ترامپ و سه ضلعی انرژی، انتخابات و معامله با پوتین

رامین پرتو

تصمیم دونالد ترامپ برای متوقف کردن اجرای بخش عمده‌ای از تحریم‌های مصوب کنگره علیه روسیه، بار دیگر تناقض میان سیاست اعلامی واشنگتن در قبال جنگ اوکراین و اولویت‌های اقتصادی و سیاسی کاخ سفید را آشکار کرده است. این تصمیم که هم‌زمان با توافق بر سر واردات گازوئیل روسیه و در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا اتخاذ شده، صرفاً یک تغییر اداری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از بازتعریف موقت اولویت‌های آمریکا در قبال مسکو، بازار انرژی و آینده جنگ است. 

انرژی و انتخابات؛ دو محرک تصمیم ترامپ

ترامپ در فرمان اجرایی خود اعلام کرد که اجرای بسیاری از تحریم‌ها، محدودیت‌ها و تعرفه‌های پیش‌بینی‌شده علیه روسیه را به دلیل مغایرت با منافع ملی آمریکا متوقف می‌کند. این تصمیم در حالی گرفته شد که قانون تحریم روسیه و ایران به ابتکار لیندسی گراهام، پس از تصویب دوحزبی در کنگره، در سپتامبر امضا شده بود و دولت تا ۱۸ اکتبر فرصت داشت درباره اجرای محدودیت‌ها یا معافیت از آنها تصمیم بگیرد. قانون یادشده مقام‌های روس، بانک‌ها و ناوگان سایه نفتکش‌ها را هدف می‌گرفت و امکان اعمال تعرفه‌های سنگین بر واردکنندگان عمده انرژی روسیه را فراهم می‌کرد.

مهم‌ترین عامل این چرخش را باید در پیوند میان امنیت انرژی و محاسبات انتخاباتی ترامپ جست‌وجو کرد. بسته ماندن تنگه هرمز در میانه جنگ آمریکا علیه ایران، بازار سوخت را با فشار مواجه کرده و افزایش قیمت انرژی را به مسئله‌ای سیاسی در داخل آمریکا تبدیل کرده است. دولت ترامپ برای مهار هزینه‌های سوخت و جلوگیری از نارضایتی رأی‌دهندگان، به دنبال افزایش عرضه گازوئیل است؛ حتی اگر تأمین این هدف به کاهش فشار اقتصادی بر روسیه بینجامد.

توافق اعلام‌شده در ۹ اکتبر، بر عرضه اولیه بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل روسیه و افزایش احتمالی محموله‌ها در ماه‌های بعد تأکید داشت. در پی آن، خزانه‌داری آمریکا مجوزی عمومی صادر کرد که معاملات مرتبط را تا هفتم آوریل ۲۰۲۷ از برخی تحریم‌ها معاف می‌کرد. بنابراین، تعلیق محدودیت‌ها را می‌توان بخشی از راهبردی دانست که در آن دسترسی به سوخت ارزان‌تر بر تداوم فشار حداکثری علیه کرملین اولویت یافته است.

اگر کنگره آمریکا قانونی را با هدف محدود کردن منابع مالی جنگ تصویب کند، اما رئیس‌جمهوری با استناد به منافع ملی اجرای بخش عمده آن را متوقف سازد، متحدان اوکراین درباره دوام سیاست آمریکا دچار تردید می‌شوند و این وضعیت می‌تواند محاسبات مسکو را به ضرر اوکراین تغییر دهد

عامل دوم، نیاز ترامپ به نمایش دستاورد اقتصادی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر است. افزایش قیمت بنزین و گازوئیل می‌تواند به جمهوری‌خواهان آسیب بزند و اکثریت شکننده آنان را در کنگره تهدید کند. از این منظر، توافق با پوتین ابزاری برای مدیریت بازار و ارائه تصویری از رئیس‌جمهوری معامله‌گر است؛ فردی که می‌خواهد با مذاکره، بدون تحمل هزینه‌های طولانی رویارویی، نتیجه‌ای ملموس برای مصرف‌کنندگان آمریکایی به دست آورد.

بااین‌حال، این تصمیم لزوماً به معنای شکل‌گیری یک اتحاد راهبردی میان واشنگتن و مسکو نیست. ترامپ ممکن است تعلیق تحریم‌ها را امتیازی تاکتیکی برای تأمین سوخت، کنترل قیمت‌ها و گشودن مسیر مذاکره بداند. با وجود این، نتیجه فوری چنین رویکردی، کاهش فشار بر روسیه است؛ موضوعی که فاصله میان اهداف اعلامی تحریم‌ها و اولویت‌های عملی دولت آمریکا را آشکار می‌کند.

مسکو برنده، کی‌یف زیر فشار

برای روسیه، تعلیق تحریم‌ها از دو مسیر اهمیت دارد؛ نخست افزایش فرصت فروش انرژی و دوم تضعیف انسجام سیاسی ائتلافی که پس از آغاز جنگ اوکراین برای محدود کردن درآمدهای کرملین شکل گرفت. درآمدهای صادرات انرژی برای اقتصاد روسیه و تأمین هزینه‌های دولت اهمیت دارد. هر مجوزی که معاملات نفتی و گازوئیلی را تسهیل کند، می‌تواند بخشی از محدودیت‌های تجاری را کاهش دهد و امکان دسترسی به بازارهای بین‌المللی را تقویت کند.

البته نمی‌توان صرف صدور معافیت را معادل افزایش قطعی درآمدهای روسیه یا تغییر فوری توان نظامی این کشور دانست. میزان اثرگذاری به حجم واقعی صادرات، قیمت فروش، هزینه حمل‌ونقل و نحوه اجرای محدودیت‌های باقی‌مانده بستگی دارد. بااین‌حال، هنگامی که واشنگتن هم‌زمان با اعمال فشار بر مسکو از خرید گازوئیل روسیه سخن می‌گوید، پیام سیاسی اقدام از آثار اقتصادی مستقیم آن فراتر می‌رود: روسیه درمی‌یابد که نیازهای انرژی غرب می‌تواند فرصتی برای کاهش انزوای اقتصادی فراهم کند.

این تحول برای اوکراین نگران‌کننده است. ولودیمیر زلنسکی هشدار داده است که توافق گازوئیل باعث می‌شود پول بار دیگر به روسیه سرازیر شود. از نگاه کی‌یف، درآمد بیشتر مسکو می‌تواند توان مالی این کشور را برای ادامه جنگ تقویت کند، درحالی‌که کاهش فشار تحریمی، یکی از ابزارهای غیرنظامی غرب برای بالا بردن هزینه تجاوز نظامی روسیه را تضعیف می‌کند.

تصمیم ترامپ برای تعلیق تحریم روسیه که هم‌زمان با توافق بر سر واردات گازوئیل روسیه و در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا اتخاذ شده، صرفاً یک تغییر اداری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از بازتعریف موقت اولویت‌های آمریکا در قبال مسکو، بازار انرژی و آینده جنگ است

پیامد مهم‌تر، کاهش اعتبار تعهدات سیاسی واشنگتن است. اگر کنگره قانونی را با هدف محدود کردن منابع مالی جنگ تصویب کند، اما رئیس‌جمهوری با استناد به منافع ملی اجرای بخش عمده آن را متوقف سازد، متحدان اوکراین درباره دوام سیاست آمریکا دچار تردید می‌شوند. این وضعیت می‌تواند محاسبات مسکو را تغییر دهد و این تصور را تقویت کند که استمرار فشار نظامی، همراه با صبر راهبردی، ممکن است به امتیازهای اقتصادی و سیاسی از سوی غرب منجر شود.

هم‌زمان، انتقادهای ترامپ از زلنسکی و اظهارات او درباره نیاز اوکراین به رهبری تازه، بر نگرانی کی‌یف می‌افزاید. گزارش‌هایی نیز درباره احتمال محدود شدن برخی حمایت‌های اطلاعاتی و نظامی آمریکا مطرح شده است، هرچند این موارد به‌طور رسمی تأیید نشده‌اند. کنار هم قرار گرفتن این تحولات، تصویری از کاهش اطمینان اوکراین به پشتیبانی بی‌قیدوشرط واشنگتن ایجاد می‌کند.

بااین‌حال، تعلیق تحریم‌ها به‌تنهایی سرنوشت جنگ را تعیین نمی‌کند. توان نظامی طرفین، حمایت اروپا، وضعیت جبهه‌ها و امکان دستیابی به توافق سیاسی همچنان تعیین‌کننده‌اند. اما اگر کاهش فشار اقتصادی با امتیازهای دیپلماتیک یک‌جانبه همراه شود، احتمال آن وجود دارد که روسیه در مذاکرات از موقعیت بهتری برخوردار شود و اوکراین برای پذیرش ترتیبات نامطلوب تحت فشار بیشتری قرار گیرد.

اروپا و آزمون انسجام جبهه غربی

نگاه اتحادیه اروپا به تصمیم ترامپ را باید در چارچوب نگرانی از تأمین مالی جنگ روسیه و احتمال شکاف در سیاست تحریمی غرب بررسی کرد. مقام‌های اوکراینی و اروپایی نسبت به توافق انرژی واشنگتن و مسکو ابراز نگرانی کرده‌اند؛ زیرا کاهش محدودیت‌ها می‌تواند تلاش‌های چندساله برای محروم کردن کرملین از منابع مالی جنگ را تضعیف کند. برای اروپا، مسئله فقط فروش گازوئیل نیست، بلکه اعتبار راهبردی است که تحریم‌ها را ابزاری برای افزایش هزینه جنگ و واداشتن روسیه به تغییر رفتار معرفی می‌کند.

اگر آمریکا از یک سو خواهان محدود شدن درآمدهای انرژی روسیه باشد و از سوی دیگر برای تثبیت بازار داخلی خود معاملات این کشور را تسهیل کند، هماهنگی فراآتلانتیکی دشوارتر می‌شود. چنین وضعیتی ممکن است کشورهای اروپایی را به حفظ محدودیت‌های خود، تشدید نظارت بر دور زدن تحریم‌ها یا تلاش برای جبران کاهش فشار آمریکا سوق دهد. بااین‌حال، میزان واکنش اروپا به وابستگی انرژی کشورها، اختلاف دیدگاه دولت‌های عضو و ارزیابی آنان از مسیر احتمالی مذاکرات صلح بستگی خواهد داشت.

در مجموع، تعلیق تحریم‌ها بیش از آنکه نشانه تغییر کامل سیاست آمریکا باشد، بازتاب تقدم ملاحظات انرژی و انتخاباتی بر استمرار فشار اقتصادی است. این چرخش در کوتاه‌مدت به سود مسکو تمام می‌شود، اعتماد کی‌یف به پشتیبانی واشنگتن را کاهش می‌دهد و اروپا را با ضرورت بازنگری در میزان اتکای خود به سیاست آمریکا مواجه می‌کند. پیامد نهایی آن به این بستگی دارد که معافیت‌ها تا چه اندازه ادامه یابند، درآمد واقعی روسیه چگونه تغییر کند و آیا واشنگتن در مذاکرات آینده امتیازهای اقتصادی را به تعهدات روشن برای پایان دادن به جنگ پیوند خواهد زد یا خیر.