دومینوی ویرانی در شریانهای حیاتی اقتصاد و تولید کشور سرِ ایستادن ندارد
شرارههای آتش حمله به صنایع فولادی در سفره کارگران
در ماهی که گذشت، جنگافروزی و تجاوز بار دیگر بر شریانهای حیاتی اقتصاد و تولید کشور سایه افکند. جنگندههای رژیم اسرائیل و ایالات متحده در حملاتی پیاپی و هدفمند، زیرساختهای کلیدی و بهطور مشخص، صنایع پایه فولاد و پتروشیمی ایران را آماج تهاجمات خود قرار دادند. برای درک عمق این فاجعه، نباید تنها به تخریب ماشینآلات و سولههای صنعتی بسنده کرد چرا که هدف اصلی این آتشافروزیها، ضربه بر پیکره طبقات مولد جامعه است.
صنعت فولاد و پتروشیمی تنها یک بخش تولیدی نیستند بلکه «صنعت پایه» و ستون فقرات سایر بخشهای حیاتی ازجمله خودروسازی، مسکن و زیرساختهای عمرانی به شمار میرود. توقف یا اخلال در چرخه تولید، بهمثابه قطع شریان خونرسانی به کالبد صنعت کشور است. در این میان، نخستین و بزرگترین قربانیان این تهاجمات سیستماتیک، نه سرمایهداران، بلکه کارگرانی هستند که با دستمزدهای ناچیز، چرخهای سنگین تولید ملی را به گردش درمیآورند. این حملات در ماهیت خود، هجومی مستقیم به امنیت شغلی، سفره محقر خانوادههای کارگری و ثبات معیشتی طبقه کارگر است تا با فلج کردن اقتصاد پایه، فشار از پایینترین دهکهای جامعه آغاز شود.
برای واکاوی دقیقتر عواقب و ترکشهای این حملات بر پیکره صنعت و نیروی کار و همچنین فهم چرایی تمرکز ماشین جنگی دشمنان بر این صنایع بنیادین، پای صحبتهای یکی از نمایندگان کارگری نشستهایم.
خنجری بر پیکره
امنیت شغلی کارگران
«مجتبی حاجیزاده» رئیس اتحادیه کارگران صنعت خودروسازی ایران و دبیر اجرایی خانه کارگر شهر آران و بیدگل با اشاره به هجمههای اخیر علیه شریانهای صنعتی به ایلنا گفت: شاهدیم که اسراییل و آمریکا صنایع، بهخصوص صنایع فولاد را مورد هدف قرار میدهند. در این صنایع بالغ بر 20 تا 30 هزار کارگر و حتی بسیار بیشتر از این تعداد مشغول به کارند و فعالانه حضور دارند.
این فعال کارگری با تاکید بر جایگاه بیبدیل فولاد در قامت «صنعت مادر» گفت: صنعت فولاد، صنعتی پایه است بدین معنا که تمامی صنایع، بهنوعی به آن وابستهاند؛ از قبیل خودروسازی و هر ساختاری که به مواد فولادی و آلیاژها نیازمند باشد. اگر بخواهیم دقیقتر بررسی کنیم، صنایعی که در حوزه پرتودرمانی و پرتوگرافی فعالیت میکنند نیز به صنعت فولاد نیازمندند. تمامی این بخشها به صنعت فولاد وابستگی دارند.
نقض آشکار معاهدات جهانی و عبور از خطوط قرمز انسانی
حاجیزاده یادآور شد: «در این ساختار، ما با مجموعهای از ممنوعیتها مواجه هستیم که منع قانونی بینالمللی دارند. پس از جنگ جهانی دوم، هنگامی که سازمان ملل متحد تشکیل شد و کشورها در معاهدات صلح مشارکت کردند، مواردی را ممنوع کردند اما بهوضوح مشاهده میکنیم که تمامی این قوانین در حال نقض شدن است. به عبارت دیگر، با هدف قرار دادن زیرساختها در کشورهایی نظیر ایران، کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل عملاً از این خطوط قرمز عبور میکنند.
او تصریح کرد: هدف آنها صرفاً صنعت فولاد نیست بلکه هدف اصلیشان فلجکردن صنعت پایه کشور است. از سوی دیگر، این مسأله مستقیماً به ساختار کارگری ما بازمیگردد. این ساختار همانند زنجیری است که حلقههای آن به یکدیگر متصلاند. هنگامی که صنعت فولاد وجود نداشته باشد، صنعت قطعهسازی نیز دچار نقص میشود و در غیاب صنعت قطعهسازی، صنعت خودروسازی با مشکل مواجه خواهد شد. تمامی این بخشها بهصورت زنجیروار به یکدیگر وابستهاند.
دبیر اجرایی خانه کارگر آران و بیدگل با ترسیم گستره وسیع اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در این پهنه صنعتی، خاطرنشان کرد: آماری که مطرح میشود اشتغال مستقیم 20 تا 30هزار نفر است اما در مجموع، شاید بالغ بر 50هزار نفر بهطور مستقیم در صنعت فولاد مشغول به کار باشند و از این طریق کسب درآمد کنند. با این حال، شاغلان غیرمستقیم حداقل سه تا چهار میلیون نفر را شامل میشوند که بهنوعی با این صنعت ارتباط و وابستگی دارند. بنابراین این موضوع تنها به یک بخش خاص محدود نمیشود، بلکه مسألهای ملی و حتی فراملی محسوب میشود.
وی افزود: این بدان معناست که موضوع مذکور به جامعه کارگری یا به بیان دقیقتر به کل جامعه کارگری ارتباط پیدا میکند. در نهایت، از صنعت ساختمانسازی تا هر بخش دیگری که در نظر بگیرید، صنعت فولاد در آن ایفای نقش میکند.
سفرههای کارگران زیر آتش
این نماینده کارگران نوک پیکان نقد را به سوی نهادهای منفعل بینالمللی نشانه رفت و بیان داشت: در این مقطع تأکید داریم سازمانهای جهانی نظیر سازمان بینالمللی کار، نهادهای مختلف بینالمللی، کنگرههای جهانی، فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری و انواع کنفدراسیونهای کارگری مرتبط و غیرمرتبط حضور دارند که بهنحوی گرد هم میآیند و تصمیمگیری میکنند. باید توجه داشت که وقتی از جامعه کارگری سخن میگوییم، منظور تنها کشور ایران نیست. سراسر جهان دارای نیروی کار است و در تمام دنیا شرایط حوزه کارگری تقریباً در سطحی مشابه قرار دارد. به عبارت دیگر، قوانین کارگری در سراسر جهان، بهاستثنای برخی جزئیات، تقریباً یکسان هستند.
وی برای روشنتر شدن این همسرنوشتی جهانی در میان طبقه کارگر گفت: قوانین کارگری در سطح جهان رویهای واحد دارند هرچند در جزئیات ممکن است تفاوتهایی وجود داشته باشد. بهعنوان نمونه، مقررات ما در ایران پیرامون ساعت کاری مشخصات خود را دارد در حالیکه ممکن است در کشورهای دیگر این میزان هفت ساعت و 45 دقیقه یا شش ساعت تعیین شده باشد یا در کشور ما روز پنجشنبه تعطیل محسوب میشود. باید در نظر داشت که مجموعهای از قوانین پایه وجود دارند که در سراسر جهان تقریباً یکسان عمل میکنند.
حاجیزاده ادامه داد: هنگامی که کشوری اقدام به هدف قرار دادن صنعتی میکند که در پی آن، حداقل معیشت و امنیت شغلی شش الی هفت میلیون کارگر وابسته و غیرمستقیم تحتالشعاع قرار میگیرد، این اقدام حاوی یک پیام روشن است. پیام آن این است که ما به دنبال نابودی ایران هستیم. باید توجه داشت که در پی بروز هر حادثهای، حتی یک زلزله، ویرانیهایی به بار میآید اما پس از آن مردم به یاری یکدیگر میشتابند و کسی از خطوط قرمز انسانی عبور نمیکند. با این حال، متأسفانه اکنون بهوضوح مشاهده میکنیم که رژیم صهیونیستی از یک سو و استکبار جهانی از سوی دیگر، بهراحتی این خطوط قرمز را زیر پا میگذارند.
وی تاکید کرد: صنایع همانند حلقههای زنجیر به یکدیگر متصلاند. با توجه به ساختار فضای مجازی در سطح بینالملل و شکلگیری دهکده جهانی، همانگونه که یک کارگر شاغل در واشنگتن به نیروی کار ایرانی نیازمند است، نیروی کار ایرانی نیز به او نیاز دارد. حداقل امر این است که حقوق و منافع ما مشترک است. اگر در نقطهای حق فردی تضییع شود، اینگونه نیست که تبعات آن تنها در یک ساختار محدود باقی بماند بلکه این مسأله بخشی از یک نظم جهانی است.
حاجیزاده برای اثبات جهانشمول بودن دردها و اعتراضات کارگری، یادآور شد: بهخاطر دارید که در همین دو سه سال گذشته، معترضان موسوم به جلیقهزردها در فرانسه تا پشت درهای کاخ الیزه پیش رفتند. دلیل این اقدام چه بود؟ دلیل آن بروز بیعدالتی بود؛ زیرا دولت فرانسه سیاستی را دنبال میکرد که از منظر ساختار کارگری، مصداق بارز بیعدالتی محض به شمار میرفت.
اسراییل و آمریکا صنایع، بهخصوص صنایع فولاد را مورد هدف قرار میدهند. در این صنایع بالغ بر 20 تا 30 هزار کارگر و حتی بسیار بیشتر از این تعداد مشغول به کارند و فعالانه حضور دارند
دومینوی ویرانی؛ ترکشهای
یک تهاجم بر بازار جهانی اقتصاد
وی هشدار داد: هنگامی که زیرساختهایی نظیر شرکتهای فولادی هدف قرار میگیرند، باید عواقب آن را در نظر بگیریم. این پیامدها تنها مختص ایران نخواهد بود. باید توجه داشته باشیم که طی سالیان اخیر، ما صادرات فولاد داشتهایم و این محصول را به کشورهای دیگر صادر کردهایم. کشورهایی نظیر چین و روسیه شرکای تجاری کلان ما محسوب میشوند و عمده صادرات ما به چین و کشورهای همجوار صورت میگیرد. بنابراین صادرات ما محدود به یک کشور خاص نیست و از منظر صنعتی، هنگامی که صنایع ما دچار آسیب میشوند، این کشورها نیز متحمل ضرر و ضربه خواهند شد.
او تصریح کرد: این زنجیره به هم پیوسته است. صرفنظر از داشتن یک شریک تجاری عمده، اینگونه نیست که تمام مبادلات و تجارت ما منحصر به همان شریک باشد. ما به قاره اروپا صادرات داریم و حتی در آسیای غربی نیز فولاد صادر میکنیم. ما حتی به کشورهایی که خودشان بهنوعی قطب تولید فولاد به شمار میروند نیز صادرات داریم، زیرا هزینه تولید در ایران مقرونبهصرفهتر است. هنگامی که فولاد در ایران تولید میشود و آن کشورها از آن بهرهبرداری میکنند با آسیب دیدن این صنعت، کارگران آن کشورها نیز متضرر خواهند شد.
حاجیزاده ادامه داد: اگر صنعت فولاد را بهعنوان صنعت پایه و صنعت خودروسازی را در کنار آن در نظر بگیریم، متوجه میشویم که عمدهترین مواد اولیه مورد استفاده در صنعت خودروسازی و صنایع مشابه، فولاد است. هنگامی که یک چرخه هدف قرار میگیرد و حلقهای از این مدار خارج میشود، کل زنجیره متحمل آسیب میشود. ممکن است در این میان ضربه سنگینتری به ما وارد شود، اما این بدان معنا نیست که سایر کشورها از این آسیب مصون خواهند ماند بلکه همه بخشها متضرر میشوند.
این فعال صنفی افزود: هنگامی که از سفره مردم سخن میگویم، مقصود این است که هرچند ما از برخی مسائل عبور کردهایم اما این سفره تنها متعلق به مردم ایران نیست، بلکه سفره مردم جهان است. اینگونه نیست که تصور کنیم تنها معیشت مردم ایران دچار چالش شده است. رخدادهای یک ماه گذشته، معیشت و سفره کل جامعه کارگری در سطح جهان را تحتالشعاع قرار خواهد داد.
وی خاطرنشان کرد: جامعه کارگری ایران انتظار دارد که حداقل تشکلهای کارگری بینالمللی وارد عمل شوند و با استفاده از اختیارات و ابزارهایی که در دست دارند، اقدامات مؤثری انجام دهند. اگر قرار بر این باشد که در زمان برگزاری یک کنگره صرفاً به ایراد سخنرانی پرداخته شود و پس از آن همهچیز مسکوت بماند، این پرداخت هزینهها چه توجیهی دارد؟ پرداخت این حق عضویتها چه معنایی داشته و چه خروجی ملموسی به همراه دارد؟
سازمانهای جهانی نظیر سازمان بینالمللی کار، نهادهای مختلف بینالمللی، کنگرههای جهانی، فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری و انواع کنفدراسیونهای کارگری نباید در مقابل تهاجم به صنایع ایران سکوت کنند
رئیس اتحادیه کارگران صنعت خودروسازی ایران، تأکید کرد: وقتی عنوان میکنیم که جامعه کارگری متحمل ضربه میشود، این یک امر قطعی و مسلم است. ممکن است جامعه کارگری ایران آسیب بیشتری را متحمل شود اما بدون شک این مسأله معیشت نیروی کار در سراسر جهان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد چراکه صنعت فولاد یک صنعت پایه است و تمامی صنایع دیگر به آن وابستهاند.
او با رد هرگونه توجیه واهی برای حمله متجاوزانه، چنین استدلال کرد: اگر استدلال شود که این صنعت در ایران به دلیل تولید قطعاتی خاص باید مورد هدف قرار گیرد، این توجیه قابلقبولی نیست. اگر چنین منطقی حاکم باشد، باید تمامی صنایع جهان به نابودی کشانده شوند زیرا در نهایت، هر کشوری برای دفاع از خود، صنایعی نظیر برق، نیرو، آب، فولاد، نساجی و شیمیایی را به کار میگیرد و تمامی این بخشها درگیر خواهند بود. بنابراین با پذیرش این منطق، باید کل صنعت جهان را نابود کرد و به دورانی بازگشت که جوامع تنها به دامداری و کشاورزی اشتغال داشتند!
حاجیزاده با اشاره به حق مشروع دفاع و پیوند ناگسستنی آن با صنعت، اظهار داشت: هر کشوری از این حق و اختیار برخوردار است که برای حفاظت از مرزهای خود، به سیاستگذاری پرداخته و تحرکات دفاعی داشته باشد. در این راستا نیز، علم و صنعت در کنار یکدیگر قرار میگیرند. حال اگر امروز صنعت فولاد را هدف قرار دهید، فردا قصد دارید شرکت دیگری را مورد حمله قرار دهید. در این صورت، چه پاسخی برای آیندگان خواهید داشت؟ آیا میتوانید ادعا کنید که این مسائل ارتباطی به شما نداشته است؟ در حالی که تمامی این اجزا بهصورت ارگانیک به یکدیگر مرتبطاند.
وی با اشاره به جایگاه و استحکام درونی ایران، ادامه داد: اگر معیشت کارگران در سراسر جهان و در هر کشور کوچک و بزرگی به نسبت خود تحت فشار قرار گیرد، این مسأله دیگر موضوعی نیست که نیازمند بزرگنمایی باشد، بلکه یک واقعیت انکارناپذیر است. ایران کشوری بزرگ و پهناور است که حداقل در منطقه خود حرفهای بسیاری برای گفتن دارد و این توانمندی را به اثبات رسانده است. فارغ از نظام سیاسی حاکم بر آن، ایران دارای مردمی بزرگ است؛ مردمی که با سراسر جهان در ارتباط بوده و دارای مراودات و تبادلات تجاری هستند. جامعه کارگری و کارفرمایی جهان نیز بر اساس همین منطق و ارزیابی واقعبینانه مسائل را تحلیل میکنند.
این نماینده جامعه کارگری، خواستار شکستن چرخه انفعال شد و خاطرنشان کرد: مردم و کارگران ایران این انتظار را دارند که اگر کارگران دیگر نقاط جهان قادر به انجام اقدامات عملی نیستند، حداقل با قلمفرسایی، مصاحبه و اعلام موضع، از آنها حمایت کنند. روشنفکران جهان باید وارد میدان شده و دیدگاههای خود را بیان کنند.
او با ابراز تأسف از سکوت مصلحتاندیشانه جهان تأکید کرد: همه جهانیان بهخوبی آگاهاند که مقصر اصلی کیست و ریشه این اتفاقات در کجاست اما با این وجود سکوت اختیار کردهاند. اگر در آینده چنین حادثهای برای کشور دیگری رخ دهد، بیشک ایران نخستین کشوری است که از آن انتظار یاری خواهند داشت. بنابراین، اگر کشورها امروز قادر به حمایت از یکدیگر نباشند، این همبستگی در چه زمانی محقق خواهد شد؟ اساساً مفهوم یاریرسانی چه معنایی پیدا خواهد کرد؟ خوشبختانه ایران هیچگونه نیازی به کمکهای مالی، تسلیحاتی یا نیروی نظامی دیگر کشورها ندارد و به اندازه کافی از امکانات و توانمندیهای لازم برخوردار است.
دیدگاه تان را بنویسید