سناریوی جدید پوتین؛ تفکیک جنگ از دیپلماسی

رامین پرتو

در کشاکش جنگ روسیه و اوکراین، نشانه‌های متناقضی از دو مسیر هم‌زمان یعنی تشدید فشار نظامی در میدان و باز نگه داشتن کانال‌های دیپلماتیک دیده می‌شود. ولادیمیر پوتین در تازه‌ترین مواضع خود تأکید کرده است که روسیه برای درگیری نظامی با اروپا آماده نمی‌شود و اساساً چنین برنامه‌ای ندارد؛ موضعی که با هشدارهای امنیتی کشورهای اروپایی و افزایش هزینه‌های دفاعی آنان هم‌زمان شده است.

در سوی دیگر، حملات متقابل روسیه و اوکراین همچنان ادامه دارد و زیرساخت‌های انرژی، ارتباطی و نظامی هر دو طرف در معرض فشار قرار گرفته‌اند. هم‌زمان، دعوت آمریکا از پوتین برای حضور در نشست گروه ۲۰ در میامی و اعلام آمادگی ولودیمیر زلنسکی برای دیدار با رئیس‌جمهور روسیه، روزنه‌ای برای تحرک دیپلماتیک ایجاد کرده است. زلنسکی پیش‌تر نیز گفته بود در صورت حضور پوتین، برای دیدار در میامی آماده است.

اروپا میان بازدارندگی 

و هراس از سرایت جنگ

نگرانی اروپا از احتمال گسترش جنگ را نمی‌توان صرفاً به اظهارات سیاسی محدود کرد. کشورهای اروپایی، به‌ویژه اعضای شرقی و شمالی ناتو، جنگ اوکراین را در مجاورت مستقیم یا نزدیک به مرزهای خود تجربه می‌کنند و از همین رو هرگونه تغییر در دامنه عملیات روسیه را با حساسیت دنبال می‌کنند. در چنین فضایی، مسئله اصلی برای دولت‌های اروپایی تنها احتمال حمله مستقیم به خاک یک کشور عضو نیست؛ بلکه خطر کشیده شدن درگیری به زیرساخت‌ها، حریم هوایی، آب‌های منطقه‌ای و شبکه‌های حیاتی نیز مطرح است.

تناقض ظاهری میان نمایش قدرت نظامی روسیه و تأکید پوتین بر نبود برنامه برای جنگ با اروپا، لزوماً به معنای تغییر موضع مسکو نیست و می‌توان این رویکرد را بخشی از راهبردی دانست که هدف آن تفکیک دو میدان اوکراین از یک سو و رابطه مستقیم روسیه با اروپا و ناتو از سوی دیگر دانست

عملیات مشترک هوایی فنلاند و سوئد برای رهگیری و شناسایی هواپیماهای روسی بر فراز خلیج فنلاند، در همین چارچوب قابل فهم است. سوئد نیز در سال‌های اخیر افزایش قابل توجهی در هزینه‌های دفاعی خود داشته است. بر اساس آمار رسمی دولت سوئد، اعتبارات دفاع نظامی این کشور در سال ۲۰۲۶ با ۱۸ درصد افزایش به ۱۷۵ میلیارد کرون رسیده و معادل ۲.۸ درصد تولید ناخالص داخلی برآورد شده است.

اروپا همچنین نگران آن است که حملات غیرمستقیم یا عملیات ترکیبی، پیش از هرگونه حمله کلاسیک نظامی، بتواند امنیت کشورهای عضو را تحت تأثیر قرار دهد. حمله به زیرساخت‌های انرژی، ارتباطات، ماهواره‌ها، شبکه‌های بانکی و سامانه‌های اطلاعاتی می‌تواند بدون عبور یک ارتش از مرز، آثار امنیتی گسترده‌ای ایجاد کند. از این منظر، جنگ اوکراین برای اروپا فقط یک جنگ زمینی نیست؛ بلکه آزمایشی برای تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی و توان بازدارندگی جمعی محسوب می‌شود.

در مقابل، مسکو تلاش دارد تصویر دیگری ارائه کند. پوتین در ۲۵ سپتامبر بار دیگر گفت روسیه نه برای عملیات نظامی علیه اروپا آماده می‌شود و نه انگیزه‌ای برای تشدید تنش با کشورهای اروپایی دارد. این موضع در شرایطی مطرح می‌شود که روسیه هم‌زمان ظرفیت نظامی خود را حفظ و تقویت کرده و جنگ اوکراین همچنان بخش بزرگی از منابع دولت را به خود اختصاص داده است. بر اساس گزارش‌های اقتصادی اخیر، افزایش هزینه‌های نظامی از عوامل مهم فشار بر بودجه روسیه در سال ۲۰۲۶ بوده است.

سناریوی پوتین:

 جنگ محدود  و  مذاکره

تناقض ظاهری میان نمایش قدرت نظامی روسیه و تأکید پوتین بر نبود برنامه برای جنگ با اروپا، لزوماً به معنای تغییر موضع مسکو نیست. می‌توان این رویکرد را بخشی از راهبردی دانست که هدف آن تفکیک دو میدان است: میدان اوکراین از یک سو و رابطه مستقیم روسیه با اروپا و ناتو از سوی دیگر.

در این چارچوب، پیام پوتین به اروپا می‌تواند این باشد که مسکو می‌خواهد هزینه‌های نظامی خود را در اوکراین متمرکز نگه دارد و از تبدیل جنگ به رویارویی مستقیم با ناتو اجتناب کند. چنین وضعیتی برای کرملین امکان استفاده هم‌زمان از دو ابزار را فراهم می‌کند: افزایش فشار نظامی برای بهبود موقعیت روسیه در مذاکرات و ارسال پیام‌هایی برای جلوگیری از ورود مستقیم کشورهای اروپایی به جنگ.

این برداشت البته به معنای آن نیست که تنش میان روسیه و اروپا کاهش یافته است. برعکس، هشدارهای مسکو درباره دخالت نظامی اروپا در اوکراین همچنان پابرجاست و در سوی مقابل، کشورهای اروپایی در حال تقویت توان دفاعی خود هستند. بنابراین، «عدم تمایل به جنگ با اروپا» را باید در کنار «تلاش برای حفظ بازدارندگی» خواند، نه در برابر آن.

کشورهای اروپایی، به‌ویژه اعضای شرقی و شمالی ناتو، جنگ اوکراین را در مجاورت مستقیم یا نزدیک به مرزهای خود می‌بینند و هرگونه تغییر در دامنه عملیات روسیه را با حساسیت دنبال می‌کنند و نگران سرایت این مشکل به زیرساخت‌های خود هستند 

پوتین در اظهارات اخیر خود همچنین تأکید کرده است که روسیه آماده بررسی ازسرگیری مذاکرات است، اما تصمیم نهایی را بر اساس منافع روسیه اتخاذ خواهد کرد. در روایت او، حملات اوکراین به پالایشگاه‌ها، زیرساخت‌ها و اهداف داخل روسیه و سپس پاسخ نظامی مسکو، بخشی از زنجیره‌ای است که باید در مذاکرات آینده مورد محاسبه قرار گیرد.

از سوی دیگر، پیشنهادهای مربوط به آتش‌بس در حوزه انرژی و توقف حملات هوایی نشان می‌دهد که جنگ به مرحله‌ای رسیده که هر دو طرف، دست‌کم در برخی حوزه‌ها، به دنبال کنترل هزینه‌های درگیری هستند. با این حال، میان «آتش‌بس محدود» و «پایان جنگ» فاصله زیادی وجود دارد.

اهمیت اجلاس گروه ۲۰ نیز دقیقاً در همین نقطه آشکار می‌شود. آمریکا از پوتین برای اجلاس ۱۴ و ۱۵ دسامبر در میامی دعوت کرده و زلنسکی نیز آمادگی خود را برای دیدار با او اعلام کرده است. در عین حال، اتحادیه اروپا اعلام کرده است که حتی در صورت حضور پوتین، موضع خود در محکومیت جنگ را تغییر نخواهد داد.

زمستان و گروه ۲۰

پرسش اصلی اکنون این است که آیا مجموعه تحولات نظامی و دیپلماتیک می‌تواند تا پیش از نشست گروه ۲۰ و آغاز فصل سرما، جنگ را به سمت فروکش کردن سوق دهد؟ پاسخ قطعی وجود ندارد، اما چند عامل مهم هم‌زمان عمل می‌کنند.

نخست، حملات متقابل به زیرساخت‌های انرژی نشان داده است که هر دو طرف می‌توانند هزینه‌های قابل توجهی بر طرف مقابل تحمیل کنند. اوکراین با حمله به تأسیسات انرژی و پالایشگاه‌های روسیه تلاش می‌کند فشار اقتصادی و لجستیکی ایجاد کند؛ روسیه نیز با حمله به زیرساخت‌های حیاتی اوکراین، از جمله شبکه‌های انرژی و ارتباطی، می‌کوشد توان عملیاتی و تاب‌آوری این کشور را کاهش دهد.

دوم، نزدیک شدن فصل سرما انگیزه‌هایی برای مذاکره ایجاد می‌کند، اما همین عامل می‌تواند انگیزه تشدید عملیات را نیز افزایش دهد. هر طرف ممکن است بکوشد پیش از رسیدن به زمستان، موقعیت نظامی یا زیرساختی طرف مقابل را تضعیف کند تا با دست بالاتر وارد مذاکرات شود. بنابراین، «زمستان» به خودی خود نشانه صلح نیست؛ می‌تواند هم محرک مذاکره و هم عامل افزایش فشار نظامی باشد.

سوم، اجلاس گروه ۲۰ یک نقطه تماس دیپلماتیک مهم ایجاد کرده است. حضور احتمالی پوتین و آمادگی اعلام‌شده زلنسکی برای دیدار، دست‌کم امکان گفت‌وگوی مستقیم را زنده نگه می‌دارد. اما میان دیدار سیاسی و توافق بر سر آتش‌بس تفاوت اساسی وجود دارد. اختلاف بر سر سرزمین‌ها، تضمین‌های امنیتی، تحریم‌ها، آینده روابط روسیه و اوکراین و وضعیت مناطق اشغالی همچنان پابرجاست.

در نتیجه، با توجه به روند کنونی، می‌توان گفت احتمال شکل‌گیری تماس‌ها و آتش‌بس‌های محدود تا پیش از نشست گروه ۲۰ وجود دارد، اما شواهد موجود برای نتیجه‌گیری درباره پایان یا حتی توقف پایدار جنگ کافی نیست. مسیر محتمل‌تر، دست‌کم در کوتاه‌مدت، ترکیبی از فشار نظامی و مذاکره است؛ همان الگویی که اکنون نیز در رفتار دو طرف دیده می‌شود.