزرگ، نتوانند بهطور کامل مأموریت خود را در حفظ صلح جهانی انجام دهند. با این حال، اصل صلح و امنیت بینالمللی همچنان یک مطالبه انسانی و اخلاقی است؛ بهویژه برای ایران.
ملت ایران باید به بلوغ سیاسیای رسیده باشد که اگر توافقی حاصل شد، آن را فرصتی برای اصلاحات معقول و بازسازی درونی بداند. شاید واژه «اصلاحات» در نگاه برخی حساسیتبرانگیز باشد، اما بدون گفتوگو، آشتی ملی و گذار کمهزینه و بدون خشونت، نمیتوان آیندهای پایدار ساخت. عقلای جامعه بهخوبی میدانند که جنگ ـ بهویژه حمله خارجی ـ هیچ نفعی برای ایران ندارد.
تجربه تاریخی نیز همین را نشان میدهد. ایالات متحده در مقاطعی مانند پس از رخداد ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نفوذ گستردهای در ایران داشت. اگر واقعاً دغدغه دموکراسی داشت، چه مانعی برای اصلاح ساختار استبدادی وجود داشت؟ این تجربه به ما میآموزد که قدرتهای بزرگ، چه در استعمار کهنه و چه در اشکال نوین آن، بیش از هر چیز در پی منافع خود هستند.
بنابراین نمیتوان آینده ایران را به مداخله یا حمله نظامی کشورهایی گره زد که ممکن است نقشه ژئوپلیتیک خاورمیانه و خلیج فارس را بر اساس منافع خود بازطراحی کنند. تنها راه معقول، توافقی پایدار است که فرصت تنفس دوبارهای برای ملت و حاکمیت فراهم آورد؛ حاکمیتی که خود نیز با فشارهای داخلی و بینالمللی روبهروست.
امید من این است که با عقلانیت، گفتوگو و پرهیز از خشونت، بتوانیم از این مرحله عبور کنیم؛ نه جنگ داخلی ببینیم و نه جنگ خارجی. ایران باید با کمترین هزینه ممکن از این وضعیت گذر کند. به نظر من باید واقعبینانه رفتار کرد، نه حماسی. رفتار حماسی در سیاست خارجی راهگشا نیست و بر همین مبنا امیدوارم مسئولان جمهوری اسلامی در چند روز آینده با خردورزی هرچه تمام مذاکرات را بهپیش ببرند تا فرصتطلبان جنگطلب که متاسفانه برخی از آنها هم ایرانی هستند، هرچه بیشتر مایوس شده و درنهایت مذاکرات ختم به توافق شود.
حسن امین عزیز، با اینکه میدانم تا چهاندازه مشغله کاری شما در گلاسکو اینروزها افزایش یافته و درگیر چندین پروژه دانشگاهی هم بودید، نهایت سپاس بابت این حضور را از شما دارم. آقای هرسنی بفرمایید.
صلاحالدین هرسنی: ممنون از شما و درود به سایر عزیزان. در شرایطی که همه گمانهها دلالت بر این داشت که سومین دور مذاکرات در ژنو ایستگاه آخر دیپلماسی خواهد بود و اگر ترامپ در ژنو دستاوردی نداشته باشد، مجبور به حمله خواهد شد، حال میبینیم که با مساعی جمیله بدرالبوسعیدی، وزیر امورخارجه عمان ادامه گفتوگوها در سطح فنی به هفته آینده در وین موکول شد. تا قبل از دور سوم ژنو استدلال طرفداران و حامیان جنگ این بوده است که تمهید و فراهمسازی این حجم از تسلیحات و ادوات نظامی به منطقه صرف ابزاری برای چانهسازی و نمایش قدرت و ایجاد فوبیا و هراس برای گرفتن امتیارات حداکثری نیست و اگر تهران به خواستهها و امتیازات حداکثری واشنگتن در ژنو تن ندهد، آمریکا حتی اگر برای حفظ پرستیژ خود و پاسخ دادن به مردم آمریکا، کنگره و افکار عمومی جهان باشد به ایران حمله خواهد کرد. حملهای که قطعا دربردارنده مطامع و منافع اسرائیل نیز خواهد بود.
صلاحالدین هرسنی: اگرچه پیشبینیها برای حصول به نتایج امیدوارکننده و پایدار با توجه به خواستههای طرفین کمی مشکل به نظر میرسد، اما مثبت ارزیابی شدن دور سوم مذاکرات به معنای آن است که پنجره دیپلماسی بسته نیست و طرفین در صورت اراده سیاسی میتوانند به نتایج مثبت امیدوار باشند
اگرچه پیشبینیها برای حصول به نتایج امیدوارکننده و پایدار با توجه به خواستههای طرفین کمی مشکل به نظر میرسد، اما مثبت ارزیابی شدن دور سوم مذاکرات به معنای آن است که پنجره دیپلماسی بسته نیست و طرفین در صورت اراده سیاسی میتوانند به نتایج مثبت امیدوار باشند. البته امیدوار بودن به نتایج مذاکرات در نشست هفته پیشرو بسته به رفتار عقلانی و انعطاف طرفین به دادن و گرفتن امتیازات است. به این معنی که طرفین نخواهند با خواستههای حداکثری فضای مفاهمه و منطق مذاکره را به سمت جنگ سوق دهند. از منظر نشانهشناسی، مهمترین پیام این دور مذاکرات تا به این جای کار بیشتر متوجه کسانی است که خواهان جنگ بودهاند. جریانهای معاند به ویژه سامانه پادشاهیخواهان را باید در زمره جریانهایی دانست که آمال و آرزوهایشان شکست مذاکره است و حالا میبینیم که با استمرار مذاکرات تیرشان به سنگ خورده است. به واقع باید گفت که تداوم مذاکرات به معنای شکست تبلیغات گروههای جنگطلب است. البته پیام امیدوارکننده دور سوم مذاکرات هیچگاه نباید از مسئولیت تصمیمسازان و تصمیمگیران منافع ملی بکاهد. آنها باید بدانند که وضعیت اقتصاد کشور نرمال نیست و این وضعیت در صورت ادامه میتواند به پاشنه آشیل و چشم اسفندیار نظام تبدیل شود. از منظر سیاسی نیز کشور در آستانه بحران مشروعیت و درگیر انسدادهای بزرگ سیاسی و اجتماعی است. شورش گرسنگان نیز خطری است که در کمین نشسته و هر لحظه ممکن است مانند تیری برای آنومیزه شدن جامعه رها شود. تحت این شرایط شاید یک مذاکره حتی با وجود تن دادن به یک نرمش قهرمانانه عصای موسی نباشد که معجزه کند، اما قطعا مُمد حیات اقتصاد ایران خواهد بود و محققا میتواند ضمن دور کردن سایه و ابر جنگ بر کشور، وضعیت را به سمت نرمال شدن سوق دهد.
ممنون از هرسنی عزیز. جناب چاهکی نوبت شماست.
امیر چاهکی: از برجام وین ۲۰۱۵ به مذاکرات ژنو ۲۰۲۶ رسیدهایم. نقطه اشتراک هر دو، جامع نبودن مذاکرات ایران و آمریکا پس از چهار دهه مناسبات تیره و تار و تشنجات منطقهای و بینالمللی است. مشکل بزرگ ماراتن مذاکرات تهران و واشنگتن، پر دامنه نبودن موضوعات مذاکرات است. اراده سیاسی جمهوری اسلامی همواره بر مدیریت مهمترین موضوع هر دوره از اوجگیری تنشها و منازعات منطقهای و، در برخی اوقات، اسرائیلمحور استوار بوده، نه یافتن راهحلی برای برقراری مناسبات دیپلماتیک و اقتصادی با غرب و بهویژه آمریکا.
اینبار هم در ژنو، مطالبات کاخ سفید ظاهراً بر اساس برچیده شدن قطعی تکنولوژی غنیسازی اورانیوم و خارج کردن دو هزار کیلوگرم اورانیوم غنیشده، به شمول 440 کیلوگرم مواد غنیشده 60 درصدی، محور اصلی مذاکراتی بود که در روز پنجشنبه، در چند مرحله ادامه یافت. آنچه که تاکنون میدانیم، عدم توافق قطعی مذاکرهکنندگان ارشد دو کشور برای تنظیم حتی پیشنویس توافقنامهای بوده است. اعلام خبر «نشست کارشناسان فنی دو کشور هفته آینده در وین» مورد توجه جدی کارشناسان قرار نگرفت و بیشتر به منزله انعکاس سیگنالی مثبت برای مخاطبان معینی بود.
ابوالسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، تقریباً بلافاصله پس از اتمام مذاکرات ژنو به واشنگتن پرواز کرد تا با معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، ملاقات کند و روشن است که موضوع آن، شرایط پیشاجنگ و احتمال حمله آمریکا به ایران است، چراکه از نتایج مذاکرات ونس از طریق کوشنر و ویتکاف باخبر است. این سفر بسیار معنادار و حاکی از پیچیده بودن شرایط و تشدید احتمال آغاز حملات آمریکا و نیز اسرائیل به ایران، حتی تا قبل از نشست «کارشناسان فنی» هفته آینده در وین است. ولی اگر حملهای هم صورت پذیرد، نه برای تغییر رژیم، بلکه تشدید فشار بر تهران برای پذیرش برچیده شدن تکنولوژی غنیسازی صفر درصد اورانیوم و نیز ایجاد محدودیتها در تولید موشکهای بالستیک توسط جمهوری اسلامی است.
فرشید باقریان: من خطر جنگ در منطقه را پایانیافته نمیدانم. پارامترها و کنشگران متعددی در این معادله حضور دارند و باید با احتیاط بیشتری به ارزیابیها نگاه کرد. در مورد خود مذاکرات نیز باید واقعبین بود. هنوز وارد مرحله توافق نهایی نشدهایم اما همین که ایران توانسته مذاکرات را به درازا بکشاند و فعلاً خطر جنگ را به تعویق بیندازد، در شرایط فعلی یک دستاورد تاکتیکی محسوب میشود
تحولات روزهای اخیر در واشنگتن، سخنان مبالغهآمیز دونالد ترامپ در مورد حملات احتمالی موشکی جمهوری اسلامی به آمریکا در گزارش سالیانه به کنگره، سفر وزیر خارجه عمان به واشنگتن، تجمع بیسابقه تسلیحات تهاجمی و دفاعی آمریکا در منطقه و نزدیکتر شدن ابرناو هواپیمابر جرالد فورد به سواحل اسرائیل، همه و همه حکایت از تشدید احتمال آغاز حملات هوایی و موشکی آمریکا به ایران دارد. بر این باورم تا وقتی که جمهوری اسلامی وارد مذاکرات جامع در همه حوزههای تنشزا، از برنامه اتمی تا گروههای نیابتی و نیز پذیرش ترک مخاصمه با اسرائیل، نشود، در کنار ادامه جنبش ملی مردم، امکان رسیدن به توافقی پایدار با آمریکا وجود نخواهد داشت.
ممنون از امیر عزیزم. استاد جلال خوشچهره عزیز ضمن پوزش از اینکه در میانه سفرتان مزاحم شدم. بفرمایید لطفا.
جلال خوشچهره: بنده هم به سایر عزیزان سلام عرض میکنم. من به یک قائده کلی اعتقاد دارم. توافق وقتی صورت میگیرد که توافق شده و جنگ زمانی اتفاق میافتد که دکمه فایر فشرده شده باشد. بنابراین ما الان در حال بررسی احتمالات هستیم. و برهمین مبنا تاکید میکنم که نهتنها به توافق نزدیک نیستیم که فاصله معناداری هم با تفاهم داریم. چراکه همچنان واشنگتن مطالبات حداکثری خود را مطرح ساخته و تهران نیز خطوط قرمز خود را مکررا اعلام میکند. البته ما هنوز نمیدانیم که تهران در مذاکرات بعدازظهر پنجشنبه تا چه حد انعطاف به خرج داده است و دادن چه امتیازاتی را پذیرفته است اما کاملا مطلع هستیم که تهران خواهان حفظ 400 کیلوگرم اورانیوم در داخل کشور است حالا چه بخواهد آن را رقیق کند چه منهدم و چه هضم. و نیز همچنان خواهان حفظ تاسیسات هستهای اصفهان، فردو و نطنز است. در این بخش آمریکاییها مطالباتشان هنوز حداکثری است که شامل بیرون کشیدن کامل اورانیوم و غیرفعالسازی کامل مراکز هستهای، میشود. ضمن آنکه بر پایه گزارش رسانهها، ایالات متحده در ازای تمامی اقدامات تهران حاضر به برداشتن معنادار تحریمها هم نیست و مذاکرهکنندگان آنها همچنان از حداقل معافیت تحریمی صحبت میکنند. مسئله بعدی مربوط به مذاکرات موشکی و منطقه میشود. تیم آقای عراقچی تاکید میکند که درباره این دو موضوع با طرف آمریکایی صحبت نکرده اما آمریکاییها همچنان برای صحبت درباره این دو موضوع اصرار میکنند. آمریکا با نگاه به منافع منطقهای اسرائیل و منافع استراتژیک کلان واشنگتن در خاورمیانه مقابل منافع چین و روسیه، وارد مذاکرات شده است. بنابراین ما شاهدیم که همزمان با مذاکرات پنجشنبه حتی همین حالا همچنان ارسال تسلیحات نظامی واشنگتن به خلیج فارس و خاورمیانه ادامه دارد. ضمن اینکه ضربالاجل 10 روزه دونالد ترامپ هم امشب به پایان میرسد و باید منتظر باشیم که آیا جنگ دیگری مانند جنگ دوازدهروزه شروع خواهد شد و یا کار به گفتوگوهای روز دوشنبه در وین، میکشد؟
جلال خوشچهره: تاکید میکنم که نهتنها به توافق نزدیک نیستیم که فاصله معناداری هم با تفاهم داریم. چراکه همچنان واشنگتن مطالبات حداکثری خود را مطرح ساخته و تهران نیز خطوط قرمز خود را مکررا اعلام میکند. البته ما هنوز نمیدانیم که تهران در مذاکرات بعدازظهر پنجشنبه تا چه حد انعطاف به خرج داده است و دادن چه امتیازاتی را پذیرفته است
جلال عزیزم. ممنون از شما. جناب باقریان بفرمایید.
فرشید باقریان: جناب آقای مهدیزاده، از دعوت شما سپاسگزارم و با سلام خدمت سایر عزیزان.
در پاسخ به پرسش شما باید تاکید کنم که من خطر جنگ در منطقه را پایانیافته نمیدانم. پارامترها و کنشگران متعددی در این معادله حضور دارند. برای مثال، انگلستان همزمان که جنگندههای اف-۲۲ را به تلآویو اعزام میکند، از روند «رضایتبخش» مذاکرات ابراز خرسندی میکند؛ در حالی که خود در مذاکرات حضور مستقیم ندارد. این دوگانگی نشان میدهد که باید با احتیاط بیشتری به ارزیابیها نگاه کرد. در مورد خود مذاکرات نیز باید واقعبین بود. آنچه تاکنون برگزار شده، در دور نخست اساساً مذاکره نبود، بلکه توافق بر سر متدولوژی مذاکره بود. در دور دوم گفتوگوهایی انجام و قرار شد مرحله بعدی وارد سطح فنی شود. اکنون متون اولیه تهیه و برای بررسی به مراکز تصمیمگیری دولتها ارسال شده است. بنابراین هنوز وارد مرحله توافق نهایی نشدهایم.
طبیعتاً دستگاه دیپلماسی هر مذاکرهای را «رضایتبخش» توصیف میکند؛ چراکه نمیتواند ناکامی احتمالی خود را علناً اعلام کند. از سوی دیگر، همین اعلام رضایت میتواند کارکرد اقتصادی داشته باشد؛ از کاهش تنش بازار گرفته تا مهار نوسانات ارز. اما اینها مُسکنهای موقتیاند، نه درمان ساختاری. سرمایهگذاریهای کلان و پروژههای میانمدت و بلندمدت نیازمند نتیجهای قطعی و متقن هستند، نه مذاکراتی که هر بار به هفته یا ماه بعد موکول شود.
در پسِ پرده نیز فقط دو بازیگر حضور ندارند؛ بلکه چندین بازیگر در حال پیگیری منافع و بسط نفوذ خود هستند: ایران، آمریکا، اسرائیل و سایر بازیگران منطقهای. حتی تصمیم قطر برای تعلیق برخی پروازها تا ماه ژوئن نشان میدهد که همه بازیگران منطقهای ارزیابی یکسانی از «کاهش تنش» ندارند.
همین که ایران توانسته مذاکرات را به درازا بکشاند و فعلاً خطر جنگ را به تعویق بیندازد، در شرایط فعلی یک دستاورد تاکتیکی محسوب میشود.
در سوی دیگر، آقای ترامپ با وجود استقرار نیروها و ایجاد آمادگی نظامی، همچنان مسیر مذاکره را باز گذاشته است. او پیشتر گفته بود که «وجدان شخصیاش بازدارنده رفتارهایش است»؛ نوعی اخلاق خودساخته که میکوشد خود را عامل مهار جنگ معرفی کند. اکنون نیز تلاش میکند چنین تصویری ارائه دهد: اینکه علیرغم فشارها، فرصت دیپلماسی را حفظ کرده است.
با این حال، در ایالات متحده تصمیمگیری صرفاً در اختیار رئیسجمهور نیست. تکثر در علل فاعلی و بازیگران اثرگذار بسیار بالاست. لابیهای مختلف ـ از لابیهای هند و صهیونیستی گرفته تا لابیهای مذهبی و جریانهای سکولار ـ در حال صفآراییاند و برآیند این نیروها بر سیاست نهایی آمریکا تأثیر میگذارد. این کشاکش درونی فعلاً مانع از حرکت به سوی درگیری مستقیم شده است.
امیر چاهکی: تحولات روزهای اخیر همه و همه حکایت از تشدید احتمال آغاز حملات هوایی و موشکی آمریکا به ایران دارد. بر این باورم تا وقتی که جمهوری اسلامی وارد مذاکرات جامع در همه حوزههای تنشزا، از برنامه اتمی تا گروههای نیابتی، نشود؛ در کنار ادامه جنبش ملی مردم، امکان رسیدن به توافقی پایدار با آمریکا وجود نخواهد داشت
در مجموع، نه میتوان خوشبین مطلق بود و نه بدبین قطعی. باید منتظر ماند و نتیجه را دید. در یک مسابقه فوتبال، با گل اول نمیتوان نتیجه نهایی را پیشبینی کرد؛ سیاست بینالملل نیز از همین جنس است.
آقایان! بینهایت سپاس از همگی و ممنون از شما عزیزان. ضمن آنکه میخواهم در پایان به این کلام تاریخی «لئوتولستوی» اشاره کنم:
«جنگ فقط وقتی آغاز میشود که انسانها از قدرت خرد و صلح دست میکشند.»
دیدگاه تان را بنویسید